428
سه شنبه، ۰۸ اسفند ۱۳۹۶
13
«صبح نو» برگزیده کتاب شعر بزرگسال جشنواره شعر فجر را بررسی می‌کند

«صدای زنگ در» یا خطر

وقتی هیأت داوران بخش شعر بزرگسال متشکل از آقایان دکتر اسماعیل امینی، غلامرضا طریقی و مصطفی علیپور، کتاب «صدای زنگِ در آمد» ‌به قلم خانم رؤیا شاه‌حسین‌زاده از نشر نیماژ را به عنوان اثر برگزیده جشنواره انتخاب نمودند، برخی تعجب کردند و بعضی دیگر آفرین گفتند به این حُسن انتخاب. آ‌نهایی که تعجب کردند از نبود اسم آقای احمدرضا احمدی و آن گروه از انتخاب جسورانه هیأت داوران بود. برخی از اهالی شعر این انتخاب را زنگ خطری برای شعر کلاسیک دانستند و از نبود قالب موزون گله مند بودند.

خبر

پیام آیت‌الله سبحانی به جشنواره شعر فجر

تقدیم به روان پاک گوینده «علی‌ای همای رحمت»

صبح نو

پیام آیت‌الله سبحانی به جشنواره شعر فجر

تقدیم به روان پاک گوینده «علی‌ای همای رحمت»

 شعر در لغت عرب به معنی «دانستن» است ولی در اصطلاح ادیبان سخن، منظومی است که در قالب یکی از بحور شانزده‌گانه شعری ریخته شود و سرانجام اندیشه‌ای را اعم از حق و باطل، حقیقی و خیالی در دامن خود بپرورد و دیوان، مجموعه‌ای است که در آن سخنان منظوم سراینده‌ای گرد آید.در تعریف یاد شده واقعیت شعر را «وزن» و «قافیه» تشکیل می‌دهد و سراینده باید بکوشد کلامی منظوم و مقفی به خواننده یا شنونده عرضه بدارد و اگر نظم او دچار «سکته» و «وقفه» شود یا از نظر قافیه خللی بر آن وارد شود، فاقد ارزش می‌گردد و ادبای اسلامی، برای تأمین هر دو منظور دو علمی را به نام‌های «علم عروض» و «علم قوافی» پی‌ریزی کرده‌اند و دارندگان قریحه شعری، را تا حدودی رهبری کرده و آهنگ‌های طبیعی را با قواعد صناعی به هم آمیخته‌اند، ولی از نظر اسلام ارزش شعر، در وزن و قافیه خلاصه نمی‌شود، بلکه باید سخن موزون، لباسی باشد بر اندیشه سالم، که در عارفان جذبه و کشش، در سیاستمداران تحول و تحرک، در جوانان شور و شوق و بالاخره در هر قلمرویی خلاق و سازنده باشد و در غیر این صورت فاقد ارزش خواهد بود.
 اگر رسول گرامی؟ص؟ می‌فرماید:«ان من الشعر لحکمه و ان من البیان لسحراً» ناظر به آن سروده‌های موزونی است که اندیشه حکیمانه را در بر داشته و در زندگی مفید و سودمند باشد.اگر شعر باید از زیباترین الفاظ و ظریف‌ترین کلمات و استوارترین معانی برخوردار باشد شاعر نیز باید از فضائل اخلاقی و ارزش‌های ویژه‌ای برخوردار شود و اشعار حکیمانه و عارفانه او، تبلوری از روحیات او باشد، تو گویی شخصیت انسانی و فضائل اخلاقی خود را در قالب الفاظ منظوم ریخته و به خواننده عرضه داشته و به اصطلاح، به ملکات بسیط خود، لباس کثرت پوشانیده است.
قرآن بر خلاف نظریه معروف از شعر و شاعری انتقاد نکرده، بلکه شاعران را به دو گروه تقسیم کرده است:
۱. گروهی که مواهب خدادادی را وسیله اشباع غرایز خود قرار داده و بدین اعتقاد راسخ، در هر وادی گام می‌نهند و به مدح و ذم شخصیت‌ها می‌پردازند و به فساد اخلاقی دامن می‌زنند و درباره این گروه می‌فرماید: « وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ * أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ * وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ» (شعرا/۲۲۴-۲۲۶)
«افراد جاهل و گمراه از شاعران پیروی می‌کنند آیا نمی‌نگری که آنان در هر وادی سرگشته‌اند و سخنانی می‌گویند که یکی را عمل نمی‌کنند».
این گروه از شعرا قریحه شعری را نردبان ترقی مادی، وسیله اشباع شهوات و مایه گستردگی فساد، و سرانجام دسیسه‌ای برای بزرگ جلوه دادن کوچکان، و تحقیر بزرگان قرار می‌دهند و به اصطلاح نان به نرخ روز می‌خورند، در سخن آنان نه پندی حکیمانه، نه اندیشه‌ای سالم، پیدا می‌شود، بلکه هدف نیل به اهداف نفسانی است که اسیر آن می‌باشند. این گروه از شعرا پیوسته در خدمت زورگویان بوده و توجیه‌گر جنایات آنان می‌باشند.
۲. گروه دیگر شاعران دلسوخته، یا دل‌سوختگان شاعری هستند که این نعمت الهی را در خدمت هدف مقدسی به کار می‌گیرند جوانان را پند می‌دهند و به آنچه می‌گویند پیش از دیگران عمل می‌کنند، قرآن به این گروه از شعرا در آیه یاد شده اشاره می‌کند و می‌فرماید:
 «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکَرُوا اللَّـهَ کَثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُون» (شعرا / ۲۲۷)
«مگر آنان که دارای ایمان و عمل نیک بوده و خدا را بسیار یاد کنند و پس از مظلومیت، طلب پیروزی می‌کنند».
هیچ فرد آگاهی نمی‌تواند تأثیر شعر را در بیدار کردن جامعه انکار ورزد، آیا می‌توان از عظمت شعر «فرزدق» و تأثیر بارز شعر او در مسجدالحرام در حضور ستمگر زمان، چشم پوشید، آنگاه که مردم به احترام فرزند پیامبر؟ص؟علی بن الحسین؟ع؟ راه را برای استلام «حجر اسود» باز کردند و چشم‌های جست‌وجوگر اطرافیان خلیفه اموی، متوجه او شد و خواستند این شخصیت عظیم را بشناسند و خلیفه اموی بسیار تحقیر شد و سید ساجدین؟ع؟ مورد تعظیم قرار گرفت.

 

captcha
شماره‌های پیشین