397
شنبه، ۲۳ دی ۱۳۹۶
7
همه مدیران شهری فرخ شهر هفته‌ای یک روز زباله‌ها را از شهر جمع می‌کنند

پاکبانان کت‌وشلوارپوش

برای بسیاری، مدیریت شهری در کت‌وشلوار پوشیدن، نشستن پشت میز بزرگ مدیریت، شرکت در جلسات شهری و کم ‌و زیاد کردن آمارهای شهری خلاصه می‏‎شود؛ اما برای مدیران شهری شورای شهر و شهرداری شهر 32 هزار نفری فرخ‏شهر در استان چهارمحال و بختیاری، این‌ عناوین و تشریفات معنایی ندارد. آنان از پشت میز مدیریتی بلند شده‌اند. به خیابان‌ها آمده‌اند و برای پاک‌سازی شهرشان در خیابان‏ها زباله‏ جمع می‏کنند.

مساله «کلانشهر» کانون علل رشد حاشیه‌نشینی

صبح نو

مساله «کلانشهر» کانون علل رشد حاشیه‌نشینی

تحلیل پژوهش‌های صورت گرفته در موضوع حاشیه نشینی نشان می‌دهد که این پژوهش‌ها اغلب در مورد پیامدهای ناشی از حاشیه‌نشینی بوده و در آنها به نسبت کمتر به تبیین علل رشد حاشیه‌نشینی پرداخته شده است. با این حال دلایل جامعه‌شناختی رشد حاشیه‌نشینی در مقالات علمی منتشر شده را که پژوهش‌هایی میدانی راجع به حاشیه‌نشینی در کلانشهرهای ایران از جمله تهران، کرج، شیراز، اصفهان، اهواز، زاهدان و... بوده‌اند می‌توان به شرح زیر مرتب کرد؛
 ضعف ساختار اقتصادی، ضعف نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری، عدم حمایت و هدایت دولتی، حوادث سیاسی، بلایای طبیعی، حوادث اجتماعی.
 ﮔﺮاﻧﻲ ﻗﻴﻤﺖ زﻣﻴﻦ و ﻣﺴﻜﻦ و اﺟﺎره‌ﺑﻬﺎی ﺑﺎﻻ در کلانشهرها، اﻋﻤﺎل چارچوب‌ها و ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻋﺪم ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺿﻮاﺑﻂ و ﻣﻘﺮرات و ﻛﻨﺘﺮل در ﻧﻮاﺣﻲ ﺣﺎﺷﻴﻪ‌ﻧﺸﻴﻦ در ﺟﻬﺖ اﺳﻜﺎن و ﻋﺪم ﺑﺮﺧﻮرداری از ﺗﻮان و اﺑﺰار ﻻزم ﺑﺮای ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی، بیکاری و ﻛﻢ ﺑﻮدن درآﻣﺪ در ﻣﺒﺪأ و اشتغال و درآﻣﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ در مقصد، ﻋﺪم اﻣﻜﺎن ﺑﻬﺮه‌ﻣﻨﺪی اﻗﺸﺎر ﻛﻢ درآﻣﺪ از ﻧﻴﺎزﻫﺎی زﻳﺴﺘﻲ و ﺗﺴﻬﻴﻼت رﺳﻤﻲ و محدوده‌های ﻓﺎرغ از ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ رﺳﻤﻲ ﺑﺮای رﻓﻊ ﻧﻴﺎزﻫﺎﻳﺸﺎن، جاذبه در ﺷﻬﺮ و ﻋﻮاﻣﻞ جامعه‌ای ﻣﺜﻞ ﺗﺮوﻳﺞ ﺗﻬﺮان‌ﮔﺮاﻳﻲ از ﺳﻮی ﻣﺴﻮوﻻن و رسانه‌های ﺟﻤﻌﻲ، ﻋﺪم ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی ﺑﺮای ﻣﺴﻜﻦ ﻣﻬﺎﺟﺮان، ﻋﻼﻗﻪ‌ﺑﻪ‌ﮔﻤﻨﺎم زﻳﺴﺘﻦ ﻣﻬﺎﺟﺮان روﺳﺘﺎﻳﻲ و ﺷﻬﺮی در اﺛﺮ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﺷﺪن ﺑﺮای زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻬﺘﺮ، دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ اﻣﻜﺎﻧﺎت ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ و تحصیلی، ﻋﺪم واﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ مبدأ، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻛﻤﺘﺮ ﻣﺴﻜﻦ ﻳﺎ ﺧﺮﻳﺪ آن در ﻣﺤﻞ.
