364
یکشنبه، ۰۵ آذر ۱۳۹۶
7
گزارش «صبح نو» از جشنی غیرمنتظره در حاشیه‌ای‌ترین و محروم‌ترین نقاط پایتخت

خنده‌های کودکانه ‌پای کوره‌های سکوت

برگزاری مراسم از گپی دوستانه شروع شد. از این‌که بعضی از بچه‌هایی که در کوره‌های آجرپزی کار می‌کنند، دوست داشتند معروف شوند. همین بهانه هم باعث ‌شد تا جشنی برای شادی بچه‌ها در کوره‌ها برگزار شود؛ جشنی که متولی اصلی آن سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران است.

سونامی فساد و زلزله

صبح نو

گزارش «صبح نو» از جشنی غیرمنتظره در حاشیه‌ای‌ترین و محروم‌ترین نقاط پایتخت

خنده‌های کودکانه ‌پای کوره‌های سکوت

برگزاری مراسم از گپی دوستانه شروع شد. از این‌که بعضی از بچه‌هایی که در کوره‌های آجرپزی کار می‌کنند، دوست داشتند معروف شوند. همین بهانه هم باعث ‌شد تا جشنی برای شادی بچه‌ها در کوره‌ها برگزار شود؛ جشنی که متولی اصلی آن سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران است.

 صدای موسیقی در منطقه ساکت و پر از گرد و خاک کوره پیچیده است. دختران و پسران کوچک، گروه‌گروه و دست‌به‌دست هم به سمت پیچ کوره آجرپزی شیرازی در حرکت‌اند. تعداد ماشین‌ها در راه باریکه منتهی به کوره زیاد است. چند پلیس و پارکبان در میانه خیابان منتهی به کوره ایستاده‌اند. با نزدیک شدن به کوره، صدای همهمه و سروصدا هم شنیده می‌شود. 10 تا 15 ردیف صندلی به‌طور منظم رو به سن کوچک چیده شده است. روی سن سه بازیگر که لباس دلقک به تن کرده‌اند، برنامه اجرا می‌کنند. پشت سن هم بیلبوردی نصب‌شده که نشانه این جشن است: «هر کودک نشانی از خدا».

با حامد همایون
هوا سرد است؛ باد به‌شدت می‌وزد. با هر وزش بادی، خاک هم به هوا بلند می‌شود. مجری برنامه هرچند دقیقه یک‌بار، مسابقه گرم کردن می‌گذارد. از بچه‌ها می‌خواهد که بلند شوند و برای گرم شدن، بالا و پایین بپرند. موسیقی، مسابقه، آوازخوانی و جایزه در تمام طول مراسم وجود دارد. مسابقه لب‌زنی و خوانندگی، مسابقه صندلی‌بازی و بازی توپ را ردوبدل کردن، بازی‌هایی است که سه بازیگر مراسم و مجری برنامه برای بچه‌ها تدارک دیده‌اند. در تمام طول مراسم، بچه‌ها از ته‌دل می‌خندند، آواز می‌خوانند و بالا و پایین می‌پرند. لب‌خوانی آهنگ‌های «حامد همایون» طرفدار بیشتری دارد؛ اما این‌جا حکایت برنده و بازنده نیست؛ قرار است همه جایزه بگیرند؛ به شرط شادی.

