427
دوشنبه، ۰۷ اسفند ۱۳۹۶
4
دکتر حسن سبحانی در گفت‌وگوی تفصیلی با «صبح نو»:

بانک مرکزی در بازار پول ‌سوداگری نکند

در یکی از روزهای آخر بهمن‌ماه بود که برای مصاحبه با آقای حسن سبحانی به دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران رفتیم. در این جلسه مسائل اقتصادی روز که دغدغه‌های مردم است، مطرح شد و وی بسیار صمیمانه و صبورانه به این پرسش‌ها پاسخ داد.

صبح نو

دکتر حسن سبحانی در گفت‌وگوی تفصیلی با «صبح نو»:

بانک مرکزی در بازار پول ‌سوداگری نکند

در یکی از روزهای آخر بهمن‌ماه بود که برای مصاحبه با آقای حسن سبحانی به دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران رفتیم. در این جلسه مسائل اقتصادی روز که دغدغه‌های مردم است، مطرح شد و وی بسیار صمیمانه و صبورانه به این پرسش‌ها پاسخ داد.

استاد 64 ساله دانشگاه تهران، اصالتاً اهل دامغان است و در سه دوره پنجم تا هفتم نیز وکالت مردم همین شهر را در مجلس شورای اسلامی برعهده داشته است. او در مجلس کارنامه قابل قبولی از خود برجای گذاشته و به نظم و پرکاری و فعالیت مؤثر شناخته شده است. سبحانی را فعال‌ترین نماینده پس از انقلاب می‌دانند. راسخون درباره فعالیت‌های او در مجلس می‌نویسد: «وی از استوانه‌های کار تخصصی و کارشناسانه روی طرح‌ها و لوایح مجلس بود. سبحانی بیش از 860 پیشنهاد روی طرح‌ها و لوایح مختلف و حدود 330 نظر در موافقت یا مخالفت با طرح‌ها و لوایح داشته‌است. علاوه بر این حدود 130 تذکر به رییس جمهور  و  وزیران، بیش از 210 تذکر آیین نامه‌ای و حدود 80 اخطار قانون‌اساسی در آمار عملکرد وی در این سه دوره به چشم می‌خورد. در مجموع وی نزدیک 3000 صفحه مذاکره علنی در مجلس دارد.»گذشته از تخصص و ذهن خلاق، بی‌طرفی سیاسی در کنار عملکرد مثال‌زدنی او در مجلس شورای اسلامی، موجب شده همواره فردی خاص و قابل احترام باشد. یکی از اخلاق‌های شاخص این استاد دانشگاه، مسوولیت‌پذیری و وقت‌شناسی است. در تمام چهارسال دوره ششم مجلس شورای اسلامی، دکتر سبحانی 93 دقیقه تأخیر داشته و در هیچ جلسه‌ای غیبت نداشته است؛ در حالی که متوسط تأخیر هر نماینده 2100 دقیقه و غیبت متوسط آنها قریب به 9 جلسه بود.

