409
دوشنبه، ۰۹ بهمن ۱۳۹۶
3
حراج‌های سکه چقدر راه‌گشاست

سیگنال‌های ارزی رییس کل به بازار

رییس کل بانک مرکزی روز گذشته باز هم از تداوم کاهش نرخ دلار و سایر ارزها طی روزهای آینده خبر داد و به صراحت اعلام کرد که ارز همچنان حباب دارد. او البته مقدار بزرگی این حباب را اعلام نکرد اما گفت که طی روزهای آینده این حباب به مرور تخلیه خواهد شد.

پس از محافظه‌کاران

صبح نو

پس از محافظه‌کاران

در روزهای اخیر باز هم بحث و گفت‌وگو در مورد «عبور از روحانی» داغ شده است. یادداشت آقای سعید حجاریان که به صراحت بر لزوم اتخاذ این راهبرد توسط اصلاح‌طلبان تأکید می‌کرد واکنش‌های زیادی برانگیخت. گفت‌وگوی آقازاده‌ مرحوم رفسنجانی که دکتر روحانی را یک «اصول‌گرا» توصیف می‌کند و به نوعی دامن اصلاح‌طلبان را از عملکرد دولت فعلی پاک می‌کند بیانی دیگر از راهبرد عبور از روحانی است.  تحلیل اینگونه پیشنهادها و سخنان می‌تواند در پرتوی جریان‌شناسی سیاسی صورت گیرد و آشکار کند که در سطح جریان‌های سیاسی چه وضعیتی در جریان است که منجر به دوری‌گزینی متحدین سابق دولت فعلی شده است.  به‌صورت سنتی در علوم سیاسی در تقسیم‌بندی جریان‌های سیاسی یک سه‌گانه ترسیم می‌شود:
یک) جریان محافظه‌کار که به‌دنبال حفظ وضع موجود است.
دو) جریان اصلاح‌طلب  که به‌دنبال تغییر وضع موجود با روش‌های قانونی و در چارچوب نظام موجود است.
سه) جریان رادیکال که با هدف تغییر وضع موجود و با استفاده از روش‌های غیرقانونی و اغلب خشونت‌آمیز است.
در این تقسیم‌بندی اصلاح‌طلبی در میانه قرار دارد و با «اعتدال» سازگارتر است. نه به وضع موجود رضایت می‌دهد و نه به دنبال دست یازیدن به اقدامات خشن و بنیان‌برافکن است. از نظر جریان‌شناسی سیاسی دولت فعلی یک دولت محافظه‌کار است که توانسته است در قالب تکنوکراسی و فن‌سالاری محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان را در کنار هم جمع کند. فن‌سالاری وفاداری به ایدئولوژی‌های سیاسی ندارد و صرفا به‌دنبال فتح سنگرهای قدرت برای پیشبرد اهداف و اجرای برنامه‌هاست. در سال 1392 جریان محافظه‌کاری با ادعای اینکه مشکلات کشور توسط تندروها (=رادیکال‌ها) به‌وجود آمده این‌گونه القاء کرد که با دور شدن از شعارها و اقدامات رادیکال می‌توان مشکلات را حل کرد. «اعتدال» تفکر ضدرادیکالی جریان محافظه‌کاری را نشان می‌داد و البته بدنامی سابق جریان محافظه‌کاری را پنهان می‌کرد. این جریان، کلید حل این مشکلات را در دست تکنوکرات‌هایی می‌دانست که سال‌های سال مدیریت‌های مختلف را عهده‌دار بودند و در واقع مسبب وضعیت و مشکلات امروز کشور هستند! با این ترفند جریان محافظه‌کاری توانست اعتماد مردم را جلب و در قدرت مستقر شود. دولت تکنوکرات برای حفظ قدرت ائتلافی از نیروهای غیررادیکال تشکیل داد. در این ائتلاف لیبرال‌ها و محافظه‌کاران حضور داشتند و البته قدرت اصلی دردست همان فن‌سالاران بود. دولت تلاش کرد با به خدمت گرفتن فن‌سالاران در عرصه‌ سیاست خارجی، اقتصاد، نفت و صنعت به اوضاع بهبود ببخشد. با این حال در همان چهار سال اول، ناکارآمدی  دولت محافظه‌کاران تکنوکرات آشکار شد و چالش انتخابات را برای این جریان سخت کرد. با این حال به یاری همان ترفند گذشته که ترساندن از جریان رادیکال بود این گروه توانست دوباره انتخابات را پیروز شود. اما هفت ماه بعد به دلیل ناکارآمدی این جریان اعتراضات و اغتشاش‌های خشونت‌آمیز در بسیاری از نقاط کشور به وقوع پیوست. شعارهای رادیکالی که در این تجمع‌ها داده می‌شد بیش از آنکه نشان‌دهنده‌ روی‌گردانی مردم از انقلاب باشد، ابراز تنفری بود نسبت به جریان محافظه‌کار و تکنوکرات که با ناکارآمدی، کشور را با بحران مواجه کرده‌اند.