397
شنبه، ۲۳ دی ۱۳۹۶
13
آیت‌الله اراکی در دوره آموزشی «رویکردشناسی فقه حکومتی» مطرح کرد

حاکمیت طاغوت، مانع استنباط فقه حکومتی

هفته سوم دوره آموزشی «رویکردشناسی فقه حکومتی» با سخنرانی آیت‌الله محسن اراکی، رییس هیات امنای پژوهشگاه فقه نظام، پنجشنبه گذشته به همت مدرسه آفاق برگزار شد.

سرآغاز گسترش فلسفه در زبان فارسی

صبح نو

سرآغاز گسترش فلسفه در زبان فارسی

شمس‌الدین ادیب‌سلطانی، به‌مثابه مترجمی توانا، در طول چند دهه کوشیده است تا متن‌های پایه‌ای علوم انسانی را ترجمه کند. این امر نشان از آن دارد که او در سنت ترجمه ایرانی، دغدغه کارهای اساسی دارد و از گرایش‌هایی که از مد روز پیروی می‌کنند، به‌طور اساسی فاصله می‌گیرد. او در واقع با ارائه کارهایش استانداردهای فضای ترجمه و چاپ کتاب را به طور کیفی ارتقا داده و الگویی در زبان فارسی در عرصه ترجمه ارائه کرده که این الگو می‌تواند به‌عنوان یک سنجه، معیار و ایده‌آل پیش روی مترجم ایرانی فارسی زبان قرار گیرد.
بر این اساس، با ترجمه‌های او می‌توان ترجمه‌های دیگر را از جنبه دقت، سبک، و داشتن ایده برای ترجمه سنجید. او ترجمه‌ای از کتاب سنجش خرد ناب کانت ارائه داد که می‌توان گفت دقیق‌ترین ترجمه از این متن بنیادین فلسفه از آلمانی به دیگر زبان‌های زنده دنیا است و حتی می‌توان بر این ادعا پافشاری کرد که ترجمه او بسیار فنی‌تر و دقیق‌تر از ترجمه‌های انگلیسی و فرانسوی از کتاب کانت است.
در اینجا بحث من عمدتاً درباره ترجمه سنجش خرد ناب است و در سه بخش صورت‌بندی می‌شود:
الف- درک متفاوت از زبان و ایده مخصوص در ترجمه
ب- دقت در ترجمه سنجش خرد ناب
د- نقد به کتاب و ترجمه به‌مثابه امری اجتماعی
ادیب‌سلطانی چه درکی از زبان دارد که بر پایه این درک از زبان به ترجمه می‌نگرد؟ ادیب‌سلطانی زبان را در چارچوب منطق می‌فهمد، از این‌رو، او بیشتر از هر چیز به منطق توجه کرده است. این را می‌توان از خلال ترجمه‌های او مشاهده کرد؛ چه‌ترجمه او از ارگانون ارسطو که از زبان یونانی صورت گرفته، چه کتابی که در مورد «منطق تصمیم» نوشته است و چه ترجمه کتاب منطق نگریک داوید هیلبرت و ویلهلم آکرمان، همه حاکی از اهمیت دادن او به منطق - آن‌هم «منطق عمومی» که به آن می‌توان «منطق صورت» گفت - این توجه به منطق است که تئوری او درباره زبان را می‌سازد و در چارچوب این تئوری است که درک او درباره زبان ساخته می‌شود.
ادیب‌سلطانی پیرو تئوری است که بیش از هر چیز در زبان سویه منطقی آن را می‌ببند، پس او بر این باور است که زبان را می‌توان برساخت کرد و از این رو، تلاش او در ترجمه‌هایش -‌به‌ویژه در سنجش خرد ناب‌- بر فرمی از زبان‌سازی و برساخت زبان استوار است. اما این برساخت کردن مفاهیم را به دلخواه انجام نمی‌دهد، چرا که تمامی واژه‌ها و مفاهیم او در سنت زبان‌های ایرانی است، واجد منطق و قاعده خاص خود آنها است و همه واژه‌سازی‌های او بر پایه قواعد منطق زبانی است که از زبان‌های باستانی و ایرانی استنتاج شده‌اند.
از سوی دیگر، او بدین درک از زبان رسیده است که زبان با خود بار معنایی را منتقل می‌کند. از این رو، بار معنایی که زبان فارسی در سنت ایران دوره اسلامی به خود گرفته، از طریق ترجمه در سنت زبانی متن‌های دوران جدید نیز حمل می‌شود و نمی‌تواند گسست جدی از جهان‌بینی اسلامی داشته باشد.
بدین سبب، در این ترجمه‌ها می‌کوشد تا سنت زبانی خاصی را بسط دهد و آن را بارور کند تا از آن طریق، گسست جدی از سنت زبانی فارسی دوره اسلامی را تحقق دهد.
افزون بر این، او در ترجمه سنجش خرد ناب منطق زبان آلمانی را آگاهانه در نظر گرفته است. این امر به خواننده سنجش خرد ناب کمک می‌کند که در خوانش متن فارسی به جمله‌ها در تأکیدهایی که در ساخت جمله مد نظر نویسنده آلمانی بوده است، توجه داشته باشد. افزون بر این، ساختار زبان آلمانی به‌گونه‌ای است که فعل در موقعیت دوم جمله است و هنگامی که می‌خواهیم فعل را طبق قاعده دستور زبان فارسی به آخر ببریم، به طور ناخواسته برخی تأکیدها از دست می‌رود و برخی تأکیدها افزوده می‌شود.
اما در کنار نکات مثبت پروژه شمس‌الدین ادیب‌سلطانی در ترجمه علوم انسانی، نقدی که می‌توان به او روا داشت، این نکته است که او بنا به درک خاص خود، تمرکز خاصی به منطق دارد و این توجه به منطق بیشتر ترجمه‌های او را در این جهت سوق داده است. حال آنکه اگر او به جای ترجمه ارگانون، به ترجمه دو سنجش دیگر کانت-سنجش خرد عملی و سنجش نیروی داوری- مبادرت می‌کرد، این پروژه می‌توانست سنگ‌بنای مناسبی باشد که بر روی آن، فلسفه‌دوران جدید غرب گسترش یابد.
اکنون ما با فقدان ترجمه در کلیت کانت روبه‌رو هستیم و امکان درک همه‌جانبه از کانت به‌طور واقعی و عملی نداریم. از سوی دیگر، او ترجمه را در بستر یک پروژه اجتماعی نمی‌بیند، چه اگر او این ترجمه را در بستر اجتماعی می‌نگریست، آنگاه‌شاید می‌کوشید تا متن ترجمه خود را نیز آموزش دهد تا از این طریق، ترجمه او با امر بین‌الاذهانی محک می‌خورد و در این سازوکار، ترجمه در چرخه گفت‌وگو قرار‌ می‌گرفت. از این طریق بود که نخست این کتاب بیش از پیش خوانده می‌شد و می‌توانست درک زبانی مترجم بیشتر و بیشتر ترویج و گسترش یابد. از سوی دیگر ترجمه به مناسبت اجتماعی کشیده می‌شد، چرا که علم امری مبتنی بر تک‌گفتار نیست، بلکه حاصل گفت‌وگو است.
منبع: mehrnews.com

  یادداشت
  دکتر محمدعلی مرادی  
دانش آموخته دکترای فلسفه غرب

captcha
شماره‌های پیشین