436
یکشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۶
4
سلیمی نمین در گفت‌وگو با «صبح نو»:

امروز فاصله بین فرصت طلبی مسوولان و محاکمه به صفر رسیده است

سخنرانی روز 29 بهمن‌ماه رهبر معظم انقلاب اسلامی، در زمره قله‌های بیانات ایشان قابل دسته‌بندی است. یک سخنرانی راهبردی که تصویر واقع‌بینانه‌ای از مسیر طی‌شده می‌دهد. درخصوص آسیب‌ها و خطرات موجود در ادامه راه هشدار می‌دهد و با آینده‌نگری، اولویت‌گذاری می‌کند. رهبر انقلاب اسلامی در بخشی از بیاناتشان در این دیدار گفتند: در دهه پیشرفت و عدالت، پیشرفت مادی در همه زمینه‌ها اتفاق افتاده اما در مورد عدالت، عقب‌مانده هستیم. اما واقعیت چیست؟ آیا تأکید بر عقب ماندن در عدالت، در بیانات رهبر انقلاب اسلامی فاقد سابقه و یک کشف جدید است؟ عقب‌ماندن در عدالت چه معنایی دارد؟ عوامل عقب‌ماندن چیست؟ برای جواب این سؤالات با عباس سلیمی نمین به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

صبح نو

سلیمی نمین در گفت‌وگو با «صبح نو»:

امروز فاصله بین فرصت طلبی مسوولان و محاکمه به صفر رسیده است

سخنرانی روز 29 بهمن‌ماه رهبر معظم انقلاب اسلامی، در زمره قله‌های بیانات ایشان قابل دسته‌بندی است. یک سخنرانی راهبردی که تصویر واقع‌بینانه‌ای از مسیر طی‌شده می‌دهد. درخصوص آسیب‌ها و خطرات موجود در ادامه راه هشدار می‌دهد و با آینده‌نگری، اولویت‌گذاری می‌کند. رهبر انقلاب اسلامی در بخشی از بیاناتشان در این دیدار گفتند: در دهه پیشرفت و عدالت، پیشرفت مادی در همه زمینه‌ها اتفاق افتاده اما در مورد عدالت، عقب‌مانده هستیم. اما واقعیت چیست؟ آیا تأکید بر عقب ماندن در عدالت، در بیانات رهبر انقلاب اسلامی فاقد سابقه و یک کشف جدید است؟ عقب‌ماندن در عدالت چه معنایی دارد؟ عوامل عقب‌ماندن چیست؟ برای جواب این سؤالات با عباس سلیمی نمین به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

 رهبر معظم انقلاب به تازگی برای چندمین بار از عدالت و از عدم پیشرفت در این زمینه ابراز گلایه کردند؛ دلیل اصلی نرسیدن به نقطه مطلوب در زمینه عدالت چیست؟
برای نرسیدن یا نزدیک نشدن به عیارهای انقلاب اسلامی به عدالت در زمینه‌های مختلف چون عدالت اقتصادی، عدالت سیاسی و عدالت اجتماعی دلایل مختلفی وجود دارد که یکی از پررنگ‌ترین آن عملکرد برخی از افراد نسل اول انقلاب است. غالباً شخصیت‌های نسل‌های اول انقلاب‌ها دچار زیاده خواهی و نوعی امتیاز طلبی ویژه می‌شوند که این امر موجب زمین گیر شدن انقلاب‌ها می‌شود. خوشبختانه ما در ارتباط با این مقوله هر چند با تأخیر اما از این آفت مهلک عبور کردیم؛ این آفت سبب می‌شود که یک انقلاب از محتویات خودش تهی شده و نتواند آرمان‌هایش را محقق کند.
برخی می‌گویند که چرا ما دیرهنگام از این آفت عبور کردیم؟ درابتدای انقلاب این مشکل با مدارای حضرت امام (ره) روبه‌رو بود اما بعد از بی‌تأثیر بودن و عدم تغییر رویه با افراد نسل اول انقلاب که می‌توانستند کشور را دچار مخاطره کرده و مانعی برای تحقق عدالت بودند، برخورد شد.
به عنوان مثال مرحوم آیت الله منتظری مایل نبودند که منسوب ایشان به‌خاطر قتل‌هایی که مرتکب شده بود، محاکمه شود. امام (ره) خیلی مدارا کرده و خیلی بردباری نشان دادند تا شاید با نصیحت و تذکر بتوانند این مسأله را حل کنند. از ابتدای پیروزی انقلاب تا سال 65 امام (ره)  در طول نزدیک به 7 سال مرتب به آقای منتظری تذکرات خصوصی می‌دادند که آن فرد منسوب را از بیت خودشان برانند و حتی این موضوع در پیام حضرت امام (ره)   در سال 62 به مجلس خبرگان وجود دارد و در این پیام امام راحل به صورت شفافی در مورد بیوت آقایان تذکر می‌دهند.

