341
یکشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۶
4
سفیر سابق ایران در بغداد از بدعهدی های آمریکا به «صبح نو» گفت

حمله به کنسولگری اربیل برای فشار به مذاکرات بود

این روزها با جریان نقض برجام و دومینوی بدعهدی آمریکا روبه‌رو هستیم، بدعهدی که پس از مذاکرات و گفتمان‌های سیاسی از سوی آمریکا صورت می‌گیرد و با سخنان دونالد ترامپ در نشست سازمان ملل رنگ واقعیت به خود گرفت.

صبح نو

سفیر سابق ایران در بغداد از بدعهدی های آمریکا به «صبح نو» گفت

حمله به کنسولگری اربیل برای فشار به مذاکرات بود

این روزها با جریان نقض برجام و دومینوی بدعهدی آمریکا روبه‌رو هستیم، بدعهدی که پس از مذاکرات و گفتمان‌های سیاسی از سوی آمریکا صورت می‌گیرد و با سخنان دونالد ترامپ در نشست سازمان ملل رنگ واقعیت به خود گرفت.

کاظمی قمی در سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۹ نخستین سفیر ایران در عراق بعد از سقوط حکومت بعث بوده است؛ سال‌هایی که همزمان بوده با اشغال عراق از سوی آمریکایی‌ها و همین حضور مستقیم و مواجه بی‌واسطه با اقدامات آمریکایی‌ها، شناخت ویژه‌ای را به او داده تا فعالیت‌ها و رویکردهای ایالات متحده در سایر کشورها را هم به دقت رصد و ارزیابی کند. می‌توان، نشست سیاسی دو طرف را که برای برقراری امنیت عراق در سطوح سفرا در دهه هشتاد برگزار شد یکی از گفتمان‌های دیپلماتیک با آمریکا توصیف کرد که در زمان کنسولگری «حسن کاظمی قمی» نخستین سفیر ایران در عراق جدید روی داد. پایبند نبودن آمریکایی‌ها به مذاکرات و بدعهدی‌هایی که در منطقه و برجام از سوی آنها دیده شد، ما را برآن داشت تا با نخستین سفیر ایران در عراق جدید و سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در شهر هرات به گفت وگو بپردازیم.
این روزها با جریان نقض برجام و دومینوی بدعهدی آمریکا روبه‌رو هستیم تا جایی که دولت نیز دستاورد برجام را مشخص شدن بی‌اعتمادی آمریکا برای جهانیان می‌داند.
قبل از اینکه به رفتار و عملکرد آمریکایی‌ها بپردازم، به ویژگی‌ها و مشخصات آمریکا اشاره‌ای داشته باشم .در کلام امام راحل برای نخستین بار دولت آمریکا مظهر و نماد استکبار جهانی لقب گرفت و دولت آمریکا را مترادف با شیطان بزرگ توصیف کردند. بهتر است در ابتدا به این نکته تأکید کنم که مشخصه شیطان بزرگ و نماد استکبار بودن آمریکا چیست و چرا امام راحل به این موضوع اهمیت دادند؟
استکبار واژه‌ای است قرآنی، که به ظلم و ستم و طاغوت که نماد آن فرعون است اشاره دارد. امروز می‌توان ردپای آمریکا را در هر نوع ظلم وستم و کشتاری که در منطقه روی می‌دهد به وضوح دید. از کشتار مردم مظلوم یمن گرفته تا حوادث عراق، سوریه، لبنان و فلسطین، حتی جنگ‌های نیابتی هم که در منطقه انجام گرفته از سوی آمریکا طراحی شده‌اند.
