358
سه شنبه، ۲۳ آبان ۱۳۹۶
7
گفت و گوی «صبح نو» با دکتر فریده حمیدی درباره بایسته‌های رفتاری پس از وقوع مصیبت

مراقب زلزله‌های رفتاری باشیم

ایران کشور زلزله‌خیزی است و طبق آماری که هر روز از طرف سازمان زلزله‎نگاری منتشر می‏شود، در روز هزاران ریز زلزله و پس‌لرزه زیر پای ایرانیان را می‏لرزاند. حال زلزله بزرگی با وسعت زیاد رخ داده است، زلزله‌ای که نیمی از ایران را به لرزه انداخت.

قاب‌های ضدزلزله

میان عکس‌های غمناک و دردآور زلزله یکشنبه شب کرمانشاه که بسیاری از هموطنانمان را داغدار کرد، قاب‌هایی هم وجود دارند که بذر امید را در دل زنده نگه می‌دارند و لبخندی هرچند کمرنگ روی لب‌ها می‌نشانند. لبخندی که نشانه همدلی و امیدواری به فرداهای بهتر و روشن است. چند تا از ماندگارترین قاب‌های زلزله اخیر را در ادامه ببینید.

اسقاط ۲۵ هزار خودرو در شهریور ماه

صبح نو

گفت و گوی «صبح نو» با دکتر فریده حمیدی درباره بایسته‌های رفتاری پس از وقوع مصیبت

مراقب زلزله‌های رفتاری باشیم

ایران کشور زلزله‌خیزی است و طبق آماری که هر روز از طرف سازمان زلزله‎نگاری منتشر می‏شود، در روز هزاران ریز زلزله و پس‌لرزه زیر پای ایرانیان را می‏لرزاند. حال زلزله بزرگی با وسعت زیاد رخ داده است، زلزله‌ای که نیمی از ایران را به لرزه انداخت.

خانم دکتر فریده حمیدی دانشیار روان‌شناسی دانشگاه رجایی است. دکتر اصغر کیهان‌نیا نیز روان‌پزشک است. زلزله در کسری از ثانیه اتفاق می‏افتد و در این چند ثانیه ممکن است، خانه و خانواده‎ای را ویران کند، از همان ابتدا وقوع این اتفاق می‌تواند برای فرد بازمانده که تمام خانواده و اموال خود را ازدست‌داده، غیرقابل‌تحمل باشد.

