424
چهارشنبه، ۰۲ اسفند ۱۳۹۶
14
زمینه‌های پیدایش عرفان‌های انحرافی چیست

تصوف پست‌مدرن

هر از گاهی در فضای رسانه‌ای کشور اخباری درباره عرفان‌های نوظهور و فرقه‌های معنوی گوناگون در رسانه‌ها منتشر می‌شود. سوالی که با مرور این اخبار به ذهن متبادر می‌شود این است که در چه شرایطی زمینه برای رشد این مکاتب و فرق فراهم شده و اساساً حلقه اتصال و نقطه کانونی این مکاتب چیست و چه نسبتی بین این گرایش‌ها و زمینه زیستی و فکری در زمانه ما وجود دارد؟ در این نوشته بر اساس تحقیقات و پژوهش‌های علمی به این سؤالات پاسخی اجمالی خواهیم داد.

لاتاری غیرت و فریب‌های یومیه‌ لیبرالیسم

صبح نو

لاتاری غیرت و فریب‌های یومیه‌ لیبرالیسم

فیلم «لاتاری» به رغم شایستگی‌های فراوان از فرایند داوری جشنواره‌فجر کنار گذاشته شد. نمایندگان هیات داوری در برنامه‌ زنده‌ تلویزیونی گفتند که با حرف فیلم موافق نیستند، از فیلم خوششان نیامده و به همین دلیل اصلاً جنبه‌های دیگر فیلم را هم مورد ملاحظه قرار ندادند. آن‌ها به صراحت گفتند که خوششان نیامده چون فیلم می‌تواند موجب ترویج خشونت شود، گفتند که به جای این ترجیح می‌دادند که فیلم از مذاکره و گفت وگو سخن بگوید؛ گفتند که مشکلات همه ریشه در درون دارد و نباید در خارج از مرزها مقصر را جستجو کرد. پاسخ به این پرسش که «آیا در جشنواره‌هاداوران اختیار دارند به صرف منطبق نبودن ایده‌ فیلم با باورهای سیاسی آنها، فیلم را  حذف کنند ؟و یا با یک بی‌اخلاقی و خطای حرفه‌ای مواجه هستیم ؟»در حیطه‌ تخصص نویسنده نیست و آگاهان سینما باید به این سؤال پاسخ دهند. اما به عنوان یک معلم علوم سیاسی می‌خواهم گزاره‌ای سیاسی که از سوی داوران ابراز شد را به نقد بگذارم و نسبت آن را با جشنواره  دولتی جمهوری اسلامی مشخص کنم.«کارل مانهایم» در کتاب «ایدئولوژی و اتوپیا » در مورد فریب‌های «ایدئولوژی لیبرالیسم» توضیح می‌دهد. یکی از فریب‌ها و پنهان‌کاری‌های ایدئولوژی لیبرالیسم این است که همه چیز را قابل مذاکره می‌داند و معتقد است که با مذاکره می‌توان تمام مشکلات را حل کرد. در حالی که این، دروغی بیش نیست!  قصد لیبرالیسم از ترویج این گزاره‌ فریبنده این است که مانع از اقدام و عمل طبقات محروم و تحت ستم شود. فیلمی که در صدد پاره کردن این پرده‌ توهم باشد از سوی مؤمنان به لیبرالیسم محکوم به حذف است.بسیاری از تفکرهای غیرلیبرالی بر «پراکسیس» تأکید می‌کنند که تبدیل ایده به عمل است. بی‌عملی و کنار گذاشتن پراکسیس در اندیشه‌ غیر لیبرالی مذمت شده است. طبقات محروم صرفاً با حضور در صحنه‌ عمل و اقدام می‌توانند حق خود را باز ستانند و این باعث وحشت لیبرالیسم به عنوان ایدئولوژی استکبار غرب است. رهیافت انتقادی و پیش از آن مکتب فرانکفورت مهمترین وظیفه‌ روشنفکران و هنرمندان را برانگیختن آنها به اقدام علیه قدرتمندان ظالم معرفی می‌کند. بنابراین فیلمی که بتواند چنین وظیفه‌ای را ایفا کند هنر متعهد خوانده می‌شود. البته چنین فیلمی ظاهراً از نظر داوران جشنواره جمهوری اسلامی اصولاً هنر به شمار نمی‌رود.