420
چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۹۶
15
بررسی تأثیر فروغ بر شعر و ادبیات پس از نیم قرن

بزرگ بود و از اهالی امروز...

51 سال از درگذشت فروغ فرخزاد می‌گذرد و همچنان نام وی به‌عنوان چهره‌ای در اوج شعر معاصر مطرح است. او را می‌توان از منظرهای مختلفی مورد توجه قرار داد. زیرا فروغ انسانی چند بعدی بوده است که در هریک از این ابعاد یادگارهایی مؤثر از خود به جای گذاشته است. شعر او که از ذهنیت و جهان‌بینی و تجربه وسیع انسانی‌اش نشأت گرفته از چنان نیرویی برخوردار است که پس از مرگش نیز در حال گسترش بوده است. با توجه به تاثیرات فرهنگی و اجتماعی شعر فروغ درمیان شاعران و چند نسل از زنان، شاید بتوان او را، تاثیرگذارترین شاعر زن در زبان فارسی شمرد.

خبر

صبح نو

بررسی تأثیر فروغ بر شعر و ادبیات پس از نیم قرن

بزرگ بود و از اهالی امروز...

51 سال از درگذشت فروغ فرخزاد می‌گذرد و همچنان نام وی به‌عنوان چهره‌ای در اوج شعر معاصر مطرح است. او را می‌توان از منظرهای مختلفی مورد توجه قرار داد. زیرا فروغ انسانی چند بعدی بوده است که در هریک از این ابعاد یادگارهایی مؤثر از خود به جای گذاشته است. شعر او که از ذهنیت و جهان‌بینی و تجربه وسیع انسانی‌اش نشأت گرفته از چنان نیرویی برخوردار است که پس از مرگش نیز در حال گسترش بوده است. با توجه به تاثیرات فرهنگی و اجتماعی شعر فروغ درمیان شاعران و چند نسل از زنان، شاید بتوان او را، تاثیرگذارترین شاعر زن در زبان فارسی شمرد.

اما آنچه فروغ را از دیگران متمایز می‌کند نگاه او به عالم و آدم است. در اشعار این شاعر، به اندیشه‌هایی برمی‌خوریم که به واقع می‌توان آنها را با آراء و افکار نه تنها متفکران و شاعران و عارفان بزرگ ایرانی مقایسه کرد؛ بلکه با تأمل و نگاهی تفصیلی می‌شود نمونه‌ها و مشابهاتی در بین آراء متفکران غربی با فروغ نیز یافت.

شاعر زندگی
فروغ شاعر زندگی است و گوشه‌های بکر آن را زیسته و سروده است، پس طبیعی است در شعر او همه‌چیز طبیعی باشد. از جمله موسیقی که کارکرد درست آن از جنبه‌های قدرتمند شعرهایش است. وزن عروضی و نیمایی‌، آشکارترین شکل موسیقی در شعر فارسی است که مبنای وزن عروضی، همسانی و تساوی ارکان عروضی و اساس وزن نیمایی، مبتنی بر عدم لزوم همگونی مصراع‌هاست‌. یکسانی زحاف در رکن آخر وزن، در همه مصراع‌های یک شعر در عروض سنتی لازم است و در شعر نیمایی به‌دلیل شکستن وزن و عدم تساوی ارکان، زحاف رکن آخر در مصراع‌های شعر می‌تواند متغیر باشد. البته هر ابزاری را که شاعر در شعر استفاده کند تا کلام را از سیاق طبیعی نثر خارج سازد و در آن طنین و تناسب ایجاد کند، از گونه موسیقی شعر محسوب می‌شود. در نتیجه، نه فقط وزن عروضی بلکه هر نوع تناسب و آهنگی را که ناشی از شیوه ترکیب واژگان ، انتخاب قافیه‌ها و ردیف‌ها و همگونی صامت‌ها و مصوّت و… باشد نیز در شمار آن قرار می‌گیرد.
اگر شعر شاعری، نمود واقعی حالات درونی او باشد و همچنین اگر شاعر دارای قریحه و ذوق و گوش موسیقیایی باشد از ابتدا، شعربا وزن متناسب خود از ذهن شاعر بیرون می‌تراود و در واقع این وضعیت روحی و روانی است که وزن را به دنبال می‌کشد نه آنکه شاعر از میان اوزان مختلف دست به گزینش بزند‌. در مورد شعر فروغ این هماهنگی تا حدود بسیاری برقرار است و بعلاوه ابزارهای سازنده موسیقی درونی در شعر او در همه دفترها برجسته‌اند و در دو دفتر «تولّدی دیگر » و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» کارکرد خیلی ویژه‌ای دارند.