با سرعت نور
 حمیدی در گفت وگو با روزنامه صبح نو درباره
تسلی دادن به خانواده‌های داغ‌دیده توضیح می‎دهد: «اگر ما افرادی را که در این حوزه در ارتباط هستند، طبقه‎بندی کنیم. یک گروه از افرادی که ارتباط مستقیم با آسیب‌دیدگان دارند و مانند همسایگان، خویشاوندان و یک گروه از افرادی که در همان‎جا جز مصدومان هستند. اگر این طبقه‏بندی را داشته باشیم. برای هر یک از این‌ها باید یک شرح وظایفی را در شرایط بحران تعریف کنیم. به‌عنوان‌مثال برای همسایگان و نزدیکان، یکی از سنگین‏ترین رسالت‏ها بر روی دوش آن‏هاست. دلیلش هم واضح است. چون‌که خود مصدومان و داغدیدگان با آن‏ها بیشتر احساس نزدیکی می‏کنند. آن‏ها بیشترین همدلی و همدردی را می‏توانند داشته باشند و این‌طور هم نیست که همه‌چیز مادیت باشد. هر کسی در حد توانش با همدلی عاطفی می‌تواند بسیار اثرگذار باشد تا بتواند مثلاً بخشی از خانه خود را در اختیار آنها قرار دهد. به هر حال این یک مقدار زمان می‏برد تا دولت تسهیلات را برای آسیب‌دیدگان فراهم کند. این‌که تا یک حدی به خانه و زندگی قبلی خود برگردند. این شرایط گذر از یک بحران به شرایط جدید، نزدیکان بیشترین کمک‎کنندگان هستند.» کیهان‏نیا درباره مواجه شدن با آسیب‌دیدگان نیز در گفت وگو با روزنامه صبح نو موضوع را از جنبه دیگری بررسی می‌کند: «نقش روان‌شناس و مشاور در این بحران می‌تواند کمک‏کننده باشد. کسی که در زلزله آسیب‌دیده و تمام اموال خود را ازدست‌داده است، حالت خوبی ندارد. بنابراین روان‌پزشک می‌تواند به او آرامش دهد، با او صحبت کند و او را از واقعیت تلخی که اتفاق افتاده ولی کسی مسوول آن نبوده،آشنا کند و برای او توضیح دهد. به او توضیح دهد که کسی این کار را نکرده است تا کسی از آن ناراحت باشد و قبول کند که این یک واقعیت تلخ است  دست طبیعت است. بعد از مدت زمانی آسیب‌دیدگان با واقعیت آشنا می‎شوند و با واقعیت کنار می‏آیند.‏» دانشیار روان‌شناسی دانشگاه رجایی درباره گروه‏هایی بعدی نیز توضیح می‌دهد: «گروه بعدی، گروه متخصصان هستند. این گروه دامنه گسترده‏ای دارند. از روان‌شناسان، جامعه‏شناسان، معلمان بچه‏های آسیب‎دیده، پزشکان و پرسنلی که در بیمارستان کار می‏کنند، هریک از آن‏ها به نوعی می‌توانند به مصدومان کمک کنند و نکته‏ای که وجود دارد، نباید منتظر باشند که دیگران به آنجا بیایند تا از آن‏ها کمک بخواهند. داوطلبانه باید خود اقدام کنند در قالب یک کار گروهی، در قالب خدمات تیمی با هم همکاری داشته باشند، از مددکار اجتماعی تا متخصص روان‌پزشک، همه باید به‌صورت تیمی به خانواده‏ها توجه داشته باشند.» حمیدی رسالت مهم دیگری را که بر روی دوش دولتمردان است، ذکر می‌کند. او معتقد است: «همان‌طوری که ما در زمان‏هایی باید مالیات ‏بدهیم، الآن بهترین زمانی است که مردم بیشترین اعتماد را به دولتمردان پیدا می‏کنند. مردم باید ببینند که به ازای مالیات‌هایی که می‏دادند، در شرایط بحران هم دولت به آن‏ها کمک می‏کند. هرگونه تأخیری در رساندن نیازهای مالی و کمک‎های استراتژیک به آسیب‌دیدگان، می‌تواند ناامیدی را به وجود بیاورد و شکاف‎ها را گسترده‏تر کند. بنابراین چه قدر خوب است که دولت سرعت واکنش خود را بالا ببرد.» اصغر کیهان‏نیا نیز مهم‌ترین نقش را نقش دولت می‏داند. او توضیح می‌دهد: «اگر مسوولان و کسانی که در این زمینه فعالیت می‏کنند، فعالیت کافی داشته باشند و مردم به این نتیجه برسند که مسوولان حامی آن‏ها هستند، آن موقع متخصصان، مانند روان‌پزشکان، مردم و دولت می‎توانند باهم مشکل را حل کنند.»

