342
دوشنبه، ۰۱ آبان ۱۳۹۶
8

خبر

عکس‎های «لیلا قدرت‏اللهی» از دغدغه‌های زنانه اجتماعی‏اش می‏گوید

پشت قاب محرومیت

این روزها همه درباره ازدواج زودهنگام دخترها در روستاها و ترک تحصیل زنان صحبت می‏کنند. مسوولان هرروز آمار جدیدی رو می‏کنند. روز بعد راهکاری برای پیشگیری و حتی مقابله با این رشد ارائه می‏دهند. در این اخبار پیگیری و ارائه راهکارها، چند جوان عکاس، به مناطق محروم رفته‏اند و با موضوعات مختلف از روستاها عکاسی کرده‏اند. وجه مشترک همه عکس‏ ها پس‌زمینه ساده آنهاست؛ یک دیوار ساده که با رنگ سفید مات نقاشی شده است. دیوار همه خانه‏ ها به طرز ناشیانه ‏ای رنگ‌شده است. در بعضی از عکس‎ها یک‌تکه از پرده گل‏ گلی هم توی کادر است. در همه عکس‎ها، دختران جوان، با قدی کوتاه، لاغر، لباس بلند نخی و طرح‌دار به رنگ تیره، یک بچه به بغل گرفته‎اند. چند قاب عکس به‌طور نامنظم به دیوار آویزان است. در همه دیوارها، عکس مرد خانه دیده می‏شود. عکس زیارت، عکس بازیگران هندی و انواع گل‏های رونده که نیمی از دیوار سفید را پوشانده، وجه مشترک بعدی عکس‏هاست. این‌ها بخشی از عکس‏های خانم «لیلا قدرت‏اللهی» است. قدرت ‏اللهی یکی از عکاسان جوان این گروه عکاسی است. بیش از نیمی از موضوعات او درباره زنان، موضوعات کار و ترک تحصیل آنان در روستاهای محروم است.

صبح نو

عکس‎های «لیلا قدرت‏اللهی» از دغدغه‌های زنانه اجتماعی‏اش می‏گوید

پشت قاب محرومیت

این روزها همه درباره ازدواج زودهنگام دخترها در روستاها و ترک تحصیل زنان صحبت می‏کنند. مسوولان هرروز آمار جدیدی رو می‏کنند. روز بعد راهکاری برای پیشگیری و حتی مقابله با این رشد ارائه می‏دهند. در این اخبار پیگیری و ارائه راهکارها، چند جوان عکاس، به مناطق محروم رفته‏اند و با موضوعات مختلف از روستاها عکاسی کرده‏اند. وجه مشترک همه عکس‏ ها پس‌زمینه ساده آنهاست؛ یک دیوار ساده که با رنگ سفید مات نقاشی شده است. دیوار همه خانه‏ ها به طرز ناشیانه ‏ای رنگ‌شده است. در بعضی از عکس‎ها یک‌تکه از پرده گل‏ گلی هم توی کادر است. در همه عکس‎ها، دختران جوان، با قدی کوتاه، لاغر، لباس بلند نخی و طرح‌دار به رنگ تیره، یک بچه به بغل گرفته‎اند. چند قاب عکس به‌طور نامنظم به دیوار آویزان است. در همه دیوارها، عکس مرد خانه دیده می‏شود. عکس زیارت، عکس بازیگران هندی و انواع گل‏های رونده که نیمی از دیوار سفید را پوشانده، وجه مشترک بعدی عکس‏هاست. این‌ها بخشی از عکس‏های خانم «لیلا قدرت‏اللهی» است. قدرت ‏اللهی یکی از عکاسان جوان این گروه عکاسی است. بیش از نیمی از موضوعات او درباره زنان، موضوعات کار و ترک تحصیل آنان در روستاهای محروم است.

