383
یکشنبه، ۰۳ دی ۱۳۹۶
14

حکایت کیفیت ضبط غریبانه

در گفت و گوی «صبح نو» با حمید غلامعلی مطرح شد

توقیف آلبوم خلیج‌فارس و بازگشت دوباره

در اواخر دهه هفتاد، انقلابی در حوزه موسیقی صدا و سیما رخ داد و خوانندگانی با صداهای تازه و البته آشنا وارد شدند و طرفدارانی هم به دست آوردند. در این میان اما خوانندگانی بودند که قبل از این انقلاب موسیقایی آمده و مطرح هم شده بودند. آقای حمید غلامعلی یکی از آنهاست. وی با قطعات «وسعت سبز»، «مادر»، «قبیله عشق» و...مطرح شد و به یکباره از حوزه موسیقی فاصله گرفت. وی با فیلم‌های «غریبانه»، «بالاتر از خطر»، «حامی» و برنامه تلویزیونی «زیر گنبد کبود» هم همکاری موسیقایی داشته است. غلامعلی چند وقتی است که مجدد فعالیت خود را آغاز کرده و به همین بهانه با وی گفت و گو کرده‌ایم.

صبح نو

در گفت و گوی «صبح نو» با حمید غلامعلی مطرح شد

توقیف آلبوم خلیج‌فارس و بازگشت دوباره

در اواخر دهه هفتاد، انقلابی در حوزه موسیقی صدا و سیما رخ داد و خوانندگانی با صداهای تازه و البته آشنا وارد شدند و طرفدارانی هم به دست آوردند. در این میان اما خوانندگانی بودند که قبل از این انقلاب موسیقایی آمده و مطرح هم شده بودند. آقای حمید غلامعلی یکی از آنهاست. وی با قطعات «وسعت سبز»، «مادر»، «قبیله عشق» و...مطرح شد و به یکباره از حوزه موسیقی فاصله گرفت. وی با فیلم‌های «غریبانه»، «بالاتر از خطر»، «حامی» و برنامه تلویزیونی «زیر گنبد کبود» هم همکاری موسیقایی داشته است. غلامعلی چند وقتی است که مجدد فعالیت خود را آغاز کرده و به همین بهانه با وی گفت و گو کرده‌ایم.

جدیداً از شما قطعه‌ای به نام «کنج دنج» منتشر شده است. این قطعه قرار است فاصله چندین ساله شما را پر کند یا شناسایی دوباره باشد؟
اول اینکه کنج دنج پس از مدتی که فعالیت نداشتم، پنجمین آهنگی است که من اجرا کردم و بالطبع هرچه جلوتر می‌رویم کسانی که من را می‌شناختند کم کم مطلع می‌شوند که من دوباره فعالیت می‌کنم و هرچه تعداد کارها بیشتر می‌شود، این اتفاق بهتر می افتد. اولین کار این مجموعه سال ۹۴ اجرا و نوروز ۹۵ پخش شد و تقریباً دو سال از این کار می‌گذرد. کاری بود به نام «بازم دوباره عید اومد» که کاری شاد بود. بعد از آن  قطعه‌هایی به نام «عشق و احساس»،«نوازش» و یک ماه قبل قطعه «بمون» پخش شد و با فاصله دو تا سه هفته، قطعه‌ کنج‌دنج که این قطعات هر یک سبک متفاوتی دارند و از ریتم‌های مختلف استفاده شده است.
با توجه به اینکه ریتم‌های تند و شاد در طیف مخاطب موسیقی طرفدار زیادی دارد، من هم تصمیم دارم از ریتم‌های متنوع‌تری استفاده کنم. تا الان تقریباً این کار را انجام داده‌ام. به هر حال با توجه به بازتاب پخش کارها، مشخص شده که ریتم‌های شادتر، بیشتر شنیده می‌شوند و من هم بر خلاف گذشته که صرفاً آهنگ‌های آرام و بعضاً غم‌انگیز  اجرا‌می‌کردم، تصمیم دارم از فضای شاد نیز در کارهایم استفاده کنم. البته منظورم از شاد بودن، فقط داشتن ریتم‌های شاد نیست بلکه در انتخاب شعر و فضای ملودی هم ترجیح می‌دهم از کلام و اشعار مثبت‌تری استفاده کنم.

