351
یکشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۹۶
3
گزارش «صبح نو» از سرانجام تمامی مذاکرات آمریکا با ایران پس از انقلاب 57

مذاکره با کدخدا؛ آزمونی تکراری

ضرب‌المثلی قدیمی بین ما ایرانیان است که می‌گوید:«آزموده را آزمودن خطاست» اما معلوم نیست چرا بعضی سیاستمداران ایرانی، علاقه‌ای به قبول و درک مفهوم این ضرب‌المثل حکمت‌آمیز ندارند و در موضوعات حساس و مهم، یادشان می‌رود که قبلاً چه گذشته است؟ یکی از این آوردگاه‌های پر سر و صدا، موضوع مذاکره ایران و آمریکاست.

نزول۴پله‌ای ایران در رده‌بندی فضای کسب و کار

نسل سوخته

صبح نو

گزارش «صبح نو» از سرانجام تمامی مذاکرات آمریکا با ایران پس از انقلاب 57

مذاکره با کدخدا؛ آزمونی تکراری

ضرب‌المثلی قدیمی بین ما ایرانیان است که می‌گوید:«آزموده را آزمودن خطاست» اما معلوم نیست چرا بعضی سیاستمداران ایرانی، علاقه‌ای به قبول و درک مفهوم این ضرب‌المثل حکمت‌آمیز ندارند و در موضوعات حساس و مهم، یادشان می‌رود که قبلاً چه گذشته است؟ یکی از این آوردگاه‌های پر سر و صدا، موضوع مذاکره ایران و آمریکاست.


پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 با تسخیر لانه جاسوسی، هزاران صفحه سند از طراحی‌های پیچیده و شیطنت‌آمیز رژیم ایالات متحده آمریکا علیه انقلاب مردم ایران بدست آمد، اما حکومت وقت آمریکا به ریاست جمهوری «جیمی کارتر» رییس جمهور دموکرات، در اقدامی که می‌توان از آن با عنوان «فرار رو به جلو» نام برد، پنج ماه پس از تسخیر سفارت، اقدام به قطع روابط سیاسی و بازرگانی خود با ایران کرد. حضرت امام خمینی ؟ره؟ در واکنش به این اتفاق در بیانیه‌ای تاکید کردند: «اگر کار‌تر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت بپا‌خاسته برای رهایی خود از چنگال چپاولگران بین‌المللی با یک چپاولگر عالم‌خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به‌ نفع چپاولگر است... من کراراً گوشزد نموده‌ام که رابطه ما با امثال آمریکا، رابطه ملت مظلوم با جهان‌خواران است.»  با وجود این تجربه تاریخی و تجربه‌های بعد از آن و سخنان صریح بنیانگذار انقلاب اسلامی، اما از آن تاریخ تاکنون، جریانی خاص در داخل کشور مدام تلاش کرده تا با ماله‌‌کشی بر مبانی راهبردی سیاست خارجی آمریکا و اهداف پیدا و پنهان آن، نسخه «مذاکره» و حتی در مواردی «رابطه» را برای حل و فصل مسائل میان دو نظام سیاسی تجویز کند؛ نسخه‌ای که بارها تجویز و باطل شده، اما گویا اصرار بر آن تمامی ندارد و هر ازگاهی در قالب‌های جدید و با توجیهاتی متفاوت مطرح و به خورد مردم داده می‌شود.  با این اصرارهای نوبه‌ای، شاید مرور مختصر تاریخ خالی از لطف نباشد، هرچند در خانه اگر کس است، یک حرف بس است!

مذاکره‌هایی با «دستان چدنی و دستکش‌های مخملی»
تاریخ 39 ساله نظام جمهوری اسلامی، شاهد چند بار مذاکره دوجانبه یا چندجانبه ایران و آمریکا با حضور شرکای ثالث بوده که هر بار به بهانه‌ای صورت گرفته، اما نتیجه همه آنها قابل تأمل است.