با حضور مسوولان
 به‌جز بچه‌ها و پدران و مادرانشان، چند نفر از مسوولان شهرداری و اعضای شورای شهر هم در مراسم حاضرند. از مدیر دفتر شهردار تهران آقای «کرکه آبادی» گرفته تا آقایان «حجت نظری» و «افشین حبیب‌زاده» اعضای شورای شهر تهران. آقای «رضا قدیمی» مدیرعامل خدمات اجتماعی شهرداری تهران هم بانی اصلی مراسم است. قدیمی تعریف می‌کند که در همه مناسبت‌ها از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا مراسمی اینچنینی برگزار کنند: «هدف از برگزاری برنامه‌هایی مانند برنامه امروز، این است که مزه شادی و تفریح را بچه‌ها بچشاند. امسال دومین سال است که در سطحی وسیع درظرفیت 1500 نفر و 2000نفر این مراسم برگزار می‌شود. دیروز و امروز ما برای مراکز پرتو که ویژه آموزش و ارائه خدمات به کودکان کار و خیابان تهرانی است، دو برنامه داشتیم. امروز هم ما در کوره‌های آجرپزی برای 15 کوره آجرپزی برنامه اجرا کردیم.»
قدیمی درباره حال و هوای مراسم هم می‌گوید: «این تجربه خیلی خوبی بود. بچه‌ها از مراسم لذت می‌برند و ما شکرگزار خدا هستیم که این فرصت را به ما داد تا برای بچه‌ها خدمت کنیم.» مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران، درباره برنامه‌های آینده نیز توضیح می‌دهد: «هدف ما این است که جشن شب یلدا را برای بچه‌ها برگزار کنیم. سفره‌های مهربانی را با هدایایی که در نظر گرفته‌ایم، برای بچه‌ها داریم. آجیل و بسته‌هایی را در شب یلدا تدارک دیده‌ایم تا آنها شب خوبی را در کنار خانواده داشته باشند.»
 آقای «حجت نظری» عضو شورای شهر تهران و رییس ستاد توان‌افزایی سازمان‌های مردم‌نهاد شهرداری است. او در گفت‌وگو با «صبح نو» هدف از برگزاری مراسم جشن را این‌طور توضیح می‌دهد: «‌یکی از اهداف‌مان این است، تا جایی که ممکن است، تلاش کنیم تا روحیه کودکان کار تغییر کند. همین‌که چند ساعت، لبخند به لب‌شان باشد، می‌تواند در زندگی آنها اثرگذار باشد. از اهداف دیگری که شاید حاصل شود این است که وقتی بچه‌ها در برنامه‌های اینچنینی باشند، برای خودشان انگیزه می‌شود تا مسیر زندگی خود را تغییر دهند. حضور مسوولان در این مکان‌ها از نزدیک در این حجم از فقر و سختی هم ممکن است باعث سوق یک سری از امکانات به این منطقه شود.»
 اما حضور مسوولان در این مراسم چه تأثیری می‌تواند داشته باشد. او توضیح می‌دهد: «یکی از برنامه‌هایی که در کمیسیون اجتماعی شورا وجود دارد، این است که در مناطق کمتر برخوردار و حاشیه‌ای شهر، برنامه‌های ویژه داشته باشیم. فعال کردن مشارکت‌های مردمی در خیلی از موارد می‌تواند برای مجموعه حاکمیت، کمک‌کننده باشد. سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند بهترین مرجع برای اثرگذاری در این نواحی باشند. هدف ما این است که به تقویت این نهادها کمک کنیم.»