 مخاطبان قدیمی
به مخاطبان قدیمی‌تان هم توجه دارید؟
اتفاقاً اکثر مخاطبان قدیمی قطعه کنج دنج و حال‌و‌هوای آن را خیلی پسندیدند و به نظر من آنها هم توقع دارند که تغییراتی در اجرا اتفاق بیفتد.
 البته کم و بیش حال و هوای قطعات قبل را رعایت خواهم کرد و شاید بعضی از آن قطعات مثل غریبانه را یا مثل وسعت سبز را دوباره اجرا کنم با یک ارکستراسیون و تنظیم جدید و نسبتاً امروزی؛ ان‌شاءالله که بازهم مورد توجه قرار بگیرد.
 
کلام غریبانه برای چه کسی بود؟
آلبومی به نام «قبیله عشق» شامل مجموعه‌ای از ترانه‌های سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی ارائه شده که آهنگ سازی‌ این آلبوم که آن زمان روی کاست ضبط و پخش می‌شد، توسط آقای فریبرز لاچینی انجام شده بود. اشعار این قطعات را آقای محمد صالح اعلاء و آقای رضا اشعاری و آقای سعید پورصبری سروده بودند که در این مجموعه، آقای حمید حامی هم تعدادی ترانه اجرا کرده بود. البته شعر قطعه عاشقانه از آقای رضا اشعاری بود که در فیلم غریبانه استفاده شد و خیلی مورد توجه قرار گرفت و هنوز هم مخاطبان خاص خود را دارد. قطعه دیگری هم که باز در همان سبک و همان دهه برای فیلم‌های سینمایی اجرا شد، قطعه‌ای بود که متعلق به فیلم زخمی بود و این قطعه با شعری از آقای محمدصالح اعلاء اجرا شد. یک قطعه تلویزیونی هم داشتم که مربوط به سریال قبیله عشق بود و نام آلبوم هم همین بود.
 
 صدای کم کار
در این سال‌ها چه اتفاقی برای صدای شما افتاده؟
همچنان سعی کردم صدا را حفظ کنم و اگر کارهای اخیرم را شنیده باشید، تقریباً صدا همان صداست و اگر تغییری ایجاد شده، مربوط به چهره‌ام است اما خداراشکر می‌کنم که صدایم تغییری نکرده.
 وقتی از صدا کار کمی بکشید اتفاقی برایش نمی‌افتد؟
بر خلاف آن چیزی که همه تصور می‌کنند، آنگونه نبوده که در این چندسال اصلاً نخوانم. فقط تعداد کارهایی که خوانده‌ام کمتر بوده ولی همچنان تمرین‌های شخصی‌ام را انجام دادم و در کنار کارهای سلو، با توجه به علاقه شدیدی که به خوانندگی در گروه کر دارم و اینکه از سال ۶۳ در رادیو با گروه کر نوجوانان می‌خواندم، در این زمینه هم فعال بودم  و آخرین کاری که با گروه کر اجرا کردم، کاری بود که امسال برای استاد مجید انتظامی به نام سمفونی خورشید اجرا کردم و کار سنگینی بود.
ارکستراسیون بسیار بزرگی داشت و قسمت کر هم خیلی پر کار بود؛ یعنی خیلی سنگین و سخت بود و البته هر چه کار سخت‌تر باشد، من بیشتر از خواندنش لذت می‌برم. این تمرینات کمک می‌کنند که همیشه آمادگی اجرا داشته باشم. البته تمرینات شخصی هم دارم حالا شاید در استودیو نباشد؛ حتی  وقتی پشت فرمان ماشین نشسته‌ام، در حال تمرین کردن هستم.