1.مذاکرات 1981 الجزایر
این مذاکرات دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با میانجیگری دولت الجزایر و میزبانی این کشور میان ایران و آمریکا برگزار شد تا موضوع کارکنان دستگیرشده لانه جاسوسی آمریکا در تهران حل و فصل شده و این افراد تعیین تکلیف شوند.
پیش از این مذاکرات، دولت آمریکا در اقدامی که تجاوز آشکار به تمامیت ارضی جمهوری اسلامی محسوب می‌شد، اقدام به حمله نظامی از طریق صحرای طبس برای آزادسازی گروگان‌های سفارت خود کرده بود، اما این عملیات با شکست سنگین مواجه شد.  پس از باز شدن باب مذاکره و در نتیجه مذاکرات الجزایر، ایران متعهد شد که گروگان‌های آمریکایی را آزاد کند و در مقابل، دولت آمریکا نیز تعهد داد که «در امور داخلی ایران (چه از لحاظ سیاسی و چه نظامی) مداخله نکند و مجازات‌های تجاری و اقتصادی را لغو و دارایی‌های مسدود شده ایران را آزاد کند.»   اما گذر زمان نشان داد، طرف آمریکایی با وجود آزادی کارکنان سفارتش، علاقه‌ای به ایفای تعهد و عمل به وعده‌هایش ندارد؛ زمان گذشت و خبری از استرداد اموال و دارایی‌های ایران نشد، حتی دولت جمهوری اسلامی ایران دعوایی به خواسته ۳۶ میلیارد دلاری علیه ۵۵ نفر از افراد خاندان پهلوی و وابستگان آنها در دادگاه عالی نیویورک اقامه کرد که مطابق بیانیه الجزایر، آمریکا موظف به استرداد آنها بود، ولی هرگز این تعهدات را انجام نداد.

2.مذاکره بر سر گروگان‌های آمریکایی در لبنان (مک فارلین)
ماجرای تلاش دولت آمریکا برای مذاکره پنهان برای آزادی گروگان‌هایش در لبنان که به «ماجرای مک فارلین» معروف شد، از آن دست اتفاقاتی است که هنوز خیلی از ابعاد آن کشف نشده و نیاز به موشکافی بیشتر و کشف لایه‌های پنهان آن دارد.
مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی،در خصوص مک فارلین گفته بود: پس از ماجرای مک‌فارلین، وزارت خارجه جنبه‌های مختلف این ماجرا در آمریکا را جمع‌آوری و ترجمه کرد و دو جلد کتاب تهیه شد که به دلیل برخی ملاحظات، منتشر نشد اما امروز شاید انتشار آن مانعی نداشته باشد و اگر صلاح دیده شد، چاپ و منتشر شود.
آیت الله هاشمی در مصاحبه با روزنامه شرق درباره ماجرای مک فارلین گفته بود: 29 سال از آن ماجرا گذشته ‌است؛ از روزی که هیأتی آمریکایی به سرپرستی «رابرت مک‌فارلین» مشاور امنیتی «رونالد ریگان» برای مذاکره درباره آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان، در ازای فروش تجهیزات نظامی مورد نیاز ایران در جنگ، با پاسپورت‌های ایرانی وارد ایران شدند. سه روزی ماندند و رفتند. هفت ماه بعد خبر در روزنامه «الشراع» لبنان منتشر شد.
وی در همان مصاحبه درخصوص مذاکره با آمریکایی گفته بود: آمریکایی‌ها فهمیدند که ما سلاح‌ها را چندبرابر قیمت در بازار سیاه می‌خریم. به آقای ‌قربانی‌فر گفتند: چرا ایرانی‌ها از بازار سیاه با چندبرابر قیمت سلاح می‌خرند؟ بیایند از خود ما بخرند. اگر با ما قرارداد ببندند، ما سلاح می‌دهیم. بعد هم گفته بودند ما انتظاری هم داریم. عده‌ای از شخصیت‌هایشان را در لبنان گروگان گرفته بودند. می‌گفتند: ایران کمک کند که آنها آزاد شوند و ما هم نیازها را می‌دهیم. نامه‌ای هم نوشتند. نامه را ‌قربانی‌فر نوشته بود و به آقای کنگرلو داد. چون من مسئول جنگ بودم، نخست‌وزیر، آن را برای من فرستاد. من هم در جلسه سران مطرح کردم. احمدآقا هم بود که با امام هم مطرح کرد. امام هم گفتند: اقدام کنید تا هرچه نیاز جنگ است، بگیرید و ما مخالفتی نداریم. جنگ ما در رأس امور است. اما عباس سلیمی نمین، تاریخدان و مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در واکنش به این اظهارت هاشمی گفته بود:  محسن هاشمی به همراه حبیب الله حمیدی نیز کتابی با عنوان «ماجرای مک فارلین» نوشتند و به نوعی دنبال این بودند که بگویند وعده آقای هاشمی محقق شد ولی هرگز جوابگوی ابهامات راجع به این موضوع نبود. قرار بود خود آقای هاشمی رفسنجانی در فرصتی، توضیحات مقتضی را به ملت ارائه کند که این وعده هم محقق نشد و کاری که آقای محسن هاشمی در این زمینه انجام دادند، چندان مناسب و در خور این موضوع نبود. این ماجرا که در عمل به یک رسوایی سیاسی برای دولت «ریگان» رییس جمهور وقت آمریکا تمام شد، از مردادماه 1364 تا اسفند 1365 ادامه داشت و در عمل با تدبیر و هوشیاری حضرت امام خمینی ؟ره؟ ناکام ماند. در این جریان، دولت وقت آمریکا تلاش کرده بود تا با سوء استفاده از شرایط سخت جنگ تحمیلی و تنگناهای جمهوری اسلامی برای دفاع از شهروندانش و به بهانه فروش سلاح به ایران، هم از نفوذ ایران برای آزادی کارکنان سفارتش در لبنان استفاده کند و هم در آمد ناشی از این معامله را که پای رژیم صهیونیستی هم در تأمین مالی آن مشاهده می‌شد، برای تجهیز شورشیان نیکاراگوئه که همسو با ایالات متحده بودند، به‌کار بگیرد. تاکید حضرت امام بر اطلاع‌رسانی در این ماجرا از سوی طرف ایرانی و دستور ایشان برای افشای هدف سفر مخفی هیات آمریکایی به ریاست رابرت مک فارلین مشاور امنیت ملی دولت آمریکا به تهران، باعث خنثی شدن توطئه پیچیده ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی شد.

