361
دوشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۹۶
8

خبر

گزارش «صبح نو» از تدارک ویژه مشهدی‌ها برای پذیرایی از عزاداران رضوی

ایران به دور مرقد تو می‌کند طواف

نقاره خانه، دوماه است که به سنت همه ساله، تعطیل شده است و به احترام روزهای عزاداری محرم و صفر، نوای روح بخشش را نمی‌شود شنید. درست مثل پرچم سیاه روی گنبد طلایی که با آغاز محرم، جای پرچم سبز را گرفته و بیرق عزایی شده است هم رنگ پیراهن‌های مشکی آنانی که این پایین، در صحن‌های گوناگون حرم مطهر، دسته‌های عزاداری به‌راه‌انداخته‌اند. این روزها و شب‌ها، مشهد پذیرای میلیون‌ها عزادار از زائران و مجاوران امام هشتم بود که آمده بودند تا در عزای «غریب الغربا» بر سر و سینه بزنند و شور عزاداری را به تصویر بکشند. مشهدی‌ها البته در مهمان نوازی از عزاداران خورشید خراسان هم، سنگ تمام گذاشتند تا خاطره روزها و شب‌های بی نظیر آخر ماه صفر در مشهد، این بار هم تکرار شود.

صبح نو

گزارش «صبح نو» از تدارک ویژه مشهدی‌ها برای پذیرایی از عزاداران رضوی

ایران به دور مرقد تو می‌کند طواف

نقاره خانه، دوماه است که به سنت همه ساله، تعطیل شده است و به احترام روزهای عزاداری محرم و صفر، نوای روح بخشش را نمی‌شود شنید. درست مثل پرچم سیاه روی گنبد طلایی که با آغاز محرم، جای پرچم سبز را گرفته و بیرق عزایی شده است هم رنگ پیراهن‌های مشکی آنانی که این پایین، در صحن‌های گوناگون حرم مطهر، دسته‌های عزاداری به‌راه‌انداخته‌اند. این روزها و شب‌ها، مشهد پذیرای میلیون‌ها عزادار از زائران و مجاوران امام هشتم بود که آمده بودند تا در عزای «غریب الغربا» بر سر و سینه بزنند و شور عزاداری را به تصویر بکشند. مشهدی‌ها البته در مهمان نوازی از عزاداران خورشید خراسان هم، سنگ تمام گذاشتند تا خاطره روزها و شب‌های بی نظیر آخر ماه صفر در مشهد، این بار هم تکرار شود.

روزها و شب‌های آخر ماه صفر، برای مشهدی‌ها روزها و شب‌های دیگری‌اند. ساعت‌ها و دقیقه‌هایش با همه ساعت‌ها و دقیقه‌های سال فرق می‌کنند. شهر، سیاهپوش است و میزبان چشم‌ها و گونه‌های خیسی که پیاده یا سواره، از دور و نزدیک خود را به این شهر می‌رسانند تا عزادار«چهل و هشتم» و پس از آن، سالروز شهادت امام رضا ؟ع؟ را در حرم مطهر آن حضرت باشند.