شاهد افزایش ناگهانی قیمت ارز و نابسامانی در این بازار بودیم، علل این نابسامانی‌ها چه بود و آیا عملکرد بانک مرکزی تأثیری بر آرامش پایدار در این بازار دارد؟
ارز در اقتصاد کلان ایران، متغیری خیلی مهم و در همه سطوح اقتصاد داخلی تأثیرگذار است، با این متغیر مهم باید درست برخورد شود اما مواجهه کنونی بانک مرکزی نتیجه بخش و اثرگذار نیست. به عنوان مثال در سال‌های اخیر مسوولان بانک مرکزی از یکسان سازی نرخ ارز و یا الزام آن صحبت می‌کنند آن‌هم در شرایطی که زمینه‌هایش مهیا نیست.
 در مقطع کنونی یکسان سازی به معنای افزایش قیمت ارز است که برای گروه‌هایی از جامعه مانند دارندگان ارز، صادرکنندگان و تجار منافعی دارد اما واردکنندگان متضرر می‌شوند.در اقتصاد سیاسی ایران، ارز و نرخ آن در مجموع و گذر زمان به نفع دولت، تجار و صادر کنندگان و به ضرر تولید کنندگان بوده است.
در مواردی، برخی بهانه‌ها سبب نابسامانی در بازار ارز می‌شود؛ در این اواخر کاهش نرخ سود بانکی یا همان نرخ بهره و ربا سبب شد تا افرادی که در نابسامانی‌های دهه‌های گذشته در ایران صاحب پول‌های زیادی شدند، در جست‌وجوی منفعت‌طلبی بیشتر به سمت و سوی بازار ارز بروند که این افزایش تقاضا، قیمت را تحت تأثیر قرار داد. می‌خواهم بگویم که علت ظاهری آشفتگی اخیر بازار ارز افزایش تقاضا ناشی از نقدینگی بود که به تولید نمی‌رود و به دنبال منفعت طلبی است ولی بستر اصلی خطاهای موجود در اقتصاد سیاسی است که به جای تعیین نرخ ارز در خدمت تولید، مدام از یکسان‌سازی نرخ ارز صحبت می‌کند که به معنای افزایش قیمت ارز است که خود بهانه‌ای برای گرانی می‌شود.

دولت برای برخورد و کنترل این آشفتگی بازار ارز دست به یک سری برخورد قهری زد و در کنار آن اعلام کرد که راه‌هایی مثل تشکیل سامانه ارزی و بحث ارز پتروشیمی و حراج سکه، قیمت دلار را کنترل کردند اما کارشناسان معتقدند که این در طولانی مدت باعث می‌شود بازار موازی دلار ضربه بخورد؛ تحلیل شما چیست؟ این برخورد قهری در برخورد کنترل بازار ارز تا چه اندازه تأثیر دارد؟
اگر اثبات شود کسانی آگاهانه و با تقاضاهای خیلی کلان در بازار ارز اخلال ایجاد می‌کنند و تقاضای آ‌نها برای سفته‌بازی است، برخورد با آ‌نها توجیه شرایط فعلی اقتصاد ایران را دارد اما راهکارهای اتخاذ شده از ناحیه کسانی که سیاست‌های ارزی نامناسبی دارند و سیاست گران سازی یا یکسان سازی نرخ ارز را پیش گرفته‌اند، اثرگذار نیست.
از آنها بیشتر برنمی‌آید که راهکاری به لحاظ ماهیت متفاوت برای رفع مشکل ارائه کنند، پس به دنبال فروش اوراق قرضه به نرخ بالاتر برای جلب نقدینگی از بازار ارز به بازار پول است که دولت آن را گواهی سپرده نامیده است.
این راهکار تنها به تعویق انداختن پتانسیل فعلی است که بازار ارز را متلاطم کرده و در زمانی بسیار نزدیک با شدت بیشتری بازارهای موازی بازار ارز را تخریب می‌کند.
در این راهکار دولت، پول به جای ورود به بازار ارز تنها گواهی سپرده می خرد آن هم با شرایط کنونی که به این گواهی‌های سپرده شده مشخص با منشاء ارز بعد از مدتی تا 20% بهره یا سود تعلق می‌گیرد اما این تنها یک پنجم پول جذب شده است و خود سبب افزایش نقدینگی می‌شود که در آینده برای منفعت طلبی و کسب سود بیشتر در جست‌وجوی بازار دیگری مثل ارز، طلا، مسکن و ... می‌رود.بنابراین این راهکارهای بانک مرکزی راه به جایی نمی‌برد، چراکه سود بیشتر دولت نسبت به بانک‌ها در این اوراق سپرده میل افزون طلب سفته‌بازان را الان اقنا می‌کند ولی این میل غنی شده در آینده در بازار دیگری خود را نشان می‌دهد.

