349
چهارشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۹۶
7
گزارش «صبح نو» از آمارهای جالبی که نتیجه تلاش گروه‌های بی ادعاست

«ترین»های جهادی روی کاغذ

با پایان اردوهای جهادی، معاونت جهادسازندگی سازمان بسیج دانشجویی، به عنوان متولی اصلی برگزاری این اردوها، گزارشی تفصیلی از فعالیت گروه‌های جهادی منتشر کرد. آمارهای جالبی از این اردوها در این گزارش آمده که مطالعه آن خالی از لطف نیست.

مرگ مؤلف

صبح نو

مرگ مؤلف

در روزگاری نه چندان قدیم، نقل یک جمله قصار یا حکمت ناب از چهره‌ای خاص، اعتبار فراوانی، حداقل در محافل خاص، به افراد می‌داد. گرچه مجموعه‌هایی از این جملات هم هرازگاه در قالب کتاب یا صفحات مطبوعات منتشر می‌شدند، فرد برای یافتن یک نمونه خاص و ناشنیده باید رنج مطالعه و ورق زدن را به جان می‌خرید. آوردن اسم گوینده هم قدری از اقتدار و مرجعیت او را به فرد نقل‌کننده منتقل می‌کرد، انگار که ناقل در سایه مؤلف می‌ایستاد تا بزرگی خود را به رُخ بکشد. البته هرازگاهی هم پیدا می‌شدند کسانی که حرف قابل و جالبی برای زدن داشتند، اما به خاطر کمبود اعتمادبه‌نفس یا برای جلب توجه و انتشار بیشتر یا از سر شوخ‌طبعی، آن را به چهره معروفی می‌بستند و از قول او می‌گفتند و دسته دیگری هم بودند که به خاطر اعتمادبنفس زیاد (همراه با بی‌اخلاقی) یا به سهو یا باز هم از سر شوخ‌طبعی، حرف‌های عمیق دیگران را (گاهی با قدری حک و اصلاح) به نام خودشان می‌زدند و برخی چهره‌ها همچنان وجه نمادینی یافته بودند که هر نقل‌قول بی‌صاحبی را ناخواسته صاحب می‌شدند، مثل مولوی خودمان که با اسم دیگرش یعنی «رومی»، حکمت‌های «شرقی» متعددی در ادبیات «غربی» به او نسبت داده شده است. نسخه‌های محلی‌تر ماجرا هم کم نیستند.
این اتفاقات واقعی و زمینی، یک حوزه از مصادیق جداسازی مؤلف از مخلوقش بودند، که تأملات نظری بنیادین و جدی‌تری را هم به دنبال داشتند: تأملاتی که امکان، ضرورت یا حتی گریزناپذیری خواندن متن بدون توجه به مؤلفش را مطرح می‌کردند. برخی ناقدان ادبی کلاسیک که زبان را یک واسطه محض می‌دیدند، مؤلف را جزء ضروری متن یا پیوست حتمی آن می‌دانستند که بدون او نمی‌شود معنی درست متن را فهمید، اما با تشکیک در معنای «معنی درست» و همچنین تثبیت قدری از خودمختاری برای زبان، زبانی که دیگر یک پدیده بیگانه و خارج از هر دوی گوینده و شنونده به حساب می‌آمد، نقش دیگری برای متن رقم خورد: مؤلف پس از خلق متنش، تا حدی جان می‌سپرد و متن در مقام یک حامل خیانت‌کار، قدری از ایده‌ها را به خواننده می‌رساند تا با فهم خود از آن و تفسیرش، هم متن و هم مؤلف را از نو بیافریند. با این حال، ابزارهای نشر ایده‌ها محدود بودند و عموماً از فیلترهای رسمی می‌گذشتند که پخش چنین ایده‌های غیرموثقی را دشوارتر می‌کرد، گرچه در عین حال ابزارهای جست‌وجو و منبع‌یابی هم به نسبت امروز بسیار ابتدایی بودند و گاه برخی نقل‌های کاملاً یا نسبتاً نادرست می‌توانستند تا مدت‌ها به حیات مرموزشان ادامه دهند ولی فناوری‌های نوین ارتباطی که به میدان آمدند، زمین بازی عوض شد.
فضای جدید رسانه‌ای کشتارگاه و زایشگاه هم، زمانِ مؤلفان (و متون و مخاطبان) شده است. در فضای جدید رسانه‌ای، مرز میان گوینده و مخاطب، تولیدکننده و کاربر، روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر می‌شود. گرچه ابزارهایی برای رصد برخی متن‌ها فراهم شده‌اند، اما سرعت و دامنه بالای انتشار اطلاعات، پی‌گیری ردّ بسیاری از متن‌ها را دشوار کرده است. به‌علاوه، این فضا به هر کس اجازه می‌دهد تا علاوه بر دستکاری متون خود و دیگران، شخصیت خودش را هم به شیوه دلخواهش بیاراید. اگر در گذشته بالاخره در نهایت یک مؤلف واقعی، یک شخصیت با گوشت و پوست و خون، پشت متنش نشسته بود، امروز پشت بسیاری از متن‌های کوتاه و بلندی که در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شوند، هویتی دلخواه و تغییرپذیر قرار گرفته است چون رسانه اجتماعی، به تعبیر شری تورکل، کارگاه هویت‌بازی
است. حاشیه‌های دیگر نیز، مثلاً شیطنت‌های شخصی با هدف بامزه‌بازی یا حسب یک دستورکار سیاسی یا اجتماعی یا فرهنگی یا اقتصادی، یا دامن زدن به بازار داغ شایعات برای منافع موقت، به این معجون اضافه می‌شوند تا فضا را آشوب‌زده‌تر کنند. نتیجه این بی‌قیدی گسترده آن است که در رابطه‌های بین مؤلف، متن و مخاطب، مفاهیم حقیقت، اعتماد، اصالت، واقعیت، مرجعیت و وثاقت کم‌رنگ می‌شوند، فضا سیال می‌شود و دقت و مسؤولیت‌پذیری عمومی هم خواسته یا ناخواسته رو به کاهش می‌گذارد تا جایی که گاه وظیفه نویسنده یا ناقل (بیش از آنچه در گذشته ممکن بود) بر دوش مخاطب گذاشته می‌شود : «من مسوول سوءبرداشت شما نیستم.»
و لابد در چنین آشفته‌بازاری، من هم می‌توانم پایان این متن بنویسم: «من دکتر سمیعی هستم و این یادداشت را تأیید می‌کنم.» اگر هم کسی گیر داد و کار بیخ پیدا کرد، بهانه می‌آورم که: «متوجه جنبه طنز ماجرا نیستید؟»

  یادداشت
  محمد معماریان
دانشجوی دکترای علوم رسانه

captcha
شماره‌های پیشین