 به‌خاطر رشته‏ام
خانم قدرت‏اللهی دلیل به جان خریدن رنج سفر و انتخاب موضوعات پر چالش را دغدغه شخصی‏اش می‏داند، البته او به گفته خودش، مانند عکاسان دیگر از طبیعت هم عکاسی می‏کند. او تعریف می‏کند: «واقعیتش این است که دغدغه من آسیب‏های اجتماعی است. رشته من در دانشگاه روانشناسی است. هم روانشناسان و هم جامعه‌شناسان، بیشتر مشکلات و آسیب‏ها را می‏بینند. پرداختن به این موضوع با حضور و تصویر کردنش عمیق‌تر می‏شود. درواقع من از پشت میز بلند شدم و به‌جای مقاله خواندن و فرضیه ساختن، دست به عمل شدم و یک فرم دیگری از رشته خودم را تصویرسازی کردم.» او درباره مواجهه رودررو با مشکلاتی که در روستاهای دورافتاده وجود داشته است، تعریف می‏کند: «وقتی‌که من خودم قبلاً روزنامه را می‏خواندم و اخبار را می‏شنیدم، نگرشم به اخبار طور دیگری بود. اما وقتی‌که در دل موضوع می‏روید و از نزدیک، موضوع را می‏بینید، دردشان را می‏شنوید، موضوع فرق می‏کند. نزدیک‏تر با او همدلی می‏کنید. این خیلی فرق می‌کند با شنیدن فقط از یک جایی. وقتی با مشکل آنها مواجه می‏شدم، به آن موضوع فکر می‎کردم. دیدن، فکر کردن و ثبت کردن، مهم‏تر است تا اینکه فقط رد شوید و ببینید.» لیلا درباره تأثیر تصاویری که از روستاها ساخته‏اند تعریف می‏کند: «ما یک گروه بودیم که در هر سفری، هریک از ما، یک مشکلات را می‏دید، می‏نوشت و عکاسی می‏کرد. این عکس‎ها در سایت‏ها و خبرگزاری‏ها منتشر شدند. مسوولان حتماً آنها را می‏بینند. آنها حتماً یک فکری درباره این‌ها خواهند کرد. تا آنجایی که من می‏دانم، بعد از انتشار عکس‎های ما، خیلی کمک‏ها انجام‌شده بود. مثلاً خیلی از خانواده‏ها مشکل مالی داشتند، خیلی از خانواده‎ها مشکل درمانی داشتند و یکی از اعضای خانواده نیاز به عمل جراحی داشت. به آنها خیلی کمک‏ها هم ازنظر مالی و هم ازنظر پزشکی یا مسائل دیگر شده بود. بعضی از عکاسان گروه ما در جاده‏ها کار می‏کردند، که این خیلی واکنش‎ها درباره این عکس‏ها وجود داشت.» عکاس جوان تعریف می‏کند که همه درباره شلوغی شهرهای بزرگ، ناراضی هستند، مثلاً می‏گویند که تهران دیگر مثل قبل نیست: «همه فکر می‏کنند که از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ می‏آیند؛ اما وقتی‌که شما می‎بینید، این‌قدر کمبود امکانات در این روستاها وجود دارد که آنها مجبور می‏شوند به شهر بیایند. آنها اصلاً نمی‏توانند در آنجا زندگی کنند. سعی‎مان این است که با انتشار این‎ عکس که واقعیت روستاهای محروم را انعکاس می‎دهد، مسوولان این عکس‏ها را می‏بینند. حداقلش این است که آنها یک کاری انجام دهند تا از روستاها به شهرها مهاجرت نکنند. مردم روستاها با مشکلات کمتر، همان‌جا بمانند و شاید با این کار اتفاق‏های بهتری بیفتد.»

