344
چهارشنبه، ۰۳ آبان ۱۳۹۶
16
بیان معنوی حجت الاسلام علیرضا پناهیان

اربعین را دولتی نکنیم

توئیت‌گاه

حکمت تاریخ آخر

فرا گشودگی یا بسط

عینستاغرام امید مهدی‌نژاد

صبح نو

حکمت تاریخ آخر

فرا گشودگی یا بسط


فرض کنید دوره‌های مختلف تاریخی که وجود دارد، این‌ها فرا گشودگی‌های مختلفی است که برای بشر هست. یا دوره‌های مختلف فلسفه فرا گشودگی‌های مختلف برای فلسفه است. مثلاً در دوره یونان یک جور است. دوره مسیحیت یک جور است.
دوره اسلامی یک جور است. دوره جدید یک جور است. این چهار جور. حالا حتی پست مدرن را هم اضافه بکنیم، پنج جور می‌شود. پنج صورت مختلف فرا گشودگی یک امر واحدی است که در درون خودش یک همچین دینامیزمی تحت عنوان تفکر فلسفی داشته.  الان می‌توانیم بگوییم این تعبیر سنتی است. یعنی تعبیری که مال هگل و مارکس است. مال گذشته است. تعبیری که هایدگر و گالامر به کار می‌برند آنفولدینگ است. آنفولدینگ انفتاح است. فرا گشودگی است. خود کلمه فولدینگ یعنی تا زدن. یک چیزی را که تا بزنی، بعد بازش می‌کنی. این می‌شود آنفولدینگ. منتها در این باز شدن لزوماً مسأله بسط و توسعه به معنای این که تفصیل پیدا می‌کند. از اجمال به تفصیل می‌رود. چنانچه مثلاً فرض کنید فلسفه اسلامی از فارابی تا ملاصدرا و اتباعش آنفولدینگ پیدا کرده. یعنی بسط پیدا کرده. باز شده. نه دیویلوپمنت پیدا کرده. به این ترتیب اگر دیویلوپمنت باشد، آن چیزی که در فارابی هست، دیگر به درد نمی‌خورد. به درد نمی‌خورد یعنی این که فقط ارزش تاریخی دارد. آن چیزی که مال قبل است، دیگر ارزش تاریخی دارد.  ولی در آنفولدینگ این جوری نیست. یعنی اینها یک اتصال بیشتری به هم پیدا می‌کنند. برای این که یک چیزی در آن جا به اجمال هست و این جا به تفصیل در آمده. می‌توانسته به تفصیل دیگری در بیاید. چنان که همین حالت هم هست.
به نوعی حتی مثلاً نحله‌های مختلفی که در عالم اسلام هست، آنفولدینگ آن چیزی است فارابی و ابن سینا طرح کردند. حتی خود اشراق.
آن چیزی که در عالم اسلام فلسفه ظاهر شده و به آن شکلی که ظاهر شده. به خصوص در ایران. چون در قلب عالم اسلام و در اندلس نزد ابن رشد و اینها صورت دیگری داشته. این هم که انفتاح و فرا گشودگی از فلسفه‌بوده.
اگر شما دوه‌لوپه ببینید، می‌گویید که نه. ایرانیان فلسفه را از یونانی‌ها گرفتند. بعد آن را یک کمی بسط دادند. بعد برگرداندند.  کما این که مثلاً بعضی از اروپایی‌ها و مستشرقین هم همین را قائل هستند. چون فکری که بر آنها حاکم است یعنی بر اساس این مفهوم می‌فهمند. شما خودتان هم همین جور هستید. ممکن است تصمیم نگرفته باشید ولی بالاخره یا دوه‌لوپته می‌فهمید.  مثلاً می‌گویید همه آن علومی که در عالم اسلام بوده، رفته و در غرب دوه‌لوپه شده. با ترجمه‌ای که شده دوه‌لوپه شده. بسط و توسعه پیدا کرده. تغییر و تکامل پیدا کرده و علوم جدید پیدا شده.
یا این که بگویید نه. هر یک از اینها انفتاح‌های مختلفی است. فرا گشودگی‌های مختلفی از علوم هستند. علوم عالم اسلامی خودش یک حکایت مستقلی دارد.
نه یک چیزی است که بعد که دوه‌لوپه بشود، علوم جدید بشود. ممکن است خیلی کسانی باشند که به نظرشان بیاید دارند از اسلام دفاع می‌کنند. می‌گویند همین علوم به اروپا رفته و این شده.
 در واقع باز دارد این علوم را بر اساس علوم جدید غربی تعریف می‌کند. با این که درست می‌گوید. یعنی گزاره، گزاره غلطی نیست. نادرست نیست ولی بحث اصلاً درستی و غلطی نیست. بحث سر این است که چه جوری دارد این را. انشایی که پشت این است. چه جوری دارد این را می‌فهمد و تحلیل می‌کند. بر اساس این می‌فهمد که این علوم در طول تاریخ بسط پیدا کرده و علوم جدید شده. نه. هر دوره تاریخی علوم خاص خودش را دارد. چینی‌ها علوم خاص خودشان را داشتند. هندی‌ها علوم خاص خودشان را داشتند. متناسب با آن دوره خودشان. دوره اسلامی دوره‌ای است که علوم خاص خودش را دارد.

  خودنویس
 دکتر رضا سلیمان حشمت

 

captcha
شماره‌های پیشین