341
یکشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۶
13
در نشست نقد کتاب «تاریخ کلام امامیه» مطرح شد

مکتب تفکیک عقل و شهود را انکار نمی‌کند

نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ کلام امامیه» چهارشنبه هفته گذشته با حضور مؤلف کتاب حجت‌الاسلام دکتر رسول رضوی و حجج اسلام محمدتقی سبحانی و محمدصفر جبرئیلی به همت انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه برگزار شد.

مفهوم اجتماع در فلسفه سیاسی‏ دانشمندان شیعه

صبح نو

در نشست نقد کتاب «تاریخ کلام امامیه» مطرح شد

مکتب تفکیک عقل و شهود را انکار نمی‌کند

نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ کلام امامیه» چهارشنبه هفته گذشته با حضور مؤلف کتاب حجت‌الاسلام دکتر رسول رضوی و حجج اسلام محمدتقی سبحانی و محمدصفر جبرئیلی به همت انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه برگزار شد.

حجت‌الاسلام رضوی در ابتدا با اشاره به ضعف پژوهش‌ها درخصوص تاریخ علوم و به‌ویژه تاریخ علم کلام توضیحاتش درباره کتاب تألیف شده را در چند محور ارائه داد: نخستین محور در تاریخ کلام، اشاره به تاریخچه مسائل کلامی است. دومین محور کتاب ادوار کلامی است. سومین محور متکلمان و طبقات المتکلمین است. یعنی اطلاعاتی درباره متکلمین و فعالیت‌های آنان. چهارمین محور تراث کلامی ما و سیر کتابت مباحث کلامی است. محور پنجم جریان‌های کلامی است. محور بعدی مدارس و حوزه‌های کلامی است. محور دیگر روش‌شناسی متکلمین است.
او مشکلات نوشتن تاریخ کلام را برشمرد و عدم اصطلاحات رایج و جاافتاده در این عرصه دانست و افزود: یکی دیگر از مشکلات مشخص نبودن مقاطع تاریخی است. در تاریخ سیاسی این مساله روشن است اما در کلام نمی‌توان مشخص کرد که مثلاً حوزه قم از سال فلان تا سال فلان ادامه داشته است. فقط حوزه بغداد را می‌توان آغاز و انجامش را مشخص کرد. مشکل دیگر آشفتگی میان مرزهای کلام و فلسفه است.
رضوی نگاه خود را در نوشتن تاریخ کلام، نگاه حوزه‌ای نامید و گفت: در حوزه مدینه دو جریان شیعیان ولایتی و شیعیان وصایتی وجود دارد. در حوزه کوفه دو جریان محدثان فقیه و محدثان متکلم معرفی شده است. در حوزه بغداد اول، جریان محدثان فقیه و محدثان متکلم و متکلمان متأثر از اعتزال هستند. در حوزه بغداد دوم جریان قایم به فرد و جریان متکلمان فقیه بررسی شده است و در حوزه حله محدثان متکلم و متکلمان متأثر از فلسفه آمده است و در حوزه‌های شیراز و اصفهان هم جریانات بررسی شده‌اند. شیراز نماد تغییر یک حوزه از اهل سنت به شیعه است.
حجت‌الاسلام جبرئیلی در سخنانی مختصر، جامعیت و روانی قلم کتاب را تحسین کرد و سلامت کلی داده‌ها و تحلیل‌ها را ویژگی دیگر کتاب دانست. او با بیان برخی نقایص کتاب گفت: ارجاع به نسخه ترجمه منابع اصلی یک از نقایص است. یکی دیگر از نقایص مغفول ماندن بعضی جریان‌ها مانند شیخیه است. آنها شیعه دوازده امامی هستند. یکی دیگر از اشکالات عدم اشاره به متکلمان معاصر و زنده است؛ کسانی مثل آیت‌الله مصباح، آیت‌الله سیدان و آیت‌الله جوادی و...
حجت‌الاسلام سبحانی منتقد دیگر جلسه ضمن تقدیر از اطلاعات جامعی که در کتاب جمع‌آوری شده است به بیان نقدهای خود پرداخت. او گفت: گویا این کتاب با عجله نوشته و چاپ شده است. ای کاش پیش از چاپ دو سه تن از اساتید کتاب را مطالعه می‌کردند و اشکالات را می‌گفتند.
