348
سه شنبه، ۰۹ آبان ۱۳۹۶
7
زائر معروف افغانستانی بالاخره ویزای سفر اربعین را گرفت

یار پسندید مرا

«ما نذر داشتیم. من جواب هادی رو امشب چی بدم؟» زن جوان، بغض کرده بود و آن قدر گلایه‌هایش خودمانی و آشنا بود که خیلی زود، فایل دو دقیقه‌ای گفت‌و‌گویش با سایت «فردا نیوز» مقابل سفارت عراق، در شبکه‌های اجتماعی پخش شد و واکنش‌های مختلفی را برانگیخت. خانم «فاطمه محمدی» آن روز و روزهای بعد از آن، حتی فکرش را هم نمی‌کرد که بتواند از پس مشکلات پیش روی ویزای عراق بربیاید و راهی شدنش به پیاده روی اربعین امسال را شبیه معجزه می‌دانست. معجزه اما بالاخره رخ داد و او دیروز همراه خانواده‌اش مسافر کربلا شد. گفت‌وگوی «صبح نو» با مهمانان ویژه پیاده روی اربعین امسال را بخوانید.

توسعه اشتغال زنان «ضروری» نیست!

صبح نو

زائر معروف افغانستانی بالاخره ویزای سفر اربعین را گرفت

یار پسندید مرا

«ما نذر داشتیم. من جواب هادی رو امشب چی بدم؟» زن جوان، بغض کرده بود و آن قدر گلایه‌هایش خودمانی و آشنا بود که خیلی زود، فایل دو دقیقه‌ای گفت‌و‌گویش با سایت «فردا نیوز» مقابل سفارت عراق، در شبکه‌های اجتماعی پخش شد و واکنش‌های مختلفی را برانگیخت. خانم «فاطمه محمدی» آن روز و روزهای بعد از آن، حتی فکرش را هم نمی‌کرد که بتواند از پس مشکلات پیش روی ویزای عراق بربیاید و راهی شدنش به پیاده روی اربعین امسال را شبیه معجزه می‌دانست. معجزه اما بالاخره رخ داد و او دیروز همراه خانواده‌اش مسافر کربلا شد. گفت‌وگوی «صبح نو» با مهمانان ویژه پیاده روی اربعین امسال را بخوانید.

«تمام دیروز و امروز داریم به خودمان می گوییم واقعاً معجزه شد. غیر ممکن اتفاق افتاد. فکرش را هم نمی‌کردیم واقعاً.» این را خانم محمدی می‌گوید. زن جوان اهل افغانستان که البته خودش می‌گوید تابه حال افغانستان را هم ندیده است؛ اما به خاطر «کامپیوتری نبودن»گذرنامه و مدارک هویتی‌اش، نمی‌توانست ویزای سفر به عراق را بگیرد. مشکلی پیچیده که گویا راه حل آن هم خیلی دشوار بود؛ اما او که بغض مظلومانه‌اش در ویدئوی کوتاه، معروف شده بود، بالاخره موفق به دریافت ویزا و دیروز راهی این سفر شد و حالا که گزارش را می‌خوانید، وارد سرزمین عراق شده است. آن هم با همسر، دختر و پسرش. محمدی درباره ماجرای ویدئوی معروفش می‌گوید:«دو هفته پیش که ما را جواب کرده بودند، رفته بودم جلوی سفارت عراق. آن روز خیلی دلم پر بود و داشتم گریه می‌کردم که دیدم گروهی مشغول تهیه گزارش هستند. پیشنهاد دادند حرفم را بگویم. در کمال ناامیدی، حرف‌هایم را زدم و برگشتم. نه شماره تماسی دادم و نه شماره‌ای برای پیگیری از آنان. فردای همان روز دوستانم از اینستاگرام فیلمم را نشانم دادند؛ اما باز هم هیچ امیدی نداشتم و پیگیری‌های چند روز بعد هم بی نتیجه بود و واقعاً ناامید شده بودم.»
او می‌گوید:« شنبه یکی از خبرنگاران صداوسیما تماس گرفت و نشانی جایی در دولت آباد را دادکه مشکل ما را حل کند. رفتیم و آن جا هم هرچه صبر کردیم، کسی سراغ‌مان نیامد. خیلی ناامید شده بودم و به همسرم گفتم بیا برویم. این جا هم مثل همه جای دیگر. جواب‌مان را نمی‌دهند. همسرم گفت 10 دقیقه دیگر صبر کنیم، شاید آمدند. همان موقع، آقایی از پله‌های دفتر بالا رفت و بعد از چند دقیقه آمد پایین. شماره‌ای از ما گرفت. 10 دقیقه بعد از آن، از سفارت عراق زنگ زدند و گفتند تا ساعت یک بعد از ظهر با گذرنامه‌تان بیایید سفارت عراق.»

