345
شنبه، ۰۶ آبان ۱۳۹۶
15
«صبح‌نو»در گفت و گو با سازندگان جنجالی «#پول‌وپورن» و «#انقلاب_جنسی»بررسی می کند

جنس برخورد با بحـران جنسی

اخبار تجاوز به عنف، ازدواج سفید، پدیده روسپیگری، رشد آمار طلاق، افزایش تجرد جوانان، تغییر نظام پوشش در جامعه و مسائل دیگری از این دست، این روزها زنگ خطری را به صدا درآورده که از لابه لای چند مستند پرمخاطب اخیر به گوش می‌رسد. آقای مهدی نقویان، در آخرین ساخته‌اش «پول‌وپورن» از مدخل یک پرونده امنیتی به مساله روسپیگری سازمان‌یافته پرداخته و آقای حسین شمقدری، با بررسی پیشینه غرب، آنچه را «انقلاب جنسی» در ایران می‌داند، در مستندی به همین نام مورد واکاوی قرار داده است. سراغ این دو رفتیم تا معضل مشکلات جنسی در کشور را روی میز گفت‌وگو بگذاریم.

مگس روی دیوار بودن، یا نبودن؟!

صبح نو

مگس روی دیوار بودن، یا نبودن؟!

این ادعا در گفتمان‌های پذیرفته‌شده در مورد فیلم مستند وجود دارد که اگر مستندساز به هر دو طرف مباحثه مجال طرح بحث بدهد، آدم منصفی است و می‌بایست با چشم‌پوشی از موضع شخصی خود، عینی و بی‌طرف باقی بماند وگرنه به نفع یک طرف ماجرا، از موضع بی‌طرفی سقوط خواهد کرد. معمولاً عبارت «جانبداری از یک طرف/تفکر» براساس تصور عامه و دامن زدن به «غرض‌ورزی» و فقدان «عینیت» لازم بهانه خوبی برای متهم کردن فیلم‌های مستندی از جنس «فرهنگ جنسی» و «پول و پورن» است. به عبارت دیگر، اصرار و لجاجت بر بی‌طرفی و توزان در مقابل عدم تقارن آشکار جهان واقع چیزی نیست جز ارائه تصویری غلط از جهان و تضادها و تعارضات نیرومندی که درون آن جریان دارد. مضاف بر این‌که اشتباه تاریخی این است که موضع احتمالاً عینی مستندساز در مواجهه با سوژه انتخابی‌اش را مشروط به خنثی‌بودن یا بی‌طرفی بگیریم. همان‌طور که جهان واقعی مستقل از تجربه بشری وجود دارد اما عینیت موضوع در ذهنیت و تفسیر مؤلف شکل می‌گیرد و بدون آن بی‌معنی است.معنای یک مستند ممکن است برحسب کسی که آن را تماشا می‌کند و چرایی تماشا و زمینه‌ای که فیلم در آن دیده می‌شود تغییر کند. به‌عنوان‌مثال، جدیت و اتوکشیدگی یک مستند آموزشی-اطلاعاتی چهار دهه قبل،ممکن است برای یک تماشاگر امروزی فیلمی مضحک باشد. بنابراین فیلم مستند یک موجود زنده و در حال رشد در فرایند بحث‌وجدلی است میان «فیلم»، «فیلم‌ساز»، «مخاطبان فیلم»، «زمینه اجتماعی» و «زمینه تماشای فیلم». درک و شناخت خروجی فیلم مستند برای هر تماشاگر بُعد استدلالی خاصی دارد که به‌موازات افزایش قالب‌های «ترکیبی و دورگه» در سینمای مستند فعالیت تفسیری او نیز اهمیت و وجاهت بیشتری پیدا می‌کند. به‌این‌ترتیب باید اصالت او را در نظر بگیریم و بدانیم که به‌عنوان یک فاعل شناسا، چیزی را که تماشا می‌کند ضبط مستقیم وجوهی از حقیقت نمی‌داند، بلکه می‌فهمد و درک می‌کند که فیلم مستند پیش روی او سعی دارد ادعاهایی در مورد آن حقیقت مطرح کند. به‌این‌ترتیب است که درک امروز انسان ایرانی از دو مستند مذکور با دریافت فرمالیستی ما از محصول فرسنگ‌ها فاصله دارد و طبیعی است که واکنش او، به دلیل زمینه اجتماعی پیرامونش و مختصاتی که در دل آن با اثر مواجه می‌شود، به‌راحتی عبور ما از کنار این آثار نخواهد بود.اگر مستندی تماشا می‌کنیم که حاوی صحنه‌ای از جنگ است و بدانیم که فیلم‌ساز در زمان وقوع ماجرا در صحنه حضور داشته است، شأن تصاویری که او عرضه می‌کند یا به عبارتی نمایش می‌دهد با تصاویری که بازنماییِ صرف هستند کاملاً متفاوت است. طبیعی است که برای دیدن آن‌ها احترام ویژه‌تری قائل هستیم و اعتبار صحنه‌های بازسازی‌شده را با همان شاخصی ارزیابی می‌کنیم که در مورد تصاویر واقعی که در زمان وقوع رویداد ضبط شده‌اند و به آن‌ها نمره پایین‌تری می‌دهیم. به همین دلیل است که بسیاری از فیلم‌های مستندی که از بازنمایی استفاده می‌کنند از تمهید «گواهی کلامی» ِ کسانی بهره می‌برند که در زمان رویداد واقعی حضور داشته‌اند. مستند «انقلاب جنسی» از این بابت نمره قبولی می‌گیرد چرا که نه از کیلومترها فاصله و از دل تدوین درون اتاق‌های دربسته بلکه از حضور مستندساز در دل اتفاقات خاص مرتبط با موضوع فیلم روایت می‌شود.فرم‌های سینمایی ماندگار و موفق که گاهی در قالب ژانرهای بومی و شناسنامه‌دار در حافظه تاریخی جهان ماندگار شدند نتیجه راهبردهای محتوایی تمدن‌هایی هستند که تفکر و جهان‌بینی مؤلفانش را شکل داده است. بنابراین طبیعی است که حرف‌های جدید نیاز به روش‌های جدید بازنمایی و بازگویی براساس الزامات تمدنی هر جغرافیایی دارد. معضلات تمدنی جدید به شیوه‌های جدید و بدیع بیانی نیاز دارد که در قالب فرهنگ و تمدن ایران پس از انقلاب و براساس تیپولوژی انسان امروز ایرانی ساخت یافته  و به شکل درستی از ارائه رسیده باشد. بدیهی است که جوان مسلمان ایرانی در مواجه با زخم‌ها و التهابات اجتماعی جامعه پیرامونش با روش نمادین نگاه به رویداد از نگاه «مگسی روی دیوار» (Fly-on-the-wall) برخورد نمی‌کند و تلاش می‌کند با شیوه بومی خود با آن مواجهه شود. این امر برای رسیدن به بلوغ کامل خود، چون سنت مستندسازی در کشورهای مبدأ این هنر-صنعت-رسانه، یک تجربه چند دهه‌ای را می‌طلبد. صبور باشیم و از خطاهای احتمالی با مهربانی بگذریم تا این جنین مبارک، متولد نشده در رحم سقط نشود.

  دیدگاه
  محمدرضا رضا پور
سردبیر نشریه «نقد سینما»

captcha
شماره‌های پیشین