در ویژگی طاغوت و استکبار چند نکته وجود دارد که در رفتار شناسی استکبار که نمادش دولت آمریکاست، اشاره کنم. حس «خودبرتر بینی» نخستین ویژگی استعمار آمریکاست که به وضوح می‌توان دید. زمانی که دولتی خود را برتر می‌داند و به دنبال این است که حرف خودش را مطلق و آن را به کرسی بنشاند و در امور دیگر کشورها دخالت کند، نشان دهنده خودبرتربینی است که در آمریکایی‌ها وجود دارد. دولتی که خود برتربینی را داشت دیگر نمی‌توان از او انتظار داشت که بر مبنای دوطرف مذاکره کند و در این سخن برد - برد با آمریکا معنا ندارد چرا که این حس خودبرتربینی از منظر آمریکا یعنی تسلط بر دیگری، حال می‌خواهد ایران باشد یا دیگر کشورهای همراه با آن در منطقه. آمریکا برای مذاکره با کسی، قاعده‌ای بر مبنای برد - برد ندارد و خودش را مطلق می‌داند و به منافع خودش می‌اندیشد ولاغیر. تجربه‌ این چند دهه آمریکا نشان می‌دهد که خودشان را برتر می‌بینند که منافع دیگری دیده شود، حال این منافع حق باشد یا غیر واقعی. اصلاً حضور آنها در منطقه یعنی دخالت و اشغالگری.
ویـژگی دوم آنها «استکباری بودن و حق ناپذیری» است و حاضر به پذیرش حق و حقوق دیگران نیستند. مسأله مجاز شمردن هر گونه جنایت علیه بشریت موضوعی که در اظهارات دونالد ترامپ هم دیده می‌شود. آن‌ها زدن هواپیمای مسافربری ما یا بمب اتمی که در ژاپن زدند و زندان گوانتانامو همه اینها را مجاز می‌دانند. یعنی هواپیمای مسافربری ما را با سیصد مسافر بی‌گناه می‌کشند و می‌گویند ما مانع تروریست شدیم یا درباره بمب اتمی که در ژاپن زدند و دویست هزار نفر کشته شد، می‌گویند این هزینه پایان جنگ بود که انجام گرفت.
«فریبکاری و منافقانه رفتار کردن» را هم دارند یعنی جنایت را انجام می‌دهند ولی لباس خدمت بر آن می‌پوشانند. ویژگی دیگر آنها «بدعهدی و غیر قابل اعتماد بودن» است. ایجاد «کینه توزی و تفرقه‌اندازی» در جبهه‌های مقاومت از دیگر نقشه‌های آنها در منطقه است. حمایت از ظالم در برابر مظلوم را در منطقه انجام می‌دهند اتفاقی که در یمن روی داده است و از عربستان در بمباران مردم بی‌دفاع یمن حمایت می‌کنند. رد پای آمریکا در همه این جنایت‌ها که در منطقه به وجود آمده، دیده می‌شود.
در این ویژگی‌ها که عنوان کردم و به صورت یک نماد در استکبار آمریکایی وجود دارد، آن‌ها کشور عراق را اشغال کردند در صورتی که هیچ مجوزی از سازمان ملل و شورای امنیت نداشتند یعنی حقوق مردم عراق و ایران و منطقه را نادیده گرفتند. کشتار و آوارگی، حاصل شانزده سال حضور آنها در عراق است.
شما هم در سابقه دیپلماتیک خود تجربه مذاکره با آمریکا را داشتید تا جایی که به عنوان مرد اول دیپلماسی ایران در عراق برای دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی و حقوق غصب شده ملت مظلوم عراق به مذاکره با آمریکا لقب گرفتید؛ لطفاً از آن مذاکرات بگویید.
