419
سه شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۹۶
3
تشدید اختلافات در اردوگاه چپ نشینان

اغما در راهبرد اجماعی اصلاحات

چپ نشینان سپهر سیاست کشور، برای ترسیم چشم انداز سیاست ورزی خود در تحولات اخیر اختلافات محاسباتی جدی پیدا کرده‌اند. نامه سرگشاده و فاقد ادبیات فاخر رییس حزب اعتماد ملی نمایانگر بخش پنهان نگرش‌های واگرایانه در بدنه تصمیم‌ساز اصلاحات است. زاویه‌پنهان نامه اعتراضی مذکور برای برهم زدن تصمیم گیری پیرامون کدامیک از راهبردهای اصلاحات بود؟ او کدامین ائتلاف سیاسی در جرگه اصلاح‌طلبان را نشانه گرفته است؟ پاسخ به این دو سؤال محوری، امکان شفاف سازی برآیندی چالش در اردوگاه اصلاحات را منجر می‌شود.

رفع ابهام از اوهام آمدنیوزی

صبح نو

رفع ابهام از اوهام آمدنیوزی

  قضیه: دی‌ماه گذشته، حلقه آمدنیوز و اقمار، از غفلت دولتمردان استفاده کردند، و برخی نارضایتی‌های به حال خود رها شده را مستمسک قرار دادند، و کلاً «45هزار نفر» از جمعیت 80 میلیونی کشور را که شماری از آنها نیروهای آموزش‌دیده سازمان‌های تروریستی با سویشرت‌های متحد‌الشکل بودند، به‌خیابان‌ها آوردند. این‌چنین، معلوم شد که عِده و عُده آنها، چند و چون است. خصوصاً وقتی این جمعیت با حاضران در راهپیمایی تماشایی 22 بهمن، یا کمی قبل‌تر، تشییع‌کنندگان شهید محسن حججی، همان وجه الله الاکبر، در مشهد و تهران و اصفهان و نجف‌آباد مقایسه شوند. در آن موقع، پس از ماه‌ها سم‌پراکنی «آمدنیوزی»ها علیه تدابیر رهبر عالی جمهوری اسلامی در دفاع عراق و سوریه، وقتی تابلوی کامل عظمت این دفاع شکوهمند، همان شهید محسن حججی عزیز به میهن بازگشت و همچنان که سردار قاسم سلیمانی بر تارک محبوبیت اجتماعی نشسته بود، معلوم شد که زمینه اجتماعی جمهوری اسلامی تا چه میزان گسترده است. اینک، آمدنیوزی‌های متوهم، درگیر وهم سقوط قریب‌الوقوع انقلابی هستند که تا این پایه ریشه‌دار است، و کثرت فیلم‌های جعلی بند و بست شده آنها به مدد افترافکت، مهدی کروبی را به تحریک فرزند خلفش، متقاعد کرد تا چنان نامه ابلهانه‌ای بنویسد و بر طومار بلاهت‌های خود، برگ ذغالین دیگری بیفزاید.
  برهان: آخر آنها در مورد سقوط یک نظام سیاسی که نه، سقوط یک انقلاب که نه، سقوط یک انقلاب اسلامی که نه، آخر آنها در مورد سقوط قریب‌الوقوع انقلاب اسلامی چه گمان برده‌اند؟! از کسی که زمانی رییس بنیاد شهید انقلاب اسلامی بوده بعید است؛ برای جمعیتی عظیم، در آن شمار که به تشییع شهید محسن حججی آمدند، همان فوج فوج انقلابی‌های نسل نو، توهم روزی که آنها در این دنیا باشند و انقلاب اسلامی بر پا نباشد، یک کابوس کامل عیار است و آنها برای ممانعت از آن، هیچ کوششی را فروگذار نخواهند کرد. هیچ یک از این جمعیت، به مخیله خود راه نمی‌دهند که روزی فرا برسد که آن‌ها بر روی کره خاکی زندگی کنند، و میراث سترگ شهیدان ساقط شده باشد! هر یک از این جمعیت، یک هسته مقاومت در مقابل هر نظام بالقوه دیگری است که در وهم فرو ریختن این بنای مبارک انقلابی باشد که از خون شهیدان قدرت گرفته است. به فرض که چنین وهمی در خواب و خیال «آمدنیوزی»ها