در واقع این آشفتگی را از بازار ارز به بازارهای دیگر منتقل می‌کند و مشکل ما باید اساساً از زیر ساخت‌ها حل شود تا شاهد نابسامانی‌هایی نباشیم؟
در کشورهای دیگر هم بهره وجود دارد اما چون در خیلی از این کشورها عدم تعادل‌های اقتصادی وسیع را شاهد نیستیم، نرخ بهره تنها در حد 2 یا 3 درصد قابل مدیریت شدن است اما در اقتصادی که عدم تعادل‌های بلند وجود دارد نرخ بهره بالاتر از 20% شکل می‌گیرد و با توجه به اینکه به دلایل اقتصادی و سیاسی تولید تعطیل است، افراد دارای سرمایه و نقدینگی این نرخ سود را با نرخ تولید پردردسر مقایسه کرده و به سمت تولید نمی‌آیند.درباره ایران ما باید به‌طور ویژه به اجرای قانون بانکداری بدون ربا برگردیم.
در اقتصادهایی که متعادل‌اند نرخ‌های ربا خیلی برجسته و زیاد نیست در واقع کمتر از چند درصد است. در کشور ما اما شرایط نامتعادل نرخ را تعیین می‌کند بنابراین راهکارش از زاویه پول و بانک، اجرای قانون بانکداری بدون رباست.
 
بحث نرخ سود سپرده‌ها را فرمودید که چراغ سبز دولت است ولی یکی از کارمندان شعب بانکی در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌ها اعلام کرده است بعد از این آشفتگی، بسیاری از بانک‌ها نرخ سود خود را با دو حساب باز می‌کنند یکی از این حساب‌ها حسابی با سود مشخص بانک مرکزی است و در حساب دوم هر سه ماه یکبار ما به التفاوت نرخ سود واریز می‌شود، در واقع بانک‌ها بانک مرکزی را دور می‌زنند.
شرایط بانک‌ها الان طوری است که برای جذب پول باهم رقابت می‌کنند بنابراین بانک‌ها بدشان نمی‌آید که درصد بیشتری بدهند ولی پول به جای اینکه به بانک دیگری برود به بانک آ‌نها بیاید.

این امر در اقتصاد و نابسامانی بازارهای پولی و بانکی کشور چه تأثیری دارد؟
این اتفاقات تجارت در پول را برای صاحبان پول سودآورتر می‌کند و بر همین اساس کار مولد با پول باز هم ضربه می‌خورد، چون افراد حس می‌کنند ربا سود مطمئن و بالا دارد در حالی‌که به‌کارگیری همان مبلغ در تولید مشکلاتی چون تحریم، خشکسالی و ... را دارد لذا روحیه تاجر مسلکی را که در عمده بخش خصوصی ایران است افزایش می‌دهد، متأسفانه اقتصاد ایران مولد نیست و افراد برای تولید حرص نمی‌زنند.

در بحث آشفتگی ارز دکتر رنانی یک موضوعی را مطرح کردند که این آشفتگی بازار در واقع موضوع سیاسی و تلاشی برای زمین زدن دولت است و چون بیشترین نقدینگی در دست سازمان‌های خصولتی است، بازار ارز را آشفته کردند. پاسخ شما چیست آیا واقعاً تأثیر اینهاست که بازار ارز را به‌هم ریخته است ؟
البته بهتر است دوستانی که طرح موضوع می‌کنند برای تبیین آن ادله هم بیاورند. در این مورد موضوعات مختلف بدون ارتباط منطقی به یکدیگر وصل شده‌اند و من ترجیح می‌دهم که ورود پیدا نکنم. اما صاحبان نقدینگی هرکسی می‌تواند باشد مانند بخش خصوصی یا طرفداران پولدار دولت؛ هر کس که منفعت طلب است در این زمره قرار می‌گیرد لذا انحصار آن به یک گروه خاص یک نشانه قابل اتکا حقوقی است.

