439
چهارشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۹۶
3
30 سال از جنایت بزرگ صدام گذشت

قصه غمگین حلبچه

یکی از دردناک‌ترین وغم‌انگیزترین رویدادها در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، بمباران شیمیایی شهر حلبچه کردستان عراق است که در آن هزاران تن از شهروندان کُرد عراقی قربانی سیاست‌های رژیم بعث حاکم بر عراق و نسل‌کشی سازمان‌یافته این رژیم شدند حالا 30 سال از آن حادثه هولناک گذشت، اما مگر می‌شود تاریخ حلبچه را فراموش کرد؟

خدمت شبکه‌های اجتماعی در خالص سازی انقلاب

صبح نو

30 سال از جنایت بزرگ صدام گذشت

قصه غمگین حلبچه

یکی از دردناک‌ترین وغم‌انگیزترین رویدادها در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، بمباران شیمیایی شهر حلبچه کردستان عراق است که در آن هزاران تن از شهروندان کُرد عراقی قربانی سیاست‌های رژیم بعث حاکم بر عراق و نسل‌کشی سازمان‌یافته این رژیم شدند حالا 30 سال از آن حادثه هولناک گذشت، اما مگر می‌شود تاریخ حلبچه را فراموش کرد؟


حَلَبْچِه یا حلبجه از شهرهای کردستان عراق در 15-10 کیلومتری مرز ایران و ۲۲۵ کیلومتری شمال شرقی بغداد است. این شهر در منطقه شهرزور عراق قرار دارد. بمباران شیمیایی حلبچه در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ توسط حکومت بعث عراق صورت گرفت. این بمباران بخشی از عملیات گسترده‌ای به‌نام عملیات انفال بود که بر ضد ساکنان مناطق کردنشین عراق انجام گرفت.
 
انتقام شکست
فاجعه شیمیایی حلبچه در شرایطی رخ داد که پیروزی رزمندگان ایرانی در عملیات والفجر 10، آزادسازی بسیاری از مناطق کردنشین از جمله شهر حلبچه را به‌دنبال داشت. پس از ورود نیروهای ایرانی به شهر حلبچه، مردم شهرها و روستاهای اطراف به استقبال از آنان شتافتند. این مساله چنان برای رژیم بعث غیرقابل باور بود که در یک اقدام غیرانسانی و به قصد انتقام‌گیری از این شکست فاحش و دشمنی با مردم کرد، شهر حلبچه و اطراف آن را هدف بمب‌های شیمیایی قرارداد. صدام حسین به پسرعمویش علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی، دستور بمباران شیمیایی این مناطق را داد. پیش از حملات شیمیایی، شهر به‌مدت دو روز با بمب‌های متعارف بمباران شد. حسن المجید با این کار می‌خواسته شیشه ساختمان‌های شهر را بشکند، تا امکان مقاومت در مقابل گازهای سمی به حداقل برسد.
در ساعت 2 بعدازظهر روز 25 اسفند 1366 و در حالی که تنها 2 روز از آزادی حلبچه طی عملیات والفجر 10 می‌گذشت، 50 فروند میراژ بمب‌افکن و هواپیمای سوپراتاندارد فرانسوی رژیم بعث عراق با حرکت از افق غرب آسمان آبی حلبچه و گردش به سمت جنوب، هر یک، 4 بمب شیمیایی 500 کیلویی را بر سر مردم بی‌پناه کرد ریختند. درعرض چند دقیقه ابر زردرنگی بر آسمان حلبچه سایه انداخت و تراژدی جنگی و انسانی بی‌مانندی پس از جنگ جهانی دوم رخ داد که هزاران نفر از مردم بی‌پناه و غیرنظامی کرد را در گام فرشته مرگ
فرو برد؛ مرگ مردمان کرد حلبچه مرگی با طعم خردل (ایپریت) و با چاشنی تاول‌زای گاز اعصاب تابون و سارین و بوی مرگ‌آور سیانوژن بود.
 سطح وسیع و حجم گسترده رژیم بعث عراق در استفاده از تسلیحات شیمیایی علیه مردم کرد و بی‌پناه حلبچه چنان بود که پروفسور اوبن هندریکس، رییس آزمایشگاه سم‌شناسی بیمارستان گان فلاندر بلژیک گفت که عراق از 3 نوع گاز مختلف علیه حلبچه استفاده کرده است. این گازها شامل گاز خردل (ایپریت)، گازهای اعصاب (تابون، سارین یا سومان)، VX و گاز سیانوژن هستند.
این عوامل شیمیایی توسط کشورهای غربی و با واسطه‌گری فرانس فان آن‌رات هلندی به دست عراق رسیده بود. ابعاد جنایت جنگی رژیم بعث علیه بشریت در حلبچه آنچنان گسترده بود که به‌رغم سکوت رسانه‌ای غرب، موقعیت بین‌المللی عراق و حامیان غربی و عربی وی را بسیار تضعیف کرد. دیپلماسی فعال ایران برای رسانه‌ای ساختن این جنایت، واکنش‌های بسیاری را در عرصه بین‌المللی برانگیخت.
انتشار عکس‌های قربانیان حلبچه توسط عکاسان ایرانی به‌دلیل آنکه در لحظه مرگ آنان گرفته شد بسیار تکان‌دهنده بود و بازتاب و تأثیر فراوانی بر افکار عمومی جهانی گذاشت. از میان این همه تصویر عکس عمر خاور، مرد کردی که کودک
یک ساله‌اش را در آستانه در خانه‌اش در آغوش داشت به‌عنوان نماد فاجعه حلبچه شناخته شده است.
با این حال و با تداوم حملات عراق به شهرهای ایران و بی‌توجهی جامعه جهانی و سازمان ملل متحد، فاجعه حلبچه کمتر جایی در رسانه‌ها و افکار عمومی بین‌المللی یافت تا این جنایت نیز در کنار دیگر جنایت‌های رژیم بعث نادیده انگاشته شود. سکوت و انفعال مجامع بین‌المللی در قبال این جنایت تا آنجا ادامه یافت که فاجعه حلبچه در فهرست جنایت‌های جنایتکاران رژیم بعث به‌دلیل رسوایی حامیان غربی‌اش قرار نگرفت. علاوه بر این ایران چند کار مهم پس از بمباران شیمیایی حلبچه توسط رژیم بعث عراق انجام داد. نخست اینکه مرزهای غربی خودش را باز گذاشت و میزبان مردم بی‌گناه کُرد شد. سپس بسیار زود به مجروحان و آوارگان پناه داد و به آنها کمک‌های پزشکی کرد.همچنین با سازماندهی تیمی از خبرنگاران بین‌المللی کاری کرد تا همه جهان با ابعاد فاجعه‌بار این جنایت صدام آشنا بشوند. این مسأله برای همیشه در ذهن کردها به عنوان حسن‌نیت ایرانیان ماندگار شده است.