با یک گروه منظم
 گروه عکاسی که قدرت اللهی به همراه آنها پروژه عکاسی در روستاهای محروم را شروع کردند، یک گروه حرفه‏ای بودند. او تعریف می‏کند: «حدوداً از سه سال پیش بود که ما تور را شروع کردیم. من خودم در یکی از خبرگزاری‏ها بودم. دبیر عکس وقت آن خبرگزاری، خودشان این کار را شروع کرد و تصمیم گرفت که با یک گروهی از بچه‏های عکاس تور را راه بیندازند. این کار خیلی سخت بود. هماهنگی تعدادی عکاس که برای هر یک، برنامه‏ریزی انجام شود، خیلی سخت بود. این‌که مددکاران بیایند و بیشتر اطلاعات را از افرادی که در مناطق محروم هستند و تمام اطلاعات را تک‌به‌تک به شما بدهند، کار راحتی نیست. خیلی هماهنگی‎ها را از قبل می‏‎طلبد. تا آنجایی که من می‏دانم، کمتر آدمی پیش می‏آید که این سختی را به جان بخرد و برای مناطق محروم این کار را انجام دهد.» لیلا روال انتخاب شهر و موضوعات را این‌طور تعریف می‏کند: «قبل از انجام تور، یک استان انتخاب می‏شود و ما خودمان انتخاب می‏کردیم که چه‌کاری می‏خواهیم انجام دهیم. این‌طور نبود که ما برویم آنجا و در همان مکان موضوع را انتخاب کنیم. از قبل باید همه‌چیز برنامه‏ریزی می‏شد. باید اسم مکان را می‏گفتیم، موضوع را می‏گفتیم، بر اساس آن ماشین‏ها باید مشخص می‎شد، اینکه چه طور مستقر شوند. اگر 13- 12  نفر بروند آنجا، خیلی بی‏برنامه‏ریزی می‏شود. ما از قبل موضوعات را می‎نوشتیم، بعد به یک پروپوزالی می‏رسیدیم. به هدف از کارمان، جایی که می‎خواهیم عکاسی کنیم، به‌جایی که می‏خواهیم برسیم، چرا این موضوع را انتخاب کردیم. قبل از سفر درباره تمامی این‌ها باید تحقیق می‏کردیم. همه این‌ها را می‎گفتیم و بعد از جمع‏بندی، می‎گفتند که اجازه دارید که بیایید یا اینکه نه. برنامه‏ریزی می‏کردند و بر این اساس انتخاب می‏شدیم و می‏رفتیم آنجا. در آنجا همه‌چیز مشخص بود. همه این‌ها برنامه‌ریزی‌شده بود. 7 - 6 روز بود که سفرمان طول می‏کشید و اگر در این چند روز نمی‏دانستیم که باید درباره چه چیزی کار کنیم، کار خروجی خوبی نداشت.» نتیجه این کار، تورهايی به سيستان‌وبلوچستان، گلستان، اردبيل، راز و جرگلان در خراسان جنوبی، بجنورد در خراسان، كردستان و مارگون در كهگيلويه و بويراحمد بودند.