سر و شکلی بگیرد، تازه اول دردسر خواهد بود و ادامه رؤیا به عذاب خواهد گذشت. این جماعت حججی‌دوست، هر کدام، یک پایگاه نبرد علیه چنین خواب وهم‌آلودی خواهند بود و از پای نخواهند نشست تا میراث خون شهیدان را به جای خود باز گردانند. این، اول و آخر آن توهم خواب‌آلودی است که آن‌ها هر روز در هماهنگی با مبدأ لندن مشغول افترافکت‌سازی برای آن هستند.
  واقع آن که ممکن است در دم و دستگاه حکمرانی ما، مثل همه و دقیقاً همه ساز و برگ‌های حکومتی دیگر، نقص‌هایی باشد؛ ممکن است، در سایه بحران اقتصادی عظیمی که گریبان اقتصادهای جهان را از سال 1997 گرفته است و در دو مقطع 2008 و 2016 تشدید هم شده است، ما هم در جایگاه اقتصاد هجدهم دنیا به مشکل اقتصادی برخورده باشیم؛ ممکن است به دلیل وجود مستمر محاصره و تحریم اقتصادی و الزام ما به دور زدن تحریم‌ها در تاریکی، فسادهایی در سطح برخی آقازاده‌ها رخ داده باشد؛ ولی، این نظم حکمرانی، تمام خصلت‌های یک نظام باثبات یا بسیار بسیار باثبات را  که باید از طریق اصلاح درونی تکامل یابد، دارد. این که چریک‌های چپ قدیمی که پوستین اصلاح‌طلبی به تن کردند، مدام از «اصلاح‌طلبی» حرف می‌زنند،
ولی واژه «جنبش» را می‌پرستند، و انحلال‌طلبی را تعقیب می‌کنند، یک تناقض مفهومی است که مدام در اردوگاه اصلاح‌طلبی لاینحل رها شده است که مدام به مشکل برخورده و به پرسش خوانده شده است.
  اکنون که رقابت‌های سیاسی، نرم نرمک به درون قواعد متعارف باز‌می‌گردند، برداشت چپ‌های پوستین‌پوش هم از این رقابت‌ها باید از یک سطح انتزاعی رقابت میان موافقان و مخالفان زیرزیرکی انقلاب عوض شود و‌اطراف رقابت سیاسی در ایران را به چشم کسانی بنگرند که تنها راه‌حل‌های متمایزی برای حل مسائل مورد توافق در قانون اساسی کشور ارائه می‌دهند. یک نتیجه به رسمیت شناختن چنین فرضی می‌تواند این باشد که سطح خشونت و نزاع در رقابت‌های سیاسی نخبگان، یک تراز پایین بیاید. رقبای‌سیاسی و انتخاباتی کسانی هستند که از اهداف سیاسی مشترک، مندرج در قانون اساسی بهره‌مند هستند، ولی راه حل‌های متفاوتی برای حل آن دارند. در نتیجه، جدیت و رقابت آن‌ها هم در همین سطح است. در چنین وضعی، رقیب سیاسی، باید تنها یک «فعال سیاسی برادر» قلمداد شود که در مورد راه‌حل‌ها، به نحو دیگری می‌اندیشد، و اگر فکر او به کرسی بنشیند، اتفاق‌هولناکی نخواهد افتاد، بلکه تنها رشد اقتصادی یا علمی یا سیاسی یا... قدری کمتر از آنی می‌شود که راه‌حل ما به بار خواهد آورد. این، طرز فکر لازم برای رقابت سیاسی در یک محیط تثبیت‌شده است. تأثیر فرهنگی غلبه چنین تصوری قابل ملاحظه خواهد بود، و جامعه عصبی و ناراحت ما را به سمت نحوی آرامش و امید سازنده هدایت خواهد کرد.

  یادداشت
  دکتر حامد حاجی‌حیدری
استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

captcha
شماره‌های پیشین