342
دوشنبه، ۰۱ آبان ۱۳۹۶
13
انتقاد فیاض از وضعیت کتاب و آموزش در کشور

درِ دانشگاه‌ها باز شوند دیگر فرار مغزها نداریم

«با این همه دانشگاه چرا در دانشگاه‌ها را باز نمی‌کنند تا هر کس هر رشته‌ای دوست دارد بخواند. اگر این کار را انجام دهیم دیگر فرار مغزها نداریم» این جملات نویسنده کتاب «دین، فرهنگ و توسعه در ایران»، آقای ابراهیم فیاض، جامعه شناس و انسان شناس است که معتقد است: «اول باید شخصیت مان را پیدا کنیم. چرا که همه از معلم تا پدر و مادر در مسائل آموزشی بچه‌ها دخیل هستند. در کشور نسل به نسل انحطاط فکری را پرورش دادیم و این انحطاط تبدیل به حافظه تاریخی شده است. اگر ماهیت هر چیزی برای بچه‌ها مشخص شود، بچه‌ها خلاق می‌شوند.» وی در این گفت‌وگو از کتاب و ایرادهای آموزشی در کشور می‌گوید.

خبر

صبح نو

انتقاد فیاض از وضعیت کتاب و آموزش در کشور

درِ دانشگاه‌ها باز شوند دیگر فرار مغزها نداریم

«با این همه دانشگاه چرا در دانشگاه‌ها را باز نمی‌کنند تا هر کس هر رشته‌ای دوست دارد بخواند. اگر این کار را انجام دهیم دیگر فرار مغزها نداریم» این جملات نویسنده کتاب «دین، فرهنگ و توسعه در ایران»، آقای ابراهیم فیاض، جامعه شناس و انسان شناس است که معتقد است: «اول باید شخصیت مان را پیدا کنیم. چرا که همه از معلم تا پدر و مادر در مسائل آموزشی بچه‌ها دخیل هستند. در کشور نسل به نسل انحطاط فکری را پرورش دادیم و این انحطاط تبدیل به حافظه تاریخی شده است. اگر ماهیت هر چیزی برای بچه‌ها مشخص شود، بچه‌ها خلاق می‌شوند.» وی در این گفت‌وگو از کتاب و ایرادهای آموزشی در کشور می‌گوید.

کتاب در جامعه ما چه جایگاهی دارد؟
کتاب هیچ جایگاهی در کشور ما ندارد. مردم کشور ما یا کتاب نمی‌خوانند یا کتاب‌هایی می‌خوانند که ارزشی ندارند. گاهی هم کتاب می‌خوانند، اما واقف نیستند به چه دلیل این کتاب‌ها را می‌خوانند. خودم بیشتر از دست فروشان خیابان انقلاب کتاب‌هایی را می‌خرم. کتاب‌هایی که در هیچ فروشگاهی پیدا نمی‌شوند. در کشور ما این«فکر» نیست که سیاست را مشخص می‌کند، بلکه سیاست و پول نفت است که فکر را مشخص می‌کند. پس مردم ما نیازی به فکر کردن و کتاب خواندن ندارند.

چه چیزی باعث تغییر این وضعیت می‌شود؟
ما در تفکرهای اجتماعی، قدرت را دست کم گرفته‌ایم. تا رابطه قدرت با دانش، معرفت شناسی، فلسفه و ... را متوجه نشویم شرایط همین طور پیش می‌رود. تمام اتفاقاتی که در ایران و دنیا رخ می‌دهند، از اندیشه و فلسفه نشأت می‌گیرند ولی ما در بحث آموزش، این موارد را لحاظ نمی‌کنیم.
 