مشهد پایتخت زمین
اهالی مشهد هم البته رسم مهمان نوازی را خوب به جا می‌آورند. از موکب خانوادگی «معین الضعفا» در «تپه سلام» جاده نیشابور به مشهد که چهارسال است با همت زن و شوهری پرشور، اهالی یک خانواده را دور هم جمع کرده است و از زائران پیاده و سواره پذیرایی می‌کند تا خستگی راه را از تن به در کنند، تا بروبچه های محصل مشهدی که با کمک معلمانشان ایستگاه واکس صلواتی در خیابان «نواب صفوی» مشهد به پا کرده‌اند تا گرد سفر را با دستان کوچکشان از کفش‌های زائران امام رضا ؟ع؟ پاک کنند.
مراسم حرم هم دست کمی از این ماجرا ندارد. از اجتماع سه هزار خانواده شهید در حرم مطهر رضوی که همه‌شان، جگرگوشه‌هایشان را تقدیم کرده‌اند و حالا آمده‌اند تا یاد عزیزانشان را زنده نگه دارند، تا مراسم شام غریبانی که ضیافت شمع‌های روشن و دل‌های شکسته پیر و جوان است برای غربت غریب خراسان.
اینجا و در این روزها و شب‌های پایانی دوماه عزاداری، همه چیز عادی و دوست داشتنی است. راه‌بندان‌های معابر نزدیک حرم، خیابان‌هایی که تا شعاع یکی دو کیلومتری، برای تردد زائران و دسته‌های عزاداری قرق شده‌اند و حتی صدای طبل‌ها و بلندگوهایی که در خیابان‌های منتهی به حرم، لحظه‌ای قطع نمی‌شوند.
حرکت دسته‌های عزاداری بدون توقف، از اذان صبح تا نیمه شب از خیابان‌های منتهی به حرم تا صحن‌های مختلف ادامه دارد و صدای مشترک همه ساعت‌های این روزها و شب‌های مشهد، نوای «رضا جانم رضا جان» است که لابه‌لای نوای طبل‌ها و سنج‌ها و زنجیرها و سینه زنی‌ها به گوش می‌رسد.
جالب این که نه تنها کسی اعتراضی هم نمی‌کند، بلکه همه با اشتیاق نظاره گر جمعیت عزاداران هستند که چون رودخانه‌ای پرخروش به صحن‌های بزرگ حرم امام رضا ؟ع؟ سرازیر می‌شوند و پرچم‌های سبز و سیاه و قرمزشان را به اهتزاز در می‌آورند تا شکوه عزاداری‌شان دوچندان شود.
اوج این شکوه را می‌توان در شب و روز سالروز شهادت امام رضا ؟ع؟ دید. جایی که هرگوشه ای از حرم را نگاه می‌کنی، نماینده‌ای از یک گوشه وطن را می‌بینی. از زائران پیاده شهرهای بیرجند و قاین و بجنورد و شهرهای شمالی کشور گرفته تا یزدی‌ها که همیشه حضور پررنگی در مراسم آخر ماه صفر در مشهد دارند و البته آذری‌زبانانی که با نوای معروف عزاداری پرشورشان برای سیدالشهدا؟ع؟، یعنی «شاخسی واخسی» چشم‌ها را به خود خیره نگاه می‌دارند. دسته‌های عزاداری که یکی یکی وارد صحن انقلاب می‌شوند، می‌توانی ببینی که انگار همه ایران به طواف این حرم آمده‌اند. بیرق‌ها و پرچم‌های بزرگی که نام هیات عزاداری و شهرشان را روی آن نوشته‌اند، به اهتزاز درمی آید. هرکس برای عزاداری رسمی خاص دارد. از آنانی که زنجیرها را با نظم خاصی چهارضرب روی شانه‌ها می‌کوبند تا آذری‌هایی که دور هم حلقه می‌زنند، یکی از دستانشان را روی شانه همدیگر می‌گذارند و با نوای روضه خوان، خم می‌شوند و دست دیگر را روی ران می‌کوبند و دم «شاه سلام علیک» را با صدای بلند و لهجه غلیظ تکرار می‌کنند. حال و روز گوشه نشستگان هم دیدنی است. درست مثل پیرزنی که در دهانه ورودی صحن، خیره شده به پنجره فولاد و با صدایی لرزان با گویش لری از خدا می‌خواهد که به حق امام رضا، دختر بیمارش را شفا بدهد و آن‌قدر بلند و حزین ناله می زند و اشک می‌ریزد که دور و بری‌هایش را منقلب کرده است. یا مثل زن و شوهر نه چندان جوانی که با چشمانی بادامی و خیس، نزدیک اسفنددان یکی از خادمان ایستاده‌اند و نوزاد کوچکشان را روی دست گرفته‌اند. مرد با همان لهجه محلی خودش «ممنونتم آقا» می‌گوید و زن اشک می‌ریزد و از لابه‌لای زمزمه‌های قاطی گریه‌شان می‌فهمی، این بچه حاصل نذر و نیاز در همین بارگاه بوده است و حالا آمده‌اند برای تشکر.
جدای از مراسم مردمی اما، شب شهادت امام رضا ؟ع؟ برای خادمان آستان قدس رضوی هم رنگ و بوی دیگری دارد. اینجا، مراسمی برگزار می‌شود که فقط دو شب در سال خواهد بود. یکی شب عاشورا و دومی هم شب شهادت امام رضا ؟ع؟ شرکت در مراسم «خطبه خوانی» آرزوی همه خادمان این آستان است. آرزویی که باید مثل هرچیز دیگر در این آستان، قسمتت باشد.
خطبه خوانی شب شهادت
از عهد صفویان که مراسم برگزار شده در حرم مطهر رضوی، رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفت، پای «خطبه خوانی» هم به مراسم رسمی حرم باز شد. مراسمی سنتی آیینی که حالا حدود 5 قرن است که برگزار می‌شود.
مراسم خطبه خوانی شب شهادت، تنها دو شب در سال برگزار می‌شود. شب عاشورا و شب شهادت امام رضا ؟ع؟. در این آیین که هرسال با حضور خادمان کشیک همان روز منتهی به شب شهادت برگزار می‌شود، خادمان با لاله گردانی، روشن کردن شمع، قرائت قرآن،خطبه خوانی و عرض تسلیت به تولیت رسمی آستان قدس، سنتی دیرین را به جا می‌آورند.
برای  برگزاری آیین خطبه خوانی، از دقایقی پیش از طلوع آفتاب، صحن انقلاب اسلامی یا همان صحن عتیق، از حضور زائران خالی می‌شود و خادمان آستان قدس با ایستادن دورتا دور صحن، شمع‌های روشن را در طول مراسم در دست می‌گیرند. دونفر از بزرگان هرگروه از خادمان نیز چند قدم جلوتر می‌ایستند تا کسوت و احترام در این آیین نیز رعایت شود.
 قرائت قرآن، سخنرانی تولیت آستان قدس رضوی، مداحی دلنشین با متن تقریباً واحد و با سه زبان فارسی، آذری و عربی نیز از برنامه‌های این مراسم است. خطبه خوانی سنتی شب شهادت نیز با حضور یکی از خادمان پیشکسوت انجام می‌شود. مراسمی که بدنه اصلی این آیین را تشکیل می‌دهد و به همین منظور، جایگاه خطبه خوان در میانه صحن انقلاب، او را از سایر خادمان متمایز می‌کند.
شاید جالب‌ترین نکته در سخنرانی تولیت آستان قدس رضوی، اشاره ظریف او به حادثه تلخ سال گذشته برای زائران حرم رضوی بود. آذری‌هایی که هرسال، سهم عمده‌ای در مراسم عزاداری سالروز شهادت امام رضا ؟ع؟ در مشهد دارند و هرجای مشهد که باشی، دسته‌ای از آذری زبانان عزادار و دوستدار اهل بیت را می‌بینی. داغداران زلزله غرب کشور هم سهم خاصی در سخنرانی بالاترین مقام رسمی آستان قدس رضوی داشتند.
حجت الاسلام رئیسی، ابتدای سخنانش را با این جمله‌ها آغاز کرد:« یاد آذری زبانان عزیزی که سال گذشته در حادثه دلخراش قطار مسافربری تبریز-مشهد جان خود را از دست دادند و همچنین هموطنان گرامی که در حادثه زمین لرزه غرب کشور جان باختند، گرامی داشته و علوّ درجات، آمرزش و رحمت واسعه را برای آنان از پیشگاه الهی مسئلت دارم.»
حضور پررنگ آذری زبانان را نه فقط در سخنرانی مراسم خطبه خوانی، که در جای جای حرم هم می‌توان دید. روشن‌ترین نمونه‌اش هم بنر بزرگ و سیاه رنگی است که شعار آذری زبانان را در خود جای داده و در یکی از ورودی‌های صحن انقلاب خودنمایی می‌کند:
« بو مملکتون سرور و سالاری رضا دی» و چقدر این شعار، قشنگ حرف دل همه مردم را زده است:«سرور و سالار این سرزمین، امام رضاست.»
این را به هر زبانی که بخوانی، حرف دل مردم است. مردمی که حدود دوماه، برای اهل بیت و شهدای کربلا عزاداری کرده‌اند، به سر و سینه زده‌اند و حالا آمده‌اند در آخرین شب عزاداری‌ها، «برات» و «پاداش» شان را از خدا و در بارگاه ملکوتی امام هشتم طلب کنند.