خلأ رسانه‏ای
در این یکی دو روزه، رسانه‏ها و شبکه‏های مجازی بیش از پیش فعالیت کردند و در کسری از ثانیه اخبار مربوط به آسیب‌دیدگان را انتشاردادند. فریده حمیدی درباره رسالت رسانه‏ها در مواجه با زلزله و آسیب‌دیدگان توضیح می‌دهد: «در لحظه‏ای که زلزله آمد، در آن لحظه، رسانه محلی برنامه عادی خود را قطع نکرده است. این برای مردم سنگین است. در لحظه‏ای که بیشترین اطلاع‏رسانی باید انجام شود و بایستی برنامه‎ها از حالت عادی خارج شوند. هنوز رسانه ملی ما به آن درجه از نگاه حرفه‌ای نرسیده است که باید در شرایط بحران برنامه‎های خاص استمرار داشته باشند. مردم انتظار دارند که به آنان خبر داده شود. از این تکنولوژِی به نحو احسن باید استفاده کرد. عملاً این اتفاق نیفتاده است. خیلی از مردم دوست دارند که کمک کنند، باید جاهایی را که وجود دارند معرفی کند. اگر مدیریت بحران وجود داشته باشد، این انرژِ‏ی‏های سرگردان، این اطلاعات سرگردان را به موقع سازماندهی می‌کند. شبکه‏های اجتماعی از این خلأها می‌توانند شایعه بسازد، می‌تواند بیم و امید مردم را تغییر دهند. چقدر خوب است که از این لحظه‏ها هم برای آموزش استفاده شود و هم برای توزیع بهتر خدمات و هم برای اطلاع‎رسانی.» کیهان‏نیا معتقد است که در زمینه زلزله و بلایای طبیعی، رسانه، نقش بسزایی دارد. او درباره نقش رسانه‌ها نیز توضیح می‎دهد: «باید کمک کنند. به‌جای این‌که به دنبال نقاط ضعف باشند، کسانی را  که کمک می‏کنند تشویق کنند، خود فاجعه را بزرگ نشان دهند. به مردم و دیگران کمک کنند تا مشکلات حل شود.»

همدلانه و آموزش‎دهنده
 دکتر حمیدی درباره نقش رسانه‏ها نیز توضیح می‎دهد: «مرحله اول همدلی و همدردی مردم باید وجود داشته باشد. رسانه باید یک روبان سیاه در همه برنامه‏هایش بزند. وقتی یک استان از ایران داغدار است، همه ملت داغدارند. این اتفاق در تلویزیون نیفتاده است. تلویزیون برنامه‏های عادی خود را پخش می‏کند. در حال حاضر اعلام شده است که 400 نفر کشته شده‎‎اند. این آمار، آمار بالایی است. ما نمی‏توانیم بگوییم که رسانه ملی باید برنامه‏اش شبیه به روزهای عادی باشد. این یعنی همدلی و همدردی. اول باید از رسانه ملی و بعد از مردم شروع شود. رسانه القاکننده احساسات مردم است. مردم از طریق شبکه‏های اجتماعی رنجیده‌خاطر شده‎اند باید از این احساسات برای آموزش استفاده شود. دانشیار روانشناسی دانشگاه رجایی درباره ادبیات رسانه‎ها نیز توضیح می‌دهد: «ادبیات ما بایستی آموزشی و به نوعی آموزنده باشند. به دلیل این‌که از این بحران باید به نوعی گذر کنیم. ما باید از لغات درستی استفاده کنیم. در بعضی از کلیپ‏ها از لغات نامناسبی استفاده شده است. از لغات عبرت استفاده شده است. این ادبیات درستی نیست. مردمی که خود داغدار هستند، با این لغات و از این ادبیات چیزی به آن‏ها اضافه نمی‏شود. به‌جز اینکه ادبیات ما با مواجهه با آسیب‌دیدگان همدلانه باشد، باید آموزشی هم باشد. به این معنی که نوع ساختمان‌سازی ما استاندارد نیست. در کتب درسی ما قابلیت‏های درسی ما مواجهه با بحران، زلزله و مشکلات دیگر ایجاد نشده است، به‌عنوان سبک زندگی. این‎ها باید ادبیات ما باشد. اگر این اتفاق هم برای ما افتاده بود، آیا دوست داشتیم این‌طور تحلیل شود که ما گناه کردیم بنابراین این اتفاق افتاده‎است؟ این نوع تحلیل‏ها بیشتر آسیب می‏رسانند.»

captcha
شماره‌های پیشین