جشن دوچرخه
مسوولان برگزاری مراسم، به همه بچه‌ها، یک بسته جایزه می‌دهند، دفتر، شامپو و جعبه مدادرنگی، جزو محتویات جایزه‌ای است که همه بچه‌ها دریافت می‌کنند. نگاه همه بچه‌ها اما به دوچرخه‌های بالای ماشین‌های برگزاری مراسم است. حدود 20 دوچرخه در بالای دو ماشین باربری نصب‌شده‌اند. دوچرخه‌ها اما به‌عنوان جایزه به کسانی می‌رسد که درسخوان باشند و رفتار خوبی هم داشته باشند. همه بچه‌ها دوست دارند که با دوچرخه به خانه بروند. تعداد بچه‌ها زیاد است، بیش از 100 بچه در جشن شرکت کرده‌اند. مجری برنامه که شرایط دریافت دوچرخه را توضیح می‌دهد، همه بچه‌ها به تکاپو می‌افتند. یکی، 2 نفرشان دست‌به‌کار می‌شوند، وارد مذاکره می‌شوند و کارنامه به‌دست به سمت مسوولان می‌روند و کارنامه را به آنها نشان می‌دهند: «من کلاس سومم، همه نمراتم خیلی خوب است.» یکی از بچه‌های شیطان اما سرش را می‌آورد جلو و می‌گوید: «نخیرم. ببین ریاضیت خیلی خوب نشده. خوب شده؟» 2، سه نفر از بچه‌ها اما موفق می‌شوند. علی‌اصغر و محمدجواد در مسابقه روپایی زدن، دوچرخه‌ها را نصیب خودشان می‌کنند. امیر هم البته از راه دیگری وارد می‌شود. امیر کلاس اول است، اما ماجرای او کمی پیچیده است. او تعریف می‌کند: «من پارسال کلاس اول بودم، تمام نمرات من خیلی خوب بود ولی امسال دوباره به کلاس اول رفتم، چون کلاس دوم ما جا نداشت و من دوباره باید سر کلاس اول بنشینم.» به امیر هم برای دلجویی یک دوچرخه جایزه می‌دهند. 17 دوچرخه دیگر اما می‌ماند برای بچه‌هایی که درسخوان هستند. نگاه همه بچه‌ها ثابت به دوچرخه‌های نو می‌ماند، بعضی هم با حسرت به چشمان خندان و بالاوپایین پریدن‌های امیر، محمدجواد و علی‌اصغر نگاه می‌کنند.

با امضای پیتزا
 همین چند روز پیش، کلیپی در شبکه‌های مجازی پخش شد. کلیپ، درباره مهمان برنامه زنده تلویزیونی «فرمول یک» بود. «علی اصغر» پسربچه ساکن کوره‌های آجرپزی که به‌عنوان یکی از کودکان کار تهرانی به برنامه آمده است، در آن کلیپ از تنها آرزویش می‌گوید: «تابه‌حال پیتزا نخورده‌ام. دلم می‌خواد یه‌بار بخورم.»
همان روز و در همان برنامه، دیگر مهمان این برنامه یعنی آقای قدیمی قول می‌دهد که هم برای علی اصغر دوچرخه بگیرد و هم او، خانواده و دوستانش را مهمان یک وعده پیتزا کند.
 امروز همان روز است و همه بچه‌ها کنار علی اصغر، به‌عنوان ناهار پیتزا می‌خورند. برخلاف طول جشن که همه بچه‌ها پرسروصدا و خندان بودند، زمان پخش ناهار، همه ساکت و مرتب روی صندلی‌ها می‌نشینند تا حتماً بهشان پیتزا برسد. بعضی‌هایشان حتی دست‌به‌سینه می‌نشینند چون فکر می‌کنند که پیتزا فقط به بچه‌هایی داده می‌شود که ساکت هستند! مسوولان مراسم و بازیگران اما به دست همه پیتزا می‌رسانند. بعضی از بچه‌ها محکم جعبه قهوه‌ای‌رنگ را توی دست می‌گیرند و آرام و بااحتیاط در آن را باز می‌کنند و از گوشه جعبه بو می‌کشند، لبخند می‌زنند و دوباره در آن را می‌گذارند. بعضی از بچه‌ها هم سریع یک‌تکه از پیتزا می‌کنند و دهانشان را با آن پر می‌کنند. ساعت از 2 هم گذشته است. بچه‌های کوره‌های آجرپزی در باد شدید، گروه، گروه با یک‌ دست بسته جایزه‌هایشان و با دستی دیگر جعبه قهوه‌ای‌رنگ را مانند کالایی ارزشمند در دست گرفته‌اند. صدای خنده بچه‌ها تنها صدایی است که توی گودی کوره‌ها شنیده می‌شود.

 

captcha
شماره‌های پیشین