کشتی محافظه‌کاری اکنون پر است از خلل و فرج. سایر جریان‌هایی که چند سال پیش مسافران این کشتی بودند اکنون احساس خطر کرده و یکی یکی این کشتی را ترک می‌کنند. «عبور از روحانی» توسط جریان اصلاح‌طلب لیبرال در همین چارچوب طرح و ترویج می‌‌شود. آنها می‌دانند تکنوکرات‌های جریان محافظه‌کار در آینده‌ی سیاسی ایران و به‌خصوص در دولت آینده جایی ندارند. دولت آینده هرچه باشد، هویت محافظه‌کاری نخواهد داشت.  بنابراین اصلاح‌طلبان رادیکال از یک سو تلاش می‌کنند دولت آینده را از آن خود کنند و از سوی دیگر جریان انقلابی (که با محافظه‌کاران و تکنوکرات‌ها مرزبندی پررنگی دارد) تلاش می‌کند آینده سیاسی کشور را به گونه‌ای دیگر رقم بزنند. لازم به تذکر است که این تقسیم‌بندی (رادیکال،‌اصلاح‌طلب، محافظه‌کار) در ادبیات امام خمینی؟ره؟ و امام خامنه‌ای(حفظه‌الله) به رسمیت شناخته نشده است. در اندیشه‌ انقلاب اسلامی صرفا دوم صف حق و باطل وجود دارد که در قالب دوگانه  «انقلابی-ضدانقلابی»، «مستضعف -مستکبر» یا «اسلام ناب-اسلام آمریکایی» مورد شناسایی قرار می‌گیرد. جریان انقلابی که به وضع موجود معترض است ،به خصوص از دهه دوم جمهوری اسلامی با جریان محافظه‌کار و تکنوکرات بر سر اصل عَدالت در کشمکش است. این جریان معتقد است روح انقلاب اسلامی، عَدالت بوده و هر زمان جریان محافظه‌کار و تکنوکرات بر سر کار قرار گرفته(دهه‌ی 70 و 90) عدالت را قربانی کرده است. بنابراین جریان محافظه‌کار و فن‌‌سالار را به‌عنوان یک جریان غیرانقلابی می‌شناسد. اکنون نشانه‌های منقضی شدن سیاست‌ها و اندیشه‌ محافظه‌کاری آشکار شده است.
دولتی که تلاش می‌کرد هم رضایت مراجع قم را جلب کند و هم هوای روشنفکران لیبرال را داشته باشد دیگر نمی‌تواند جلوی اعتراض‌های هر دو دسته را بگیرد. جریان محافظه‌کار دیگر قادر نیست این وضعیت کج‌دار و مریز را حفظ کند و جامعه به سمت «عبور از محافظه‌کاری » در حال حرکت است جریان محافظه‌کار برای جلوگیری از این سقوط اجتناب‌ناپذیر تلاش می‌کند همانند انتخابات 96کنار رفتن محافظه‌کاران و تکنوکرات‌ها را معادل به قدرت رسیدن تندروها (=رادیکال‌ها) جلوه دهد. این جریان این گونه القاء می‌کند که اگر محافظه‌کاران بروند،‌ آنارشیست‌های آشوب‌طلب و ماجراجو جای آنها را می‌گیرند. این دروغی منفعت‌طلبانه بیش نیست. آن طرف محافظه‌کاری، آنارشیسم نیست، بلکه انقلابی‌گری است. اکنون که محافظه‌کاران در شُرف رفتن هستند ایده‌ها و افکار انقلابیون بیشتر از همیشه مورد اقبال جامعه قرار خواهد گرفت. لازمه‌ این کار حفظ شعارهای انقلابی، به‌خصوص عَدالت است که خلأ آن روز‌به‌روز بیشتر در جامعه حس می‌شود. جریان سیاسی غالب در آینده، نه متعلق به محافظه‌کاران است و نه اصلاح‌طلبان و نه رادیکال‌ها. بلکه متعلق به انقلابیون عدالت‌خواه است.

  یادداشت
  دکتر محسن ردادی
عضو هیأت علمی پژوهشگاه  فرهنگ و اندیشه اسلامی

captcha
شماره‌های پیشین