 قدیمی‌تر
شما قبل از آن اتفاق عجیب و غریب صدا و سیما آمدید. آن موقع که آقایان خشایار اعتمادی و قاسم افشار آمدند و متولیان موسیقی احساس کردند شاید مشابهات بتوانند موسیقی را نجات دهند شما خیلی قبل‌تر از اینها آمدید؛ چند سال قبل‌تر آمدید و اتفاقاً زمانی آمدید که این مشابه سازی ها مد نبود ولی جنس صدای شما شبیه جنس صدای یکی از خوانندگان مطرح قبل از انقلاب بود.  
این چیزی بود که ساختگی نبود و با توجه به اینکه بعدها من کارهای بیشتری اجرا کردم، همه متوجه شدند این جنس صدای خود من است و گاهی یک شباهت‌هایی دارد و اصلاً ناراحت نمی‌شوم و من هم صدای این خواننده را دوست داشتم و دارم ولی این موضوع شباهت صدا اصلاً عمدی نبود.
 البته بعضی وقت‌ها این اتفاق می افتد و تعدادی از دوستان خواننده دوست دارند صدایشان شبیه خوانندگان قدیمی‌تر بشود و حتی در اجرای تک تک تحریرها و حتی سبک قطعات هم این شباهت را رعایت می‌کنند.

برای من شباهت صدا در زمان ارائه اولین آلبومم به نام خلیج فارس تأثیر منفی هم داشت و به دلیل همین موضوع، حدوداً ۹ ماه آلبوم من مجوز نگرفت.

عجب! و بعد خودشان برای اینکه راه چاره پیدا کنند، آمدند و گفتند ما بیاییم و خوانندگان شبیه پیدا کنیم؟
سیاست‌شان بود یا نبود من دقیقاً اطلاع ندارم و در واقع نمی‌دانم من بهانه‌ای بودم برای این قضیه یا اتفاق به این شکل افتاد؛ ولی با توجه به اینکه خیلی‌ها آمدند و تست صدا دادند و قبول شدند، بین آنها کسانی که تشابه صدایی داشتند، موفق‌تر بودند و در آن دوران خیلی از خوانندگان دیگری هم آمدند که تست دادند و کارهایشان هم پخش شدند ولی اکثراً با استقبال چندانی مواجه نشدند مگر در مواردی خاص. استقبال هرچه بیشتر باشد، خواننده کارهای بیشتری هم اجرا می‌کند و این، طبیعی است. ولی این‌گونه نبود که تصمیم بگیرند صداهای قدیمی را پیدا کنند و مشابه سازی مد شود و ... با توجه به بازتابی که بین مردم داشت رواج پیدا کرد.

