427
دوشنبه، ۰۷ اسفند ۱۳۹۶
15
هنر و تجربه، انتقادها به حضور فیلم شهرام مکری در جایزه تدی را بی‌اساس خواند

دفاع یک گروه سینمایی از یک جایزه هم‌جنس‌گرایانه

گروه سینمایی هنر و تجربه با انتشار بیانیه‌ای، انتقادات به حضور فیلم شهرام مکری در جایزه تدی را بی‌اساس خواند.

سلبریتی و سیاست از مارلون براندو تا لیلا حاتمی

صبح نو

سلبریتی و سیاست از مارلون براندو تا لیلا حاتمی

چند روز اخیر شبکه‌های اجتماعی شاهد پخش دو کلیپ جنجالی از دو بازیگر مشهور سینما بودند. کلیپ نخست، بخشی از سخنان لیلا حاتمی در حاشیه پخش فیلم «خوک» ساخته‌ آقای مانی حقیقی، کارگردان سیاسی سینما، در جشنواره برلین بود. حاتمی درست پس از شهادت 4تن از نیروهای نظامی ایران به دست آشوب طلبان منتسب به یک کالت خشن صوفی، ضمن حمایت ضمنی از برخوردهای خشن این فرقه - شامل حمله جسورانه با اتوبوس به سمت پلیس که در هر جای دنیا با شدیدترین شکل ممکن پاسخ داده می‌شود- هیچ اشاره‌ای به قربانیان نداشت و ادای احترامی به خانواده‌های آنها نکرد. تظاهر به معترض سیاسی بودن در جشنواره برلین که سیاسی‌ترین جشنواره سینمایی دنیاست، از نظر هر کسی که ذره‌ای با فضای این جشنواره و انتظارات مدیران آن آشنا باشد، صرفاً یک معنا دارد و آن همسو نشان دادن خود با سیاست‌های غربی جشنواره برای اخذ جایزه است.
در واقع لیلا حاتمی با این کار خود و با بی‌احترامی شدید و کم سابقه به کشور خود، مرتکب نوعی گدایی جایزه شد.
کلیپ دوم به فاصله کوتاهی توسط کاربران منتشر و پخش شد و آن ماجرای جایزه اسکار «مارلون براندو» به‌خاطر فیلم «پدرخوانده» بود. مارلون براندو در مراسم اسکار شرکت نکرد و نماینده‌ای را از جانب خود فرستاد. نماینده او یک زن سرخپوست و از فعالان پیگیر حقوق سرخ پوستان بود. زن با لباس و آرایش سنتی سرخ پوستان در یکی از بزرگ‌ترین و شاخص‌ترین اجتماعات سلبریتی‌های وابسته به دنیای سرمایه داری حاضر شد و ضمن استنکاف از قبول جایزه‌ای که اغلب هنرمندان دنیا در آرزوی آن هستند، در اندک وقتی که اجازه سخنرانی پیدا کرد، از قول مارلون براندو، به سیاست‌های ایالات متحده درباره  رنگین پوستان شدیداً اعتراض کرد. این اعتراض به شکل تلویحی (من یک آپاچی هستم) شامل خود هالیوود نیز می‌شد.
واضح است که به احتمال زیاد براندو خود چنین متنی را ننوشته است و شاید فعال سرخ‌پوست یا سایر متخصصان برای او این متن را آماده کرده باشند. اما مارلون براندو تصمیم گرفت در زمانی که در اوج شهرت حرفه‌ای قرار دارد و می‌تواند از این شهرت به اشکال مختلف بهره برداری کند، با رد کردن جایزه جشنواره، سیاست همان کشور میزبان جشنواره را هم با شدت و حدتی بی‌سابقه زیر سؤال ببرد. این کار مارلون براندو، فهم مسوولیت سیاسی او را به مثابه یک چهره معتبر هنری نشان می‌دهد؛ اگر چه که این اقدام ارزنده براندو در پوشش‌های رسانه‌ای چنان که باید و شاید برجسته نماند و پنهان شد.
لیلا حاتمی در مقابل، نشانگر یک برخورد جهان سومی است. یک چهره‌ای که در کشور خود به عنوان یک فعال سیاسی و اجتماعی شهرت دارد، اما درست در جایی که ممکن است بتواند صدای تظلم کشوری را به گوش برساند که سال‌هاست زیر فشار تحریم‌هایی سخت قرار دارد، هر لحظه توسط قدرت‌های جهان به جنگ تهدید می‌شود، دانشمندان او ترور می‌شوند، گروه‌های تروریستی به داخل مرزهای او گسیل می‌شوند، اتباع او در سرتاسر دنیا صرفاً به جرم ایرانی بودن تحت ستم قرار می‌گیرند و... برعکس؛ تصمیم می‌گیرد با تکلم به انگلیسی شکسته-بسته ای، علیه کشور خود و به نفع جشنواره و مجریان آن موضع گیری کند تا شاید امتیازی را به دست آورد.
ممکن است برخی چنین توجیهی داشته باشند که به هر حال حاتمی دیدگاه سیاسی خود را بیان کرده است... . دقت داشته باشیم که درباره گلشیفته فراهانی صحبت نمی‌کنیم. درباره چهره‌ای صحبت می‌کنیم که شهرت خود، ثروت خود و موقعیت خود را مدیون داخل ایران و امکاناتی است که در اختیار او قرار داده‌اند، اما درست در بزنگاهی حساس نه تنها هیچ حمایتی از این ملت نمی‌کند، بلکه به مثابه یک دشمن با او برخورد می‌کند.
صرف نظر از خود لیلا حاتمی و برخورد ناشایست او که متأسفانه در رسانه‌های رسمی کشور به آن پرداخته نشد، این امر نشانگر رها بودن وظایف حاکمیتی جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی سیاست بخشی به سلبریتی‌ها را رها کرده است و جز در مواقعی که آنها در انتخابات توسط یارکشی‌های جناح‌های سیاسی مورد بهره برداری قرار می‌گیرند، هیچ نوع خط قرمزی برای آنها تعریف نکرده است. فاجعه‌ای که امروز توسط لیلا حاتمی پیش آمد و با سکوت معنادار رسانه‌های منفعل داخل از جمله صدا و سیما همراه شد و فردا توسط بسیاری از دیگر سلبریتی‌ها محتمل است پیش آید، به‌خاطر سیاست زدایی شدن عرصه‌های مربوط به چهره‌هاست. برنده این سیاست زدایی، قدرت‌های برتر جهان و به‌طور کلی نظام لیبرال-سرمایه داری است. یک چهره وابسته به جمهوری اسلامی باید بداند در چه خطوط قرمزی حرکت می‌کند و بداند که در صورت تخطی از این خطوط قرمز باید توسط خود رسانه‌ها و نهادهای مردمی و نیز بنگاه‌های اقتصادی که مخاطب کار او هستند، مجازات شود. تغافل از این امر، یعنی چراغ سبز نشان دادن برای بازی با منافع ملی کشور که حد یقفی برای آن تصور نمی‌شود.

  دیدگاه
 دکتر سید مهدی ناظمی قره‌باغ  
پژوهشگر  فلسفه

captcha
شماره‌های پیشین