439
چهارشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۹۶
3
30 سال از جنایت بزرگ صدام گذشت

قصه غمگین حلبچه

یکی از دردناک‌ترین وغم‌انگیزترین رویدادها در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، بمباران شیمیایی شهر حلبچه کردستان عراق است که در آن هزاران تن از شهروندان کُرد عراقی قربانی سیاست‌های رژیم بعث حاکم بر عراق و نسل‌کشی سازمان‌یافته این رژیم شدند حالا 30 سال از آن حادثه هولناک گذشت، اما مگر می‌شود تاریخ حلبچه را فراموش کرد؟

خدمت شبکه‌های اجتماعی در خالص سازی انقلاب

صبح نو

خدمت شبکه‌های اجتماعی در خالص سازی انقلاب

احتمالاً شما هم سیاهه‌ای از آسیب‌های سیاسی و فرهنگی شبکه‌های اجتماعی در ذهن دارید. از بی اخلاقی‌های فردی و اجتماعی تا فرسایش قدرت سیاسی در کشور. اما این شبکه‌های اجتماعی خیلی هم بی ثمر نبودند. غرضم آثار ذاتی این رسانه‌ها در اطلاع رسانی نیست؛ مساله این یادداشت فراتر از حوزه کارکردی رسانه‌های اجتماعی است.
خدمت نسل جدید رسانه‌ها، در خالص سازی درونی انقلاب است. بزرگ‌ترین خطر پیش روی هر نظامی، تشویش حق و باطل است. مهلک‌ترین تهدید سیاسی، فتنه‌ها هستند. فتنه یعنی ممزوج شدن حق و باطل. مردم در حیرت فتنه‌ها قدرت شناخت حق را از کف می‌دهند. لذا نفاق، خطرناک‌ترین دشمن درونی انقلاب است. مهم‌ترین عارضه نفاق رهزنی و گمراه سازی افکار عمومی است؛ اما به برکت شبکه‌های اجتماعی یک اتفاق مهم در حال شکل گیری است و آنهم خالص سازی و افتادن نقاب نفاق است.  
شبکه اجتماعی یک بستر جدید از زندگی اجتماعی است که نقاب‌های خودساخته و پرده‌های افسون گر را می‌اندازد تا آدم‌ها و جریانات با حقیقت‌شان نمود یابند. خیلی ماجرا پیچیده نیست؛ همین یک سال گذشته را مرور فرمایید. جریاناتی افشا شدند که یک عمر تلاش می‌کردیم تا ماهیت‌شان افشا شود...
به یک نمونه اخیر توجه کنید؛ اخیراً فیلمی از سخنرانی فرزند یکی از آخوندهای درباری انگلیسی منتشر شده است که تا حد زیادی ماهیت این جریان را افشا می‌کند. این فرد روی منبرحرف هایی درباره جنگ و دفاع مقدس می زند که مسیر روشنگری را برای جبهه انقلاب ده‌ها گام جلو می‌برد. چه کسی می‌توانست ماهیت «شیعه بریتانیایی» را به این سادگی افشا کند؟ در این فیلم، فرد یادشده به روشنی مقابل شهدا و جنگ و دفاع مقابل متجاوزان بعثی، موضع گیری می‌کند و به شکل واقعی ماهیت ضدایرانی خود را نشان می‌دهد.
عقب‌تر رویم و ماجرای دراویش را مرور کنیم. سال‌هاست نهادهای امنیتی تلاش می‌کنند ماهیت فرقه‌های درویشی را افشا کنند. موفق بوده یا نبوده اما به اندازه یک روز اخبار عربده کشی دراویش در گلستان هفتم نتیجه نگرفتند. جریانی که یک عمر شهرتش به این بود که آزارش به مورچه هم نمی‌رسد، چنان و چنین آدم کشتند و ماهیت‌شان را سردست گرفتند.
عقب‌تر رویم تا اعتراضات خیابانی. اعتراضات خیابانی خروجی عملکرد شبکه‌های اجتماعی بود. شبکه‌های اجتماعی توانستند جریان ضدانقلاب و سلطنت طلب و منافق و غیره را کنار هم جمع کنند. شعارهایی که از شبکه‌های اجتماعی شروع شده بود تا کف میدان هم آمد و همه شعارها حکایت از یک تقابل صریح با اصل نظام اسلامی داشت: «آخوندها بروند و شاه برگردد». یعنی
صف بندی مقابل دموکراسی برای بازگشت بی آبروترین دیکتاتوری. ماهیت جریان معترض که روشن شد، مردم منتقد هم کناره گرفتند و اعتراضات به سرعت جمع شد.
این جریان ناخواسته به اصلاح طلبان نیز مدد رساند. جریان اصلاحات که سال‌ها مورد انتقاد بود که باید جبهه خود را از ضدانقلاب جدا کنند و آنها نیز به هر بهانه طفره می‌رفتند، این‌بار با خدمت ضدانقلاب، انقلابی ماندند و این ضدانقلاب بود که خط خودش را از اصلاحات جدا کرد.
شبکه‌های اجتماعی حتی نفاق‌های فردی را هم شکسته است. احمدی نژاد و جریان وابسته به او مجبور بودند در مناسبات و هیاهوی انتقال پیام در رسانه‌های جدید واکنش‌های ناگزیر داشته باشند و همین کمک کرد سرشت غیرولایی و جوهر غیراخلاقی‌شان آشکار شود. این ماجرا تنها برای آدم‌های سیاسی نبود. بطور طبیعی هرکس در شبکه‌های اجتماعی فعال است چون در حال یک زندگی طبیعی است نمی‌تواند در میان مدت و بلند مدت نقش بازی کند و نهادش عیان می‌شود. شبکه‌های اجتماعی حتی حجاب مزورانه عده‌ای در خیابان و شهر را هم افشا کرد. کسانی که به زور قانون، حجاب داشتند در شبکه‌های اجتماعی برهنگی‌شان را دست گرفتند.
این راه ادامه دارد. شبکه‌های اجتماعی خدمت بزرگی در افتادن پرده نفاق و مسیر خالص سازی در جبهه حق کرده است. نفاق شکنی نقش قابل اعتنایی در مصونیت انقلاب خواهد داشت. گرفتاری ما همواره در فتنه‌هاست که پوشیده در حق و باطل است وگرنه در نزاع روشن و عیان، مردم اهل حقند.

  یادداشت
  محسن مهدیان

 

captcha
شماره‌های پیشین