350
شنبه، ۱۳ آبان ۱۳۹۶
13
گفت‌وگو با استاد قاسم تبریزی درباره تاریخ استکبارستیزی ایران

سفارت را نمی‌گرفتیم، کودتا حتمی بود

تبعید امام (ره) به ترکیه، کشتار دانش‌آموزان توسط رژیم پهلوی و تسخیر سفارت آمریکا. این سه، اتفاق‌هایی است که در سال‌های مختلف در تاریخ انقلاب اسلامی در روز 13 آبان رخ داده است و در هر سه مقطع پای یک قدرت استعمارگر به نام آمریکا در میان بوده است. مناسبت‌هایی که باعث شده تقویم در این روز به نام روز «استکبارستیزی» نام بگیرد. به همین بهانه تصمیم گرفتیم گفت‌وگویی با استاد قاسم تبریزی، کارشناس و تاریخ‌پژوه ایران معاصر انجام دهیم و تاریخ استکبارستیزی و نسبت جریانات سیاسی داخلی با این موضوع، قبل و بعد از انقلاب را مرور کنیم.

صبح نو

گفت‌وگو با استاد قاسم تبریزی درباره تاریخ استکبارستیزی ایران

سفارت را نمی‌گرفتیم، کودتا حتمی بود

تبعید امام (ره) به ترکیه، کشتار دانش‌آموزان توسط رژیم پهلوی و تسخیر سفارت آمریکا. این سه، اتفاق‌هایی است که در سال‌های مختلف در تاریخ انقلاب اسلامی در روز 13 آبان رخ داده است و در هر سه مقطع پای یک قدرت استعمارگر به نام آمریکا در میان بوده است. مناسبت‌هایی که باعث شده تقویم در این روز به نام روز «استکبارستیزی» نام بگیرد. به همین بهانه تصمیم گرفتیم گفت‌وگویی با استاد قاسم تبریزی، کارشناس و تاریخ‌پژوه ایران معاصر انجام دهیم و تاریخ استکبارستیزی و نسبت جریانات سیاسی داخلی با این موضوع، قبل و بعد از انقلاب را مرور کنیم.

تبریزی تحلیل خودش درباره تاریخ استکبارستیزی و آمریکاستیزی در ایران را از تاریخ 1320 به این‌سو شروع می‌کند؛ یعنی بعد از جنگ جهانی اول و فروپاشی روسیه تزاری و سربرآوردن قدرت استعماری به نام «ایالات‌متحده آمریکا». او می‌گوید: در این دوران ایران مورد تجاوز سه قدرت خارجی یعنی شوروی، انگلستان و آمریکا قرار گرفت. بین 1320 تا 1332 آمریکایی زمینه‌سازی را برای نفوذ شروع کردند. حضور مستشاران نظامی و اصل چهار ترومن نمونه بارز این نفوذ است. در کودتای آمریکایی-انگلیسی 28 مرداد ما شاهد سلطه آمریکا هستیم و ازاینجا رویارویی مستقیم ما با آمریکا شروع شد. این کودتا در یک روز اتفاق نیفتاد بلکه 25 سال بود که شاه را عامل خودشان برای اهداف درازمدت قرار دادند. از 28 مرداد تا فروردین 1340 شاهد نهادسازی آمریکایی هستیم. کانون مترقی، باشگاه لاینس، گروه‌های صلح، باشگاه روتاری، موسسه فرانکلین و... نمونه‌هایی از این نهادسازی‌هاست. بعد از رحلت آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله کاشانی طرح جدی و جدید خود را با روی کار آوردن علی امینی در نخست‌وزیری کلید زدند. او از دهه 20 عامل آمریکا بود. در قرارداد کنسرسیوم، بزرگ‌ترین خیانت را به ایران کرد. سفیر ایران در آمریکا بود و به گفته خود محمدرضا پهلوی آمریکایی‌ها امینی را به‌عنوان نخست‌وزیر بر او تحمیل کردند.