از ناامیدی تا ویزای رایگان
خانم محمدی، از این جا به بعد را هم این طور روایت می‌کند:« آن جا با راهنمایی یکی از آقایان، داخل و پیش کنسول رفتیم. ویزای مجانی برایمان صادر کردند. یکشنبه هم رفتیم و بقیه کارها را انجام دادیم و دوشنبه راهی شدیم و الان که با شما صحبت می‌کنم، از خرم آباد رد شده‌ایم و داریم ادامه می‌دهیم تا برسیم به مرز.»
ذوق و شوق، از واژه به واژه کلامش می‌بارد:« نمی‌دانید چقدر خوشحالیم. باورتان نمی‌شود که چه ذوقی داریم برای رفتن و ادا کردن نذرمان. از رسانه‌ها و صداوسیما و همه آنهایی که پیگیر کارمان بودند، ممنونم که کمک کردند.» از او می‌پرسم حالا که مهمان ویژه سیدالشهدا شده‌اید، اولین بار که برای زیارت به حرم مطهر رفتید، زیر قبه چه دعایی می‌کنید؟ بدون مکث می‌گوید:« از امام حسین ظهور امام زمان را می‌خواهم. چون امام زمان که ظهور کند همه مشکلات حل می‌شوند.» خانم محمدی می‌گوید از شادی این که توانسته با خانواده‌اش به این سفر برود و نذر پسر هفت ساله‌اش را ادا کند، در پوست خودش نمی‌گنجد. «هادی» پسر هفت ساله خانواده که ماجرای پرچم نذری‌اش، بغض مادر را جلوی دوربین شکسته بود هم سرخوش و خوشحال از سفر به کربلا می‌گوید. او که مکبر مسجد محله‌شان هم هست، مُحرم این سال‌ها پرچمش را جلوی دسته عزاداری حمل می‌کرد و حالا پرچم امام حسینش را همراه خود آورده تا نذر خانوادگی‌شان را ادا کنند.  از او می‌پرسم آرزویت چیست؟ با همان زبان کودکانه می‌گوید:«خدا مریضا رو شفا بده.ظهور امام زمان. همینا.» می‌پرسم از امام حسین برای خودت چه می‌خواهی؟ می‌گوید:«هرچی بده خیلی خوبه عمو؛ اما خودم دوست دارم نوکری امام حسین رو بکنم.» خانم محمدی می‌گوید:«هادی همیشه به من می‌گفت مامان یعنی میشه یه روزی من برم کربلا حرم امام حسین این پرچم رو ببرم توی حرم بچرخونم.  او به آرزویش رسیده و خیلی خوشحاله.»

مشکل حل شده است
حالا خانم محمدی همراه با دخترش «ستاره »، پسرش «هادی» و همسسرش آقای «غلام شجاعی» مسافر پیاده روی اربعین و زائر کربلا شده‌اند تا مهمانان ویژه اربعین امسال در کربلا باشند. مهمانانی دوست داشتنی که مُهر«دعوت» روی ویزاهایشان خورده و می‌روند تا شاید خاطره انگیزترین و پرماجراترین سفر عمرشان را تجربه کنند. اما نکته مهم در این میان، مشکل بسیاری از زائران افغانستانی برای حضور در پیاده روی اربعین است؛ مشکلی که مسوولان می گویند حل شده است. از جمله، جانشین ستاد اربعین نیروی انتظامی که به «تسنیم» گفته است:«زمانی که این تصاویر تهیه شده بود، ما با طرف عراقی در حال مذاکره برای حل مشکل تردد مرزی عزیزان افغانستانی مهمان کشورمان بودیم که خوشبختانه با پیگیری‌های انجام شده، این مشکل حل و فصل شد.» سردار «محمد بابایی» گفته است: «بنا بر توافقات انجام گرفته، مقرر شد تمام عزیزان افغانستانی که دارای گذرنامه دست نویس هستند، بتوانند با همکاری ایران، امکان اخذ ویزای کشور عراق را داشته باشند .بر این اساس لازم است این عزیزان به دفاتر کفالت در تهران و 10 استان دیگر مراجعه کنند و پس از ثبت مشخصات خود، دفترچه اقامت یکساله دریافت کنند که با هماهنگی به عمل آمده، دولت عراق بر اساس این دفترچه‌های اقامت، ویزای سفر اربعین را به این کشور صادر کند.»

captcha
شماره‌های پیشین