برخی نسبت به مدیریت اقتصادی دولت انتقاد دارند و می‌گویند بانک مرکزی برخورد مناسبی با سوداگران پولی بانکی و نظارت ندارد. تحلیل شما چیست آیا موافق هستید با توجه به اینکه گفتید سیاست اقتصادی ما مریض است و از تولید به شدت دور شده و به سمت تجارت پول رفته است؟
مسائل اقتصادی اعم از مسائل بانکی چتر گسترده‌ای را در برمی‌گیرد. سیاست‌های ایران بعد از جنگ در تمام این 30 سال تغییر هم نکرده و سیاست‌هایی نامناسب است؛ از سال 68 تا به حال بارها بر این موضوع تأکید کرده‌ایم.
در این میان به‌دلیل سیاست‌های نامناسب و ناکارآمد، مدیرانی که این سیاست‌ها را اجرا می‌کنند هم خوب عمل نکرده و شرایط اقتصاد کنونی را رقم زدند.اقتصاد ایران تا حد زیادی محصول سیاست‌های سه دهه گذشته است و چون سیاست‌ها یکنواخت بوده می‌توان گفت این وضعیت سیاست‌های اقتصادی تعدیل ساختاری است که در ایران اجرا شده و جواب نداده است، پس باید بعد از آسیب‌شناسی دقیق در آن تجدید‌نظر کرد.
باید آسیب شناسی کنیم که چرا ما را به این وضعیت رساندند و راه حل خروج از آن چیست، متأسفانه این روحیه و اراده‌ای برای اصلاح وجود ندارد، این در مورد سیاست اقتصادی است.در این میان در حوزه پولی- بانکی، بانک مرکزی به سوداگری در بازار پول دامن می‌زند و شرایط را نمی‌توان فقط به گردن سوداگران بازار پول و ارز بگذاریم.نمونه آن همین چیزی که در ابتدا صحبت کردیم از یک طرف استدلال می‌کنیم که با کاهش نرخ تورم، نرخ سود بانکی هم پایین می‌آید فلذا با پایین آوردن نرخ تورم سبب تعمیق رکود و بیکاری می‌شویم. بعد نرخ سود را کاهش می‌دهند، در حالی‌که این دیدگاه غلطی است.درباره رفع نابسامانی بازار ارز، بانک مرکزی گواهی سپرده با نرخ سود بالا می‌فروشد؛ چنین تصمیماتی نشانگر این است کسانی که در سیستم تصمیم می‌گیرند استدلال‌های منطقی و روابط بین متغیرهای اقتصادی را نمی‌دانند.
عدم اقتداری که برخی اقتصاددانان به بانک مرکزی نسبت می‌دهند، تئوریک و عالمانه در حوزه شناخت اقتصاد ایران است. نباید فراموش کنیم که اقتصاد کشور ما اقتصاد پیشرفت سرمایه داری نیست لذا من عدم اقتدار را عدم فهم درست اقتصاد ایران و تجویز سیاست‌های اقتصادی ناموزون با این وضعیت تفسیر می‌کنم که پیامد آن همه مشکلات موجود است از جمله اینکه مردم ظرف یک هفته یا ده روز می‌بینند که حدود 20% از ارزش پول خود را از دست داده‌اند.

