405
سه شنبه، ۰۳ بهمن ۱۳۹۶
12

خبر

دکتر کرمی در نشست «تحولات جامعه و خانواده با تاکید بر هویت زنان»:

رویکرد تفهمی به جای رویکرد آسیب‌شناسانه

نشست علمی «تحولات جامعه و خانواده با تاکید بر هویت زنان» با سخنرانی دکتر محمدتقی کرمی، عضو هیات علمی دانشــگاه علامه طبــاطبــایی، شنـبه هفته جاری به همت موسـسه سبک زنــدگی آل‌یاسین در قم برگزار‌شد.

صبح نو

دکتر کرمی در نشست «تحولات جامعه و خانواده با تاکید بر هویت زنان»:

رویکرد تفهمی به جای رویکرد آسیب‌شناسانه

نشست علمی «تحولات جامعه و خانواده با تاکید بر هویت زنان» با سخنرانی دکتر محمدتقی کرمی، عضو هیات علمی دانشــگاه علامه طبــاطبــایی، شنـبه هفته جاری به همت موسـسه سبک زنــدگی آل‌یاسین در قم برگزار‌شد.

کرمی در این نشست به تفاوت نگاه انسان مدرن و سنتی نسبت به مفهوم «تغییر» اشاره کرد و نگاه انسان سنتی را این‌گونه توضیح داد: انسان سنتی فهمش از تغییر این است که ما یک واقعیت ناب داریم که یک عده از آن فاصله گرفته‌اند چرا که از این نگاه اساساً آهنگ تغییر کند است، لذا فهم انسان سنتی از تغییر این است که انسان‌های قبل انسان‌های دیگری بوده‌اند و با ما فرق دارند.
او با اشاره به مفهوم «سوژه مدرن» نگاه او را به مفهوم تغییر توضیح داد: سوژه مدرن یعنی فردی که فهمیده خودش دارد تغییر می‌کند و مجموعه‌ای از ارزش‌ها محل تغییر است؛ به دیگر سخن یعنی کسی که تغییر و فهم تاریخی را می‌فهمد و می‌داند که مثلاً 20 سال پیش واقعیت‌ها و قواعد و هنجاری‌های اجتماعی را در گذشته طور دیگری می‌فهمیده و امروز وضع به شکلی دیگر است. البته باید توجه داشت که اینجا بحث انحراف از معیار مطرح نیست بلکه بحث بر سر این است که به‌دلیل شرایط زمانه، خود معیار عوض شده نه اینکه انحرافی در آن حادث شده باشد.
به عبارت دیگر انسان مدرن یعنی انسانی که حاضر است نسبت به ارزش‌ها و قواعد و خرده‌فرهنگ‌هایش هر‌لحظه بازاندیشی کند و حال آن که انسان سنتی وقتی یک باوری دارد حتی احتمال خلاف آن را هم نمی‌دهد.
کرمی درباره مفهوم بازاندیشی گفت: در دنیای مدرن ما با هویت بازاندیشانه روبه‌رو هستیم؛ یعنی‌آگاهی‌های ما مرتب در حال نقادی است و گاه خودمان به جنگ باورهایمان می‌رویم، لذا ما با معرفت زمان‌مند و مکان‌مند مواجه هستیم که در این جا سن و سال، موقعیت، زمان و مکان، پولدار بودن یا نبودن و حتی نظام ارزشی در تغییر جهت‌گیری‌ها مؤثر است.
او افزود: از سویی انسان مدرن در‌عین‌حال خیلی هم محاسبه‌گر است و عقل ابزاری دارد و به تعبیری سکولار است که در اینجا سکولار یعنی در این زمان زندگی کردن و بی‌توجهی به فردا و چنین فرد مدرنی چون به لحظه و اکنون فکر می‌کند، در نتیجه لذت‌ها و زیبایی‌شناسی برایش مهم است.
