364
یکشنبه، ۰۵ آذر ۱۳۹۶
15
گفت‌وگو با حسن شمشادی درباره الزامات عملیات رسانه‌ای پساداعش

حتی زبان عربی هم بلد نیستیم

پس از شکست سیطره سیاسی و جغرافیایی داعش، اکنون فرصتی فراهم شده که بپرسیم چگونه می‌توان با اقدامات فرهنگی و رسانه‌ای هزینه مقابله‌های نظامی احتمالی آینده را به حداقل رساند و آن را دفع کرد. نکته‌ای که در پاسخ رهبری به سردار سلیمانی هم مشهود است. استفاده از تجربه‌های آقای حسن شمشادی، خبرنگار واحد مرکزی خبر که از سال 89 در سوریه فعالیت داشته است، می‌تواند در این زمینه مفید باشد. با او درباره الزامات فعالیت رسانه‌ای و فرهنگی پساداعش گفت‌وگو کردیم.

داعش، علیه بیداری اسلامی

صبح نو

گفت‌وگو با حسن شمشادی درباره الزامات عملیات رسانه‌ای پساداعش

حتی زبان عربی هم بلد نیستیم

پس از شکست سیطره سیاسی و جغرافیایی داعش، اکنون فرصتی فراهم شده که بپرسیم چگونه می‌توان با اقدامات فرهنگی و رسانه‌ای هزینه مقابله‌های نظامی احتمالی آینده را به حداقل رساند و آن را دفع کرد. نکته‌ای که در پاسخ رهبری به سردار سلیمانی هم مشهود است. استفاده از تجربه‌های آقای حسن شمشادی، خبرنگار واحد مرکزی خبر که از سال 89 در سوریه فعالیت داشته است، می‌تواند در این زمینه مفید باشد. با او درباره الزامات فعالیت رسانه‌ای و فرهنگی پساداعش گفت‌وگو کردیم.

به نظر شما اقتضائات کار فرهنگی و رسانه‌ای پس از شکست داعش در سطح جهان اسلام و به‌ویژه نخبگان و افکار عمومی چیست؟
اساساً ما از زمان تشکیل جبهه مقاومت، به‌ویژه از دو دهه قبل به این‌سو، در مساله فرهنگی و رسانه‌ای آن‌گونه که باید و شاید، نتوانسته‌ایم عمل کنیم. البته این به معنای انجام ندادن هیچ کاری در این زمینه نیست اما این کارها کافی نبوده است. شاید یکی از علت‌هایی که آقا در جواب حاج قاسم سلیمانی، بر کار فرهنگی تاکید کردند، همین مساله باشد.
مثلاً در 80ماه گذشته در سوریه و عراق ما نتوانسته‌ایم همپای نیروهای نظامی و مدافعان حرم و نیروهای مقاومت، اطلاع‌رسانی کنیم. شاهد این مساله این است که هنوز بسیاری از هموطنانمان در داخل کشور و در منطقه، درباره ماجرای سوریه سؤال و ابهام دارند. این نشان‌دهنده خلأهای گفتمانی است.
مثلاً این پیروزی بر داعش در بوکمال که با فرماندهی سردار سلیمانی صورت گرفته بسیار کار ارزشمندی بوده است اما غیر از اینکه خبرهایش منتشر شود و برخی تبریک گفتند و در خیابان شادی کردند، کار خاص رسانه‌ای انجام نشده است. شاید خود دست‌اندرکاران فرهنگی و رسانه‌ای نمی‌دانند چه کار بزرگی انجام شده است. شاید اگر کشور دیگری این کار را انجام داده بود در همین چهار پنج روز، اوج اطلاع‌رسانی را شاهد بودیم. تکلیف ما حسب دستوری که آقا فرمودند چند برابر شده است. باید تبیین کرد که داعش که بود و چه بود و چه کرد و اهدافش چه بود و چقدر خطرناک بود.
باید مرزبندی اسلام داعش و اسلام ناب محمدی را مشخص کرد. باید روشن کنیم که اگر جلوی این غده سرطانی گرفته نمی‌شد چقدر برای مردم منطقه خطرناک بود. این کارهای فرهنگی با هر ابزاری باید ابتدا مخاطب داخلی و سپس مخاطب منطقه‌ای و در نهایت جهانی را شامل شود تا احیاناً کشورهای دیگری این پیروزی را به‌نام خودشان ثبت نکنند.

