385
سه شنبه، ۰۵ دی ۱۳۹۶
11
گفت‌وگوی «صبح نو» با شهرام لاسمی به بهانه شکستن سکوت 30ساله‌اش

شاید با قلقلی خداحافظی‌کنم

نزدیک به 30سال است که با کاراکتر ویژه خودش در دنیای کودکان و نوجوانان حضور دارد، در مقطعی مثل خیلی از چهره‌هایی که آمدند، دیده شدند، درخشیدند و بعد هم در سایه بی‌توجهی‌ها کمرنگ شدند، جزو فعال‌ترین اشخاصی بود که برای سه نسل از کودکان کشور خاطره‌سازی کرد.

خبر

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح نو» با شهرام لاسمی به بهانه شکستن سکوت 30ساله‌اش

شاید با قلقلی خداحافظی‌کنم

نزدیک به 30سال است که با کاراکتر ویژه خودش در دنیای کودکان و نوجوانان حضور دارد، در مقطعی مثل خیلی از چهره‌هایی که آمدند، دیده شدند، درخشیدند و بعد هم در سایه بی‌توجهی‌ها کمرنگ شدند، جزو فعال‌ترین اشخاصی بود که برای سه نسل از کودکان کشور خاطره‌سازی کرد.

آقای شهرام لاسمی یا همان «قلقلی» معروف، هنرمندی است که بعد از سال‌ها بازی در برنامه‌های مختلف، این روزها بعد از سکوت چند ساله‌ای که مدت‌هاست به واسطه کم لطفی‌ها اتفاق افتاده بود، همراه پسرش در فیلم سینمایی «سندباد و سارا» به کارگردانی آقای غلامرضا آزادی با موضوع کودک و نوجوان حاضر شده است. فیلمی که در آن بعد از این سال‌ها، سکوت او شکسته شده و قرار است در نقش و با گریم متفاوتی وی را ببینیم.

6 سال بیکار بودم
لاسمی در گفت‌وگو با صبح نو، علاوه‌بر بیکاری و مشکلاتی که در این سال‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کرد، ابتدا درباره شکستن این سکوت و نقشی که در «سندباد و سارا» دارد، بیان کرد: واقعیت این است که من حدود 6 سال بیکار بودم و در تلویزیون هم کاری نداشتم.
 این اوضاع همچنان ادامه داشت، به همین دلیل تصمیم گرفتم که تحولی در این فضا ایجاد کنم؛ از همین رو زمانی که پیشنهاد این فیلم به من داده شد، فکر کردم با توجه به اینکه بچه‌های نسل امروز من را چندان نمی‌شناسند، دیگر لازم نیست به ماجرای قلقلی مقید باشم، در نتیجه در کنار بحث مالی، خواستم تا کاراکتر جدیدی را خلق کنم.
او ادامه داد: به طور کلی داستان این فیلم درباره یک گروه فیلمبرداری است که نقش اصلی آن دزدیده می‌شود و ماجراهایی پیش می‌آید که برای برای بچه‌ها جذاب است. من هم در نقش کاپیتان یک کشتی با گریمی متفاوت در این کار به همراه پسرم حضور دارم. او پیش از این دوره‌های بازیگری را گذرانده و چند تئاتر بازی کرده بود، بعد هم در این فیلم پذیرفته شد و در کنار هم بازی داشتیم.

نگران شکستن این سکوت بودم
لاسمی در خصوص نگرانی‌اش بابت حضور در این فیلم و از بین بردن ذهنیتی که سال‌هاست در ذهن‌ها نقش بسته، گفت: به هر حال نگرانی‌هایی را در این باره داشتم که بعد از این همه سال بازی در این فیلم برای من چه چیزی را رقم می زند، اما با توجه به حضور آقای آزادی که در حوزه کودک تجربه دارد و مشورت با او سعی کردیم کار را به گونه‌ای جلو ببریم که به قلقلی لطمه نزند، البته این کاراکتر سر جایش است و اگر بازهم شرایطی آماده شود، آن را می‌بینیم. همچنین بعد از این فیلم هم همکاری دیگری با این گروه در سینمایی دیگری دارم. تا الان هم به گفته کارگردان فیلم خوب از آب درآمده است و امیدوارم مورد استقبال قرار بگیرد.
وی همچنین درباره این فیلم که قرار بود در آبان ماه امسال اکران شود، عنوان کرد: در حال حاضر «سندباد و سارا» آماده اکران است ولی نوبت آن جابه جا شد و طبق آخرین صحبت‌هایی که در جریان آن هستم، احتمالاً در نوروز این فیلم را روی پرده خواهیم دید. با این حال باز هم امکان تغییر وجود دارد و من امیدوارم  این اتفاق در زمان مقرر رخ دهد.