به‌نام زن
 لیلا در این سه سال، در تمام تورها شرکت کرد اما انتخاب موضوع زن نخستین انتخاب او نبوده است. او تعریف می‏کند: «اوایلش، سفر من درباره فقر فرهنگی بود، که البته فقط خاص زنان نبود. اسم مجموعه من بال‌های بی‌پرواز بود و در مورد کل جوانان آن ناحیه عکاسی کردم.» پرداختن به مساله خانم‏ها هم کم‏کم در این سفر پیش آمد: «من با خانم‏ها صحبت می‏کردم، به‌خاطر همین تصمیم گرفتم که درباره خانم‏ها تنها عکاسی کنم. در استان گلستان هم خانم‏هایی را می‏دیدم که کار می‏کردند. از آن زمان دیگر تصمیم گرفتم که به‌طور خاص دراین‌باره تحقیق کنم. خانم‏های روستا واقعاً زحمت می‏شکند. بعدازاینکه با آنها صحبت می‏کردم، متوجه می‏شدم که فشار زندگی دارند، تعصبات شدید دارند و واقعاً نادیده گرفته می‏شوند. این مسائل باعث شد که من بیشتر به سمت آسیب‏های زندگی آنها وارد بشوم.» همین قضیه نخستین مجموعه خاص لیلا را درباره زنان به وجود می‏آورد. مجموعه‎ای با محوریت کار زنان. او اما تعریف می‏کند که تنها نمی‏خواسته جنبه‏های کار زنان را نشان دهد. او در آن زمان فکر می‌کرده است: «به این فکر کردم که با این کار چطور می‏شود به خانم‏ها کمک کرد. چطور نگرش آن‌ها تغییر کند. یک‌چیزی وجود دارد این است که خود شخص در تغییر شرایطش تأثیر داشته باشد. محیط اما خیلی می‌تواند مؤثر باشد. وقتی من در یک محیط خیلی بسته زندگی می‏کنم و هیچ‌چیزی به من آگاهی نمی‏دهد، نمی‏توانم بگویم که من آن چیزی را می‏خواهم. در روستا می‏رفتم و به دختران می‏گفتم که آرزویت چیست. آنها نمی‎دانستند که آرزویشان چیست. تنها نخواستن، مهم نیست. وقتی‌که شما چیزی را ندیده‌اید نمی‏توانید که درباره آن بفهمید. این زن نه چیزی دیده است و نه اینکه چیزی درباره آن شنیده است. حتی در مواجهه با آن چیز هم نبوده است. بنابراین نمی‏توانید انتظار داشته باشید که او آن را بخواهد. این‌ها به‌دلیل فقدان برابری است.» قدرت‏اللهی وضعیت زنانی را که در روستاهای محروم زندگی می‏کنند، این‌طور تشریح می‏کند: «به آنها اجازه چیزی داده نشده بود. تکنولوژی در آنجا بود، ولی زنان آنجا نمی‏دیدند. در مواجهه با آن نبودند. هر چه آگاهی و اطلاعات بیشتر باشد، طبیعی است که خواستن هم بیشتر است. مطالبه می‏کنند اما وقتی‌که هیچ‌چیزی وجود ندارد، مطالبه‏ای هم به وجود نمی‏آید. به نظرم مسوولان یک تغییراتی به وجود بیاورند، کاری انجام دهند، که برای خانم‏ها اتفاقی بیفتد. دختران آنجا حتی سرویس برای مدرسه ندارند. وقتی‌که آن دختر نمی‏تواند برود و ببیند، چطور مطالبه را انجام دهد. وقتی‌که به او این اجازه را نمی‏دهند، وقتی در روستایی حتی بد می‏دانند که دختر از خانه بیرون بیاید، درس بخواند، اتفاقی هم برای آن دختر پیش نمی‏آید. این‌ها تأثیر می‏گذارد. اصلاً می‏بینند که چه می‎خواهند. من دوست داشتم که این‎ها را نشان دهم.» عکاس جوان معتقد است که تغییر در جامعه زنان روستایی خیلی زمان می‏برد: «اصلاً به این زودی‎‎ها نمی‏توان تغییری درروند زندگی آنها ایجاد کرد. ایجاد تغییر زمانبر است. هیچ‌کاری نکردن هم درست نیست. یکی از مسائل آن‌ها سنت‏های اشتباه است. آن‌هم می‏تواند به نظرم از جهل باشد. مسائلی مانند چندهمسری، خیلی زیاد بود. عدم نابرابری جنسی خیلی تأثیر می‏گذارد. اجازه به دختر نمی‏دهند که تحصیل کند، خودش فکر کند، تصمیم بگیرد. خوب تا این‌ها جا بیفتد، زمان می‏برد.»