تلفات جانی در حلبچه
این حمله نزدیک به ۳۲۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر را کشت و نزدیک به ۷۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نفر را زخمی کرد که اکثراً از غیرنظامیان بودند؛ صدها تن دیگر بر اثر عواقب، بیماری‌ها و نقص جسم هنگام تولد در سال‌ها پس از حمله کشته شدند. حادثه‌ای که به‌صورت رسمی به‌عنوان نسل‌کشی مردم کرد عراق شناخته شد و هنوز به‌عنوان بزرگترین حمله شیمیایی مستقیم به یک منطقه شهرنشین در تاریخ باقی‌مانده‌است.
حلبچه روزهای سخت و غمناکی را پشت سر گذاشت اما داستان حلبچه وقتی غمناک‌تر می‌شود که مدعیان حقوق بشر و حامیان دیروز صدام امروز برای مردم بیگناه یمن و سوریه خط و نشان می‌کشند،  جمهوری اسلامی ایران را متهم می‌کنند که حامی تروریست است؛  بدون اینکه به این سوال پاسخ بدهند که امروز چه کسی یا کسانی داعش را بوجود آوردند و آنها را به جان زنان و کودکان بی‌گناه انداخته است؛  آنها حتی پاسخگوی افکار عمومی نیستند که چرا بزرگترین زرادخانه‌های هسته‌ای را در اختیار دارند . تاسف مهم‌تر و بزرگتر برای برخی عناصر داخلی است که عینا نقشه‌های همین قدرت‌هایی را که روزی از صدام دیوانه حمایت می‌کردند را پیاده می‌کنند؛  انها حتی پیشنهاد مذاکرات موشکی را می‌دهند اما کاش ذره‌ای تعقل را در تحلیل‌های خود داشته باشند که اگر جمهوری اسلامی دکترین دفاعی خودش را نداشته باشد همین کشورهای کوچک همسایه که به پشتوانه آمریکا بدترین تهدیدها را علیه جمهوری اسلامی روا می‌دارند در حمله به خاک کشورمان تردید نخواهند کرد.

 

captcha
شماره‌های پیشین