ذهن و زبان فروغ
تأثیر فکر بر قالب شعر او را می‌توان در فکر عشقی در قالب عروضی و فکر اجتماعی در قالب آزاد دید. اوزان عروضی سنتی با زحاف فردی یعنی تغییرات رکنی وزن او آمیخته‌اند؛ گفتار آهنگین او با وزن هجایی گاهی محاوره‌ای است.
این دگردیسی دلایل بلوغی، روانی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگ گذاری دارد. در بازه زمانی 42-36 فروغ از عشق حاد، ازدواج، آبستنی، طلاق گذشته، ایتالیا و آلمان را دیده، کتب مترقی برادرانش در مونیخ را خوانده، تنفس سیاسی 42-39 را تجربه کرده، از نقاشی ایستا به سینما با تصاویر پویا می‌رسد. گذار فکر و قالب در شعر فروغ بین 2 دوره شعری فوق نیاز به واشکافی بیشتر دارد.
در جامعه ایستای پیشامدرن، فکر به هنگام بیان جامعه متحجر سنتی با قواعد ثابت را می‌پذیرد. ولی در شفافیت فردیت مدرن، فکر از قواعد گذشته آزاد شده؛ مستقیم منظور فرد را گفتاری می‌کند. برای فروغ دلایل گذار از مرحله اول به دوم هم درونی هم بیرونی بودند که در روال تجربه‌های شعری در اشعار تولدی دیگر گذار شعری فروغ را تبیین می‌کنند.
در بازه زمانی45-31شعر فروغ از انتزاعات بدیع در اوزان عروضی و نگاه پراحساس زنانه فاصله گرفت؛ به‌طور تصاعدی به‌مرور زمان به واقعیت بیرونی و نقد اجتماعی گرایش یافت. در مفصل‌های شعری دوره دوم تصویر نقد واقعیت جامعه گاهی با مطایبه همراه است.
اگرچه فروغ از افسردگی در عارضه روحی دو قطبی ارثی رنج می‌برد؛ ولی در شعرش جنبه مثبت زندگی را تاکید می‌کرد. در سده 21م برای شفای عارضه دو قطبی و ثبات حال روحی mood زایپرکسا Zyprexa برای او تجویز می‌شود. پس از 9 ماه بستری شدن در آسایشگاه روحی در شعر گمشده می‌گوید:
 بعد از آن دیوانگی‌ها، ای دریغ/ باورم ناید که عاشق گشته‌ام.

عروض شعرهایش
اصولاً واژه‌های تغزلی در ارکان بحور عروضی سنتی 1000 ساله دارند. ولی واژه‌های جدید اجتماعی مانند شربت سرفه، قرص رفع سردرد، افسردگی مزمن   این گونه ترکیبات کلامی را نمی‌توان در ارکان عروضی بدون زحاف و شکستن مکرر ارکان بحور جاسازی کرد. لذا با شکستن رکن‌ها و تداخل آنها دیگر تا شعر آهنگین آزاد یک گام نمی‌ماند. در مرحله دوم به آسانی فروغ این گام را برداشته؛ اشعار دهه 40 او قالب غیرعروضی بخود می‌گیرند.
در عین حال در دوره دوم، در شعرهای لیریک نوعی دگردیسی از دوره اول دیده می‌شود. در این دگردیسی عبارات و استعارات اروتیک با جملات و ترکیبات معمولی التقاط می‌یابند. زبان هم گاهی به محاوره‌ای نزدیک می‌شود. دیگر التزام وزن و قافیه ساختار دستوری سطر شعری را پس و پیش نمی‌کند.
پرسش مهم این است: در آنتراکت بین دو مرحله، یعنی بازه زمانی 41-37 زندگی و خلاقیت فروغ چگونه و چرا زیر و رو شد؟ یعنی شعر او از لیریک اوزان عروضی به گفتمان اجتماعی سپید رسید؛ هنر او از نشریات به فیلم استحاله یافت. تا جایی که خودش اقرار می‌کند که اگر چاره داشت 3 کتاب اولش را از بین می‌برد. در‌حالی‌که شهرگی او بین جوانان به‌خاطر این 3 کتاب
شوریده بود.

captcha
شماره‌های پیشین