361
دوشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۹۶
7
گفت‌و‌گوی «صبح نو» با نخستین کسی که به مناطق زلزله‌زده رسید

چادرها کفاف شب‌های سرد را نمی‌دهند

او ساعت یک بامداد به روستاهای زلزله‌زده رسیده! شاید همین جمله بهترین تعریف باشد از سردار «محمدنظر عظیمی». مرد مو سپیدی که حالا یک سالی از اعطای حکم سرتیپ تمامی‌اش توسط فرمانده کل قوا می‌گذرد و حالا در نخستین سالی که نشان جدید بر شانه‌هایش نشسته است، پنجه انداخته در پنجه بحران بزرگی به‌نام زلزله.

زلزله؛ معبری برای حل برخی مسائل

جوابیه

پاسخ آموزش و پرورش خوزستان به گزارش کلاس‌های پارچه ای

صبح نو

زلزله؛ معبری برای حل برخی مسائل

1-زلزله غرب کشور خیلی چیزها را لرزاند. از دل‌ها و زبان‌ها تا سازمان‌ها و جریان‌ها. در این میان، بهتر است به جای بازی‌های سیاسی که هیچ آورده‌ای برای ما جز اتلاف عمر ندارد؛ درس‌های لازم را از این حادثه و پیامدهای آن بگیریم تا در صورت مواجه شدن با حوادث مشابه، نقاط ضعف ما کاهش پیدا کند. به عبارت دیگر ای‌کاش نگاه‌مان به این زلزله به مثابه معبری باشد که برخی مسائل و مشکلات کشورمان به صورت ریشه‌ای و بنیادین حل شود.
2-یکی از موضوعاتی که امروزه در جامعه مطرح می‌شود این است که چرا اینقدر نهادهای موازی (اعم از نهادهای رسمی و غیررسمی، شخصیت‌های محبوب و غیرمحبوب و...) در فضای مجازی و حقیقی زیاد شده است و هر یک به نحوی کاری را انجام می‌دهند که در ساختار رسمی حاکمیت، برای آن متولی در نظر گرفته شده است.
3-یکی از دلایل ظهور زیادی از نهادها و افراد، عدم تعریف و سازماندهی نحوه ارتباط میان مردم و حاکمیت در اداره کشور- به ویژه در حوادث غیرمترقبه- است. مردم به درستی نمی‌دانند یا به درستی مشخص نشده است که چه وظایفی بر دوش دارند؟ آیا صرف ناراحت شدن و حضور در سازمان انتقال خون کفایت می‌کند؟ آیا تأمین مایحتاج اولیه آسیب‌دیدگان جزء وظایف حاکمیت است یا مردم هم باید مشارکت داشته باشند؟ میزان این مشارکت چگونه است؟ از سوی دیگر مشخص نیست وظیفه نهادهای رسمی و حاکمیتی و حتی شیوه ارتباطی این نهادها با یکدیگر چگونه است؟ در موقع بحران کدام نهاد یا فرد فرمانده عملیات است؟ آیا همه باید زیر نظر سازمان مدیریت بحرانی باشند که خودش زیر نظر وزارت کشور است یا هر کسی به صورت خودمختار عمل می‌کند؟ لازم است تدبیری اندیشیده شود تا هم نحوه و میزان مشارکت و ارتباط مردم با نهادهای رسمی در این گونه حوادث مشخص و هم نحوه ارتباط افقی، سلسله مراتبی و شبکه‌ای نهادهای حاکمیتی- اعم از دولتی، نظامی و...- با یکدیگر به صورت واضح و روشن معلوم شود.
4-شاید بتوان گفت یکی دیگر از دلایل ازدیاد نهادها و افراد در جمع آوری کمک‌های مردمی، عدم شفافیت یا ضعف پاسخگویی در سازمان‌های امدادی مانند هلال احمر است. تا آنجا که به خاطر داریم، هیچ گاه نهادی مانند هلال‌احمر یا .... گزارشی از میزان کمک‌های نقدی و غیرنقدی مردم به این حادثه یا حوادث مشابه اعلام نکرده و پاسخگو نبوده که با این مبالغ چه کارها و فعالیت‌هایی انجام شده و چه کارهایی باقی مانده است؟ مدام گفته می‌شود ما به پتو، چادر و... نیازمندیم ولی هیچ‌گاه نمی‌گوید چه میزان کمک نقدی در حساب 99999 از سوی مردم واریز شده است. محل بحث این نیست که خدای نکرده از این حساب‌ها سوء استفاده شده باشد که اصلاً در نظر و هدف نگارنده این نیست؛ موضوع و هدف این است که باید به صورت شفاف به مردم گزارش ارائه شود تا میزان اعتماد و اطمینان مردم افزایش یابد. یقیناً هر یک از نهادها، شخصیت‌ها و سایر افرادی که در این زمینه فعالیت می‌کنند اگر گزارشی از نحوه عملکرد و میزان کمک‌های دریافتی ارائه نکنند و در مقابل دریافتی‌ها، پاسخگو نباشند؛ بعد از مدتی با چالش عدم اعتماد مواجه خواهند شد و پیامد این عدم اعتماد، روی آوردن مردم به نهادهای موازی و رقیب است.
5-به طور خلاصه می‌توان گفت در کنار همه درس‌هایی که این زلزله می‌تواند برای ما داشته باشد- از حوزه مهندسی گرفته تا اخلاق سیاسی- به سه مساله می‌توان به صورت ویژه توجه کرد: 1- لزوم تعریف و تعیین چگونگی و میزان ارتباط و مشارکت مردم در زمان وقوع اینگونه حوادث. 2- لزوم بازطراحی دقیق روابط (به ویژه سلسله مراتبی) و جایگاه نهادهای حاکمیتی برای مدیریت این حوادث. 3- شفافیت و پاسخگویی نهادها و سازمان‌های امدادی حاکمیتی (به ویژه در بخش کمک‌های نقدی) برای افزایش اعتماد مردم.

  یادداشت
  دکتر مهدی مولائی آرانی
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

 

captcha
شماره‌های پیشین