344
چهارشنبه، ۰۳ آبان ۱۳۹۶
11
گزارشی از سخنرانی دکتر منوچهر آشتیانی در نشست «اجتماعیات جنگ»

قرن ها از داشتن استقلال محروم بودیم

نخستین نشست از سلسله نشست‌های «مطالعات اجتماعی جنگ ایران و عراق» این هفته با سخنرانی دکتر منوچهر آشتیانی، استاد فلسفه و جامعه‌شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران همراه بود. این نشست به همت بسیج دانشجویی این دانشکده و همکاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد.

گزارشی از افتتاحیه کنگره علوم انسانی اسلامی

غلامی: علم دینی جریانی خودجوش است

صبح نو

گزارشی از سخنرانی دکتر منوچهر آشتیانی در نشست «اجتماعیات جنگ»

قرن ها از داشتن استقلال محروم بودیم

نخستین نشست از سلسله نشست‌های «مطالعات اجتماعی جنگ ایران و عراق» این هفته با سخنرانی دکتر منوچهر آشتیانی، استاد فلسفه و جامعه‌شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران همراه بود. این نشست به همت بسیج دانشجویی این دانشکده و همکاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد.

دکتر آشتیانی در ابتدا با اشاره به کتابی که با عنوان پلومولوژی نوشته است، بحث ابتدایی خودش را به بیان چارچوب کلی نظراتش درباب نگاه تاریخی به جنگ اختصاص داد و گفت: متاسفانه در ایران کتاب در زمینه جامعه‌شناسی جنگ بسیار کم داریم. آنچه در ایران داریم «آداب‌الحرب و الشجاعه» برای «مبر شاه قریشی» است و درباب حرب و فنون حرب است. البته کتب ادبی و شعر در باب جنگ بسیار است.
کافی است به فردوسی رجوع شود که کل شاهنامه درباب جنگ است.او ادامه داد: با اینکه من گرایش مارکسیستی در تحلیل دارم و گمان می‌رود که باید بر مبنای روبنا و زیربنا تحلیل کنم اما به‌دلیل پیچیدگی بحث باید از روش قرابت انتخابی (که روش ماکس وبر است) استفاده کرد.
جریان‌هایی از جریان‌های صلح بر جریان‌هایی از جریان‌های جنگ تأثیر می‌گذارند و این‌ها متداخلا در هم و بر هم به‌صورت دیالکتیک تأثیر می‌گذارند؛ یعنی نمونه‌های واقعی را از فرایندهای طولانی‌مدت تاریخی به‌صورت ساختاری استخراج می‌کنم تا قانونمندی‌هایی را به‌دست آورم که کلید شناخت جنگ‌و‌صلح هستند.

خرد ایرانی، یعنی نبرد خیر و شر
آشتیانی به‌صورت مختصر درباره جنگ و صلح در خرد ایرانی گفت: جنگ و صلح از میتراییسم در ایران شروع می‌شود. ما خداوند «نور و ظلمت» و خداوند «جنگ و صلح» داشته ایم. ما در اینجا نبرد دائمی میان «خیر و شر» و «نیکوکاری و بدکاری» داشته‌ایم. زرتشت می‌گوید جهان چیزی نیست جز نبرد و سپس وحدت اضداد. این اصل به مهرگرایی و مزدکیه و مانویه نیز سرایت می‌کند و از مانویه به اروپا می‌رود. آگوستینوس در 30 سال ابتدایی زندگی‌اش مانوی بوده است.
کتاب «مدینه الله علیه مشرکین» اثر آگوستینوس اختصاص دارد به نبرد تاریخی میان صالحان و طالحان یا شهر خدا و شهر شیطان؛ یعنی دوقرن قبل از اسلام! جمله پایانی آگوستینوس این است که همانا حق پیروز می‌شود و نا حق باطل است و می‌رود؛ یعنی همان آیه قرآن؛ این آینده‌شناسی مانوی و زرتشتی است که خودش را در آگوستینوس نمایان ساخته است. 2100 سال بعد، مارکس همین سخن را با بیانی دیگر گفته است که همانا پرولتاریا بر سرمایه‌داری پیروز خواهد شد.
او سپس چارچوب کلی و فلسفی نگاهش به مقوله جنگ و صلح را این‌گونه توضیح داد: چرا در جامعه تصادم روی می‌دهد؟ اساسی‌ترین سؤال این است که اصلاً چرا جنگ؟ ما در تمام جوامع انواع تضادها را شاهد هستیم. برخی آشتی‌پذیرند یا آشتی‌ناپذیر، آنتاگونیستی یا غیرآنتاگونیستی هستند.
 بعضی تضادها با گفت‌وگو حل می‌شوند اما آنچه با سیاست و گفت و و   گو قابل‌حل نیست به‌دست نظامیان سپرده می‌شود. سیاست چیزی نیست جز زبان نرم جنگ؛ بنابراین جنگ و صلح هر دو ابزار سیاست‌اند و مکمل یکدیگرند.

