348
سه شنبه، ۰۹ آبان ۱۳۹۶
11
«حسین دهباشی»درگفت‌وگوبا«صبح‌نو»:

سرافراز، مثل احمدی‌نژاد حیف‌شد

آقای «حسین دهباشی» کارشناس رسانه و سازنده فیلم تبلیغاتی آقای حسن روحانی در انتخابات سال92 در غرفه «صبح‌نو» در نمایشگاه مطبوعات حاضرشد.

خبر

صبح نو

«حسین دهباشی»درگفت‌وگوبا«صبح‌نو»:

سرافراز، مثل احمدی‌نژاد حیف‌شد

آقای «حسین دهباشی» کارشناس رسانه و سازنده فیلم تبلیغاتی آقای حسن روحانی در انتخابات سال92 در غرفه «صبح‌نو» در نمایشگاه مطبوعات حاضرشد.

دهباشی تاکنون مسوولیت‌های مختلفی بر عهده داشته که از جمله آنها، مدیریت پروژه تاریخ شفاهی ایران در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بود. وی اکنون معاون ارتباطات، بین‌الملل و مشارکت‌های بنیاد امور بیماری‌های خاص، عضو خانه سینما و انجمن مستند سازان سینمای ایران و مؤسس و مدیر عامل مؤسسه فرهنگی و هنری نقش جهان هنر است. وی از سال ۱۳۹۴ پروژه تاریخ شفاهی جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرده است. دهباشی پس از پیروزی روحانی در انتخابات سال92 ناگهان در صف منتقدان جدی وی قرار گرفته و در بسیاری از موضوعات از دولت تدبیر و امید انتقادات جدی مطرح کرده است. او در اظهارنظری جنجالی درباره مستند تبلیغاتی روحانی درسال92 بیان داشت «حسن روحانی، بازیگرفیلم من بود» از جمله تولیدات مشهور او می‌توان به مستند «به روایت دربار» و مجموعه برنامه «خشت خام» اشاره کرد.«حسین دهباشی» روز گذشته با حضور در غرفه روزنامه صبح‌نو در نمایشگاه مطبوعات، درگفت‌وگویی درباره رسانه ملی به «صبح نو» گفت: ریزش مخاطب تلویزیون مساله‌ای نیست که صرفاً محدود و مربوط به تلویزیون ایران باشد. با ظهور رسانه‌های جدید و شبکه‌های اجتماعی، کاروکاسبی تمام تلویزیون‌های دنیا به‌هم‌ریخته ولی قضیه برای رسانه ملی ما بدتر است. یکی از دلایل این اتفاق، غلبه بخش‌های خبری و سیاسی تلویزیون بر دیگر بخش‌هاست. مدیران سیما به حوزه سرگرمی‌سازی توجه مناسبی ندارند.

برنامه‌سازانی با ظاهر ایدئولوژیک
وی ادامه داد: این حجم بالا از آگهی‌های مربوط به محصولات مصرفی، در طرف مقابل نگاه ایدئولوژیک ماست. یکی از مواردی که تلویزیون ما را دچار مشکل کرده، این است که روز‌به‌روز از وجود افرادخوش‌فکر و مسلط به عرصه رسانه تهی‌تر می‌شود. متاسفانه گاهی افرادی وارد برنامه‌سازی در تلویزیون می‌شوند که با ظاهری ایدئولوژیک برنامه‌هایی ارائه می‌دهند که اتفاقاً هیچ تناسبی با آن ایدئولوژی ندارد و به خدمت آن درنمی‌آید.

فضا انحصاری است
دهباشی با اشاره به فضای انحصاری رسانه‌ای درکشور بیان کرد: قانون مدیریت بر سازمان صداوسیما، انحصاری بودن تلویزیون، نداشتن رقیب و فضایی که شبکه‌های بین‌المللی لااقل روی کاغذ ممنوع هستند، همگی منجر به این شرایط می‌شوند. حتی رسانه‌های جدید در فضای مجازی هم هنوز آن طور که باید فراگیر نشده‌اند و گران محسوب می‌شوند. درچنین شرایطی، شما اگر هر محصولی ارائه کنید موفق خواهید بود. این انحصار باعث می‌شود که بتوان از این جهت تلویزیون را با خودروسازی در کشورمان مقایسه کرد. به‌رغم حجم بالای تولید خودرو، ولی همچنان پیکان مدل48 از آخرین مدل آن با کیفیت‌تراست. تلویزیون ما باوجود این فضای ارزان و مهیا، به جز چند برنامه خاص، موفق نیست. جالب است که درهمین رسانه ایدئولوژیک، سال‌ها قبل، برنامه‌هایی داشتیم که بسیار موفق بودند.