 نمی‌خواهید با ترانه سرایانی که معروف هستند و کارشان خوب است کار کنید؟  
می دانید من با برنامه ریزی خیلی خاصی پیش نمی‌روم یعنی تا الان هم که این اتفاق افتاده، اگه بخواهیم اسمش را شروع مجدد بگذاریم، در واقع اتفاقی بود. در واقع من علاقه داشتم دوباره بخوانم ولی حتی تا چندی پیش در شبکه‌های مجازی حضور نداشتم. یکی از دلایل شروع مجدد این بود که اطرافیان و دوستان بالاخص همسر و دو دخترم، خیلی دوست داشتند من دوباره بخوانم و باعث شد که من به این فکر افتادم که دوباره بخوانم.
در همین گیرودار بودم که یک دوستی به اسم آقای علی سیف آمد و من را پیدا کرد و خیلی دوست داشت با هم همکاری داشته باشیم و اولین کارم را اینجوری انجام دادم. دومین کارم را هم همین طور؛ یعنی از یک مقطع زمانی به بعد دوستان پیشنهاد کار دادند و اتفاق افتاد. اینجوری نبود که من تا الان خیلی دقیق برنامه ریزی کرده باشم حالا شاید این ضعف و ایراد باشد و از لحاظ حرفه‌ای درست نباشد ولی من ناراضی نیستم. حداقل در بعضی موارد باعث شدم بسیاری از افراد که کارشان ناشناخته بوده، تا حدودی شناخته شوند. ملاک من معروف بودن افراد نیست بلکه کاری که اجرا می‌شود و ارتباط دلی که برقرار می‌شود برایم اهمیت دارد. البته تبادل نظر و قبول نظرات طرفین برام خیلی مهم است. مثلاً قبل از اجرای قطعه بمون، قرار بود از شعر دیگری استفاده کنم و ملودی کنونی روی شعر دیگری ساخته شده بود، ولی به دلیل اینکه شاعر کار نمی‌خواست هیچ تغییری در کار ایجاد کند و به هیچ وجه حاضر به تبادل نظر نبود، عطایش را به لقایش بخشیدم و با ترانه سرای خوب و جوان دیگری به نام آقای علیرضا تقی پور به نتیجه رسیدم. جدا از اینکه ایشان کار بلد بود، به دلیل اینکه هر دو از نظرات هم استفاده می‌کردیم، کار به نتیجه خوبی رسید و حتی از شعر اول هم خیلی بهتر شد. در واقع ما مصرع به مصرع جلو رفتیم و بارها کلام تغییر کرد تا این ترانه اجرا شد. حتی در استودیو در زمان ضبط قطعه هم در تماس بودیم و بعضی تغییرات در لحظه آخر انجام می‌شدند. برای من تبادل نظر و احترام به رأی طرفین خیلی اهمیت دارد. در نهایت هم نتیجه کار باید به دل بنشیند. در کل، افراد زیادی هستند که کارشان خوب است و هنوز معروف نشده‌اند. افراد معروف هم یک زمانی ناشناخته بودند.  بعضی‌ها را من نه با اخلاق‌شان می‌توانم کنار بیایم و نه آن چیزی که توقع دارم در کلام و ملودی‌شان می‌توانم پیدا کنم. البته خیلی دوست دارم با کسانی که کارشان خوب است کار کنم و می‌دانم این اتفاق خواهد افتاد.

 بازسازی
روالی است، آلبومی که می‌آید، قطعات موفق سال‌های پیش را دوباره اجرا می‌کنند، با کیفیت بهتر؛ به این فکر کرده‌اید که آلبوم قدیم را بازسازی کنید و با اجرای بهتر یا جزء برنامه ریزی ...
چیزی که به ذهن‌مان رسید و با توجه به اینکه دیگرانی که از قبل ذهنیت داشتند به کارهایی که خواندم، از من می‌خواهند دوباره تعدادی را اجرا خواهم کرد.

 مشغله‌های بانکی
از بانک بازنشسته نشده‌اید؟ حضور در بانک مانع فعالیت بیشترتان نشده است؟
 خیر؛ بازنشسته نشده‌ام. یکی از مشکلات من این است که زمان و انرژی کامل روز را نمی‌توانم برای موسیقی بگذارم. البته برای همکاران و مراجعان خیلی جالبه که من را در بانک می‌بینند. خیلی‌هایشان می‌پرسیدند و بعضی‌ها می‌گفتند که چقدر شبیه هستید و آیا نسبتی داری؟! این که من چطور دارم کار بانکی انجام می‌دهم و کار موسیقی می‌کنم، برایشان جای سؤال داشت ولی من تضادی نمی‌بینم گرچه هیچ ربطی به هم ندارند؛ ولی من همیشه گفتم که موسیقی شغل من نیست ولی علاقه و دغدغه من است.
 