لازمه هر کار رسانه‌ای شناخت افکار عمومی مخاطبان است. به نظر شما راهبرد ما در تعامل با افکار عمومی جهان اسلام چه چیزی باید باشد؟
اساس کار این است که واقعاً بر مشترکات تاکید کنیم. چون افکار عمومی جهان اسلام را با بمباران رسانه‌ای مواجه می‌کنند و می‌گویند، شیعیان مشرک هستند. ما باید ابتدا توضیح دهیم که مشرک چه کسانی هستند. ما که خدا و قبله و پیامبر و کتاب واحد داریم مشرک نیستیم. به‌علاوه اینکه باید از دامن زدن به اختلافات بپرهیزیم. این فرمایش رهبری و امام هم بوده است. ضمن اینکه ما نقش انگلیس و آمریکا و صهیونیست‌ها را در ایجاد فرقه‌های انحرافی اسلامی و شیعی شاهد هستیم. ایرادی که در کار ما در جبهه مقاومت وجود دارد این است که ما به زبان گفتمانی جهان اسلام صحبت نمی‌کنیم. ما حتی زبان عربی را بلد نیستیم! مسوولان فرهنگی ما چند در صدشان به زبان عربی مسلط هستند؟ زبانی که بتوانیم مکالمه کنیم و چت کنیم. چند درصد از مبلغان مذهبی و روحانیون و اساتید دانشگاهی و دانشجویان ما به زبان‌های دیگر، از جمله انگلیسی و آلمانی و روسی مسلط هستند؟ ما باید بتوانیم با استفاده از فتاوی خود علمای اهل سنت با آنها صحبت کنیم و اقناع کنیم. باید توضیح دهیم که از وقتی که این ماجراها در منطقه پیش آمد، موضوع رژیم صهیونیستی و آزادسازی قدس به محاق رفته است و این نقشه صهیونیست‌هاست.

دو شکل مواجهه با اهل تسنن قابل تصور است. یکی مواجهه کلامی و اصول عقایدی درباره بحث‌هایی مثل شفاعت و زیارت و خلفا و... ، یکی هم صحبت درباره امت اسلامی و استکبار و ظلم‌ستیزی. کدام یک به نظر شما اولویت دارد؟
دیدگاه بنده یک دیدگاه سوم است. در موضوع اولی که گفتید طبیعتاً دانشگاهیان و نخبگان جامعه و کسانی که اطلاع و تخصص لازم را دارند می‌توانند وارد شوند. یکی از ایرادهای عده‌ای از ما این است که وقتی وارد گفت‌وگو می‌شویم، به‌دلیل فقر اطلاعات و مطالعه، شروع به فحاشی می‌کنند. در موضوع دوم هم باید در سطوح مختلف وارد شد و سرمایه‌گذاری، مطالعه و گفت‌وگو کرد. یعنی در بحث جهان اسلام و امت واحده هم باید همه نخبگان و سیاست‌گذاران و سازمان‌های مردم‌نهاد و رسانه‌ها کار خودشان را بکنند تا به یک نتیجه مطلوب رسید.
لذا من راه سومی را انتخاب می‌کنم. این راه هم سخت است و هم آسان. سخت است به این دلیل که زمان‌بر است و طرف مقابل ما سال‌ها پیش از ما با ده‌ها میلیارد دلار در این عرصه ورود کرده است.
ساده است به این دلیل که شما وقتی با کلام منطقی و صحیح و با استفاده از اصول و مبانی مشترک صحبت کنید، باورپذیری بالا خواهد رفت و می‌توانید در قلوب نفوذ کنید و ابتدا تردید در مبانی تفکر داعش ایجاد کنید و در مرحله بعد موجب ایجاد فاصله بین آنها و تفکر تکفیری شوید و در آخر آنها مبلغانی برای تفکر اسلام ناب شوند.

به‌طور مشخص در خصوص عملیات رسانه‌ای و خبری جریان مقاومت چه نکاتی را باید در نظر داشت؟
شما وقتی می‌خواهید اثری تولید کنید نباید از همان ابتدا معلوم باشد که یک شیعه ایرانی آن را ساخته است و خواسته است چیزی را به یک عرب سنی قالب کند. بلکه آخر کار باید او به نتیجه برسد و حتی گمان کند که یک سنی که تحقیق کرده، به این نتایج رسیده است. باید آن‌چنان مستندهای خوبی ساخته شود که حتی شبکه‌هایی که حامی مقاومت نیستند آنها را بخرند و پخش کنند. برای هر عملی که می‌خواهد صورت بگیرد باید علاوه بر ایده و طرح و بودجه و... یک پیوست فرهنگی-رسانه‌ای وجود داشته باشد که جای این پیوست در کارهای جبهه مقاومت خالی‌است.
 80ماه است که جایش خالی است. هر کسی هر کار رسانه‌ای می‌کند، با دغدغه خودش می‌کند اما بر اساس پیوست عمل نمی‌کند. پیوست به ما می‌گوید که اکنون در تلویزیون، فضای مجازی، اخبار، خطابه و... نیاز به چه عملیات رسانه‌ای داریم. اگر این پیوست وجود داشت، اکنون درصد کسانی که در داخل و خارج از مرزهای ما با جبهه مقاومت همراهند بیشتر بود. متاسفانه روش‌های نوین تاثیرگذاری بر مخاطب را بلد نیستیم و کسانی را هم که بلد هستند به حاشیه راندیم.

 

captcha
شماره‌های پیشین