او افزود: در مقدمه چیزی با عنوان تعریف اصطلاح علم کلام آمده است. در این مقدمه آمده است که کلام برگرفته از واژه لوگوس یونانی است که به معنای عقل و کلمه است و از حوزه شام وارد جهان اسلام شده است. در‌حالی‌که ارجاعات کتاب این ادعا را اثبات نمی‌کند و این قول ضعیف است.
سبحانی این مطلب ذکر شده در کتاب که «جریان آن چیزی است که در مسیر خود به تکامل و توسعه می‌رسد» را قابل قبول ندانست و درباره واژه‌هایی مثل جریان و حوزه توضیح داد: در هیچ تعریفی چنین تعریفی برای جریان نیامده است که در کتاب ذکر شده است. در حوزه‌بندی‌ها یک کم‌لطفی نسبت به حوزه ری صورت گرفته است و ذیل حوزه نجف آمده است. در جریان‌شناسی‌های داخل حوزه‌ها جای دقت بیشتری است. مثلاً گفته‌اند شیعیان مدرسه مدینه دو گروه بوده‌اند؛ شیعیان وصایتی و ولایتی؛ و به مقاله آقای مرتضی رضوی ارجاع داده‌اند. باید ببینیم آیا می‌شود این دو گروه را کاملاً از هم تفکیک کرد؟ اینکه بگوییم گروهی از شیعیان امامت ائمه را فقط به وصایت پیامبر می‌دانستند اما دیگران علاوه بر او عصمت و علم لدنی را هم قائل بوده‌اند. در شناخت مصادیق این تفکرات هم بسیار مشکل داریم. مثلاً تحقیقات درباره «کیسانیه» به‌رغم گفته کتاب، نشان نمی‌دهد که جزو شیعیان وصایتی بوده‌اند.
او ادامه داد: فرقه‌های اعتقادی شیعه وصایتی به سه گروه تقسیم شده‌اند؛ کیسانیه، زیدیه و غالیان. غالی کسی است که امام را در حد الوهیت بالا می‌آورد. چطور می‌شود که او قائل به امامت فقط از طریق وصایت باشد؟! تقسیمات فرقه‌های شیعه ما دوگونه است. یکی تقسیمات اعتقادی است و یکی تقسیمات مربوط به مصداق است.
سبحانی ناهماهنگی چینش مباحث هر مدرسه را از دیگر اشکالات کتاب قلمداد کرد و گفت: مثلاً در جایی تاکید روی دوره پیدایش و توسعه و افول است. در جای دیگر تاکید روی جریان‌ها ست. در جای دیگر اندیشه‌ها برجسته می‌شوند.
او تفکیک مدرسه بغداد اول و بغداد دوم را رد کرد و گفت: وقتی بغداد تأسیس شد عده‌ای از کوفه به آنجا رفتند و بعضی هم بغدادی بودند. اتفاق تازه‌ای در بغداد اول نیفتاده است و شیوه و نگرش خاصی در آنجا وجود ندارد. هشام ابن حکم هم که خودش کوفی است. شاید بتوان در فقه چنین تفکیکی کرد اما در علم کلام نمی‌توان قائل به چنین چیزی شد. در جریان‌های بغداد اشتباهی رخ داده است.سبحانی درباره حوزه نجف گفت: در این دوره تاریخی نجف اصلاً حوزه کلامی و فقهی ندارد. هر چه گزارش از نجف داریم گزارش‌هایی درباره اخذ اجازه حدیث است. نخستین شروع حوزه نجف حضور فاضل مقداد در نجف بعد از پایان مدرسه کلامی حله است.
او به روایت کتاب از مکتب تفکیک یا مکتب خراسان نقد وارد کرد و گفت: در این بخش منبع نوشته‌های شما کتاب نقد و بررسی نظریه مکتب تفکیک است! یک مکتب را نمی‌توان از دریچه منتقد آن معرفی کرد. بعد از آن مطالبی که گفته شده است عجیب است. مثلاً گفته شده است که در معرفت‌شناسی دینی مکتب تفکیک هیچ‌گاه خداوند را اثبات نکرده است زیرا اعتقاد به خدا را امری فطری می‌دانند! اگر کسی ابتدای کتاب ابواب الهدای میرزا مهدی اصفهانی را ببینید او می‌گوید ما دو راه برای اثبات خدا داریم؛ یکی اثبات صانع از طریق عقل و دوم شهود خداوند از طریق فطرت.
او افزود: در جای دیگری برای توضیح عقاید مکتب تفکیک گفته شده که این مکتب عقل و وحی را از هم تفکیک کرده‌اند! درحالی‌که آنها قائل به تفکیک فلسفه موجود و معارف وحیانی هستند. عرفان موجود را هم شهود نمی‌داند، وگرنه شهود را نفی نمی‌کند.

 

captcha
شماره‌های پیشین