 بدعهدی‌های آمریکا در عراق این‌قدر زیاد است که نمی‌توان آنها را بر شمرد. نمونه‌هایی از آن را اشاره کنم که آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم به عراق آمد و بهانه‌ای شد که با رهبران و معارضان عراق در وین یا اربیل در آن مقطع مذاکره صورت گرفت و مبنای آنها این بود که گروه‌های جهادی (طالبانی) در مقابله با رژیم دیکتاتور صدام حرکت کنند و آمریکا هم آنها را حمایت کند. یکباره شمشیر آمریکا برگشت و رهبران معارض را در نشست ترکیه دعوت و متنی را قرائت کردند که این تصمیم رییس جمهور بوش پسر است، مبنی بر اینکه «ما به عراق حمله می‌کنیم و دولتی روی کار می‌آوریم و نیازی به عملیات معارضان هم نیست و معارضان می‌توانند در نقش مستشار به دولت نظامی که در عراق شکل خواهد گرفت، کمک کنند». این صحبت‌ها در حالی عنوان شد که قبل از آن با معارضان دولت صدام به توافق رسیده بودند که صدام برکنار شود و نقشی در ارائه کشور داشته باشند.
 در ابتدا شاهد این بودیم که مردم عراق با اشغال کشورشان مواجه شدند و در طول این چند سال رهبران گروه‌های مبارز و مراجع هم در برابر آمریکا ایستادند و با طرح آنها موافقت نکردند. این نخستین بدعهدی آمریکا در عراق بود که در همان ابتدای حضورش قول‌ها و وعده‌هایی را که به مبارزان داده بود، زیر پا گذاشت. هر چند آمریکا به برگزاری انتخابات در عراق اعتقادی نداشت ولی با کمک مردم و مراجع، آمریکا به برگزاری انتخابات وادار شد.
ایران هم مذاکرات زیادی با طرف آمریکایی در مسائل منطقه‌ای مانند مذاکرات کابل، عراق، مذاکرات الجزایر، مذاکرات برای گروگان‌های ایرانی در لبنان و مذاکرات افغانستان داشته است که در همه اینها با بدعهدی آمریکا مواجهه بودیم. با توجه به حضور شما در افغانستان و عراق به عنوان دیپلمات، از این مذاکرات اطلاعاتی دارید؟
از دیگر دخالت‌های آمریکا در عراق را می‌توان مستقرشدن آن‌ها در بانک مرکزی این کشور دانست. الان آمریکا در بانک مرکزی عراق مستقر است و در مسائل مالی و بانکی عراق دخالت دارد و این امر هم اشغال در امور داخلی عراق است. در روابط عراق با دنیا دخالت می‌کند، در همه شئونات دخالت کردند و این به دلیل همان حس خود برتربینی است که دیده می‌شود.
در سوریه هم همین است و در ایران هم در توافق برجام نشان دادند که بدعهدند هر چند قبل از این هم این موارد در افغانستان و دیگر مسائل تجربه شده بود.
در افغانستان سیاست آمریکا سرنگون کردن طالبان بود به این خاطر از ایران درخواست کمک کرده بودند در صورتی که خودشان طالبان و القاعده را شکل داده بودند ولی در آن شرایط طرح مقابله با طالبان را در دستور کار قرار داد. اگر می‌بینیم که ملت ایران در یک روز 40 هزار نیرویش بر اثر بمباران شیمیایی صدام شهید و مجروح می‌شوند، به خاطر این بود که منافع آمریکا در همکاری کردن با صدام بود. آمریکا فقط به منافعش نگاه می‌کند حتی با اروپا که نزدیکترین شریک آنهاست باز هم منافع خودش را نگاه می‌کند.
آمریکا از کشورهای منطقه علیه تروریست‌ها کمک خواست و از مجاهدین افغان هم کمک خواست تا با طالبان روبه‌رو شوند و این امر درحالی صورت گرفت که آمریکایی‌ها مجاهدین را با عبارت اینکه شما قهرمانان ملی هستید خطاب می‌کردند. طالبانی‌ها در افغانستان سرنگون شدند ولی زمانی که نوبت به تشکیل دولت در افغانستان رسید، اولین کاری که کردند این بود که مجاهدین را وارد دولت نکردند و به آنها لقب جنگ سالار دادند. موضوعی که بدعهدی آمریکا در مسائل افغانستان را نشان می‌دهد. آن‌ها دوست نداشتنند مجاهدین در دولت برسرکار آیند چرا که آمریکا دولتی را دوست دارد که افراد ضعیف و ارتش و پلیس ضعیفی داشته باشند تا بتواند منافعش را دنبال کند.
