406
چهارشنبه، ۰۴ بهمن ۱۳۹۶
13
«صبح‌نو» دو اثر خارجی جشنواره تئاتر فجر را بررسی می‌کند

توقعات برآورده نشده

پکیج و هملت دو اثری‌اند که در جشنواره تئاتر فجر از دو گروه خارجی آلمانی در سالن اصلی تئاترشهر و تالار وحدت اجرا می‌شوند. دو نمایشی که هرچند اقتضائات اجرا در ایران را پذیرفته‌اند اما توقع تماشاگر را بعد از اجرا برآورده نمی‌کنند.

صبح نو

«صبح‌نو» دو اثر خارجی جشنواره تئاتر فجر را بررسی می‌کند

توقعات برآورده نشده

پکیج و هملت دو اثری‌اند که در جشنواره تئاتر فجر از دو گروه خارجی آلمانی در سالن اصلی تئاترشهر و تالار وحدت اجرا می‌شوند. دو نمایشی که هرچند اقتضائات اجرا در ایران را پذیرفته‌اند اما توقع تماشاگر را بعد از اجرا برآورده نمی‌کنند.

به جز گروه‌های داخلی که در جشنواره تئاتر فجر روی صحنه می‌روند، هر سال تعدادی از گروه‌های تئاتر خارجی هم با پذیرش شرایط اجرا در ایران، در‌این جشنواره شرکت کرده و نمایش خود را در یکی از تالارهای پایتخت روی صحنه می‌برند. دو نمایش «هملت» و «پکیج» از نمایش‌هایی بودند که هر دو از آلمان مهمان جشنواره شده بودند. نمایش‌هایی که تا حدی موجب می‌شوند حس کنجکاوی مخاطب هم برانگیخته شود. هر دو از گروهی غیرایرانی و هر دو با خواستگاهی مدرن.
اجرای هملت در سالن تئاترشهر صورت گرفت. حسب‌آنچه کارگردان اثر در نشست خبری تئاتر خود اعلام کرده بود، اجرای این نمایش در ایران هیچ تفاوتی با اجرای آن در آلمان نداشته است.
مرور بعضی دیدگاه‌های کریستوفر رویینگ در زمینه این تفاوت‌ها جالب توجه است: «اجرای ما در ایران هیچ تفاوتی با اجرایی که در آلمان می‌کنیم ندارد به‌جز اینکه در اینجا کلمه سلام در آغاز اجرا اضافه شده، گفت: به جز کلمه سلام که در ابتدای نمایش که در نسخه آلمانی نیست و بودن و نبودن که در ماشین رخ می‌دهد چیزی تغییر نکرده است.»
البته ماجرا به همین سرراستی که رویینگ آن را اعلام کرده نبوده و گروه ملزم شده تا بعضی ویژگی‌های فرهنگی مخاطب هدف خود را در ایران مد نظر قرار‌دهد.
کاترین کاتریکا، نویسنده این نمایش گفته است که این تغییرات جزئی بوده‌اند به طور مشخص ناظر به پوشش بازیگر خانم نمایش و تغییراتی در لباس، نور و لمس بازیگران زن و مرد در صحنه بوده‌است.
موضوعی که در اجرا هم مورد توجه قرار گرفته بود -صرف‌نظر از تفاوت مضمونی- با وجود آنکه تماشاگران شاهد اجرای یک گروه خارجی بودند اما فضای اجرا در نسبت با اجرای بسیاری از گروه‌های داخلی، چارچوب‌مندتر بود.
نخستین و مهم‌ترین مانع در اجراهای خارجی، مانع‌زبان است. هملت هم از این قاعده مستثنی نبود. اجرای این نمایش پردیالوگ در جشنواره تئاتر فجر به زبان آلمانی صورت گرفت. همین مسأله هم باعث می‌شود تا در نسبت با دیگر زبان‌ها مانند انگلیسی، تماشاگر محدودتری موفق به درک دیالوگ‌های نمایش شود.
 با این وجود، یک تابلوروانِ الکترونیکی در بالای سمت راست صحنه نصب شده تا ترجمه همزمان دیالوگ‌ها را در اختیار تماشاگر دهد. تابلوروانی که البته برای تماشاگرانی که در فضای بزرگ سالن اصلی تئاترشهر به اجرای هملت نشسته‌اند هم کوچک است و هم فاقد وضوح و نور کافی است تا تماشاگرانی که در ردیف‌های عقب‌تر نشسته‌اند بتوانند به راحتی جملات و عبارات را بخوانند.
سوای دکوری که برای نمایش طراحی شده و بعضی دیگر از لوازم صحنه، تماشاگر شاهد اجرای یک نمایش متوسط به پایین است.
بازی‌ِ بازیگران -به جز بازی تنها بازیگر خانمِ صحنه- چنگی به دل نمی‌زند و اشتیاقی را در تماشاگر ایجاد نمی‌کند. این را می‌شود از ترک سالن توسط تعدادی از تماشاگران هم فهمید. افرادی که بعضاً در میان آنها بعضی بازیگران داخلی سینما و تئاتر هم دیده می‌شوند. البته نباید از کنار عادت نداشتن ذائقه مخاطب ایرانی با تئاتر مدرن هم غافل شد. خصوصیتی که در هملت و نمایش پکیج هم دیده می‌شود.