این‌کاره نیستند
این کارشناس رسانه درباره این که آیا دریک رسانه ایدئولوژیک می‌توان جوابگوی تمام سلایق بود؟ گفت: رسیدن به این مرحله بسیار سخت است؛ خصوصاً دردوره مدیریت فعلی چنین اتفاقی بعید است چون این‌کاره نیستند. ایشان رسانه ملی را از منظر فنی می‌شناسند نه از نگاه رسانه؛ بنابراین مسلط نیستند. تابعیت مدیران تلویزیون به تابعیتی اداری و مالی درآمده است. اگر ما به جایی می‌رسیدیم که برنامه‌ساز نسبت به مدیرگروه، او به رییس شبکه، وی به معاونت‌ها و در مرحله آخر نسبت به ریاست سازمان این‌طور نگاه می‌کردند که با یک پیشکسوت این کار طرف هستند، نوع تعامل هنرمندان و مدیران با یکدیگر اداری و مالی نبود. تا زمانی‌که این شرایط ادامه یابد، روز به روز اوضاع بدتر خواهد شد.

مدیریت‌ها فسیلی‌شده
دهباشی با اشاره به نیازهای امروز رسانه ملی، بیان کرد: اگر تصمیم‌گیرنده در این سازمان بودم، مطمئناً حجم این مجموعه را کم می‌کردم. این اقدامی بود که آقای سرافراز در پی انجام آن بود. من معتقدم سرافراز از لحاظی شبیه آقای احمدی‌نژاد بود؛ هردوی آنها فرصت‌های ازدست رفته هستند. احمدی‌نژاد به‌عنوان کسی که از بیرون آمده و وابستگی کمتری دارد، می‌توانست نظم جدیدی دراندازد که از ساختارهای پوسیده و کلیشه‌ای فاصله داشته باشد. متاسفانه مجموعه‌ای از لجبازی‌ها با ایشان و برخی لجبازی‌ها از سمت خود وی، باعث از دست رفتن این فرصت مهم شد. این اتفاق باعث شد که چشم مردم از اعتماد به چهره‌های ناشناخته بترسد. در دوره آقای سرافراز در رسانه ملی هم همین اتفاق رخ داد. در یک دوره کوتاهی از برنامه‌ساز تا مدیر، با ایشان وارد چالش شدند. نتیجه این روند ایجاد حواشی بود و منجر به استعفای مدیری شد که با سازمان و کار رسانه آشنایی خوبی داشت.
من واقعاً متاسفم که فرصتی مثل آقای سرافراز از دست رفت. از آن بیشتر متاسفم برای برخی از مدیران ارشد کشور که وقتی دیدند سرافراز فضا را بازکرد ولی نتیجه نگرفت، «کنترل ضد» گرفتند به تمام مدیران جدید و بازهم تمام مدیران قدیمی را بازگرداندند. مدیریت‌های فسیلی که حتی در زمان خودشان هم موفق نبودند و امروز با چالش‌های رسانه‌ای جدید مواجه‌اند.
این مدیران فرزند زمانه نیستند.این مستندساز درباره نحوه تعامل تلویزیون بادولت افزود: باتوجه به برداشت از قانون اساسی، این صداوسیما می‌تواند دولتی باشد ولی درکنار آن تلویزیون‌های دیگر هم وجود داشته باشند. این مجموعه‌ها می‌توانند به‌صورت هیات امنایی مدیریت شوند و سازمان صداوسیما هم در آنها نقش پررنگی داشته باشد. حداقل در گام نخست برنامه‌های غیرخبری و غیرسیاسی برون‌سپاری شوند به تلویزیون‌های خصوصی.

الف ویژه‌ها به‌صرفه‌اند
حسین دهباشی در پایان گفت: به نظرم جا دارد بسیاری از برنامه‌ها و گروه‌ها درچند شبکه ادغام شوند. ضرورتی ندارد تمام کانال‌ها گروه کودک یا ورزش داشته باشند. باید برنامه‌ها تخصصی و کیفی شوند. اتفاقاً تلویزیون ما نشان داد که تولید درست برنامه‌های فاخر و سریال‌های الف ویژه خوب مثل مختارنامه، ارزان‌ترین نوع تولید برنامه است. تعداد دفعات پخش و میزان مخاطبان این تولیدات، ساخت آنها را کاملاً به‌صرفه و حتی از محصولات جیم و دال هم ارزان‌تر می‌کند.

 

captcha
شماره‌های پیشین