چرا امام (ره)   بردباری به خرج می‌دادند؟
نباید فراموش کرد که مقابله و برخورد با برخی از عناصر انقلاب کاری بسیار پیچیده است که باید با دقت زیاد و حساب شده صورت بگیرد. در این موارد باید نگاه اصلاح گری وجود داشته باشد و اگر نگاه اصلاح گرایانه به نتیجه نرسد، آمادگی پرداخت هزینه آن را داشته باشیم چراکه چنین افرادی دارای پایگاه اجتماعی هستند و حفظ شخصیت آنها خود موضوعیت دارد.
البته تنها آقای منتظری نبود که چنین زیاده خواهی در برخورد با منسوبانش داشت، مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی هم اعتقاد داشت که قانون نباید شامل اطرافیانش باشد که این موضوع خیلی با مدارای رهبری مواجه شد اما رهبری در این زمینه مماشات نکردند و عدالت را از طریق قوه قضاییه دنبال کردند.

شما فرمودید با تأخیر از این آفت عبور کردیم. چرا با تأخیر بود و مماشات صورت می‌گرفت؟
مدارا به معنای آن است که با تحمل و حوصله به تدریج زمینه تحقق چنین عدالتی را فراهم کردند ولو با تأخیر ده ساله، در نهایت فرزند آقای هاشمی که از یک شرکت نفتی خارجی رشوه گرفته بود با تأخیر ده ساله محاکمه شد و به مجازات رسید. بعد از گذشت سال‌ها زمینه اجتماعی زیاده خواهی از بین رفته است و اگر برخی شخصیت‌ها سودای زیاده طلبی داشته باشند، باید با مردم روبه‌رو شوند چراکه این امر برای آنان پذیرفته نیست.
در ابتدای انقلاب اسلامی اما مسوولان زیاده طلبی خود را صراحتاً مطرح می‌کردند که انعکاس دهنده نوعی بینش بود. برای نمونه آقای منتظری بارها اعلام کرده بود که برخورد با اطرافیان من، باعث لطمه خوردن به خود من می‌شود؛ اما امروز بسیاری از شخصیت‌های سیاسی دیگر نمی‌توانند این مطلب را اعلام کنند.
نمونه دیگر که می‌توانم آن را بیان کنم سخنان جناب آقای روحانی در تاریخ 29 شهریورماه 75 است که در جمع مردم سرخه سمنان گفته بود: «قانون اساسی نوکر نظام است و ارزش قانون اساسی آرای مردم است، انسان‌های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی‌گنجند.» در این سخنان آقای روحانی صراحتاً اعلام می‌کند که قانون نباید با انسان‌های استثنایی برخورد کند و این شخصیت‌ها را ورای قانون می‌داند، این نوعی تفکر است که آن را در خیلی از شخصیت‌های دیگر شاهدیم مثلاً آقای طاهری امام جمعه اصفهان در شهریورماه 1375 قبل از سخنرانی آقای هاشمی می‌گوید: « اگر ما در مجلس خبرگان می‌دانستیم شخصیتی مانند جناب عالی عهده‌دار منسب ریاست جمهوری خواهید بود، هرگز محدودیتی را در انتخاب این مسوولیت تصویب نمی‌کردیم.» در اینجا و بر اساس این سخن شخص ملاک است نه قانون.
همچنین آقای عبدالله نوری چنین جمله‌ای را دارند: «بنده معتقدم نباید به استناد منع قانون اساسی در مورد تمدید دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی دست‌های خود را ببندیم و کشور و نظام را از وجود چنین شخصیت ارزنده و شجاع و مدیری محروم کنیم.» در واقع معتقد است که اصلاً نباید ما قانون را ملاک قرار داده و مسوولیت قانونی را بپذیریم چراکه بحث شخصیت محوری از دیدگاه او ملاک است. بنده می‌توانم کدهای مختلفی بیاوریم که برخی نیروها که به عدالت بسیار بها می‌دادند، در مورد شخصیت‌های نسل اول انقلاب معتقد بودند که اینها نباید با قانون تعریف شوند .