دیدم طور دیگری بود
قدرت اللهی بعد از سفرهایش دیدش نسبت به موضوعات زنانه طور دیگری شده است. او تعریف می‏کند: «دوست دارم که خودم دغدغه‎ها و موضوعات خودم را کار کنم. شاید هم مجبور شوم که شخصاً تنهایی سفر کنم.» اما قبل از این‌که لیلا با گروه همراه شود دیدش نسبت به موضوعات این‌چنین نبوده است، سفرش، او را هم‌تغییر داده است: «من تا قبل از این‌که خودم به روستا بروم و ببینیم،هیچ درکی از روستا نداشتم. من فقط زندگی خودم را می‏دیدم. وقتی‌که بیشتر در ایران و جاهای مختلف می‏گردید، آن‌قدر زندگی‏های متفاوت می‏بینید که به این نتیجه می‏رسید که چقدر فرق بین زندگی روستا و شهر وجود دارد. من اصلاً تصورش را نمی‏کردم که این‌قدر تفاوت بین آنها باشد. زنان روستا خیلی مشکل دارند که زنان شهری نمی‏توانند حتی آنها را تصور کنند. سنت‏های غلطی در روستا وجود دارند. ما نوع دیگری از آن را در شهر می‏بینیم. فرقی نمی‏کند. این مشکلات را زمانی که در کل می‏بینید، به این نتیجه می‏رسید که تمام مشکلات در کل ایران، به‌طور خاص درباره خانم‏ها فراگیر شده است. من به جنبه انسانی زندگی زنان روستا بیشتر دقت کردم و این در زندگی خودم خیلی تأثیر گذاشت. الآن دیگر به مشکلات بیشتر دقت می‏کنم.»
در عکس‏هایی که قدرت‏اللهی برای مخاطبانش تصور کرده است، زنان خیلی ساده زندگی می‎کنند؛ اما سؤال این است که زنان روستایی تا این حد کم‌توقع‌اند. او تائید می‏کند که بله: «آنها هیچ انتظاری از زندگی ندارند. فکر می‏کنند که زندگی‎شان فقط بگذرد، یک خوراکی داشته باشند، یک مردی بالای سرشان باشد، زندگی را در همین‏ها می‏دانند. حتی ناراضی هم هستند. نمی‏توانم بگویم که راضی هم هستند؛ اما نمی‎دانند که باید چه‌کار کنند. راهش را نمی‏دانند. فقط ناراحت‌اند. زندگی‌شان را فقط می‏گذارند. شاید اگر خودشان را بهتر بشناسند و بفهمند که می‎توانند خیلی کارایی داشته باشند، شاید بتوانند کاری برای خودشان انجام دهند. من مادرانی را می‏دیدم که زود ازدواج‌کرده بودند و می‏خواستند که دخترانشان هم زود ازدواج کنند یا پدرانی که از جهل و نادانی، برای دختران‌شان مشکل درست می‏کردند.» در تمام مجموعه عکس‏های لیلا یک عکسی است که دختر 35 ساله‏ای را نشان می‏دهد که تنها زندگی می‏کند. قدرت‏اللهی درباره این عکس و نگاه مردم روستا به زنان‌شان توضیح می‏دهد: «در آنجا اگر دختری از 20-19 سالگی بگذرد و ازدواج نکند، دیگر نمی‌تواند ازدواج کند و باید تنها زندگی کند. متأسفانه در روستا دید خوبی نسبت به این دخترها ندارند. دختری در روستا بود که سنش بالا هم نبود، 27 سالش بود. خودش کار می‏کرد و خودش یک مغازه داشت، یک مغازه هنری که هنر دستش را می‏فروخت. با دختران دیگر متفاوت بود. تعریف می‏کرد که خیلی با سختی از روستا رد می‏شود. خیلی دخترِ خانم و پوشیده‏ای بود اما روستا او را نمی‏پذیرفت. در روستا همه جور دیگری نگاه می‏کردند.» به نظر می‏رسد که عکس‏های لیلا قدرت‏اللهی تصویری از هنر عکاسی و علم روانشناسی‏اند. او در تمام عکس‏هایش علت روان‌شناسانه آن واقعه را تعریف می‏کند.

 

captcha
شماره‌های پیشین