429
سه شنبه، ۰۸ اسفند ۱۳۹۶
14

علم دینی و اسم رمز بودجه

معاون امور فرهنگی وزیر ارشاد در اختتامیه برترین پژوهش فرهنگی:

مسائل اقتصادی ریشه فرهنگی دارد

آیین اختتامیه معرفی برترین پژوهش‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، روز گذشته با حضور دکتر محسن جوادی، معاون امور فرهنگی این وزارتخانه، در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.

خبر

صبح نو

علم دینی و اسم رمز بودجه


یک مساله این چند وقت خیلی برایم عجیب به نظر می‌رسد. اساتید بزرگوار، حجت الاسلام دکتر داوود فیرحی (زیدعزه)، استاد اساتید، مصطفی ملکیان و استاد رسول جعفریان (زیدعزهما) هر سه اشارۀ مستقیم به بودجه‌ای کرده‌اند که صرف علم دینی می‌شود و از آن اظهار تأسف کرده‌اند. از آنجا که هر سه این بزرگواران از اساتید برجسته‌ای هستند که در مسندهای فرهنگی این کشور بوده یا نقش موثری بر فرهنگ کشور از چهل سال گذشته داشته‌اند، این چهار سؤال ذهن حقیر را آزار می‌دهد.
1- آیا این بزرگواران در قیاس با آن بزرگوارانی که مدعی علم دینی هستند و به اندازۀ همین بزرگواران و بلکه شاید بیشتر آثار منتشره دارند، ایدۀ جدیدی بر دانش بشری افزوده‌اند که مدعیان علم دینی نیفزوده‌اند؟
2-  آیا این بزرگواران وقتی از هدر رفتن بودجه‌های کلان بیت المال یا اتلاف سرمایه ملی در این حوزه سخن می گویند، نسبت به بودجه‌های  کلان بیت المال که مستقیم یا غیر مستقیم صرفِ امور فرهنگی به مراتب سطح پایین‌تر و بی فایده تر از مباحث علم دینی می‌شود (مثلاً بودجه‌های عظیمی که به واسطۀ سریال‌ها و برنامه‌های صداوسیما یا بودجه‌های صرف فوتبال یا هدررفتِ بودجه‌هایی که کارخانه‌های خودروسازی به هدر می‌دهند یا بسیاری از اختلاس‌های بانکی و اموری نظیر این که با واسطه یا بی واسطه با علم مرتبط هستند) نیز اینطور اظهار نگرانی می‌کنند؟
3- آیا اگر علم، دینی و غیر دینی ندارد و به این واسطه صرف بودجه‌های بیت المال به علم دینی، امری نادرست است، آیا صرف بودجه‌های کلان‌تری که صرف توسعه و بسط و گسترش علم و علوم انسانی مدرن می‌شود و حداقل به حساب و کتاب عددی هم که حساب کنیم، چندین برابر است، آیا مشکلات و مسائل جامعۀ ما را مرتفع ساخته است؟ آیا طلاق، اعتیاد و نظایر آنها توسط این‌همه بودجه‌های کلانِ تحقیقات علم مدرن کاهش یافته است؟ آیا بودجه‌های کلانی که صرف توسعه علم و علوم انسانی مدرن شده است (که البته به جای خودش محترم است) در معضلاتِ امروز کشور، از جمله ترافیک، آلودگی هوا، طلاق، اعتیاد، وضعیت نامناسب تحقیقات و پژوهش‌های دانشجویی، وضعیت نامناسب کسب علم، تنبلی دانشجویان، پایان نامه فروشی، حضور نظام سرمایه داری و تبعیض‌های طبقاتی و .... سهیم نیستند؟
4- آیا وقتی از صرفِ بودجه‌های بیت المال به علم دینی سخن گفته می‌شود و اظهار نگرانی می‌شود و آن را اتلاف سرمایه ملی می دانیم، احصاء دقیقی از میزان این بودجه داریم و آن را با بودجۀ مصروف به علم مدرن و علوم انسانی مدرن (یعنی همین علومی که عمدتاً از کشورهای انگلیسی زبان وارد کشور و حوزۀ فرهنگی زبان فارسی می‌شود) مقایسه کرده‌ایم؟ آیا در این علوم، هم می‌شود پرسید که سی سال یا حتی پنجاه سال یا حتی صدسال حضور این علوم در کشور و تاریخ ما، آیا در کنار همۀ مزایایی که داشته، چقدر و به چه میزانی بودجۀ بیت المال را هدر داده یا اتلاف کرده است؟ امیدوارم سؤالات این حقیرِ سراپاتقصیر، اسباب آزرده خاطری این اساتید بزرگوار و معزز که تقریباً در دورۀ دانشجویی اوقاتی از عمر دانشجویی‌ام را صرفِ آراء و آثار آنها کرده‌ام، فراهم نیاورده باشد.

  یادداشت
  دکتر محمدرضا قائمی نیک
دکترای جامعه شناسی

captcha
شماره‌های پیشین