350
شنبه، ۱۳ آبان ۱۳۹۶
7
گزارش «صبح نو» از خبرسازترین مرکز خرید این روزهای پایتخت

آن سوی پالادیوم

همه‌چیز در آنجا پیدا می‌شود «از شیر مرغ تا جان آدمیزاد». این تعریفی است که درباره پاساژ پالادیوم تهران می‌شود. فرقی ندارد که تقویم روزانه، کدام فصل از سال را نشان می‌دهد، پاییز یا تابستان، در تابستان، میوه‌های زمستانی و در زمستان هم میوه‌های فصل گرمسیری دیده می‌شود. آجیل‌هایی که در هیچ مغازه آجیل‌فروشی دیده نمی‌شوند و حتی ساندویچ‌های لقمه‌ای پخته‌شده با گوشت بوفالو هم آنجا به فروش می‌رسند.

درون‌گرا و برون‌گرا در رسانه‌های اجتماعی

صبح نو

درون‌گرا و برون‌گرا در رسانه‌های اجتماعی

مفاهیم درون‌گرایی و برون‌گرایی را کارل یونگ برای تحلیل شخصیت انسان‌ها معرفی کرد. به نظر او، درون‌گرایی یعنی توجه بیشتر به حال روانی و درونی خود و برون‌گرایی یعنی توجه بیشتر به ارتباط‌گیری با محیط پیرامونی. رابطه این دو ویژگی شخصیتی با فضای مجازی، از‌قدیم یک مسأله جذاب برایم بود که دوست داشتم درباره‌اش با دیگران صحبت کنم. فرصت این کار در یکی از جلسات هم‌صحبتی با حدود 40نفر از نوجوانان دبیرستانی پیرامون رسانه‌های اجتماعی پیش آمد. آنچه اینجا نوشته‌ام، گزارش مشاهداتم از آن جلسه است.
از بچه‌ها پرسیدم که کدام‌یک خودشان را درون‌گرا حساب می‌کنند. این مفهوم برای چند نفری از بچه‌ها گنگ بود. پس از کمی صحبت، حدود نیمی از حاضران در پاسخ به آن سؤال دست بلند کردند. بعد پرسیدم که کدام‌یک از این بچه‌های درون‌گرا احساس می‌کند در فضای رسانه‌های اجتماعی، راحت‌تر با افراد و محیط پیرامونش ارتباط برقرار می‌کند؟ تا‌آنجا که تصویر ذهنی‌ام یاری می‌کند، به جز یکی، همه آنهایی که گفته بودند درون‌گرا هستند دست بلند کردند. دلیل راحت‌تر بودن اکثرشان را پرسیدم که چند علت را مطرح کردند: در فضای مجازی می‌توانند کنترل بیشتری روی تصویری که از خودشان می‌سازند داشته باشند؛ فرصت بیشتری برای تدوین پاسخ‌های مناسب در معاشرت دارند؛ قطع موقت یا دائمی ارتباط در فضای مجازی سهل‌تر و بی‌دردسرتر است؛ یافتن همصحبتان مشابه و نزدیک به خود در فضای مجازی برایشان ساده‌تر است؛ در فضای غیرمجازی بر برخی شکل‌های ارتباطی مسلط‌تر شده‌اند (به‌ویژه چون‌که ارتباط نوشتاری را به گفتاری ترجیح می‌دهند و بیشتر از آن استفاده کرده‌اند) و مهارت‌های حاصل از آن، در فضای مجازی عین ارتباط تلقی می‌شود؛ با قدری گشت‌وگذار گوشه‌ای از فضای مجازی را برای تمرین ارتباط با پیرامون پیدا کرده‌اند که در آن راحتند و خلاصه آنکه می‌توانند در فضای مجازی «برون‌گرا» باشند. از آن یک‌نفری که در فضای مجازی به قدر فضای غیرمجازی درون‌گرا بود، پرسیدم که چرا با این همه دلایلی که دوستانش می‌گویند هنوز چنین احساسی دارد؟ گفت که در فضای مجازی هم حس می‌کند به اندازه فضای غیرمجازی، بلکه حتی بیشتر، در معرض نگاه‌های خیره دیگران است.
بعد از برون‌گراها پرسیدم که آیا ارتباط‌گیری در رسانه‌های اجتماعی برای شما راحت‌تر است؟ بچه‌ها به دو دسته تقریباً مساوی تقسیم شدند. یک دسته رسانه‌های اجتماعی را فضای راحت‌تری برای تعامل می‌دیدند و برای دسته دیگر محیط غیرمجازی راحت‌تر بود. دلایل دسته نخست کمابیش مشابه درون‌گرایانی بود که فضای مجازی را راحت‌تر می‌دیدند. ولی دسته دوم که در دوران رشد خود بیشتر اوقات در فضای واقعی بوده‌اند، جعبه‌ابزار ارتباط رودرروی خود را تا حد امکان به کمال رسانده بودند و می‌گفتند در فضای مجازی انگار مجبورند فرآیند یادگیری را از اول شروع کنند، به‌ویژه چون برخی از آن مهارت‌های ارتباطی (از جمله زبان بدن) در فضای مجازی دیگر به کار نمی‌آید. علاوه بر آن، در این فرآیند یادگیری فقط در رقابت با برون‌گرایان مشابه خود نیستند، بلکه درون‌گرایان نیز رقبای جدی‌شان شده‌اند و از جهاتی نیز بر آنها مزیت دارند که همین امر هم رقابت برای جلب توجه در فضای مجازی را دشوارتر می‌کند.
بعد، از هر دو گروه پرسیدم که ارتباط در فضای غیرمجازی را ترجیح می‌دهند یا ارتباط در فضای مجازی را؟ جالب بود که اینجا تعداد هواداران و مخالفان فضای مجازی، در هر دو گروه درون‌گرا و برون‌گرا، زیاد بودند. آن برون‌گرایانی که فضای غیرمجازی را بهتر می‌دانستند، می‌گفتند که همانجا بهره ارتباطی مورد نیازشان را می‌برند. آن درون‌گرایانی هم که فضای غیرمجازی را بهتر می‌دانستند، گرچه عمدتاً در فضای مجازی راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کردند، ضرورتی برای این ارتباط نمی‌دیدند و به تعبیر یکی از آنها «خلوت» غیرمجازی برایشان «طبیعی‌تر» از خلوت مجازی بود. با این حال، اکثریت غالب‌شان می‌گفتند که گریزی از فضای مجازی نیست و حتی به‌رغم ترجیح شخصی‌شان، سعی می‌کنند در آن حضور داشته باشند.
از ابتدای جلسه، قرار بود که هریک از بچه‌ها پس از هم‌صحبتی حدود یک صفحه یا سه دقیقه بازخورد به من بدهد؛ یعنی برداشت یا نظر خود را به من منتقل کند. در یک آزمون شیطنت‌آمیز، گفتم که هم هفته دیگر حضوری هستم و هم می‌توانند بازخورد مکتوب یا صوتی‌شان را به ایمیل یا شناسه تلگرامم بفرستند. اکثرشان گزینه حضوری را انتخاب کردند. ذهنم درگیر آن یک درون‌گرایی بود که می‌گفت فضای مجازی هم برایش راحت نیست. او گفت یک صفحه را به ایمیلم می‌فرستد و فرستاد.

  یادداشت
   محمد معماریان
دانشجوی دکترای مدیریت رسانه

captcha
شماره‌های پیشین