با وجود چنین تفکراتی در نسل اول انقلاب، چگونه از این آفت‌ها عبور کردیم؟
به‌رغم چنین تفکراتی در برخی از نیروهای نسل اول انقلاب، کشور توانست بر این قضیه فائق بیاید البته اگر آقای منتظری به توصیه امام (ره)    عمل می‌کرد، شاهد حذف کامل ایشان نبودیم.
این روزها آقای احمدی نژاد با اینکه نه تنها از نسل اول یا دوم انقلاب نیست، بلکه انقلاب را هم درک نکرده، دچار زیاده خواهی است و مایل نیست قانون معترض اطرافیانش شود ولو اینکه تخلفات فاحشی را مرتکب شده باشند. در واقع دلایل اینکه امروز او عقاید اصلی انقلاب را نقد کرده و آن را زیر سؤال می‌برد برای این است که قانون را بر نمی‌تابد و دچار آفت زیاده‌طلبی است.
نگاهی به کارنامه ما در مواجهه با عدالت نشانگر گام‌های بلند و رو به جلو در این امر است. بعد از ماجرای آقای منتظری که به دلیل زیاده طلبی از جریان انقلاب حذف شد، ما توانستیم همه شخصیت‌هایی که چنین اعتقاداتی را داشتند بدون حذف، مهار و آنان را وادار به پذیرش قانون کنیم.
این موضوع در مورد آقای هاشمی و یا آقای روحانی
رییس جمهوری صادق است. با گذشت زمان می‌بینیم فاصله انجام خطا و تحقق عدالت به صفر نزدیک می‌شود. در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی ما نمی‌توانستیم تخلفات اطرافیانش را پیگیری کنیم و بعد از 10 سال این موارد پیگیری شد. در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد بعد از فاصله‌ای 4 ساله به تخلفات رسیدگی و عدالت را برقرار کردیم اما امروزه در زمان ریاست جمهور آقای روحانی تخلفات برادرش را مورد پیگرد قرار می‌دهیم، در همین زمان تخلفات برادرمعاون اول دولت را هم پیگیری کردیم که نشانگر دستاورد بزرگ انقلاب در برخورد با عدالت است.
اما نباید فراموش کنیم که امام راحل و رهبر معظم انقلاب در برخورد با زیاده طلبان یک فرصت ایجاد می‌کردند اما آنها از این فرصت برای بی‌عدالتی استفاده کرده و چتر اشتباهات خود را گسترده‌تر کردند. مهدی هاشمی در فاصله 10 ساله از ارتکاب جرم و محاکمه‌اش، تخلفات و انحرافات بیشتری را انجام داد و عده‌ای هم تحت حمایتش از فرصت سوءاستفاده کردند. ما هنوز به‌دلیل فاصله میان فرصت‌طلبی مسوولان و تحقق عدالت در برخورد با آنها دارای تبعات و مشکلاتی هستیم. البته امروزه این فاصله را به صفر رسانده‌ایم که دستاورد بسیار قابل توجهی در زمینه ایجاد عدالت است.

پیشرفت عدالت در انقلاب اسلامی نسبت به رژیم گذشته چگونه بوده است؟
البته نباید فراموش کرد که عدالت در گذشته قابل مقایسه با انقلاب اسلامی نیست. در دوران پهلوی خیلی از افراد قربانی می‌شدند تا با فرد متخلفی مانند اشرف برخوردی صورت نگیرد. آن موقع که تازه قیام ملت سراسری شد، آدم‌های دست چندم را در دربار قربانی کرده و اعلام کردند که مثلاً متخلف اصلی یا یکی از متخلفان اصلی در دربار اشرف است. قبل از انقلاب اسلامی، رژیم پهلوی بنا به عدالت هم نداشت، محمدرضا پهلوی ده درصد از خریدهای تسلیحاتی را به عنوان پورسانت خودش برمی‌داشت .
اساس آنها بر بی‌عدالتی بنا شده بود و بی‌عدالتی رسماً قانونمند شده بود. اساس قانون کاپیتولاسیون بر بی‌عدالتی بود و بر اساس این قانون عده‌ای از پیگرد قانونی معاف شده و قانون ایران متعرضشان نمی‌شد؛ در مورد دربار هم این امر صادق بود.
در سال 57 به شاه توصیه کردند که اگر می‌خواهی مردم یک مقدار آرام بشوند حداقل با اشرف برخورد کنید؛ شاه اصلاً حاضر نشد این کار را انجام دهد در حالی‌که اشرف فسادهای اقتصادی بسیاری داشت؛ در زمینه قاچاق مواد مخدر و زمین‌خواری و ... دست داشت.
انقلاب اسلامی که رخ داد همه معادلات را بر هم زد و اعلام کرد همه باید در برابر قانون برابر باشند. حضرت امام (ره) در این زمینه فرموده‌اند: «من اگر احمدآقا که نزدیک‌ترین فرد به من است تخلف کند او را هم مثل آحاد جامعه مورد پیگرد قرار می‌دهم » و این را سوگند یاد می‌کند و در عمل این قضیه را ثابت کرده و نزدیک‌ترین فرد به خود و شاگردش یعنی آقای منتظری را قربانی همین عدالت می‌کند و وقتی او عدالت را نمی‌پذیرد، کنار گذاشته می‌شود.
این را نباید فراموش کرد که این برخورد در زمان حضرت امام (ره)  هم با تأخیر و بعد از زمینه سازی اجتماعی محقق شد، چون آقای منتظری شخصیتی بود که سابقه مبارزاتی داشت بنابراین ابتدا گذاشتند جامعه به تدریج به شناختی در این زمینه برسد که بتوان برخورد کرد.
 درباره آقای احمدی نژاد هم شرایط این‌گونه است، باید برای جامعه فرصتی ایجاد شود تا عملکرد کنونی او را بدانند که خوشبختانه روز به روز شناخت جامعه در این زمینه رشد پیدا
 می‌کند.

captcha
شماره‌های پیشین