 بی‌دلیل سنگ‌اندازی می‌کنند
بحث همیشگی کمبود توجه‌ها به حوزه کودک و به طور دقیق‌تر فعالان این حوزه موضوع دیگری بود که لاسمی با اشاره به سنگ اندازی هایی که در این فضا وجود دارد، درباره‌اش گفت: من واقعاً نمی‌دانم چه بگویم، چون بارها از آن صحبت کرده‌ایم اما نه کسی آنها را می‌خواند و نه گوش می‌دهد.
به‌هر‌حال برنامه‌سازی از نظر مالی، فکری و معنوی به حمایت نیاز دارد و از آن جایی که فرهنگسازی از سن کودکی اتفاق می افتد، تولید برنامه برای این قشر حساسیت‌های خاص خودش را دارد، اما متاسفانه این شرایط الان اصلاً وجود ندارد و برنامه‌سازی تنها به سمت پر کردن آنتن پیش رفته است؛ بودجه هم وجود ندارد و حتماً باید اسپانسر داشته باشی.
خود من طرحی را ارائه دادم که تصویب شده بود اما کار به تولید نرسید، چون از ما اسپانسر می‌خواستند و زمانی که این مشکل را حل کردیم، گفتند چون اسپانسر شما قبلاً تیزر تلویزیونی داشته، نمی‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.
من اسم این برخورد را سنگ اندازی می‌گذارم چون این بهانه قابل قبولی نیست و در تمام دنیا بازیگران و چهره‌ها در کارهای تبلیغاتی حضور دارند وتنها در ایران این اتفاق ظاهراً ممنوع است.لاسمی همچنین درباره سیاست‌هایی که تعیین‌کننده عمر یک چهره در قاب تصویر هستند، بیان کرد: متأسفانه برخی‌ها با ستاره شدن آدم‌ها نیز مشکل دارند و واقعیت در این فضا آن قدر پیچیده است که نمی‌توانم آن را درک کنم.

تحت فشار بودم، تهران را ترک کردم
وی که مدتی است به‌دلیل فشارهای موجود، تهران را ترک کرده است، درباره این نقل مکان بیان کرد: من 53 سال در تهران زندگی و کار کردم، اما متأسفانه به بیکاری طولانی خوردم که با توجه به هزینه‌های عجیب و غریب این روزها، شرایط سختی برای زندگی در این شهر به وجود آمد، به‌خصوص اینکه هنرمند هم باشی و نتوانی دست به هر کار دیگری بزنی و در کنار آن هزینه‌ها روزبه روز اضافه شود اما درآمدی نداشته باشی.
شما و خوانندگانی که این مصاحبه را می‌خوانند، اگر خودتان را جای من بگذارید و متوجه می‌شوید که چقدر سخت است. در ادامه این جریان شرایط کار برای من در مشهد پیش آمد و نسبت به تهران اوضاع برای من در این شهر خیلی بهتر است و مردم اینجا تشنه دیدن هنرمندان هستند و به آن‌ها احترام می‌گذارند.
این در حالی است که در کل مردم از تلویزیون دور شده‌اند و برنامه‌های موجود برایشان اهمیت ندارد. امروز ما چندین شبکه خارجی برای کودکان داریم که جذابیت بیشتری نسبت به برنامه‌های ما دارند که در فضای بسته تولید می‌شود. در این فضا به کل کار از دست ما در رفته است و باید تحولی بزرگ در این حوزه اتفاق بیفتد.

برخوردها بی‌نهایت ناراحت‌کننده بودند
لاسمی در ادامه به تولید مجموعه‌ای اشاره کرد که تهیه‌کنندگی آن را به‌عهده داشت و کاهش بودجه برای ساخت فصل دوم این مجموعه آغاز دوران بیکاری‌اش شد. وی درباره فشار و دلسردی که در این مدت به واسطه برخوردهای موجود تجربه کرده بود نیز گفت: این اتفاقات بی‌نهایت ناراحت‌کننده بود؛ شما فکر کنید که 30سال زحمت بکشی و یکدفعه ببینید که هیچ‌کس به شما کاری ندارد و به هر دری می‌زنید به بن‌بست می‌خورید.
در این میان در سال 93 خبر فوت من در رسانه‌ها پخش شد و هیچ مدیری حتی یک زنگ نزد که بپرسد زنده هستی یا مُردی. متأسفانه کمترین توجهی که باید نیست و واقعاً نمی‌دانم چه بگویم.

شاید مجبور شوم با قلقلی خداحافظی کنم
او در پاسخ به ساخت برنامه‌ای برای قلقلی و حضور مجدد او در دنیای تصویر یا خداحافظی با آن عنوان کرد: فعلاً که هیچ طرح جدیدی برای ساخت قلقلی وجود ندارد، مگر آن که یکی از دوستان خواب‌نما شود و بودجه‌ای را برای آن تعریف کنند.
اما شاید تنها در شبکه خراسان بازهم آن را ببینیم. من بیش از 20 سال با قلقلی زندگی کرده‌ام و جدایی از آن برای من خیلی است، اما ممکن است جایی مجبور شوم که با همه دشواری‌ها از آن خداحافظی کنم.

 

captcha
شماره‌های پیشین