407
شنبه، ۰۷ بهمن ۱۳۹۶
7
نمازهای جمعه این هفته در چند شهر مهم کشور شاهد اتفاقی جالب توجه بود

پایان نرده‌های آهنی

اتفاقی که در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، موجب همبستگی و همدلی بیشتر مردم شده بود، حالا دوباره در حال رخ دادن است. پس از خط شکنی‌های قابل‌توجه حجت الاسلام «آل هاشم» نماینده ولی فقیه و امام جمعه تبریز که با استقبال قابل توجه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی رو به رو شده بود، حالا از شهرهای دیگر هم خبرهای خوبی به گوش می‌رسد؛ خبرهایی که نشان از تغییرهای خوب در نمازهای جمعه دارد.

رسانه و رنج های شخصی

صبح نو

رسانه و رنج های شخصی

گاهی پیش می‌آید که یک کاربر رسانه‌های اجتماعی، به‌واقع افسرده است و اطرافیان مجازی‌اش احساس می‌کنند که او با محتوای تولیدی خود، افسردگی یا دل‌مُردگی‌اش را به آنها نیز منتقل می‌کند. یا دو جوان خودکشی می‌کنند و بسیاری نگران آن می‌شوند که مبادا عوامل روانی که آن دو را به سمت گرفتن جان‌شان سوق داد، به‌واسطه ارتباطات رسانه‌ای به مرتبطان مجازی آنها نیز سرایت کند. پژوهش‌گرانی هم هستند که بنا به یافته‌های تجربی‌شان مدعی شده‌اند برخی از این‌نوع هیجانات و احساسات، خواه منفی مثل افسردگی یا مثبت مثل شادی، حداقل تا حدی از طریق روابط مجازی به دیگران منتقل می‌شوند.
شاید گمان کنیم که این پدیده یا تصور وجود آن، واقعه‌ای مختص عصر ماست که رسانه‌های ارتباطی دوسویه، بلادرنگ و غنی‌تر از جهت انتقال احساسات پدیدار شده‌اند؛ اما حقیقت آن است که سابقه چنین نگرانی‌هایی به دوران بسیار قدیم‌تر برمی‌گردد؛ یعنی زمانه‌ای که رسانه‌های تلویزیون، رادیو یا حتی عکس هم در کار نبودند که نسخه‌های عینی‌تری از احساسات و هیجانات را به مخاطب منتقل کنند و یگانه واسطه ارتباط رسانه‌ای همانا کلمات مکتوب بودند.
فرانک فوردی، استاد بازنشسته جامعه‌شناسی دانشگاه کنت انگلستان، در فصل پنجم کتاب «قدرت خواندن: از سقراط تا توییتر» (انتشارات بلومزبری، 2015) ماجرای انتشار رمان «رنج‌های ورتر جوان» را شرح می‌دهد که هم‌خوانی شگفت‌انگیزی با این تصورات روزگار ما دارد. گوته، نویسنده شهیر آلمانی قرن هجدهم میلادی، این رمان را در سال 1774 در سن 24 سالگی و طی شش هفته برنامه فشرده نویسندگی، به رشته تحریر درآورد. «رنج‌های ورتر جوان» به سرعت به یکی از پرخواننده‌ترین آثار ادبی اروپایی تبدیل شد که تأثیری ماندگار بر جریان ادبیات رمانتیک هم گذاشت. به گفته فوردی، این رمان به فرانسوی (1775)، انگلیسی (1779)، ایتالیایی (1781) و روسی (1788) ترجمه شد، ظرف 12 سال از پیدایش این اثر به زبان آلمانی بیش از 20 نسخه سرقت ادبی از آن هم منتشر شد و موفقیت قابل‌توجهی هم در ایالات متحده کسب کرد.
رنج‌های ورتر جوان، مثل اکثر رمان‌های مکاتبه‌ای مشهور قرن هجدهم، رنج‌ها و زجرهای قهرمانش را از طریق تعدادی نامه نمایش می‌داد که این رنج‌ها و زجرها به خودکشی او می‌انجامید. ورتر توانست ارتباط عاطفی بسیار قدرتمندی با مخاطبانش برقرار کند به نحوی که، به تعبیر یکی از متفکران آن زمانه، این نامه‌ها «فوراً و منحصراً دست به دامن اشتیاقات می‌شوند و لذا هر قلبی آماده پذیرش آنهاست.» به‌گفته‌فوردی، آنچه برخی دلواپسان آن روزگار را بیشتر نگران می‌کرد، تصور‌وجود «موج خودکشی‌های تقلیدی در سراسر اروپا توسط خوانندگان جوانی بود که آن درام فوق‌العاده از مخمصه ورتر گرفتارشان کرده بود.» فوردی، شاید به تبع ملیت خود، اشاره‌ای گسترده هم به مضمون «بیماری انگلیسی» می‌کند: این تصور که «انگلیسی‌ها به‌طرز غریبی مستعد ابتلا به مالیخولیا هستند و لذا نرخ سرانه خودکشی‌شان بسیار بیشتر از سایر نقاط است.» مطبوعات آن زمان هم به صورت فراوان به شرح و نقل پرآب‌وتاب این نگرانی‌ها پرداختند و حتی نمونه‌های مشکوکی از خودکشی‌ها را که شاید واقعاً ارتباطی به خواندن آن رمان نداشت، چنان جلوه می‌دادند که انگار نتیجه مطالعه نادرست فرد بوده است. با این اوصاف، فوردی به تلویح معتقد است که بخش مهمی از این جوّ، ساخته و پرداخته رسانه‌ها بود. اگر حرف او را بپذیریم، معنایش آن است که رسانه‌های آن زمان (مطبوعات) در واکنش به یک اتفاق رسانه‌ای (کتاب) جوّی از هراس رسانه‌ای را شکل دادند که توجه بیشتری را هم نصیب آنها و هم آن اثری می‌کرد که ظاهراً مسأله اصلی مشکل‌آفرین بود و بدین‌ترتیب خوانندگان بیشتری برای هر دوی مطبوعات و کتاب ایجاد می‌شد. این یک بازی بُرد-بُرد برای حاملان به‌ظاهر بی‌طرف پیام‌ها محسوب می‌شد، حاملانی که منفعت اصلی‌شان در جلب توجه مخاطبان است.
با این تحلیل و جهت درس گرفتن برای امروز، می‌شود گفت خواه آن رویکرد رسانه‌ای به «رنج‌های ورتر جوان» حاصل یک تدبیر عامدانه باشد و خواه یک اتفاق تصادفی، حاکی از یک برنامه بازاریابی قدرتمند رسانه‌ای است که یک حلقه بازخورد مثبت شکل می‌دهد. در این حلقه بازخورد مثبت، رسانه و کتاب دم‌به‌دم همدیگر را تقویت می‌کنند. لذا شاید اصل محتوایی که موجب دلواپسی شده است واقعاً قدری نگران‌کننده باشد، اما فضایی که حول آن شکل می‌گیرد می‌تواند نگران‌کننده‌تر از اصل مسأله باشد و نه‌تنها اثرات منفی آن محتوای اصلی را تقویت کند بلکه خود اثرات منفی دیگری هم رقم بزند.

  یادداشت
  محمد معماریان
دانشجوی دکترای مدیریت رسانه

captcha
شماره‌های پیشین