435
شنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۹۶
10

خط قرمز کُشتی و خط قرمزِ انقلاب

«صبح نو» از تغییر عجیب حریف تدارکاتی تیم ملی با شناسنامه‌ای عجیب‌تر گزارش می‌دهد

سیر تا پیاز سیرالئون

برخی مواقع دوست داریم سرمان را محکم روی میز بکوبیم، این حس وقتی صحبت‌های غیرمنطقی مدیران ورزش و خصوصاً فدراسیون فوتبال و بهانه‌های آنها را برای کمکاری می‌شنویم، بیشتر می‌شود. یک روز مدیر ارشد ورزش مقابل تهدیدهای فیفا مبتنی بر تعلیق فوتبال، جمله فراموش نشدنی «در ایران فیفا تأسیس می‌کنیم» را به کار برد و روز دیگر مهدی تاج که فدراسیون تحت امرش، در نبرد دیپلماسی بین‌المللی مقابل عربستان و امارات ناکام ماند، AFC را با جمله «اگر بر تصمیم خود پافشاری کنید، تیم‌های ایرانی از لیگ قهرمانان آسیا کنار می‌کشند» تهدید می‌کند؛ جمله‌ای که نه تنها سودی ندارد، بلکه تبعات منفی برای فوتبال‌مان دربرخواهد داشت.

صبح نو

خط قرمز کُشتی و خط قرمزِ انقلاب

همه چیز در همان تشکِ گرد خلاصه نمی‌شود حتی اگر مثل کره زمین گرد باشد. گرد آن تشک، خطی قرمز، پهن و پررنگ وجود دارد که بیرون رفتن از آن، اخطار و نمره منفی دارد حالا بیرون رفتن از خط قرمزِ پررنگ نظام چه؟ آیا اخطار ندارد؟ نمره منفی ندارد؟ بیرون رفتن از این خط قرمز کمتر از خط قرمز تشک است؟ ببخشید که این جوری شروع کردم با کلماتی که طعم دلخوری دارد. دلخوری از آنانی که باید به قاعده، قواعد حاکمیتی را بشناسند و سیاست‌ها و برنامه‌های خود را هم ذیل آن تعریف کنند نه اینکه رفتارها جوری باشد که با قاعده‌سازها در نیاید. من دانش ورزش ندارم، از کشتی هم به اندازه یک تماشاچیِ دوستدار ورزش اول ایران عزیز سر درمی‌آورم پس قطعاً از تعاملاتِ پشت پرده فدراسیون هم چیزی نمی‌دانم اما یک چیز را خوب می دانم که از اولِ انقلاب، ما به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی را پس گرفته‌ایم و به هیچ عنوان حاضر نیستیم کاری بکنیم که معنایش رسمیت دادن به رژیم جعلی صهیونیستی باشد. این هم خاصِ ورزش نیست هرچند در این حوزه نمود بیشتری دارد. ما در عرصه هنر و ادبیات و موسیقی و سینما و.... هم حاضر نیستیم کاری کنیم که به اندازه ذره‌ای از آن بوی تأیید به مشام برسد. فقط هم حرف دشمنی صهیونیست‌ها با ایران نیست که در این حوزه دستِ خود آمریکا درازتر است بلکه ما اشغال را، تبعیض نژادی را، غصبِ ملک و کشور مظلومان را به هیچ وجه به رسمیت نمی‌شناسیم چنانکه رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی را هم به رسمیت نمی‌شناختیم. این درست که ورزش سیاسی نیست اما نهادهای ورزشی جهانی اگر نگاه سیاسی ندارد چرا رفتارِ سیاسی دارد؟ چرا رژیم صهیونیستی را در مسابقاتِ قاره‌ای غیر از آسیا شرکت می‌دهد؟ مگر این رژیم بخشی از جغرافیای این قاره را - به غصب- در اختیار ندارد پس چرا در مقدماتی‌های جهانی و قهرمانی قاره هیچ وقت اسمی از آن نیست؟ چرا فوتبالش عضو فدراسیون فوتبال اروپاست؟ بله، ورزش سیاسی نیست اما موجودیت این رژیم جعلی، سیاسی است و تعامل جهانِ استکباری هم با آن سیاسی است پس ما نمی‌توانیم سیاست‌های کلان را در اندازه یک فدراسیون ورزشی تنزل بدهیم. نفی رژیم صهیونیستی و امضا نگذاشتن پای موجودیت غاصبان که ریشه در خونِ بی‌گناهان دارد، یک راهبرد بلند مدت و تغییر ناپذیر در جمهوری اسلامی است. مسوولانِ ورزشی هم به قاعده باید این را خوب بدانند و رفتارهای خود را هم متناسب با این راهبرد تنظیم کنند چه تصمیم برای پنجه در پنجه ورزشکاران آن رژیم در اختیار فدراسیون نیست و نباید هم کارگزاران حوزه ورزش کاری بکنند که به معنای «فشار» از آن تعبیر شود.
ورزشکاران به ویژه کشتی‌گیران نماد پهلوانی و جوانمردی‌اند اما آیا هیچ جوانمردی حاضر است کاری بکند که حتی برای لحظه‌ای به رژیم غاصب و ورزشکاری که با آن پرچم مبارزه می‌کند، مشروعیت بدهد؟ نمی‌دانم، من ورزشکار نیستم اما اگر برفرض روزی، روزگاری، در حوزه رسانه، جشنواره‌ای، مسابقه‌ای، برنامه‌ای باشد که قرار باشد با نماینده آن رژیم جعلی مسابقه بدهیم و این باعث تأیید مشروعیت آنان باشد، قطعاً قلممان را می‌شکنیم و در چنین جایگاهی حاضر نمی‌شویم حالا هر طور می‌خواهند این را تعبیر کنند. برای ما کشوری که صهیونیست‌ها مدعی‌اش هستند وجود ندارد که بخواهیم با نماینده‌اش مسابقه بدهیم. انشاءالله جوانمردان ورزش کشتی هم چنین
خواهند کرد.

  یادداشت
  غلامرضا بنی اسدی
روزنامه نگار

captcha
شماره‌های پیشین