فرمالیسم غلیظ
اجرای نمایش پکیج در جشنواره تئاتر فجر در تالار وحدت انجام می‌گیرد. این نمایش، کاری از یک گروه آلمانی به کارگردانی یک کارگردان ژاپنی است. کارگردانی این نمایش به عهده شوساکو تاکئوچی است. تاکئوچی هنرمند ژاپنی پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه اوزاکا در رشته‌های نقاشی، مجسمه‌سازی و گرافیک به اروپا رفت و در هلند مستقر شد.
او در سال 1974 گروه خودش را بنا نهاد. این گروه ترکیبی از عناصر هنرهای تجسمی، پانتومیم و حرکات موزون و تئاتر بیان است.
تاکئوچی، دراماتورژ و کورئوگرافر، در آن سال‌ها تحت تأثیر هنر مدرن قرار گرفت و اجراهای بسیاری را در اروپا و به ویژه در کشورهای اروپای شرقی مثل لهستان و روسیه برگزار کرد.
پکیج پیش و بیش از آنکه تئاتر به مفهوم کلاسیک و حتی مدرن آن باشد اجرایی است که در مفهوم هنر به آن پرفورمنس‌آرت اطلاق می‌شود.
نوعی از نمایش که بیشتر حول حرکات موزون بازیگران و رقص آنها می‌گردد. از این نظر، پیکج یک اثر به شدت پرنبض و پرحرکت است.
تعدد بالای بازیگران و توانایی آنها در طول و یک‌ساعت و اندی اجرا که نفس هر فرد عادی را هم به شماره می‌اندازد، در نوع خود جالب توجه است. در کنار این مسأله فرم و نمادین بودن پکیج هم غافل شد. دکور اصلی اجرا متشکل از تعدادی میز است که تمام اجرا حول آنها انجام می‌شود.
چارچوب اصلی مفهومی نمایش هم به کلیشه شدن انسان‌ها در چارچوب نظم آهنین مدرن باز می‌گردد که ذات سیال انسانی را فرا گرفته و آن را در خود حل می‌کند.
کل اجرا در کنار اجرای زنده موسیقی با ضرباهنگ و ریتم بالا و بازی‌های بازیگران حول میزها، آن را از ابتدا تا انتها به یک اثر نمادین و فرمی تبدیل کرده است که به احتمال زیاد با تفکیک کردن اقتضائات فرمی پرفورمنس‌آرت‌ها (تحرک و جنبش بیش از حد بازیگران) در ایران چندان تجربه نشده است.
از سوی دیگر بعید به نظر می‌رسد که مفاهیم خفته در پسِ این فرم‌گرایی‌ِ غلیظ مدرن که از قضا در غرب، مخاطبان خاص خود را هم دارد،در  ایران درک شود.
پکیج، از نظر اجرا با بازی‌های کم‌نقصی روبه‌روست. کارگردانی کار هم خود را نشان می‌دهد. با این حال شاید اگر غریب بودن این مدیوم خاص نمایشی در ایران را فاکتور بگیریم و از حس کنجکاویِ مخاطب ایرانی نسبت به مفهوم چنین مدیومی بگذریم، چندان دور از واقعیت نیست که ادعا کنیم تماشاگر بعد از یک سوم ابتدایی نمایش به حس کسالت‌آوری می‌غلتد که دیگر جذابیت‌های این قالب خاص هم نمی‌تواند آن را بزداید.
 به ویژه که در نظر داشته باشیم بخش قابل توجهی از آنها ممکن است چارچوب مفهومیِ کلی نمایش را هم متوجه نشده باشند و مانع زبان هم بر این شکاف دامن بزند.

captcha
شماره‌های پیشین