390
سه شنبه، ۱۲ دی ۱۳۹۶
3
دود ناآرامی ها به چشم چه کسی می رود؟

پس لرزه های اقتصادی آشوب

همه چیز با یک تلنگر به ظاهر اقتصادی شروع می‌شود. تلنگری که شاید ساده‌ترین و تحریک‌کننده ترین مسیر برای مردم باشد تا نسبت به وضعیت کنونی معیشت و اقتصاد ایران اعتراض کنند. همه می‌خواهند به دولت بفهمانند که اقتصاد ایران اوضاع خوبی ندارد و هوای کاسبی ابری است؛ اما حداقل نه به قیمتی که باعث بدترشدن وضعیتشان تمام شود.

اقتصاد لیبرالی؛ آفت اقتصاد ایران

صبح نو

اقتصاد لیبرالی؛ آفت اقتصاد ایران

نارضایتی بخشی از مردم از وضعیت اقتصادی، ظاهراً دولتمردان محترم را غافلگیر کرده است. هرچند اوباش و آشوبگران حرفه‌ای و مأمور از طرف گروه‌های تروریستی و سازمان‌های جاسوسی خارجی را باید از حساب مردم معترض جدا کرد اما به هر حال می‌توان ادعا کرد عده‌ای از مردم از وضعیت اقتصادی کشور گلایه مندند؛ موضوعی که دولتمردان محترم با اتکا به آمارهای رشد اقتصادی و درصد و تورم تک‌رقمی ابتدا آن را انکار می‌کردند ولی اکنون به مرحله حیرت رسیده‌اند و به دنبال پاسخ این سؤال هستند که چرا مردم قدردان رشد اقتصادی بالا و تورم مهار شده نیستند؟
سال 1368 یعنی شروع اجرای برنامه اول توسعه، نقطه عطف تاریخی دراقتصاد ایران بود چرا که مبانی نظری و فکری در سیاست‌گذاری اقتصاد ایران تغییر کرد و نگاهی بر اقتصاد ایران مسلط شد که برای اولین بار علناً از آزادی و تعدیل اقتصادی خصوصی سازی، درهای باز به روی کالاهای خارجی و مانور تجمل سخن می‌گفت.
سرنوشت اقتصاد ایران چنین بوده است که این تفکر، از سال 68 تا امروز بر ارکان تصمیم سازی و سیاست‌گذاری اقتصادی در ایران مسلط باشد.
مروجین این تفکر چنان باهوش و سخنگو شدند که حتی در دوران دولت مهر ورز هم موفق شدند سیاست به شدت لیبرالیستی حذف یارانه‌ها را در بسته بندی عدالت‌خواهانه، به رییس جمهور سابق غالب کنند.
مروجان لیبرالیسم اقتصادی ایران با وجودی که شدیداً ادعای نگاه علمی به مسائل دارند، اما در تحلیل اقتصاد ایران اغلب در محدودیت‌های علم اقتصاد گرفتار می‌مانند.
در نگاه تنگ و مکانیکی این اقتصاد دانان، پدیده‌هایی نظیر فرهنگ کاری و مصرفی، احساس محرومیت و تبعیض، علمی نیستند و نباید در تحلیل و سیاست‌گذاران اقتصادی دخالت داده شوند. از نگاه علمی آنها، کارگر موجودی است که دستمزد می‌گیرد تا کار کند و اگر روزی کارخانه‌ای تعطیل شد، مثل ماشین آلاتی که از برق کشیده می‌شوند این کارگران هم مدتی منتظر می‌مانند تا «دست نامرئی»و «ساز و کار بازار آزاد»برای آنها شغل پیدا کند.
چهره‌های اصلی این مکتب فکری از سال 68 تا92 کم و بیش در حاشیه و از دور رهنمودهای خود را به اقتصاد ایران تحمیل می‌کرده است اما از سال 92 عملاً به میدان آمده‌اند و زمام اقتصاد ایران را عملاً در دست گرفته‌اند.
اساسی‌ترین انحراف و اتهام اصلی تیم اقتصادی دولت نگاه مکانیکی‌شان به پدیده‌های اقتصادی- اجتماعی نیست. بدترین جفای آنها در حق اقتصاد ایران این است که از سال 68 به این سو، به تدریج فرهنگ و ارزش‌های زیر بنایی اقتصاد ایران را که طی صد سال به مناسبات اقتصادی ایران حاکم بود تغییر دادند.
از نگاه آنها، ایثار، قناعت، جمع‌گرایی، آفت گرایی، ساده زیستی مفاهیم ضد توسعه هستند و به تبعیت از مکتب لیبرالیسم اقتصادی باید هدف فعالیت‌های اقتصادی را به‌جای آخرت، دنیا، مانور تجمل را جایگزین ساده زیستی و حرص به مصرف را جایگزین فرهنگ قناعت کرد.
این تغییر اساسی فرهنگی از سال 68 به تدریج به اجرا درآمد و در‌مسابقه حرص و حرص و حرص، بعد از 28 سال بازاری تحویلمان داده‌اند که در آن بدون دروغ، عملاً نمی‌شود فعالیت اقتصادی انجام داد. بازاری که تا یکی دو نسل پیش، همجوار حوزه علمیه بود و کثیری از تجارش، مکاسب می‌خواندند، بعد از اولین دشت، مشتری دوم را به مغازه بعدی ارجاع می‌دادند به دنبال رزق حلال بودند و حبیب‌اله خوانده می‌شدند و نگاهشان به کسب و کار، جلب رضایت الهی بود...، امروز تبدیل به بازاری شده که نواده‌های همان نیکان روزگار امروز چاره‌ای ندارند که رشوه دهند، کلاهبرداری و کم فروشی کنند تا از مسابقه سرگیجه آور پول درآوردن، عقب نمانند و حذف نشوند. در چنین فضایی، عجیب هم نیست که گروهی از مردم، احساس نارضایتی و حرمان می‌کنند حتی ثروتمندان؛ چرا که تفاخر و تجمل، فرهنگ غالب شده و در دنیای پر زرق و برق تبلیغات و فرهنگ بچه‌پولداری، یا به اندازه نفر اول می‌پوشی و می‌خوری و سوار می‌شوی یا دچار حرمان و حسرتی و برای رسیدن به قله، چاره‌ای جز دزدی نداری، چون همه دارند می‌دزدند!
در این فضا، فرزندان حقوق بگیران و طبقات فرودست، باید خیلی با ایمان و نجیب باشند که بتوانند ایمان خود را حفظ کنند و این همه تبعیض را ببیند و تحمل کنند. 

  یادداشت
  دکتر سیدامیر سیاح

captcha
شماره‌های پیشین