357
دوشنبه، ۲۲ آبان ۱۳۹۶
12

خبر

دکتر آزاد ارمکی در نشست «جامعه، علم و علوم اجتماعی کاربردی»عنوان کرد:

بدلکاران اجتماعی به جای جامعه‌شناسان

نشست «جامعه، علم و علوم اجتماعی کاربردی» روز شنبه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با سخنرانی دکتر تقی آزاد ارمکی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران برگزار شد.

صبح نو

دکتر آزاد ارمکی در نشست «جامعه، علم و علوم اجتماعی کاربردی»عنوان کرد:

بدلکاران اجتماعی به جای جامعه‌شناسان

نشست «جامعه، علم و علوم اجتماعی کاربردی» روز شنبه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با سخنرانی دکتر تقی آزاد ارمکی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران برگزار شد.

دکتر آزاد ارمکی وضعیت علوم اجتماعی در ایران را با عنوان «پایان‌یافتگی پیش از شروع» توصیف کرد و بر اهمیت تاریخ علم، پیش از علم تأکید کرد و گفت: علم مدرن در جهان غرب پیش از شکل‌گیری، با تلاش درباره تاریخ علم همراه بوده است. در تاریخ علم، متفکر تربیت می‌شود و گفتمان شکل می‌گیرد و روش‌شناسی به وجود می‌آید. ما در ایران چیزی به نام تاریخ علم و تاریخ فلسفه اسلامی و تاریخ جامعه‌شناسی نداریم. ما نمی‌دانیم انقلاب اسلامی، مشروطه و... در ظهور تفکر اجتماعی معاصر چه نقشی داشته است. پیشنهاد من این بوده است که ما به‌جای اینکه جایی را بازکنیم و عده‌ای را برای حل مسأله جمع کنیم، تلاش کنیم آنچه را انجام شده است تاریخ مند کنیم. وگرنه باید مقالات متفرقی چاپ کنیم و آدم‌هایمان برای اینکه ایده‌هایشان را در دنیا معرفی کنند باید از کشور خارج شوند و ایده‌هایشان را عرضه کنند.آزاد ارمکی گفت: از جریان‌های امروز در فضای علم، علوم اجتماعی اسلامی، علوم اجتماعی کاربردی، علوم اجتماعی معطوف به زندگی روزمره و علوم اجتماعی عامه‌پسند است. همه این‌ها نوعی اعتراض و مقاومت در برابر جریان علوم اجتماعی آکادمیک است.او به تلاش‌های صورت گرفته در آمریکا و انگلیس و کانادا برای تولید علوم اجتماعی مسیحی و «استفاده» از علوم اجتماعی اشاره کرد و گفت: همین اتفاق در جامعه ایرانی افتاده است.
اگر بپذیریم علوم اجتماعی خودش هویت و تاریخ دارد، نوع برخورد ما استفاده از علوم اجتماعی نخواهد شد بلکه به دنبال علوم اجتماعی متناسب با جامعه خودمان خواهیم بود.او ادامه داد: اساساً علوم اجتماعی کاربردی متعلق به آمریکاست و در فرانسه و آلمان این بحث وجود ندارد. آمریکایی‌ها با یک چاقو جامعه‌شناسی را به دو دسته محض و کاربردی تقسیم می‌کنند. این اشتباه، نفس علوم اجتماعی آمریکایی را گرفته است. این اشتباه در جامعه ایرانی هم افتاده است. دغدغه علوم اجتماعی آمریکایی صنعت و شهر و توسعه است و دغدغه اروپایی‌ها جامعه مدنی و دموکراسی. دلیل این امر وارداتی بودن علوم اجتماعی در آمریکاست. هابرماس درعین‌حالی که خود در فضای جامعه اروپایی زیست می‌کند، از طرفی هم دغدغه توزیع سرمایه‌داری را دارد و هم دغدغه پیدایش حوزه عمومی. آنجاهایی که متأثر از پارسونز است دچار نگاه بدی است و دچار همین نگاه دوگانه کاربردی و محض می‌شود.او به یک استثنا در جامعه‌شناسی آمریکایی به نام مکتب شیکاگو اشاره کرد و گفت: مکتبی که بدون دغدغه توضیح پیرامون چگونگی پیدایش سرمایه‌داری و در کنار آن حوزه عمومی، نحوه عمل و زیست جامعه مدرنی به نام جامعه شیکاگو که سرمایه‌داری در آن بیشترین حضور را دارد، توضیح می‌دهد. در جامعه‌شناسی شیکاگویی آسیب‌شناسی نیز انجام می‌شود اما متفاوت از شیوه هابرماس و مکتب کلمبیاست. به‌جز مکتب شیکاگو که استثناست، باقی جامعه آمریکا همان نگاه و زیست دوگانه را به جامعه‌شناسی دارند.