کاپیتولاسیون؛ نخستین مواجهه جدی با آمریکا
این استاد تاریخ معاصر درباره ماجرای کاپیتولاسیون به‌عنوان یکی از نقاط درگیری با حکومت این‌گونه توضیح داد: دو لایحه روی میز امینی بود؛ یکی لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و دیگری کاپیتولاسیون؛ اما در درگیری با جریان انگلیسی در ایران به انفعال افتاد. با آنها درگیر هم شد و آنها را دستگیر هم کرد. کسانی را مثل محسن فروغی (پسر فروغی معروف) و حاج علی کیا. البته خود شاه در سفر به آمریکا تصویب و اجرای این لوایح را متقبل می‌شود. جریان مذهبی به میدان آمدند و از مهر 1341 تا آذر 1342 درگیری آن‌ها با دولت ادامه داشت و به ماجراهایی مثل تحریم عید، تحریم رفراندوم و حمله به فیضیه انجامید. نهایتاً در روز عاشورای 14 خرداد، آن سخنرانی امام انجام شد که پر از عتاب به شاه بود و حمله‌اش متوجه اسراییل و آمریکا و صهیونیسم و لوایح اجنبی‌ها بود و پس‌ازآن امام و 54 فقیه و واعظ دستگیر می‌شوند که نامشان در اسناد هست. دولت منصور که بر سرکار می‌آید امام را آزاد می‌کنند. مأموریت اول منصور اجرای طرح کاپیتولاسیون بود. طرح کاپیتولاسیون در مجلس که تصویب می‌شود متنش به دست امام می‌رسد. سوم آبان 43 امام مراجع را دعوت می‌کند و با آن‌ها درباره مفاسد لایحه صحبت می‌کند.
امام می‌گوید که رییس جمهور امریکا منفورترین افراد بین ملت ماست، البته انگلیس از آمریکا پلیدتر و شوروی از هر دو پلیدتر است اما اکنون طرف حساب ما آمریکاست و دولت را امام غیرقانونی می‌خواند. امام اعلام می‌کند روحانیون از 4 آبان، هر شب در مسجد امام حسن عسگری (ع) علیه کاپیتولاسیون صحبت کنند. در 11 آبان شخصی به‌نام «ابی» مسوول میز ایران در سازمان سیا به ایران می‌آید. او دستور تبعید امام را می‌دهد و امام با هواپیمای نظامی به ترکیه تبعید می‌شود. کتاب امام در آینه اسناد ساواک، دو جلدش مربوط به کاپیتولاسیون است؛ یعنی از آغاز صحبت امام تا تبعید امام. بعد از تصویب کاپیتولاسیون مملکت 100درصد در ید قدرت آمریکایی‌ها بود و بین 40 تا 60هزار مستشار داشتند. مدیریت و تشکیل ساواک در ایران هم توسط سازمان سیا انجام شد و سازمان سیا و مأمورانش در ایران حضور بسیار پررنگی داشتند.او در ادامه به ضرورت تأسیس رشته استعمارشناسی در حوزه و دانشگاه اشاره کرد و ماهیت غرب را تجاوز و استعمار قلمداد کرد و گفت: کارهای خودجوشی در این زمینه‌ها انجام می‌شود اما اینکه حوزه‌های علمی و دانشگاهی به‌صورت منظم در این‌باره تولید علم کنند و پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌ها به این سمت برود دیده نمی‌شود. این مسائل باید برای ائمه جمعه و مراجع و مطبوعات و مراکز هنری روشن شود.

القای شیطانی جریان انگلیسی و آمریکایی
تبریزی در پاسخ به سوالی درباره ماهیت مهره‌های انگلیسی و آمریکایی در ایران قبل و بعد از انقلاب گفت: ماهیت حکومت پهلوی استبدادی و استعماری بود. هم انگلیس و هم آمریکا در بین احزاب و دولتمردان و مطبوعات نفوذ داشتند. مثلاً خاندان فرمانفرمایان، خاندان شوکت‌الملک و خاندان قوام‌الملک وابسته به انگلستان بودند و کانون مترقی، حزب ایران نوین و بخشی از کابینه‌های منصور و آموزگار و حتی شخص شاپور بختیار جریان آمریکایی بودند. بختیار خودش عضو تشکیلات فراماسونری آمریکایی‌ها در اصفهان بود. انقلاب اسلامی به هر دو مهر باطل زد. رهبری انقلاب هم از ابتدا ضداستعماری بود، اما آیا نمی‌توان گفت سیا و موساد و اینتلیجنس سرویس در ایران عواملی نداشتند. همین مقدار اسناد لانه جاسوسی که به دست آمد نشان داد که رجالی از جبهه ملی و نهضت آزادی و برخی دیگر، به آمریکایی‌ها وصل بودند. مسلماً عده‌ای هم به انگلیسی‌ها وصل هستند. برخی مثل مهدی بهار و احمد هومن به انگلیس وصل بودند و اسنادش هم درآمد. البته ساواک در آذر 57 پرونده منابع خودش را امحا کرد. ساواک بین 20 تا 60 هزار منبع در سراسر کشور داشت که گزارش می‌دادند. هم قبل و هم بعد از انقلاب در بین مطبوعات و روشنفکران و سیاسیون هم عوامل انگلیس حضور دارند. همین حالا برخی تحلیل‌های مطبوعات و رسانه‌های داخلی متعلق به بی‌بی‌سی است و گاهی تحلیل فراماسونری است. البته بعد از انقلاب چون هم انگلیس و هم آمریکا ضربه خورده‌اند با هم همراه شده‌اند و مثلاً در همین موضوع برجام تمام غرب با آمریکا همراه هستند. در سال‌های اخیر یک القای شیطانی انجام می‌شود که شما بدون غرب نمی‌توانید زندگی کنید و اگر بخواهید تمام مشکلاتتان حل شود در واشنگتن و لندن باید حل شود. این القای شیطانی خلاف انقلاب ماست. ما اگر سخنان امام را درک کنیم هرگز به آمریکا خوش‌بین نمی‌شویم.