پایان خوش
پایان بخش این مراسم نیز، عزاداری «شام غریبان» امام رضاست. پیشوایی که به «غریب الغربا» معروف است؛ اما با این سیل زائران و قلب‌های سرشار از محبت و شمع‌های روشن، نشانه‌ای از غربت صاحب این بارگاه نمی‌بینی؛ چرا که همه قلب‌ها به این سمت متمایل شده‌اند.
شاید به همین خاطر باشد که در شلوغ‌ترین روزها و شب‌های مشهد، هیچ کس به دیگری اعتراض نمی‌کند. هیچ کس از دوری راه و پیاده روی‌های نیم‌ساعته و یک ساعته تا حرم مطهر، شاکی نمی‌شود و هیچ کسی، سروصدای دسته‌های عزاداری را مزاحمتی برای خود نمی‌بیند.
اینجا و در این روزها و شب‌ها، همه راه‌ها به قلب مشهد که نه، به قلب ایران ختم می‌شود؛ جایی که نگین انگشتری این سرزمین را در خود جای داده است.  از صبح امروز اما، مشهد حال و هوای دیگری می‌گیرد. پرچم سبز منقش به نشان آستان قدس رضوی، دوباره جای پرچم سیاه عزا را می‌گیرد و نقاره زنان، دوباره لحظاتی قبل از طلوع آفتاب به نقاره خانه می‌روند تا صدای روح بخش و خاطره انگیز طبل و نقاره، دوباره و هرروز در حرم مطهر، طنین انداز شود.
آمدن «ربیع الاول» انگار نشانه‌ای است برای همه آنانی که پس از دوماه عزاداری، دوباره دل‌هایشان را آماده اعیاد این ماه می‌کنند و منتظر گرفتن اجر و مزد این عزاداری‌اند و برای گرفتن این اجر و پاداش، چه جایی بهتر از قلب ایران در خراسان؟

 

captcha
شماره‌های پیشین