340
شنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۶
11
در گفت و گوی «صبح نو» با شیوا مقانلو مطرح شد

تفاوت‌های دو نمایشگاه کتاب تهران و فرانکفورت

برخی معتقدند نمایشگاه کتاب فرانکفورت بزرگ ترین آوردگاه کتاب جهان، چه از نظر کمی و چه از نظر میزان تاثیرگذاری بر محتوای نشر جهان است و این نمایشگاه سرآمد تمام نمایشگاه‌های کتاب دنیاست و نبض جهت‌گیری کتاب جهان طی یک سال، در نمایشگاه کتاب فرانکفورت می‌تپد. نمایشگاه کتاب فرانکفورت از 19 تا 23 مهرماه برگزار شد و ایران با 17 ناشر،2 آژانس ادبی و 5 تشکل صنفی نشر در غرفه‌اش حضور داشت. همه ساله از ایران نویسندگان و مترجمانی در این نمایشگاه شرکت می‌کنند. امسال یکی از افرادی که در این نمایشگاه حضور داشت، خانم شیوا مقانلو از انتشارات «شمع و مه» بود. با وی در این خصوص گفت و گو کرده‌ایم.

جورج ساندرز برنده جایزه بوکر 2017 شد

صبح نو

در گفت و گوی «صبح نو» با شیوا مقانلو مطرح شد

تفاوت‌های دو نمایشگاه کتاب تهران و فرانکفورت

برخی معتقدند نمایشگاه کتاب فرانکفورت بزرگ ترین آوردگاه کتاب جهان، چه از نظر کمی و چه از نظر میزان تاثیرگذاری بر محتوای نشر جهان است و این نمایشگاه سرآمد تمام نمایشگاه‌های کتاب دنیاست و نبض جهت‌گیری کتاب جهان طی یک سال، در نمایشگاه کتاب فرانکفورت می‌تپد. نمایشگاه کتاب فرانکفورت از 19 تا 23 مهرماه برگزار شد و ایران با 17 ناشر،2 آژانس ادبی و 5 تشکل صنفی نشر در غرفه‌اش حضور داشت. همه ساله از ایران نویسندگان و مترجمانی در این نمایشگاه شرکت می‌کنند. امسال یکی از افرادی که در این نمایشگاه حضور داشت، خانم شیوا مقانلو از انتشارات «شمع و مه» بود. با وی در این خصوص گفت و گو کرده‌ایم.

امکانات برای ادبیات ایران
مقانلو که برای اولین بار در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شرکت کرده است درباره کیفیت برنامه‌های برگزار شده در غرفه ایران و تأثیر حضور ایران در این نمایشگاه می‌گوید: بهتر است در این مورد بی انصافی نکنیم و اول ببینیم که ما باید در این نمایشگاه چه بکنیم. برگزاری جلسات یک بخش از برنامه است و حضور نویسندگان و ناشران در این نمایشگاه برای بستن قرارداد، یک بخش مهم دیگر. حضور در نمایشگاه یک بُعد ندارد و برخی ناشران حتی کتاب‌های فارسی خود را به علاقه مندان به زبان فارسی می‌فروشند. حضور در این نمایشگاه چهار، پنج امکان را برای ادبیات ایران ایجاد می‌کند که نمی‌شود روی یک بخش آن تمرکز کرد. وی درباره انتقادات مطرح شده درباره وضعیت جلسات برگزار شده در غرفه ایران گفت: گهگاهی که به غرفه‌های دیگر کشورها سر می‌زدم، می‌دیدم که هیاهو یا شلوغی جلوی غرفه نبود و تنها اگر روز خود آن کشور بود جمعیت بیشتری به داخل غرفه می‌آمد. قیاس این نمایشگاه با نمایشگاه کتاب تهران درست نیست و قرار نیست جلوی غرفه‌ها ازدحام شود و اگر تازه قرار باشد با همان تصویر نمایشگاه تهران هم نگاه بکنیم درباره دو برنامه‌ای که خودم حضور داشتم در صبح و بعد از ظهر 12 اکتبر همراه با نویسندگان همکار انتشارات شمع و مه، اتفاقاً مستمع خارجی زیاد داشتیم؛ هم داخل غرفه و هم خارج از غرفه. در هر دو نشست تمام صحبت‌های جلسه به زبان انگلیسی بود و طبیعی است که این صحبت‌ها برای مستمعینی که رد می‌شوند جالب باشد. من در نشست‌های دیگر حضور نداشتم و درباره این دو نشست می‌توانم صحبت کنم و در کل قرار نیست شلوغی خاصی در غرفه باشد. بحث ما باید کیفیت گرا باشد نه کمیت گرا. بهتر این است که 10 نفر به غرفه بیایند اما هدفمند باشد و بدانند که آمده‌اند با ایران آشنا شوند و قراردادی ببندند.