اسناد لانه جاسوسی چه می‌گویند؟
این پژوهشگر تاریخ در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چه جریاناتی در مقطع تسخیر سفارت آمریکا در مواجهه با این آمریکا و غرب در کشور حضور داشتند، گفت: رویکرد اصلی بعد از انقلاب رویکرد رهبری بود که شما می‌بینید از پیروزی انقلاب تا تسخیر سفارت، لبه تیز سخنرانی‌های امام متوجه آمریکا بود. در اسناد لانه آمده است که آمریکایی‌ها در اردیبهشت 58 به حاجی روغنی می‌گویند برو به امام بگو که علیه آمریکا صحبت نکند. او با امام صحبت می‌کند و امام ساکت است. بعد به آمریکایی‌ها می‌گوید که من امام را متقاعد کردم که علیه آمریکا صحبت نکند، اما امام دو روز بعد در یک سخنرانی جنایات آمریکا را می‌شمارد! سند دیگر درباره امام این است که آمریکایی‌ها رهبر حزب اسلامی افغانستان را همراه با دکتر یزدی هدایت می‌کنند که برو از امام پول و اسلحه بگیر. به امام می‌گوید که کمونیست‌ها دارند جنایت می‌کنند و شما به ما پول و اسلحه بدهید. امام می‌گوید ما هم که مبارزه کردیم نه پول داشتیم نه اسلحه. مردم خودشان تهیه کردند. شما هم با مردم باشید، مردم تهیه می‌کنند. دوباره او را همراه خلخالی می‌فرستند و پاسخ منفی می‌گیرد. اما در بین احزاب جبهه ملی و برخی از اعضای نهضت آزادی، حزب سوسیالیست به رهبری بابک زهرایی و نهضت رادیکال به رهبری مقدم مراغه‌ای با آمریکایی‌ها مرتبط بودند. همه این گفته‌ها طبق سند است. مثلاً هدایت‌الله متین‌دفتری نواده دکتر مصدق و عضو جبهه ملی و مؤسس جبهه دموکراتیک مردم ایران، از سال 39 تا خرداد 58 که در ایران بود مرتبط با آمریکایی‌ها بود و مرتباً گزارش می‌داد. محمد توسلی عضو نهضت آزادی را داریم. 15 سند درباره نهضت آزادی داریم. موارد زیادی درباره آقایان توسلی، میناچی، دکتر یزدی و بالاخص امیرانتظام، در اسناد لانه جاسوسی وجود دارد و متأسفانه اسناد لانه جاسوسی مورد غفلت قرار گرفته است. مثلاً بعد از انقلاب، امیرانتظام گزارش دیدار آقای بازرگان و امام را به آمریکایی‌ها داده است! یا طرح تعطیلی مجلس خبرگان قانون اساسی را آمریکایی‌ها به امیرانتظام داده‌اند و دولت موقت هم تصویب کرده است که وقتی آقای بازرگان به امام اطلاع می‌دهد امام می‌گوید به شما چه مربوط؟! شما چه‌کاره‌اید؟! بروید دنبال کار خودتان!‌تبریزی درباره دخالت‌های آمریکا در ایران تا پیش از 13 آبان گفت: بدون تردید و با یقین می‌توان گفت اگر ما سفارت آمریکا را نگرفته بودیم، کودتا حتمی بود. این در صحبت‌های امام هم هست که آنها دنبال توطئه هستند. این‌طور هم نبود که چند دانشجوی خودسر این کار را انجام دهند. حرکت کلی امام به همین سمت بود. البته ما پای استعمار را قطع کردیم اما سرش هنوز هست و دوست دارد دوباره به اشکال مختلف رابطه برقرار کند.او در تحلیل شرایط امروزی جریانات سیاسی در مواجهه با استعمار گفت: یک عده امروز همان تحلیل نادرست جبهه ملی و نهضت آزادی را دارند که در آمریکا دو جریان دموکرات و جمهوری‌خواه هست و ما باید با تکیه‌بر عده‌ای در داخل آمریکا عده دیگر را متقاعد کنیم و این را در گفت‌وگو می‌توان پیگیری کرد. این‌ها درکی از استعمار ندارند. برای ما ترومن و جانسون و نیکسون و اوباما و ترامپ فرقی ندارد. تا در آمریکا انقلاب و تحولی به وجود نیاید اوضاع بر همین منوال است. ما با جریان غرب‌زدگی باید مبارزه کنیم. هرچند نهضت آزادی دیگر وجود نداشته باشد. تفکر جبهه ملی و نهضت آزادی در برخی سیاسیون ما تزریق شده است.