 رانده شدن از متن کلانشهرها به حاشیه به‌خاطر تهیه و دسترسی آسان‌تر به مسکن در مناطق حاشیه‌نشین (ارزان‌تر بودن قیمت زمین شهری و مسکن) بیکاری و فقر در روستاها و شهرهای کوچک.
 علل اقتصادی شامل بیکاری، شبكه اجتماعی و مهاجرت تبعی، رضایت از خدمات شهری و سازمان‌های متولی.  
  فقر و بیکاری ناشی از توزیع ناعادلانه و نامتوازن منابع ثروت و درآمد بین مناطق شهری و روستایی، وجود دافعه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی منطقه سکونت قبلی و برعکس آن امید به بهبود این کمبودها و جاذبه‌های این چنینی در شهر، عدم جذب مهاجران در نظام اقتصادی و اجتماعی شهر ‌به‌خاطر فساد موجود در بخش اقتصاد شهری، مسکن و زمین، مسائل طبیعی مانند سیل و خشکسالی و همچنین وقوع جنگ تحمیلی.
  اتخاذ سیاست‌های مبتنی بر رشد اقتصادی دهه‌های 60-1950 در ایران و به تبع آن جنگ تحمیلی.
  خشکسالی، افزایش جمعیت مناطق روستایی، بیکاری و از هم پاشیده شدن نظام‌های سنتی تولید روستایی از یک‌سو و وجود فرصت‌های شغلی مناسب در کلانشهرها و پایین بودن قیمت مسکن و اجاره‌بها در حاشیه کلانشهرها از سوی دیگر.
  کشش طبیعی قطب‌های صنعتی، شغلی، رفاهی و اداری، بیکاری و فقر، واقع شدن در کمربند خشک.
  خشکسالی مناطق روستایی، افزایش جمعیت این مناطق، نبود‌اشتغال کافی، پایین بودن قیمت مسکن و اجاره‌بها در منطقه مقصد.
  ناپایداری سکونت‌گاه‌های روستایی از یک‌سو و موج فزاینده و افسارگسیخته گسترش فضاهای شهری از سوی دیگر.  
  توزیع نابرابر و بیش از حد امكانات در جامعه و در یك منطقه جغرافیایی. به عبارت دیگر نابرابری بیش از حد در یك طرف معادله دافعه و در طرف دیگر جاذبه.
 مهاجرت گروه‌های کم‌درآمد شهری به حاشیه به‌دلیل سیاست‌های ناکارآمد زمین و مسکن شهری از جمله افزایش قیمت زمین و مسکن به این مناطق.
آنچه از میان دلایل جامعه‌شناختی رشد حاشیه‌نشینی در کلانشهرها می‌توان دریافت این است که تمرکز گرایی و تجمیع امکانات در کلانشهرها و بی‌توجهی به مساله اقتصاد و اشتغال پایدار در روستاها باعث جذب مهاجران از روستاها به شهرها شده است. قسمت عمده دیگری از حاشیه‌نشینان را رانده‌شدگان داخل کلانشهرها تشکیل می‌دهند که نتوانسته‌اند خود را با تغییرات اقتصادی از جمله قیمت مسکن و اجاره‌بها در مرکز شهرها تطبیق دهند. قیمت ارزان مسکن و اجاره‌بها در حاشیه شهرها باعث جذب مهاجران روستایی و به حاشیه رانده‌شدگان شده است. حاشیه‌نشینی خود یکی از دلایل رشد آسیب‌های اجتماعی است و از این‌رو برای تخفیف آسیب‌های اجتماعی باید به مساله حاشیه‌نشینی و دلایل اصلی رشد آن توجه جدی‌تری کرد و در این میان مساله «کلانشهر بودن» باید به موضوع و مساله‌ای اصلی در میان نخبگان علوم انسانی و مراکز سیاست‌پژوهی و سیاست‌گذاری تبدیل شود.

  یادداشت
  میثم مهدیار
معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر

captcha
شماره‌های پیشین