نتیجه مذاکرات
مقانلو در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا آن مراجعان هدفمند هم به غرفه ایران آمدند؟ گفت: تا جایی که می‌دیدم، آژانس‌های ادبی ما خیلی فعال بودند و مرتب جلسه داشتند و صحبت می‌کردند حالا اینکه آن جلسات چقدر به بستن قرارداد منتهی می‌شود را من در جریان نیستم. این کار هم مثل کارهای دیگر است و ممکن است 10 جلسه کاری برگزار شود و یکی‌شان نتیجه بدهد و باقی رفت و آمدها جزو سوخت کار محسوب شوند. من در پاویون ایران اکثر دوستان را فعال می‌دیدم و نمی‌دیدم کسی در غرفه بیکار باشد یا وقت گذرانی بکند. به دلیل زمان کوتاه برگزاری نمایشگاه، اکثر دوستان سعی می‌کردند از این زمان بیشترین بهره را ببرند. وی درباره سه تفاوت اصلی نمایشگاه کتاب فرانکفورت و نمایشگاه کتاب تهران گفت: سه عاملی که می گویم، جدید نیستند و پیش از این نیز من و همکارانم به آنها اشاره کرده‌ایم، اما اینکه چقدر مسوولان محترم گوش بدهند و عمل کنند، بحث دیگری است. اول بحث مکان نمایشگاه است؛ نمایشگاهی که بیست و چند سال از عمر آن می‌گذرد باید فخامت و آراستگی مکانی داشته و به نوعی نماد شهر تبدیل شده باشد؛ اما در این دو سالی که نمایشگاه به شهرآفتاب آمده، زجر مداومی است رفت و آمد به آنجا، که طبعاً این رفت و آمد برای یک بازدیدکننده و ناشر خارجی هم اصلاً جالب نیست. به نظرم بهتر است نمایشگاه به جایی ثابت و در شأن برود که تردد به آن راحت‌تر باشد و وسایل نقلیه عمومی هم فراوان و مهیا، شبیه همین نمایشگاه فرانکفورت که در بخشی از شهر واقع است که دسترسی به آن با اتوبوس، مترو و تراموا راحت است. دومین تفاوت این دو نمایشگاه این است که نمایشگاه ما بیشتر فروشگاه کتاب است تا نمایشگاه در مفهوم استاندارد جهانی و همین عامل، کلاس کار را تا حدی پایین می‌آورد. عده‌ای به اینجا می‌آیند تا کتاب کمک درسی بخرند. برخی از خانواده‌ها هم همان اندک هزینه خرید کتاب را که برای نمایشگاه گذاشته‌اند، صرف پیک نیک و خورد و خوراک نمایشگاهی می‌کنند و کتاب عملاً به حاشیه می‌رود. در صورتی که فروش کتاب باید در طول سال و در کتابفروشی ها اتفاق بیفتد. سومین تفاوت بحث کپی رایت است که حتی در جلسات نمایشگاه هم مطرح شد که در ایران کپی رایت رعایت نمی‌شود. خودم یکی از مترجمانی هستم که به اجباری شدن کپی رایت اعتقاد دارم. شاید در تمام حوزه‌های دیگر نشود، اما در حوزه کتاب می‌شود کم کم کپی رایت را عملی کرد. با توجه به تغییرات مثبتی که این اواخر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایجاد شده، می‌توان به مدیریت این بحث هم امیدوار بود که مثلاً اگر یک ناشر کپی رایت کتابی را گرفت، وزارت ارشاد به ترجمه‌های دیگر کتاب مجوز ندهد و ثباتی برقرار شود. با این شرایط ناشران خارجی هم که به نمایشگاه کتاب ما می‌آیند خیالشان راحت‌تر می‌شود و دست و دلشان نمی‌لرزد که سرنوشت قراردادهایشان چیست.

شغل نویسندگی
مقانلو در پایان درباره مهم‌ترین نکته‌ای که در نمایشگاه کتاب فرانکفورت وجود داشته گفت: مهم‌ترین نکته این بود که آنجا بحث نوشتن و نویسندگی بسیار جدی و حرفه‌ای دنبال می‌شود. برای قرارداد بستن و دیدن ایجنت ناشران باید از چند ماه قبل وقت بگیرید و همه چیز رسمی و قانونی است. سر مساله حقوق مادی و معنوی مؤلف جدی هستند و با کسی شوخی ندارند. مؤلف و نویسنده بودن یک شغل جدی است و می‌شود به عنوان یک بیزینس فرهنگی و محترم و باثبات رویش حساب کرد.در پایان از دست اندرکاران  موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی که برگزارکننده و مجری غرفه ایران در این نمایشگاه بودند و انتشارات بین المللی شمع و مه که بانی حضورم در این رویداد بود، بسیار تشکر می‌کنم.

 

captcha
شماره‌های پیشین