آمریکا مسأله‌اش تنها با ایران نیست و این خصیصه اصلی آنهاست. در سیاست آمریکا اخلاق  یا صداقتی دیده نمی‌شود و هر چه شما صادق باشید، آن‌ها شما را احمق فرض می‌کنند.
همه اعتراف کردند که ایران درباره پرونده هسته‌ای صادقانه عمل کرد و آژانس هم تأیید کرد و دیدید که اقدامات ما را روح برجام نامیدند یعنی براین مبنا ایران را متهم کردند که به برجام پایبند نیست. آمریکایی‌ها حتی اروپا را هم به دلیل ساختارهای پولی و امنیتی زیر نفوذ خود دارند تا نتوانند سیاست‌های مستقلی داشته باشند. چه دلیلی وجود دارد تا اروپا روابط اقتصادی خودش را با روسیه از بین ببرد. روسیه که به دنبال اروپایی واحد بود، پس آمریکایی‌ها نمی‌خواهند که دیگر کشورها به منافع برد -برد دست یابند.  اگر سلطه آمریکا بر ساختار اروپا نبود تعامل اروپا با ما بهترصورت می‌گرفت هر چند انگلیسی‌ها حسابشان از این موضوع جداست ولی اگر این سلطه از سوی آمریکا نبود وضعیت ما بهتر هم می‌شد.  بدعهدی دیگری از آمریکا را می‌توان در کره شمالی دید. آمریکا متعهد شده‌بود اگر کره شمالی هسته‌ای بودن خودش را از بین ببرد، آن‌ها را حمایت می‌کند. کره شمالی کوره‌های هسته‌ای خودش را از بین برد ولی آمریکا بدعهدی کرد و به تعهداتش در برابر پیونگ یانگ پای بند نماند.کره شمالی هم برای پناه گرفتن از تهدیدات آمریکا به یک سلاح غیر متعارف پناه برد.
یا اگر به لیبی نگاهی داشته باشیم می‌بینیم که معمر قذافی تجهیزاتش را سوار بر کشتی کرد و فرستاد و نتیجه لیبی به کجا رسید؟ قذافی چه شد؟ آمریکایی‌ها به لیبی هم بدعهدی کردند.
از مذاکرات عراق که شما در آن حضور داشتید بگوئید.
عراق در یک شرایط سخت بحران امنیتی قرار گرفته بود مردم این کشور آسیب می‌دیدند، آمریکا هم به دنبال جنگ مذهبی بود و تخریب حرم سامرا هم برای اوج گرفتن این موضوع روی داد. آمریکایی‌ها در همان زمان بر طبل جنگ شیعی سنی می‌کوبیدند. در چنین شرایطی که خود آمریکایی‌ها هم در باتلاق فرو رفته بودند و توان نگهداری سربازانش را هم نداشتند، شبانه ستون‌های بزرگ خودشان را از کویت خارج می‌کردند.
آمریکایی که عراق را اشغال کرد خودش دچار بحران حیثیتی شد و در چنین فضایی موضوع مذاکره پیش آمد. آمریکایی‌ها که به وجود و نقش ایران اعتقادی نداشتند، ما را متهم به موضوعاتی در این کشور می‌کردند.
دستگیری دیپلمات‌های ما در عراق موضوع دیگری بود که برای فرافکنی دخالت‌های ایران در عراق انجام دادند .
در بغداد و اربیل دیپلمات‌های ما را گرفتند حتی با هلی برد آنها را ربودند. این‌ها قبل از مذاکره امنیتی بود که صورت گرفت. آن‌ها می‌خواستند با این کار ابزاری در مذاکره داشته باشند و چانه‌زنی کنند. این مذاکره نشان دهنده حقانیت ایران و حضور قوی ما در عراق بود که ظرفیت‌های خوب همکاری با عراق داشتیم.