تقی آزاد ارمکی سپس گفت: چون نتوانسته‌اند تناقض آزادی‌خواهی و دموکراسی با سرمایه‌داری و شهری شدن را حل کنند، شروع کردند به چاقو زدن و دوپاره کردن علوم اجتماعی. یک دسته جامعه‌شناسی‌ای را دنبال کردند که به توضیح ساختارها می‌پردازد و دسته دیگر هم به توضیح آسیب‌ها.او درباره ریشه شکل‌گیری علوم اجتماعی کاربردی در ایران گفت: با مرور کلی‌ای که به این مسأله داشته‌ام به این نتیجه رسیده‌ام که مؤسسان جامعه‌شناسی در ایران اصلاً با نگاهی که ما امروز داریم به این علم نگاه نکرده‌اند. حتی کسی مثل نراقی هم این کار را نکرده است. امروز در جامعه ما چون این بحث مطرح می‌شود که جامعه‌شناسی علمی غربی است، صحبت از جامعه‌شناسی ایرانی و کاربردی می‌شود. شریعتی و سروش از کسانی هستند که این نوع حمله را به جامعه‌شناسی کرده‌اند. همچنین کسانی چون شایگان، آل احمد، مطهری و ...
 این دست بحث‌ها آشوب و نابسامانی به وجود آورده است. البته من نمی‌گویم علوم اجتماعی مال ماست و ما آن را ساختیم. من علوم اجتماعی را معرفتی جهان می‌شناسم که متفکران جامعه جهانی در ساخت آن مؤثر بوده‌اند. به همان میزان‌که حافظ پدیده‌ای جهانی است، دورکیم و وبر هم جهانی هستند.آزاد ارمکی افزود: عوامل دیگری هم به شکل‌گیری بحث علوم اجتماعی کاربردی در ایران کمک کرده است. مانند توسعه در ایران، پدیده‌هایی مانند انقلاب و جنگ، تحولات اجتماعی، اقدامات دولت‌ها و جریان‌های سیاسی و درنهایت اقتضائات اجتماعی. درنتیجه پدیده سنجش افکار به‌طورجدی و فراگیر شکل می‌گیرد که تحت عنوان بررسی آسیب‌های اجتماعی وارد جامعه‌شناسی هم می‌شود. در حال حاضر وجه غالب جامعه‌شناسی ایرانی پیرامون آسیب‌های اجتماعی است.او بیان کرد که ما شبیه جامعه آمریکا عمل کردیم و هم در آمریکا و هم در ایران جامعه‌شناسی از بیرون وارد شده و سعی بر کاربردی و بومی شدن شکل گرفته است و ادامه داد: به نظر من صحبت از علوم اجتماعی اسلامی و ایرانی یا علوم اجتماعی کاربردی یک خطای استراتژیک است. ما هر چه بیشتر به این بحث بپردازیم به دوگانه جامعه‌شناسی کاربردی و محض دامن زده‌ایم و منجر به این خواهد شد که وجه علوم اجتماعی محض قوی‌تر، تئوریک‌تر، اینتلکتوال‌تر، رادیکال‌تر و انتقادی‌تر شود و علوم اجتماعی کاربردی کمتر، نحیف‌تر، محافظه‌کارانه‌تر و جزئی‌نگرتر شود. اتفاقی که در جامعه آمریکا افتاد.وی ادامه داد: علوم اجتماعی کاربردی نهایتاً به دانش سیاست اجتماعی منجر نمی‌شود بلکه به سیاست‌گذاری و مهندسی اجتماعی خواهد رسید. باید به دیسکورس‌ها و سؤالات بنیادی علوم اجتماعی برگردیم. دورکیم می‌گوید جامعه‌شناسی آمار اجتماعی، خدمات اجتماعی و سیاست اجتماعی نیست بلکه معرفتی بعد از این‌هاست.
فهم من این است که منظورش این است که جامعه‌شناسی ما را به فهم مسائل اساسی جامعه می‌رساند.تقی آزاد ارمکی عنوان کرد که جامعه‌شناسی بیش از آن‌که غربی باشد جهانی است و بیش از آن‌که استعماری باشد، عقلانی است و گفت: باید از این معارف عقلانی استفاده کنیم تا سؤالات و مسائل اساسی ایران را پیدا کنیم. اگر این روش را دنبال کنیم خواهیم دید که پیدا کردن و حل مسائل اجتماعی ایران بسیار کار آسانی است.وی در انتها گفت: اصحاب جامعه‌شناسی بدلی یا شبه جامعه‌شناسی در ایران وجود دارند که عبارتند از متألهان، سیاستمداران، روشنفکران و مهندسان اجتماعی. این‌ها بدل‌کاران اجتماعی هستند که راجع به تمام مسائل اجتماعی ایران نظر می‌دهند و راه‌حل ارائه می‌دهند. این مسیر ما را به یک جامعه‌شناسی جزئی و رو به افول خواهد برد.

 

captcha
شماره‌های پیشین