424
چهارشنبه، ۰۲ اسفند ۱۳۹۶
15
بررسی نگاه دویچه‌وله فارسی به اغتشاشات دراویش

دُم خروس آلمانی

با انتخاب جمشید برزگر برای اداره دویچه‌وله فارسی، به نظر می‌رسد روایت رسانه‌ای آلمانی‌‎ها از ایران سیاسی‌تر خواهد شد. اتفاقی که در پوشش رسانه‌ای دراویش تهران هم خود را نشان داد.

تلگرام و دومینوی تصمیمات بی‌پشتوانه

صبح نو

تلگرام و دومینوی تصمیمات بی‌پشتوانه

به دنبال بسترسازی تلگرام برای فعالیت‌های تبلیغاتی اغتشاشگران و بالتبع فیلتر شدن آن، مجدداً بحث‌هایی درباره این تصمیم و نتایج آن آغاز شده است. چون همیشه، این بحث‌ها در بستری از دوگانه‌های خام و نسنجیده پیش می‌رود که نشانگر ناآشنایی با واقعیت‌ها و دورماندن از اساس این‌گونه گرفتاری‌هاست.
هر چند محدود کردن شبکه‌های اجتماعی در سرتاسر دنیا مرسوم است، اما به دلایل مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، در کشورهایی مانند ایران چنین الگویی قابل تکرار نیست. در کشورهایی مانند آمریکا یا متحدان آن، شبکه‌های اجتماعی هم به لحاظ ساختاری و هم به لحاظ قانونی تابع سیاست‌های آن کشورها هستند و به شکل طبیعی در برابر سیاست‌های اعلانی یا غیر اعلانی تمکین می‌کنند و اگر نکنند باید هزینه‌های سنگینی بپردازند. چنین چیزی در کشورهای جنوب وجود ندارد و این انتظار از شبکه‌های اجتماعی، اینجا مزاحی بیش نیست.
از نظر سیاسی و امنیتی، رجالی که خود هم در امور امنیتی و هم در علوم ارتباطات متخصص بودند و هجوم شبکه‌های اجتماعی و گسترش آن، زیر‌دست آنها انجام شده است، اکنون باید به عنوان متهم ردیف اول حاضر شوند و پاسخ دهند که بر اساس چه مکانیسم و منطقی مرتکب چنین تصمیم سازی ها یا تصمیم گیری‌هایی شدند و اکنون چه بدیلی برای برون‌رفت از وضع فعلی دارند.
از نظر فرهنگی، بسط شدید شبکه‌های اجتماعی و به خصوص تلگرام، به‌این خاطر بود که عرصه‌های فعالیت‌های مختلف مدنی، اقتصادی، علمی و فرهنگی، چنان محدود و انحصاری شده است که خیل عظیم فعالان (و به عبارت دیگری، بیکاران جویای کار) راهی برای کسب درآمد یا برای فعالیت‌های تبلیغی خود جز از طریق شبکه‌های اجتماعی نمی‌یابند. شبکه‌های اجتماعی باعث کارورزی و نیز ایجاد اشتغال برای بسیاری از افراد شدند. بدیهی است که این امر، حساب شده و منطقی نبود و طبعاً مشاغلی هم با زیان دهی و دولت هم با عدم کسب مالیات روبه‌رو بود. از سوی دیگر، موانع متعدد فعالیت‌های تبلیغاتی علمی، سیاسی، اجتماعی و... باعث شد تعداد قابل توجهی از مردم و فعالان این حوزه به تلگرام هجوم آورند تا بتوانند جبران فقدان رسانه‌ها و تشکل‌های متعارف را داشته باشند. برای مثال در حوزه طب سنتی، رسانه‌های رسمی کشور مدام در حال طعنه و حمله به طب سنتی هستند و فعالان طب سنتی هیچ رسانه جدی و قابل توجهی برای بیان دیدگاه‌های خود و دفاع از مسلک خود ندارند. همه این دست از فعالان، تلگرام را پناهگاهی دیدند که به راحت‌ترین شکل ممکن به طرح دیدگاه‌ها و طبعاً یارگیری‌های منتج از آن دست بزنند.
این امر باعث پیدایش اتفاق مهم‌تری هم شد و آن پیدایش جهان تلگرامی بود (امری که قبلاً هم در شبکه فیس بوک تا حدی رخ داد و اکنون هم در اینستاگرام به شکل دیگری در جریان است). جهان تلگرامی عرصه‌ای بزرگ از همه روابط مختلف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و علمی و عملی جهان واقعی ما را بازسازی کرده است یا حتی جای آنها را گرفته است. جهان شبکه‌های اجتماعی و به ویژه تلگرامی، بزرگ‌تر از جهان واقعی ماست و خود را بر جهان واقعی ما تحمیل می‌کند. کافی است یک روز نگاه کنید که چند درصد از اخبار رادیو و تلویزیون، مستقیم یا غیر مستقیم مربوط به ماجراهای طرح شده در شبکه‌های اجتماعی است.
اتفاق رخ داده، میمون و مبارک نیست و تا جایی که اطلاع داریم، در هیچ یک از کشورهای توسعه یافته نیز چنین بلبشویی وجود ندارد. این اتفاق باعث شده است ساختارهای روابط واقعی، اعم از گفت گوهای واقعی، تدریس‌های واقعی، داد و ستد واقعی و... که همگی نسبتاً از منطقی انضمامی‌تر و بهتر برخوردار بودند، بیشتر رو به تخریب بروند و در عین حال خود نیز مروج نحوه‌ای لاقیدی و آنارشیسم به بهانه آزادی و دموکراسی باشد. این امر در مجموع همه شبه-ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور را نابود خواهد کرد.
هر چند این آنارشیسم با شبکه‌های اجتماعی عمق یافته و تثبیت شده است، اما با حذف این شبکه‌ها، نه تنها وضع بهتر نمی‌شود، بلکه به دلیل ایجاد اختلال وسیع در روابط امروزی جهان ایرانی، شدیدتر و وخیم‌تر می‌شود. تنها راه حل موجود، راه حلی که سخت است ولی واقعی است، به‌وجود آوردن بستری است برای ایجاد عینی نهادهایی که در فضای مجازی شکل گرفته است.
 این نهادهای عینی باید منجر به ایجاد کسب و کار آسان ولی قانونی، رسانه‌های آزادتر، تشکل‌های اجتماعی و فرهنگی بدون این همه تشریفات دست و پا گیر و... شوند. مسلماً به دست آوردن همه این موارد به سرعت ممکن نیست ولی اگر به دنبال نجات کشور از شبکه‌های اجتماعی هستیم، باید انحصارها، تنگ نظری‌ها، کلیشه‌ها و موانع نهادسازی در جهان بیرونی را برطرف کنیم. یکی از راه‌های تسریع این مهم، تمرکز بر نهادهای محلی و کوچک به‌جای نهادهای کلان و ملی است.

  یادداشت
  دکتر سید مهدی ناظمی قره‌باغ  
 پژوهشگر فلسفه

captcha
شماره‌های پیشین