 اهداف و آرزوها
چقدر از اهدافی که روز اول برای موسیقی داشتید به دست آوردید و چه چشم اندازی دارید؟
من و هم نسل‌هایم هدف‌مان این بود که با رواج مجدد موسیقی پاپ سعی کنیم موسیقی با تنوع بیشتری به گوش مردم برسد. بتوانیم مخاطبان موسیقی را جذب کنیم.  چرا که یک سری از کارهایی که آن زمان به عنوان موسیقی وارداتی شنیده می‌شد، چندان خوشایند نبود. البته با ادامه فعالیت هنرمندان، این امکان فراهم شد و تا حدود زیادی حتی باعث شد که دیگران هم در اجراهایشان دقت بیشتری کنند. در سال‌های ۷۲ تا اوایل دهه بعد هم این شرایط ادامه داشت؛ اما الان فضا جوری شده که می گوییم کاش برگردیم به آن دوره! یعنی درصد زیادی از کارهایی که اجرا می‌شوند اصلاً قابل گوش کردن نیستند و فقط باعث تخریب سلیقه مخاطب می‌شوند. متاسفانه تکنولوژی به نوعی آفت موسیقی ما شده است.
یعنی اینکه شما می‌توانی در یک فضای کوچک، موسیقی را به بهترین کیفیت ضبط کنی. ایکاش قبل از اینکه از یک تکنولوژی استفاده کنیم، فرهنگ استفاده درست آن را یاد بگیریم؛ یعنی اگر کامپیوتر آمده بنا نیست یک کاری که خیلی بی هویت و بی‌معنی است به گوش مردم برسانیم. این امکانات می‌توانند در اجرای کارهای فاخرتر و درست‌تر، کیفیت کار را بالا ببرند؛  اما متاسفانه باعث شده که یک سری کارهای خیلی سطحی با شعرهای خیلی بی ربط راجع به مسائل بی اهمیت و حتی در بعضی موارد حاوی کلمات ناخوشایند اجرا شوند. وقتی کاری با این شرایط می‌شنوم دلم می‌گیرد. ایکاش ما از امکاناتی که داریم درست بهره ببریم. اگر این چندتا خواننده و آهنگساز خوب را هم نداشتیم، دیگر چیزی از موسیقی ما باقی نمی‌ماند. امیدوارم آنها همیشه به کار خود ادامه دهند.

خودتان فضا را برای اینها باز کردید! فکر نمی‌کنید خودتان مقصر بودید موقعی که اینها آمدند و فضا خراب شد و شما کاری نکردید؟
این شرایط خیلی آرام و بی صدا اتفاق افتاد به شکلی که اصلاً من خودم دقیقاً متوجه نشدم چه زمانی و به چه شکلی پیش آمد. فقط می دانم که صدا و سیما و کم شدن تولیدات این سازمان و اهمیت ندادن به شرایط موجود، خیلی مؤثر بود. قبلاً هم گفتم؛ در واقع صدا و‌سیمای ما به عنوان یک تولید کننده مهم می‌توانست نقش اصلی را ایفا کند. نمی‌دانم چرا به جای اینکه به مرور زمان عرصه را خالی کند و فقط از تولیدات خارج از سازمان نیازش را برطرف کند، کیفیت تولیداتش را بالا نبرد؟ در آن دوره تولیدات سازمان خیلی زیاد بود و گرچه شاید ۹۰ در صد تولیدات، تاریخ مصرف داشتند و گاهی حتی یک بار هم پخش نمی‌شدند، ولی بین ۱۰ در صد تولیدات دیگر حداقل تعدادی کار خوب و مناسب ساخته می‌شدند که برای مخاطب جالب بودند؛ ولی در اثر کم شدن تولیدات، این موضوع پیش آمد. البته این مسائل حتماً دلایل خاصی دارند، مثلاً کمبود بودجه یا دغدغه مسوولان وقت و . . .  به هر حال من فکر می‌کنم صدا و سیمای هر کشوری متولی اصلی موسیقی آن کشور است و بهترین امکانات صدابرداری، بهترین شعرا، ارکستر و خوانندگان باید با اشتیاق با این سازمان همکاری کنند ولی در کشور ما این‌گونه نیست. تولیدات این سازمان منحصر شده به مناسبت‌های خاص و در واقع چندان فعالیتی در این خصوص دیده نمی‌شود.خواهشم از جوانان و مخاطبان این است که به گوش‌شان اهمیت بیشتری بدهند و این نکته را مد نظر داشته باشند که موسیقی غذای روح است و باید بیش از این به آن اهمیت بدهند و هر قطعه‌ای را گوش نکنند.

captcha
شماره‌های پیشین