ایران اگر این مذاکرات را نمی‌پذیرفت تداوم ناامنی‌ها به سمت ما نشانه می‌رفت که چرا سر میز مذاکره نرفتیم. ایران وقتی که حرف می‌زند و در برابر تروریست‌ها می‌جنگد در چارچوب نگاه به حق و دفاع از مظلوم است. وظیفه اخلاقی و وجدانی که در چارچوب منافع ملی داشتیم در مذاکره وارد شدیم. همان‌طور که در رزم وارد می‌شدیم در مذاکره هم وارد شدیم. هدف ما از این مذاکرات این بود که حداقل پرونده امنیتی از آمریکا تحویل گرفته و به خود عراقی‌ها سپرده شود. این تنها گفتمان من در مقام سفیر با همتایان آمریکایی بود که در عراق بر سر مسائل امنیتی انجام شد.
یکی از خروجی‌های خوب مذاکره این بود که خود عراقی‌ها به این دستاورد دست یافتند و امروزه آثار آن مذاکرات دیده می‌شود و پرونده امنیت به خود عراقی‌ها داده شد.
آمریکا همیشه تلاش می‌کند تا جلوی قدرت ارتش عراق را بگیرد در حالی که تروریست‌ها را به تجهیزات نظامی مجهز می‌کند.
دشمنی آمریکا روشن است و ادله‌های دیگری هم هست و آنها نظام مبتنی بر دین و مردم سالاری ما را نشانه گرفته‌اند.
آمریکایی‌ها اگر در عراق موفق می‌شدند حتماً به ما نیز لشکر کشی نظامی می‌کردند و با قدرت نظامی با ما رفتار می‌کردند، ولی موفق نشدند. مذاکره در شرایطی مطرح شد که آمریکا در طرح‌هایش ناکام ماند و راهی جز مذاکره نداشت.
آینده رابطه ایران و آمریکا را با توجه به شرایط منطقه‌ای چطور ارزیابی می‌کنید؟
هشدارهای رهبری نشان می‌داد که طرف مقابل قابل اعتماد نیست، ولی برای برخی باید این اعترافات و اظهارات ترامپ اتفاق می‌افتاد. ترامپ چهره واقعی آمریکا را نشان داد و جزء الطاف خفیه الهی است که با این اتفاق فضای دوقطبی که در کشور وجود داشت از بین رفت و خوش‌باوران هم باور کردند که نمی‌شود به آمریکا اعتماد کرد. اگر ایران قدرتمند نبود دلیلی وجود نداشت که آمریکا با ایران مذاکره کند این یک نکته مهمی است که باید در بررسی توافق هسته‌ای به آن توجه شود اما برخی معتقدند که برجام خطر جنگ را دور کرده است. باید گفت خطر جنگ از طریق برجام نبود بلکه از ثمره خون شهداست که آمریکا به این روز رسیده و وادار به مذاکره با ایران می‌شود؛ اما آمریکا به دنبال همان خصلت بدعهدی بودنش است تا از طریق مذاکره به خواسته‌های خودش برسد. با شرایطی که دارد پیش می‌آید معتقدم که سیاست‌های آمریکا
در برابر ایران عریان‌تر می‌شود. امروز دنیا به دنبال روابط و تعامل اقتصادی با ماست و ما باید بازی و جنگ اقتصادی را در مسیر درست خودش راه ببریم.  این را خیلی از کشورها می‌خواهند و زمینه کاری نیز وجود دارد. برخی به دلیل زخمی که از آمریکا خوردند و برخی به خاطر کسب منافع خودشان می‌خواهند با ما در تعامل باشند. امروز اروپایی‌ها نسبت به آینده خودشان درباره اقتصاد و امنیت نگرانند و بزرگترین بازاری که در منطقه می‌توانند با آن رابطه راهبردی داشته باشد، ایران است. چرا که منطقی، باثبات و مستقل از قدرت‌هاست . اروپا برای آمدن به بازارهای ایران حریص است.

captcha
شماره‌های پیشین