تغییر خفه شود، جنگ روی می‌دهد
او افزود: کمی فلسفی بخواهیم صحبت کنیم باید بگوییم وقتی «وجود» می‌خواهد به‌وجود بیاید باید حرکت کند. به قول اقبال «گر نروم نیستم». یک رابطه دیالکتیک بین تغییر و سیستم وجود دارد. هرگاه سیستم به هر وسیله‌ای بخواهد بماند و تغییر در آن رخ ندهد آن سیستم محکوم به شکست است؛ همچون قرون‌وسطی. سیستم متصلب مارکسیست-لنینیستی روسیه هم مثل فاشیسم تغییر را خفه کرده بود و به همین دلیل از بین رفت.
از طرفی اگر اصل بر تغییر دائمی باشد آن سیستم و جامعه متلاشی می‌شود. صلح یعنی رابطه‌ای متوازن میان تغییر و سیستم؛ که هم سیستم باید بماند و هم تغییر اتفاق بیفتد. جنگ حاصل برهم خوردن این توازن است.آشتیانی با این نگاه به نمونه‌های مختلف تاریخی جنگ اشاره آن‌ها را تحلیل کرد: از زمانی که جنگ و نزاع روی داده است ما با دو فاز و مرحله در جنگ روبه‌رو هستیم.
یکی فاز جنگ‌های دیانتی و عرفی است که برای غارت زمین یا برای دین و مذهب یا علل قومی اتفاق می‌افتاد. فاز دوم جنگ از قرن هفدهم به بعد روی داده است؛ یعنی از زمانی که بورژوازی در تاریخ آمده است. سرمایه‌داری نمی‌تواند بدون «تمرکز» و «بازسازی» دوام بیاورد.
 زمانی که سرمایه‌داری تمرکز پیدا کرد، برای بسط و گسترش تاریخی-اجتماعی خود نیاز به حذف و تجاوز به کلونی‌های غیر سرمایه‌دارانه داشت و از این‌رو چپاول سرزمین‌ها را انجام داد. سرمایه‌داری سلطنت جهانی می‌خواهد. البته باید بحث کنیم که چرا این غلط‌ترین نظام ممکن؛ یعنی نظام سرمایه‌داری جهانی، تاکنون به گورستان نرفته است. مارکس که نتوانست با تمام شعورش این کار را بکند!

بسیجی‌ها؛ حافظان استقلال و مبارزان
علیه امپریالیسم
بخش نهایی سخنان آشتیانی به بررسی وضعیت ایران اختصاص داشت. او دراین‌باره گفت: کشور ما در طول تاریخ مورد اکثر تجاوزها و جنگ‌ها قرار گرفته است. از اسکندر تا اعراب و مغول‌ها و سرمایه‌داری جهانی. در تمام دوران گذشته دولت‌های ایران به‌غیراز صفویه وابسته بوده‌اند.
 اکنون یک قیام در ایران به نام انقلاب اسلامی رخ داده است که حداقل‌ترین دستاوردش استقلال ملی بوده که ما قرن‌ها از داشتن این استقلال محروم بوده‌ایم. البته انقلاب اسلامی نمی‌گوید می‌خواهم همکار و همبسته نباشم. می‌گوید نمی‌خواهم نوکر و وابسته باشم. خواستِ استقلال مهم‌ترین چیزی است که جمهوری اسلامی و آقای [امام] خمینی و آقای [آیت‌الله] خامنه‌ای از ابتدا دارند آن را می‌گویند و این مهم‌ترین جریانی است که نظام را حفظ کرده است. البته مشروطه نیز خواست استقلال داشت و موفق شد، اما به‌محض اینکه پیچ کوچکی به سمت امپریالیسم برداشت بورژوایی داخلی و خارجی متحد شدند و انقلاب مشروطه را فروختند.
دقیقاً همین کاری که سرمایه‌داری داخلی ایران و سرمایه‌داری جهانی می‌خواهند انجام بدهند و انقلاب را ساقط کنند.
سرمایه‌داری جهانی به رهبری امپریالیسم جهانی رژیم بعث را ملزم کرد تا بیاید و ایران را به پیش از انقلاب و استقلال ببرد.
دو ویژگی بزرگ نبرد میهنی ما در جنگ ایران و عراق یکی نبرد «استقلال‌طلبانه» است که زنجیره‌ای است از نبردهای استقلال‌طلبانه میهنی 2500ساله ما که امروز بسیجیان در حال ادامه این نبرد هستند و دیگری نبرد مستقیم با امپریالیسم است چراکه نبرد عراق یک نبرد فرمایشی از سوی آمریکا بود.
میان استقلال‌خواهی و مبارزه با امپریالیسم سرمایه‌داری تفاوت است امروزه خیلی از کشورها می‌خواهند که مستقل باشند اما درعین‌حال می‌خواهند سرمایه‌دار هم باشند اما ما هر دو ویژگی را داریم.
او در پایان ابیاتی از مولوی را درباره جنگ و صلح قرائت کرد و آن را با سخنان قبلی خود تطبیق داد که دو بیت نخست آن این بود: این جهان جنگ است چون کل بنگری / ذره با ذره چون دین با کافری
جنگ فعلی هست از جنگ نهان / زین تخالف آن تخالف را بدان

 

captcha
شماره‌های پیشین