 این پاسخ شما باعث سؤال بعدی من شد که درباره اغتشاشات اخیر است. در این اعتراضات صدای مردم در «نه به گرانی» بود، شما ریشه این اعتراضات را در چه می‌بینید؟ همان‌طور که می‌دانید از آقای روحانی سؤال شد که صدای مردم را نسبت به گرانی شنیدید، ایشان گفتند که مردم اعتراضات‌شان فقط گرانی و تورم نیست و مسائل اجتماعی و فرهنگی و دیگر موارد هم هست. از نظر شما این پاسخ درست است و درد مردم مشکلات اقتصادی نیست ؟
در این زمینه مسوولان ذیربط که اعتراضات را تحلیل و رصد کردند باید یک گزارش عمومی منتشر کنند که چقدر سیاسی و چقدر اقتصادی بوده است، اما در آن تردیدی نیست که مردم بیکار حتی اگر سطح عمومی قیمت‌ها کم افزایش پیدا کرده و نرخ تورم پایین بیاید، نمی‌توانند حداقل‌های زندگی‌شان را هم تأمین کنند.
مضاف بر اینکه بیکار به لحاظ فکری و روحی دچار افسردگی می‌شود که مشکل میلیون‌ها نفر در کشور است لذا احتمال اینکه این روند در ابتدا در اعتراض به مشکلات اقتصادی بود، احتمال بعیدی نیست.
 اینکه دیگران صدای آنها را بشنوند یا نه واقعیتی است که آمارها و ارقام از وضع مردم می‌گویند. وقتی شما از 11 میلیون حاشیه نشین شهر صحبت می‌کنید، وقتی می‌گویید که 20میلیون نفر اگر سبد خانوار 80هزار تومانی را دریافت نکنند دچار گرفتاری حاد می‌شوند، خودش اعتراض است. باید در راه‌هایی که آمدیم تجدید نظر کرده و مشکلات را حل کنیم، سخت است اما غیرممکن نیست. هنر حکومت داری به ارتباط وسیع غیر تعارفی با مردم است ما در مواجهه با مردم از آنها خیلی تعریف می‌کنیم، احتمالاً به‌خاطر این‌که به رأی آ‌نها نیاز داریم، از طرف دیگر اقدامی هم برای حل مشکلات آ‌نها متناسب با مشکل نمی‌کنیم . جامعه ما به هر دلیلی، هم به لحاظ تاریخی و هم به لحاظ آثار این دهه‌ها جامعه کم کاری است، از کار سخت گریزان است و بیکار می‌ماند در حالی که نیروی کار خارجی کار دارد. نیروی کار ایران به دنبال درآمد زیاد و آسان است و به‌سود کم تولید و زحمت کشی قانع نیست. مسوولان باید از چنین رویکردی انتقاد کرده و راهکاری برای اوضاع بیابند.این جامعه‌ای است که پول خود را به مؤسسات اعتباری و غیره می‌دهد تا یک‌سال سود بالای 20% بگیرد. باید به مردم صادقانه گفت که هیچکس پیشرفت نمی‌کند مگر اینکه کار کند؛ از طرف دیگر در سیاست‌های خود مشکل داریم و راه حل متناسب با مشکلات را بلد نیستیم و مشکل باقی می‌ماند.