اقدام دیگر لیبرالیسم برای چهارمیخ کردن مظلومان بر زمین و جلوگیری از قیام آنها ترویج این گزاره است که هر نوع مبارزه‌ عملی «خشونت» است و خشونت، خشونت می‌آورد و بنابراین باید از خشونت دوری کرد. این نیز فریبی لیبرالی بیش نیست. مبارزه  و مقاومت تنها سلاحی است که مستضعفین در دست دارند و معرفی کردن مبارزه به عنوان یک ابزار خشونت صرفاً خلع سلاح کردن مبارزان راه آزادی و عدالت است. در جامعه‌ لیبرالی غرب خشونت فراوان است و هرگز این خشونت‌ها از سوی روشنفکران محکوم نمی‌شود و مورد سرزنش قرار نمی‌گیرد- چون این خشونت‌های عریان منافع استعمارگران را به خطر نمی‌اندازد. در حالی که اگر مبارزه و مقاومت در برابر استکبار آغاز شود به سرعت برچسب خشونت دریافت می‌کند و مبارزان نیز با نام خشونت‌طلبان مورد شناسایی قرار می‌گیرند. پس وجه اصلی مخالفت لیبرالیسم با مبارزه، خشونت نیست، بلکه نزاع میان ظالم و مظلوم و در خطر قرار گرفتن رابطه‌ استعماری است که باعث هراس لیبرال‌ها می‌شود. نشانه‌ آشکار این ادعا این است که در همین جشنواره‌  اخیر، فیلمی که در آن پر است از خشونت‌هایی مانند خفه کردن خواهر، گودال کندن برای دفن جسد، شلیک با کلاشینکف به سمت پلیس و زخمی کردن او و... خشونت تلقی نمی‌شود و اتفاقاً از جایزه‌های متعدد هیات داوران بهره می‌برد؛ اما فیلم لاتاری را خشن می‌نامند.فریب دیگر لیبرالیسم که در کلام این داوران عزیز هم آشکار شد (با این عبارت که نباید مقصر وضعیت کشور را در خارج از مرزها جستجو کرد) نفی مفهوم «استضعاف و استکبار» است. لیبرالیسم به عنوان ایدئولوژی فعلی استکبار جهانی به هیچ عنوان تمایل ندارد که جهان را به دو اردوگاه ظالم و مظلوم تقسیم کند. به همین دلیل مدام این پیام را به کشورهای مظلوم  و تحت ستم می‌دهد که زورگویی از جانب نظام جهانی وجود ندارد و اگر مشکلاتی وجود دارد باید ریشه‌های آن را در درون کشور جستجو کرد. اگر مردم آفریقا گرسنه هستند هیچ ارتباطی به زد و بندهای سیاسی غرب با دیکتاتورها، غارت منابع طبیعی توسط کمپانی‌های غربی و... ندارد و فقط بی‌سوادی، طمع و نادانی ساکنان قاره‌ سیاه است که این مردم را درمانده کرده است.
 با این ترفند و فریب لیبرالی است که استعمارگران سنتی، نو و فرانو دهه‌ها و قرن‌هاست که خود را پنهان کرده‌اند و اجازه نمی‌دهند افکار عمومی به دنبال مقصر واقعی مشکلات خود بگردند و با همین حیله است که مردم داخل را به جان یکدیگر می‌اندازند و از دشمن بیرونی غافل می‌کنند و در نهایت با همین فریب‌کاری‌هاست که اجازه نمی‌دهد فیلمی که انگشت اتهام را به خارج از مرزها می‌برد و خواهان اقدام و عمل در برابر متجاوزان به ناموس است از جشنواره حذف شود.

  یادداشت
  دکتر محسن ردادی
 استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه سیاسی

captcha
شماره‌های پیشین