428
سه شنبه، ۰۸ اسفند ۱۳۹۶
10
ماجرای درگیری بازیگر جوان و علی دایی هرروز جنجالی‌تر می‌شود

وقایع نگاری ماجرای لابی

مددخواهی قاضی زاده هاشمی از رییس قوه قضاییه

قرصی که وزیر را به نامه نوشتن واداشت

وزیر بهداشت در نامه‌ای به رییس قوه‌قضاییه ضمن اشاره به مرگ سالانه صدها نفر از ایرانیان در اثر مصرف ماده سمی به نام «قرص برنج» پیشنهاد داد که از سوی قوه قضاییه اعلام شود، افرادی که این ماده سمی را در اختیار متقاضیان قرار می‌دهند در مرگ ناشی از مصرف این قرص‌ها شریک باشند و عواقب قانونی و مجازات ناشی از آن را بپذیرند.

صبح نو

ماجرای درگیری بازیگر جوان و علی دایی هرروز جنجالی‌تر می‌شود

وقایع نگاری ماجرای لابی

برای آقای «علی دایی» انگار قصه «لابی» سر دراز دارد. وقتی او در سال 87 با جمله معروف «با خدا لابی کردم تا سرمربی تیم ملی شدم» روی نیمکت تیم ملی فوتبال در راه صعود به جام جهانی 2010 نشست، این واژه با او بود تا جمعه گذشته که دوباره «لابی» کنار نام دایی نشست. این بار اما با داستانی جنجالی که کار را به کلانتری هم
کشاند.
درست ساعتی پس از آشتی کنان علی دایی و علی کریمی در حاشیه دیدار تیم‌های سپیدرود رشت و سایپا در استادیوم سردار جنگل رشت، یکی از بازیگران جوان حاضر در هتل محل اقامت باشگاه سایپا در رشت، مدعی شد دایی، برادر و وکیلش او را به خاطر یک سوء تفاهم به باد ناسزا و کتک گرفته‌اند.
امیر حسام شجاعی در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، درباره اتفاق رخ داده در هتل محل اقامت تیم سایپا و درگیری‌اش با علی دایی، اظهار داشت: برای این فوتبال متاسفم و دیدگاهم نسبت به دایی عوض شد. من اهل فوتبال نیستم و برای کار دیگری به رشت آمده بودم. ما برای بازی در یک فیلم باید یک ماه در رشت و انزلی باشیم.
وی افزود: از دو روز قبل در این هتل بودم و امروز می‌خواستم هتل محل اقامتم را عوض کنم. اصلاً نمی‌دانستم که تیم سایپا هم اینجاست. زمانی که می‌خواستم از هتل تسویه حساب کنم و بروم، در لابی نشستم و در کافی‌شاپ چای خوردم تا کارهای رفتنم درست شود.
در کافی‌شاپ هتل علی دایی و کادر فنی‌اش در مورد بازی توضیحاتی برای بازیکنان‌شان روی تخته می‌دادند. زمانی که جلسه آنها تمام شد و در حال ترک کافی‌شاپ بودند، من به علی دایی سلام کردم و او هم جواب سلام من را داد. در همین زمان، علی دایی به یک‌‌باره برگشت و به من گفت: «شما از کِی اینجا نشستی؟»، من هم گفتم «5 دقیقه‌»، گفت «به چه حقی اینجا نشسته‌ای؟»، من هم گفتم «یعنی چه؟ مگر باید از شما اجازه می‌گرفتم؟!»
این بازیگر با بیان این که بهمن دهقان و محمد دایی من را در نمازخانه هتل گیر آوردند و در یک گوشه تا می‌خوردم، من را کتک زدند،
گفته بود:« من به دایی گفتم شکایت می‌کنم، او هم با لحن خودش و با پوزخند گفت: «از من شکایت می‌کنی؟» نیروی انتظامی هم دو مأمور در هتل داشت که امنیت سایپا را تأمین کنند، اما هیچ‌کاری نکردند و ایستاده بودند.
اما دایی نیز پس از انتشار شکواییه این بازیگر در رسانه‌ها، ادعاهای او را بی واکنش نگذاشت و گفت:« موهای من دیگر سفید شده و دوره و زمانه هم به گونه‌ای نیست که کسی بخواهد فرد دیگری را کتک بزند یا کار دیگری بکند. متأسفم برای برخی از خبرگزاری‌ها و همچنین صداوسیمای استان گیلان که به راحتی به هر شخصی تریبون می‌دهند. این فرد و نشر اکاذیب با آبروی من بازی کرده است. من به همین دلیل از این آقا شکایت می‌کنم و تا آخرش هم این شکایت را پیگیری خواهم کرد. از صداوسیمای استان گیلان هم به خاطر اینکه به چنین فردی تریبون داده شکایت می‌کنم.»
‎او با اشاره به تهیه استشهادنامه‌ای در این باره گفت: «مدیر هتل و مأمور انتظامی استشهادنامه را امضا کرده‌اند از مأمور انتظامی که نماینده نیروی انتظامی است آیا مقامی بالاتر در آن صحنه وجود داشت که مأمور انتظامی تا لحظه آخر با من بود و تا من سوار اتوبوس شدم،
بعد ایشان حرکت کرد.»
سرمربی تیم فوتبال سایپا با اشاره به صحبت‌های ضدونقیض این فرد عنوان کرد:‌ «صحبت‌های او را که بخوانید متوجه می‌شوید که حرف‌هایش پر از ضدونقیض است از یک طرف می‌گوید سه روز در این هتل اقامت داشته‌ام بعد می‌گوید من از حضور این تیم در هتل بی‌خبر بودم در حالی که مردم برای عکس گرفتن و نامه دادن مدام به این هتل می‌آمدند. این آقا حرف‌های ضدونقیض می‌زند و می‌خواهد خودش را برای کسی لوس کند و خودش را خوب جلوه بدهد. این حرف‌هایی که ایشان بیان می‌کند، تمامش تخیلات ذهن این آقاست و باید بیاید و پاسخگوی ادعاهایش باشد.»
ساعاتی پس از این موضع گیری‌ها، برخی رسانه‌ها با انتشار حکم جلبی مدعی شدند شاکی ماجرای هتل در رشت، متواری بوده و تحت پیگرد قضایی است.
به نظر می‌رسد ماجرای لابی هتل در رشت، همچنان ادامه داشته باشد و در روزهای آینده نیز طرفین سعی کنند تا اسنادی علیه یکدیگر منتشر کنند. آن هم در شرایطی که یک سوی ماجرا، دایی است. کسی که به هرحال از واژه «لابی» خاطره خوشی ندارد.

 

captcha
شماره‌های پیشین