349
چهارشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۹۶
13
گزارش تحلیلی رویدادهای حوزه اندیشه در هفته گذشته

تلاش‌ها برای تحقق «علوم انسانی اسلامی» به اوج رسیده است

هفته گذشته بسامد بحث علوم انسانی اسلامی در فضای رسانه‌ای حوزه اندیشه بسیار بالا بود. برگزاری کنگره بین‌المللی و اعطای جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی، برگزاری مناظره‌های مختلف در این زمینه و نمایش برنامه‌های تلویزیونی ویژه این موضوع، به همراه تلاش‌های نظری برای تبیین پدیده‌های ملی و اسلامی مانند پیاده‌روی اربعین بر این بسامد افزود.

مشکله «باستان‌گرایی کنترل‌شده»

صبح نو

مشکله «باستان‌گرایی کنترل‌شده»

تکاپوی جدید غرب و غرب‌گرایان وطنی در احیای باستان‌گرایی در ایران از جهات مختلف تأمل‌برانگیز است. این تأمل را در قالب سه نکته زیر بیان می‌کنم:

1- باستان‌گرایی در ایران پدیده جدیدی نیست و رواج آن به دوره پهلوی بازمی‌گردد. در آن زمان نظام سیاسی حاکم از این جریان حمایت قاطعی داشت و اوج حمایت نمادین آن، جشن‌های 2500 ساله بود. اکنون این حمایت سیاسی داخلی وجود ندارد. درنتیجه، جریان باستان گرا مجبور است بدون حمایت سیاسی حاکمیت روی پای خود بایستد. در این راستا؛ پرسش‌های بی‌شماری است که باید به آن‌ها پاسخ دهند. ما با احیای ایران باستان به چه تعریفی از هویت ملی دست می‌یابیم؟ این تعریف تا چه میزان قادر به پاسخگویی مسائل هویتی، آن‌هم در مقیاس جهانی امروز است؟ از کدام فلسفه سیاسی پیروی می‌کند؟ آیا از این فلسفه سیاسی چیزی بیش از سلطنت در خواهد آمد؟ آیا ایران بار دیگر در آستانه استبداد شاهنشاهی قرار خواهد گرفت؟ چه دیدگاه و نسبتی با ادیان وحیانی، به‌ویژه دین اسلام دارند؟ اما در کنار پرسش‌های نظری یاد شده مسائل بی‌شماری که ناظر به واقعیات امروز جهان است، مطرح می‌شود. جریان باستان گرا درباره کوروش نکات قابل‌توجهی را فی‌الجمله متذکر می‌شوند؛ مانند ابرقدرت جهان بودن، درافتادن با غرب و شکست یونان باستان، مخالف برده‌داری و مدافع حقوق بشر و غیره. اگر واقعیت ایران باستان این‌چنین است که می‌گویند؛ خیلی مشتاق به دانستن مواضع امروز این جریان نسبت به قدرت احیا شده یونان باستان هستیم. آیا کوروشی که اینان از آن یاد می‌کنند، حاضر به ایستادگی برابر قدرت غربی است. آیا با برجام کنار می‌آید؟ آیا حاضر به نجات فلسطینیان از دست یهودیان صهیونیست و مردم عراق و سوریه و یمن از آل سعود و داعش و گروه‌های تروریستی است؟ لیکن وقتی به گفته‌ها و مواضع این جماعت نظر می‌اندازیم هیچ نشان و شباهتی از شکوه ایران باستان در آنان دیده نمی‌شود. آنان هویت ایرانی را ذیل قدرت غربی و مفهوم وابستگی تعریف می‌کنند و تهدیدات دشمن را جدی نمی‌گیرند و مدام از توهم توطئه سخن می‌گویند و اراده و اقتدار ملی را برنمی‌تابند. خلاصه از کوروش بَدلی دفاع می‌کنند. باستان‌گرایی‌شان هم توده‌وار و غیر اصیل است.

2- گیرم که این جریان باستان گرا، هویت اصیلی دارد ولی کدام گروه و جریان فکری -فرهنگی می‌تواند خود را منتسب به آن بداند؟ گمان می‌کنم، لااقل، یک جریان است که نمی‌تواند عَلَم باستان‌گرایی را بر دوش کشد و آن عبارت از جریان متجددمآب است. اینان با دعوی تجدد از سنّت عبور کرده‌اند و هر چه که متعلق به گذشته است، به تاریخ حوالت داده‌اند. پس علی‌القاعده باستان‌گرایی متجددین ایرانی، پارادوکس عمیقی است.

3- مدرنیته نه‌تنها در موطن اصلی خود که در کشورهای پیرامون، هر جا که پا گذاشت گرده تاریخیت بر میراث فرهنگی و هنری آنجا پاشید و به آن‌ها صورت موزه‌ای داد. فرهنگ موزه‌ای پدیده مدرن است. مردم درگذشته با میراث فرهنگی، عادی برخورد می‌کردند؛ برخی با بی‌اعتنایی از کنار آنها می‌گذشتند و برخی توقف می‌کردند و از میراث کهن درس می‌گرفتند و برخی هم آن‌ها را عتیقه‌جات تلقی می‌کردند ولی چنین نبود که میراث کهن را از متن زندگی جدا کنند و فضای مجازی برای آنها درست کنند. این کار به‌واسطه فرهنگ موزه‌ای مدرن پدید آمده است؛ اما چگونه است که دنیای مدرن به کمک دستگاه رسانه‌ای خود درصدد احیای کنترل‌شده باستان‌گرایی ایرانی برآمده است. احیای کنترل‌شده معطوف به هدف است و هدف در اینجا عبارتند از گذار از عالم اندیشه و تعینات کهن به عالم مدرن است. گویی تجدد در ایران امروز با مشکل جدی روبه رو شده که فرایندهای مدرن‌سازی به‌تنهایی قادر به اجرای پروژه گذار نیست که به چنین کاری رو آورده است؛ و پرسش در همین عامل مشکل‌زا ست.به نظر می‌رسد که در ایران امروز، رقیب قَدَری حضور دارد که تجدد به‌تنهایی قادر به انجام پروژه مدرن سازی نیست. این رقیب قدرتمند چیزی غیر از گفتمان انقلاب اسلامی نیست. این گفتمان توانسته با تأسیس نظام سیاسی مبتنی بر فلسفه سیاسی امامت (ولایت‌فقیه) راه رشد و ترقی در عالم مدرن شده را پیدا کند. به میزان قدرت‌یابی گفتمان انقلاب اسلامی، ضعف و ناتوانی گفتمان تجدد بیشتر آشکار می‌گردد. به همین خاطر، این گفتمان برای مقابله با پیشروی گفتمان انقلاب اسلامی به احیای کنترل‌شده باستان‌گرایی رو آورده است؛ اما آیا غرب در این کار موفق می‌شود؟ پاسخ به این پرسش بسیار دشوار است؛ زیرا باستان‌گرایی درزمانی که گفتمان انقلاب اسلامی به مرحله تأسیس نظام نرسیده بود؛ نافرجام ماند تا چه رسد به شرایط امروز گفتمان انقلاب اسلامی که واجد نظام سیاسی شده است.

منبع: d@d_mahdavizadegan

  یادداشت
  دکتر داود مهدوی‌زادگان
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

captcha
شماره‌های پیشین