او درباره تفاوت خانواده سنتی و مدرن گفت: نکته حائز اهمیت دیگر اینکه خانواده سنتی دارای هویت‌های غیراکتسابی است مثل عشیره و ملیت و مذهب که ما در پیدایی آنها تاثیری نداشته‌ایم و در خانواده مدرن برعکس بیشتر به دنبال هویت اکتسابی مثل مدرک، پول، موقعیت اجتماعی هستیم که دامنه این موقعیت‌های اکتسابی به جهت توسعه صنعتی در زمانه کنونی بسیار گسترده‌تر هم شده است.
کرمی با این مقدمه، پیشنهادی را برای درک مسائل اجتماعی مربوط به زنان و خانواده ارائه کرد: روی اصلی سخن اینجاست که اگر امروز مساله موقعیت‌های اکتسابی مهم شده است ما به جای این که نگاه آسیب‌شناسانه به قضایا و مسائل داشته باشیم باید نگاه «تفهمی» کنیم که انسان مدرن چه بلایی سر او دارد می‌آید که با وجود آن که صبح تا شب رسانه‌های ما بر طبل ارزش‌ها می‌کوبند اما او از هنجارها فاصله گرفته و جالب این است که کسانی که بر طبل همین مسائل می‌کوبند نیز خود در زمان حاضر عوض شده‌اند و حتی گاه اعتقاد به آنچه می‌گویند هم ندارند. وقتی این وضعیت رخ داد و به نظام هویت مرتبط شد دیگر نباید از آسیب‌شناسی صحبت کرد بلکه باید اول آن را فهمید و درک کرد.
او مثال زد: اینکه برخی از زنان ما دچار اعتیاد می‌شوند اول سؤال این است که این زنان چه کسانی هستند و مساله بعدی این است که تفهم کنیم که الان الگوی اعتیاد در زنان فرق کرده و مثل قبل نیست که بگوییم صرفاً فقرا و کسانی که مشکل مالی دارند به این سمت کشیده می‌شوند بلکه الان حتی خانم دکتر و مهندس داریم که مواد مخدر به‌ویژه از نوع صنعتی آن مصرف می‌کنند و این حقایق تلخ را نمی‌توان نادیده گرفت.
کرمی درباره تفهم انسان مدرن توضیح داد: انسان مدرن دارای هویت بازاندیشانه است و این هویت سکولار، لذت‌طلب و فردگراست و خود این هویت به ما می‌گوید ارزش چیست. البته چنین هویتی دارای مراتبی است؛ چراکه ممکن است درصد بازاندیشی فرد مثلاً در تهران بالا باشد و در یزد یا شهر دیگری پایین باشد اما آنچه مهم است اینکه به‌هر‌حال این هویت بازاندیشی، نحوه تفهم انسان مدرن است و نمی‌توان آن را کنار زد. از این رو بنده به‌شدت معتقدم که هر برنامه‌ریزی اجتماعی که این سوژه را به رسمیت نشناسد و آن درک و فهم را پیدا نکند، محکوم به شکست است.
او به تفاوت هویتی زنان و مردان اشاره کرد و گفت: زنان در این فهم بازاندیشانه تفاوتی با مردان ندارند، منتها مساله‌ای که وجود دارد این است که ما یک سری ارزش‌ها و ساختارهایی داریم که محور اصلی آن زنی بود که در زندگی سنتی قرار داشت و اساس خانواده در گذشته زن بوده است.
البته نظام حساسیت ما نسبت به تغییرات مردان مثل زنان حساس نبوده چرا که زن بر اساس نگاه سنتی محور خانواده بوده است. به‌عنوان مثال اینکه گفته می‌شود حجاب در جامعه ما تغییر کرده است باید پرسید چه چیزی در جامعه ما تغییر نکرده است و به راستی مگر امروز مردان ما و بانک‌های جامعه ما ربا نمی‌گیرند و ربا نمی‌دهند؟ در ثانی در خصوص تغییر حجاب زنان این مردان هستند که تغییر کرده‌اند و لذا ما در تحلیل مسائل نباید چشم خود را بر سایر تغییرات جامعه ببندیم.

captcha
شماره‌های پیشین