پشیمان‌ها لزوماً جاسوس نیستند
تبریزی به سوالی درباره ماهیت جریانی که سفارت آمریکا را تسخیر کرد و تطوراتی که در آینده پیدا کردند این‌گونه پاسخ داد: آن‌ها خودشان را به‌حق «خط امام» نامیدند؛ یعنی با الهام از امام حرکتی را انجام داد که منطبق با خط امام هم بود. کسانی که به‌عنوان پدر معنوی دانشجویان از آن‌ها نام برده می‌شود برخلاف امام، اصلاً نظریه‌پرداز نبودند که بخواهند الهام‌بخش دانشجویان باشند. آیا امام ازنظر خود برگشت؟ اگر برگشته باشد حرف برخی از کسانی که از تسخیر سفارت اکنون پشیمان شده‌اند درست است اما امام هرگز ازنظر خود برنگشت. بعضی از این آقایان خود را از این عرصه جدا کردند و از مسیر انقلاب کناره گرفتند. به‌هرحال انقلاب سختی دارد و سخت و پرفرازونشیب است. انسان‌ها در این مسیر امتحان می‌شوند. مساله دیگر این است که باید از بعضی از این آقایان پرسید شما آیا آن موقع اشتباه کردید یا اکنون؟ اگر در تسخیر سفارت شما اشتباه کردید بیایید و علناً از گذشته خود توبه کنید و ادله ارائه دهید. مانند کاری که جلال آل‌احمد انجام داد. خیلی از این آقایان عالی‌ترین سخنرانی‌ها را اوایل انقلاب علیه آمریکا و جریانات غرب‌گرا و انجمن حجتیه می‌کردند. یک انسان متدین باید روشن کند موضع درست کدام است و موضع غلط کدام و موضع خودش را توضیح دهد.تبریزی در ادامه صحبتش گفت: این موضوع که عده‌ای را بدون سند متهم به جاسوسی و توطئه کنیم گناه است و نمی‌توانیم بگوییم یک عده در تسخیر سفارت قطعاً نفوذی بودند. مواضع آینده بعضی از این افراد را نباید لزوماً به‌ حساب جاسوس بودنشان گذاشت. آدم‌ها تغییر می‌کنند و امتحان الهی در این میان بسیار مهم است. اینکه هر انحرافی را که بعضی از سیاسیون امروز دارند به یک توطئه در گذشته برگردانیم خطاست. مثلاً آن‌کسی را که تا سال‌های 60 در برابر منافقین می‌ایستد و در مجلس نطق می‌کند نمی‌توان از ابتدا خائن دانست. البته ممکن است کسی بر اساس سند بعداً چیزهایی را اثبات کند اما اکنون نمی‌توانیم درباره آن شخص چنین ادعایی کنیم. البته ممکن است کسی با پنج واسطه تحت نفوذ سفارت خارجی قرار بگیرد و این از مسائلی است که باید در همان رشته استعمارشناسی که عرض کردم بررسی شود. ما باید معیارهای کلی انقلاب و شناخت جریانات ناسیونالیسم و لیبرالیسم و اومانیسم و... را داشته باشیم تا فریب نخوریم.

 

captcha
شماره‌های پیشین