هدفمندی یارانه‌ها در لایحه بودجه سال آینده به بن بست خورده است، این بحث وجود دارد که هدفمندی یارانه طرحی است که نمی‌دانیم آخر آن چطور است. دولت راه درستی برای حذف یارانه بگیران ندارد و اگر برخی را حذف کنیم نمی‌توانند به زندگی خود ادامه دهند و اقشاری نیازمند هستند. به نظر شما راهکار درست چیست، درباره نرخ بنزین هم همین است؟
اول از بنزین بگویم، یک بخشی از سیاست‌های ارزی کشور این سیاستی است که در بحث ارزی مشخص می‌شود که در همین مقوله حامل‌های انرژی است.
زمانی‌که در اقتصاد سیاسی از ضرورت افزایش نرخ ارز صحبت می‌شود بحث این است که صاحبان ارز آن را گران بفروشند. آنها وقتی از افزایش نرخ ارز صحبت می‌کنند در عمل اراده افزایش نرخ بنزین و قیمت برق هم دارند. وقتی نرخ ارز به دلیل برخی سیاست‌ها بالا رفت دولت و برخی مجلسی‌ها می‌گویند نرخ بنزین باید افزایش یابد. سال گذشته مثلاً قیمتش 1 دلار تمام می‌شود 1 دلار پارسال 3200 بوده است الان 4700 است. بنابراین باید بنزین به معادل ریالی قیمت جدید به فروش برسد اما به‌خاطر مردم از پرداخت یارانه بنزین سخن گفته و قیمت را تنها به 2700 می‌رسانند و می‌گویند که نسبت به قیمت واقعی آن را 2200 تومان ارزان‌تر است. یک عده هم قبول می‌کنند. اما سؤال اصلی این است که چه کسی3200 را 4700 کرد؟ از طریق این سفته‌بازی‌ها در اقتصاد سیاسی تصمیم گرفتیم که ارز را کم عرضه کنیم تا قیمت بالا برود. بعداً وزیر ذی‌ربط می‌گوید که من نمی‌خواهم برق را گران کنم بلکه می‌خواهم برق را به قیمت واقعی خود برسانم. در واقع ما در محاسبه حامل‌های انرژی بر یک اعدادی اتکا می‌کنیم که این اعداد را نه اقتصاد واقعی بلکه سیاست‌های غلط درست می‌کنند. یک تغییر قیمتی در بنزین می‌دهند و می‌گویند بر اساس نرخ بازار ارز هر لیترش 1000 تومان تمام می‌شود و مبنای محاسبه عدد نرخ ارز است که ساختگی است. اما برای اطلاع از قیمت واقعی بنزین می‌توان به ترازنامه شرکت نفت نگاه کرد. این ترازنامه قیمت تمام شده، فروش، سود و مالیات هم موجود است؛ در واقع این ترازنامه تماماً سودآور است. در زمانی که من در کمیسیون بودجه مجلس بودم؛ بنزین را 60 یا 70 تومان می‌فروختیم و ضرر نمی‌کردیم. ممکن است بگوییم ارزان می‌فروشیم اما نمی‌گوییم یارانه می‌دهیم. بنابراین موافقم که نرخ حامل‌های انرژی نباید افزایش یابد، البته برای بحث زیست محیطی و آلودگی هوا باید راهکارهای دیگری را برگزید اما اینکه بگوییم قیمت هر لیتر بنزین 5 هزار تومان می‌ارزد، استدلال درستی نیست.

شما گفتید افزایش قیمت دلار که از 3200 به 4700 رسید؛ این براساس سیاست‌های هدفدار بوده است؟
من می‌گویم به دلیل برنامه‌های هدفمند در اقتصاد سیاسی بوده است .
 یارانه‌ها در حقیقت یک استخوان لای زخم اقتصاد ایران است. من از قبل از تصویب این قانون مخالف بودم و مخالفتم را در مکاتباتی در سال 89 اعلام کرده و گفتم این پرداختن به معلول است، بنابراین با ریشه آغاز این کار موافق نبودم اما الان واقعیتی است که در بازار اقتصاد ایران وجود دارد.اعتقادم این است که باید به مردم گفت یارانه‌ها حذف می‌شود و هر کس خواستار دریافت آن است و لازم دارد باید احتیاج خود را اثبات کند. این پیشنهاد را جایگزین آن می‌کنم که دولت ثروتمندان را پیدا کند این کار سخت‌تر است بنابراین به جای اینکه ثروتمندان را پیدا کنیم بگوییم همه حذف هستند و هرکس واقعاً نیاز دارد باید درخواست داده و آن را اثبات کند. به این طریق بیش از 30 یا 35 میلیون نفر نداریم که این کار را بکنند چون افراد بعضاً مراجعه نمی‌کنند مگر اینکه خیلی نیازمند باشند.
 بعد از تحقیق آن حتی می‌توان مبلغ یارانه را افزایش داد. جست‌وجوی ثروتمندان سخت و نشدنی است ولی به این صورت می‌شود افراد نیازمند را تأمین کرد.در این راه ما در وسط تصمیمی که مدام در حال تخریب است راه‌خروجی با تخریب کمتر را جست‌وجو می‌کنیم.
 این روزها سالگرد ابلاغ سیاست اصل 44 است، این سیاست تاچه حد محقق شده است؟
معمولاً راجع به سیاست اصل 44 کم صحبت کرده‌ام؛ وقتی لایحه این سیاست‌ها به مجلس آمد من مخالفت کردم و گفتم که خصوصی کردن احتیاج به یک محیط اقتصادی دارد که باید شرایط آن فراهم باشد که بخش‌خصوصی مولد یکی از آن است. ما بخش خصوصی مولد نداریم  یا کم داریم، بخش خصوصی تاجر مسلک است. این واگذاری در اقتصاد ایران رقابت ایجاد نمی‌کند فقط انحصار دولتی را به انحصار خصوصی تبدیل می‌کند ولی انحصار می‌ماند و موجب رونق بخش خصوصی نمی‌شود.هیچکس نمی‌گویند که دولت همه کاره باشد ولی اینکه همه کاره باشد دلیل بر این نیست که سرمایه ملت را به انحصار خصوصی دربیاورید، همین اندازه بیشتر نمی‌گویم.