فکر نمی‌کنید جای خالی آموزش در کشور ما باعث معضلات مختلف به خصوص دوری از مطالعه باشد؟
آموزش خوب وقتی به وجود می‌آید که فلسفه داشته باشیم. بچه‌های ما در هر مقطع تحصیلی که باشند تمایلی به درس خواندن ندارند. من استاد دانشگاه تهران هستم و دانشجویی که در مقطع دکترا نشسته است آرزو می‌کند به کلاس نروم. چرا دانشجویی باید در مقطع دکترا به دانشگاه تهران بیاید و دوست نداشته باشد بیاموزد؟ اساتیدی هم داریم که درترم جدید هنوز به کلاس نرفته‌اند. چرا استاد یکی از بهترین دانشگاه‌های کشور نباید احساس مسوولیت کند. ما هنوز فلسفه درس خواندن و تدریس را متوجه نشده‌ایم.
آموزش باید از فلسفه غربی برخیزد. چون فلسفه بیان مفاهیم است. در آلمان حتی دکتری فیزیک هم بروید به شما کتاب فلسفه می‌دهند. در صورتی که ما هنوز داریم عرفان حافظه را پرورش می‌دهیم. کی قرار است بچه‌های ما فکر کنند؟ بچه‌های ما فقط باید بخوانند و خواندن بسیار به معنای آموختن مفید نیست، آن‌ها فقط حفظ می‌کنند. در نهایت با گذر از دروازه کنکور وارد رشته‌هایی می‌شوند که هیچ علاقه‌ای به آن‌ها ندارند.
 با این همه دانشگاه چرا در دانشگاه‌ها را باز نمی‌کنند تا هر کس هر رشته‌ای دوست دارد بخواند. مگر در دبیرستان این طور گزینش داریم؟ دانشگاه هم باید به این شکل باشد. اگر این کار را انجام دهیم، دیگر فرار مغزها نداریم.

سیستم آموزشی چقدر در کاهش سرانه مطالعه اثر گذار است؟
اصل فراری بودن ما از مطالعه همین سیستم آموزشی است. بچه‌ها قبل از اینکه به مدرسه وارد شوند، سؤال‌هایشان آغاز می‌شود و این سؤال‌ها همین طور ادامه پیدا می‌کنند؛ اما سیستم مناسبی برای پاسخ دادن به این سؤال‌ها وجود ندارد. در نهایت فلسفه دانستن و آموختن در بچه‌ها گم می‌شود و خلاقیت در آن‌ها از بین می‌رود.بچه‌ها کتاب می‌خرند، ولی کتاب‌ها را نمی‌خوانند چون آموزش به آن‌ها نگفته که چه می‌خواهند. در کشور ما آموزش، اشتغال را تداعی می‌کند. در صورتی که اشتغال عشق و علاقه می‌خواهد و مدرک به تنهایی موجب موفقیت افراد در شغلشان نمی‌شود.

چگونه این شرایط را تغییر دهیم؟
نخست باید شخصیت‌های خودمان را اصلاح کنیم تا بعد بتوانیم در جامعه اصلاحات اعمال کنیم. نخست باید شخصیت مان را پیدا کنیم. چرا که همه از معلم تا پدر و مادر در مسائل آموزشی بچه‌ها دخیل هستند. در کشور نسل به نسل انحطاط فکری را پرورش داده‌ایم و این انحطاط تبدیل به حافظه تاریخی شده است.
اگر ماهیت هر چیزی برای بچه‌ها مشخص شود بچه‌ها خلاق می‌شوند. فرد اول در علم خودآگاهی پیدا می‌کند و بعد علم، مکمل قصه می‌شود. ما از هر چه نمی‌توانیم بفهمیم، متنفر می‌شویم. به همین دلیل است که به مطالعه علاقه نداریم. ایرانیان به زور کتاب می‌خوانند چون برایشان بی‌معناست. الگوهای آموزشی کشور ما اشتباه است.
بارها گفته‌ام در 6 سال اول تحصیلی باید دروس عمومی آموزش داده شود و در 6 سال دوم بچه‌ها را آزاد بگذاریم هر رشته‌ای دوست دارند، بخوانند. بچه‌ها در 6 سال دوم تخصص پیدا می‌کنند. در واقع ورود راحت و خروج کمی مشکل‌تر از الان می‌شود.

باغ کتاب را چگونه دیدید؟
بسیار مکان زیبایی است. دکور و مجسمه‌های بسیار زیبایی دارد. این مجموعه مکان خوبی برای خانواده‌هاست؛ اما تا سیستم آموزش ما تصحیح نشود، نمی‌توانیم شاهد افزایش سرانه مطالعه باشیم.

 

captcha
شماره‌های پیشین