3.مذاکرات افغانستان
این مذاکرات که هنور بسیاری از ابعاد و پشت پرده‌های آن پنهان مانده، در سال 1380 و در فاصله میان حملات مشکوک 11سپتامبر در نیویورک و حمله نظامی آمریکا به افغانستان صورت گرفت. در این جریان، رایان کراکر دیپلمات ارشد آمریکایی با سه مقام ارشد وزارت امور خارجه ایران وارد مذاکره می‌شود. اهداف و نتایج و عوامل پشت پرده این مذاکرات تاکنون باز نشده، اما گذر زمان و تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم و القاعده و کشتار مردم این کشور، نشان داد که ماجرا ساده‌لوحانه‌تر از این حرف‌ها بوده که با چند نشست و برخاست بتوان جلوی این اقدام را گرفت.

مذاکره‌ای متفاوت
البته در میان تمام این نمونه‌ها، شاید بتوان مذاکرات ایران و آمریکا در سال 1386 را متفاوت‌تر از بقیه موارد دانست. این مذاکرات در شرایطی رقم خورد که چهار سال از تهاجم نظامی و اشغال عراق توسط آمریکا به بهانه مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و اتمی رژیم صدام می‌گذشت، اما حکومت آمریکا نه جوابی برای دستاوردهای این حمله داشت و نه، به تنهایی یارای خروج از باتلاق عراق را. به همین دلیل، این مذاکرات به درخواست آنها و با موافقت مسوولان نظام با موضوع «خروج آمریکا از عراق» برگزار شد و از آن زمان به بعد، کم‌کم زمینه خروج نظامیان آمریکایی از شهرها و سپس خروج از کشور عراق و پایان اشغالگری فراهم‌شد.
آقای کاظمی قمی سفیر سابق ایران در عراق درباره این مذاکرات به «صبح نو» گفته بود: «در بغداد و اربیل دیپلمات‌های ما ر ا با هلی‌برد  ربودند . آنها می خواستند با این کار ابزاری در مذاکره داشته باشند و چانه زنی کنند. این مذاکره نشان دهنده حقانیت ایران و حضور قوی ما در عراق بود که ظرفیت های خوب همکاری با عراق داشتیم. عراقی ها مصر براین مذاکره بودند که این گفتمان‌ها در امنیت کشورشان تاثیر می گذارد.ایران اگراین مذاکرات را نمی پذیرفت تداوم ناامنی ها به سمت ما نشانه می رفت که چرا سر میز مذاکره نرفتیم.
حالا این سال‌ها و روزها که یک بار صحبت از مذاکره با کدخدا می‌شود و بار دیگر برای بستن با اروپایی‌ها -  این هم‌پیمانان قدیمی آمریکا - زمزمه می‌شود، شاید مرور هشدارهای چندباره رهبر انقلاب برای برخی‌ها بد نباشد؛ آنجا که در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران در شهریور 1395 تاکید کردند: «مذاکره با آمریکا نه‌تنها فایده ندارد، بلکه ضرر هم دارد و این موضوع، با استدلال به مسوولان سطوح بالای کشور گفته شده و آنان نیز پاسخی در رد آن نداشتند!»

captcha
شماره‌های پیشین