بحث برجام و گشایش‌های اقتصادی برجام را چطور ارزیابی می‌کنید و چه گشایشی برای ما داشته است ؟
ببینید! در بخش اقتصاد برجام مانع از بدتر شدن شرایط اقتصادی ایران شد یعنی اگر نبود شرایط ما با سرعت بیشتری در اقتصاد بدتر می‌شد. نفت را نمی‌خریدند بودجه دولت کم می‌شد. برجام رونق معنادار سرمایه گذاری نداشت ولی از بدتر شدن اوضاع اقتصادی جلوگیری کرد که می‌تواند خود یک دستاورد قابل گفتن باشد.بعضی کشورها درپیامد آن یک پیشنهادات سرمایه گذاری و فاینانس دادند ولی فاینانس به معنی سرمایه‌گذاری نیست به معنی وام ارزی است که بعد از یک سری وام به نفع آنها خواهد بود؛ شرایطی را که داشتیم نتوانست بهتر کند ولی اگر نبود سرعت خراب شدن شرایط بیشتر بود .

عملکرد اقتصادی دولت دوازدهم را در این شش ماه چگونه ارزیابی می‌کنید و چه نمره‌ای می‌دهید؟ بعضی از اصلاح‌طلبان معتقدند که این تیم اقتصادی دولت باید تغییر کند؛ نظرتان درباره این وزراء و تیم اقتصادی دولت چیست ؟
یکی تفکر دولت است که همان است و تنها افرادی که این تفکر را تصدی و اجرا می‌کنند، تغییر کرده‌اند. اعتقادم این است که وقتی تفکر تغییر نمی‌کند مهم نیست که چه کسی تصدی آن را عهده دار باشد. این تغییرات تیم اقتصادی دولت در مجموع چیزی را بالا یا پایین نبرده است مهم همان تفکر اقتصادی است. من فقط می‌توانم بگویم که بودجه سال 97 که یکی از اقدامات اقتصادی این دولت است به طریق‌های مختلف قابل دفاع نیست.بودجه 97 خیلی ضعیف پیشنهاد شده است و جمع کردن آن در مجلس هم مشکل داشت.نکته دیگر این است که دولت با برنامه ششم روی خوشی ندارد و نداشته، برنامه ششم را رییس مجلس ابلاغ کرد. عقل سلیم می‌گوید دولتی که برای 4 سال آینده مأموریت گرفته است نمی‌تواند بدون برنامه گام بردارد، حتی اگر بگوید من به هر آنچه وعده دادم می‌خواهم عمل کنم؛ این را باید به صورت لایحه به مجلس دهد.دولت باید اصلاح قانون برنامه ششم را مطابق چیزهایی که می‌خواهد تنظیم و به مجلس ارائه کند. نمی‌شود که این برنامه نه مورد استفاده قرار گیرد و نه قابل اصلاح باشد، این در واقع عین کاری است که در دولت قبل هم اتفاق افتاد .دولت باید موضع خود را کامل مشخص کند، چگونه در لایحه بودجه به بندهایی از برنامه استناد کرده که آن را اجرا نمی‌کند؟ همچنین استناد چند تبصره از بودجه به برنامه ششم نشانگر اجرای آن نیست. من خیلی جرقه و علایم روشنی نمی‌بینم.

captcha
شماره‌های پیشین