354
چهارشنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۶
3
رییس مجلس برای آینده سیاسی‌اش برنامه‌هایی دارد

نظریه فیلسوف

دو روز پیش بود که «بهروز نعمتی» نایب رییس فراکسیون مستقلین در گفت وگو با خبرگزاری «ایلنا» از تلاش خود و چهره‌های دیگر برای تشکیل حزبی با عنوان «معتدلین» خبر داد و گفت که اساسنامه اولیه این حزب تدوین شده است.

میوه‌ای باید می‌رسید تا چیده شود

22 متهم در ارتباط با حادثه تروریستی مجلس دستگیر شدند

صبح نو

میوه‌ای باید می‌رسید تا چیده شود

سخنان جنجالی پسر دکتر محمدرضا عارف چندین ماه پس از انجام آن مصاحبه تصویری در فضای مجازی، با هشتگ ژن خوب برجسته می‌شود و موجی از انتقاد و ابراز تأسف را بر می‌انگیزد. در ادامه، دومینویی شکل می‌گیرد و ذهن جامعه برای شنیدن اخباری از این دست آماده می‌شود. آنقدر مساله بالا می‌گیرد که صداوسیما هم پای کار می‌آید و دو گزارش خبری مفصل در این ارتباط از بخش خبری 20:30 روی آنتن می‌رود. روزی نیست که خبری از تصدی مسوولیت‌های ریز و درشت آقازاده‌های مسوولان در گوشه‌و‌کنار کشور شنیده نشود؛ حتی برخی افراد ذی‌صلاح هم قربانی این موج می‌شوند تا مبادا موج خبری بخوابد. ظاهراً همه چیز درست و عدالتخواهانه و حتی فراجناحی است؛ بسیاری از رسانه‌ها چه اصول‌گرا و چه اصلاح‌طلب پای کار آمده‌اند. اما پسِ ذهن برخی افراد این سؤال شکل می‌گیرد که چرا؟ هدف نهایی موج ژن خوب چیست؟ خیلی ساده‌انگارانه نیست که عارف فقط قربانی اختلافات درون جناحی اصلاح‌طلبان شده باشد؟ موجی که آغازش مردمی نباشد، وهم‌برانگیز و مشکوک نیست؟ لایه‌های پنهان ماجرا کجاست؟ کمی به عقب برگردیم؛ پیش از انتخابات شورای شهر و برای ضربه زدن به اصول‌گرایان، ادعاهایی از رانت‌خواری‌های موجود در شورای شهر و شهرداری تهران در رسانه‌های اصلاح‌طلب داخل و ضد انقلاب خارج منتشر شدند که یکی از آنها به شرکت نوسازی عباس‌آباد تعلق داشت. دو اسم آشنا مطرح شد: فرزند مهندس چمران رییس شورای شهر و فرزند حجت‌الاسلام حجازی از مسوولان ارشد دفتر مقام معظم رهبری؛ اما به‌سرعت نام دوم از تکرار در رسانه‌ها حذف و به همان چمران اکتفا شد. این میوه نارس بود و نباید این سوژه مهم به این راحتی در کوران انتخابات پر خبر در کنار سایر اخبار می‌سوخت؛ در هیچ جنگی گلوله ضدهوایی را خرج نفر نمی‌کنند! آقای نجفی که شهردار شد، همه متفق‌القول بودند که کارنامه اجرایی دکتر محمد‌باقر قالیباف آنچنان پر و پیمان است که رقابت با او و جریان انقلابی حامی او در زمین عمل‌گرایی و کار و خدمت، عملاً ناممکن است. نجفی در جلسه خود با آقای خاتمی به او گفته بود که راهبرد من در شهرداری کار سیاسی است و رقابت اجرایی با کارنامه قالیباف نتیجه‌ای جز شکست برای اصلاح‌طلبان در پی نخواهد داشت. نشستن دو نیم روز در هفته در جلسات هیات دولت برای کسی که بخواهد واقعاً کار کند، آن هم در ابتدای دوره شهرداری سم مهلک است؛ پس هدف روشن است. برگردیم به سوژه و برنامه اتاق فکر در چند لایه آن طرف‌تر؛ آقای محمدحسین حجازی فرزند سیدعلی اصغر حجازی، پیش از این رزومه‌ای دارد که در چند جا تناسبی بین مسوولیت او با سن‌و‌سال و مدرک تحصیلی‌اش نیست اما اکنون در یکی از شرکت‌های ویترینی شهرداری تهران معاون است. وقت رسیدن میوه شده است و حکم مدیرعاملی او با امضای نجفی منتشر می‌شود. لازم نیست به کسی بگویی چکار کند؟ رسانه‌ها و اذهان مردم با هشتگ ژن خوب کاملاً آماده‌اند. کینه قدیمی جریان آقای احمدی‌نژاد از آقای حجازی هم به تقویت موج کمک می‌کند. ظاهر ماجرا هم کاملاً تمییز و عدالتخواهانه است.
کسی دیگر به پاسخ این سؤالات فکر هم نمی‌کند؛
1. چرا تخلفات یا رانت‌های ادعایی پسر آقای حجازی قبل از این انتصاب آخر، مطرح و برجسته نشد و حتی عامدانه کنار گذاشته شد؟
2. در اینکه معاون یک شرکت پس از چند سال مدیرعامل همان شرکت شود، چه رانت‌خواری صورت گرفته است؟
3. ارتباط نجفی با دفتر رهبری بیشتر است یا قالیباف؟ و اگر قرار بود سفارشی از ناحیه پدر برای پسر صورت بگیرد، در زمان قالبیاف راحت‌تر نبود؟ و چرا نجفی باید دوستان و آشنایان سیاسی و حزبی خود را کنار بگذارد و کوپن مدیرعاملی یکی از چند شرکت مهم شهرداری را این‌گونه خرج کند؟
4. اگر یک مقام مسوول در حد مسوول ارشد دفتر رهبری بخواهد ریسک بدنامی سفارش برای پست گرفتن فرزند خود را قبول کند، انصافاً آقای حجازی کم‌کاری نکرده است؟ تبیان و اتاق فکر سرکاری شبکه‌های تلویزیون و مؤسسات تحقیقاتی هم شد سفارش؟ اگر قرار بر سفارش و پارتی باشد یک استاد دانشگاه در شهرستان برای فرزند خود بیش از اینها را نمی‌تواند مهیا کند؟
5. کسی هست که بتواند اثبات کند محمدحسین حجازی یک دست‌خط یا تلفن سفارش از پدر خود داشته است؟
ماجرای این سوژه در دست ضدانقلاب برای هدف قرار دادن دفتر رهبر انقلاب و بعد خود ایشان است که سال‌هاست آرزوی گیر انداختن قلاب بی‌عدالتی را به گوشه‌ای از آن دارند.  خیلی طبیعی و البته غیرقابل دفاع و ناعادلانه است که رییس فلان اداره و سازمان با اطلاع از نسبت خانوادگی یک نفر با فلان مسوول رده‌بالا -  خوش‌بینانه- بخواهد لطفی کرده باشد یا - بدبینانه-  زنبیلی برای آینده خود کنار گذارد یا خدای ناکرده فلان آقازاده مسوول مملکت در مراجعه به مدیران میانی کشور، نسبت خانوادگی خود را آشکار سازد تا بتواند به راحتی پست و وام بگیرد یا کارش را زودتر راه بیندازند. اخبار دستگیری جاعلان عنوان و نسبت فامیلی با مقامات کشور - ‌که هر از چندی در رسانه‌ها مطرح می‌شوند -  نشان می‌دهد، هم این مساله متاسفانه رایج است و هم مکانیزم‌های خدمت‌رسانی و شایسته‌سالاری از شفافیت لازم برخوردار نیستند. اکنون که این مساله پیش آمده، خوب است نهادهای نظارتی و بازرسی ذیربط کشور یکبار برای همیشه تکلیف ایجاد شفافیت را -  که شعار آقای روحانی در انتخابات دوازدهم بود -  روشن و با متخلفان برخورد قانونی کنند.

  یادداشت
  مالک شریعتی

 

captcha
شماره‌های پیشین