334
چهارشنبه، ۱۹ مهر ۱۳۹۶
15

تبعیض آموزشی

روایتی انتقادی از تحلیل‌های جامعه‌شناسانه درباره شهید حججی

ذبح پدیده به پای ادبیات نظری

پدیده‌ای عظیم مقابل چشمان ما رخ داده است. سرِ جوانی از متولدین دهه 70 کیلومترها دور از خاک ایران توسط گروه داعش بریده شده و بازگشت پیکر بی‌سر او به ایران اجتماعات میلیونی را در کشور رقم‌زده است. شهید حججی از همان دهه هفتادی‌هایی است که بعضی نویسندگان آن را «نسل فان» دانسته‌اند! حتی اگر هیچ دلبستگی‌ای به این پدیده نداشته باشیم، وسعت و برجستگی پدیده آن‌قدر هست که به آن بیندیشیم. به‌ویژه آنکه «شغل»مان اندیشیدن به این چیزها باشد. در این گزارش قصد داریم گفته‌های عده‌ای از فعالان حوزه جامعه‌شناسی را درباره شهید حججی با نگاهی تحلیلی مرور کنیم.

صبح نو

تبعیض آموزشی

چندی پیش نامه‌ای سرگشاده به رؤسای محترم سه قوه نوشته، نسبت به وضعیت آموزش‌وپرورش در کشور و تبعیض و بی‌عدالتی‌های مربوط به آن هشدار دادم. کمی بعد از سوی یکی از برنامه‌های شبکه تلویزیونی افق از من دعوت شد تا در این برنامه با یکی از موافقان سیاست فعلی آموزش‌وپرورش در کشور گفت‌‌وگو و بحث کنم. در روز ضبط برنامه روبه‌روی آقای فریدالدین حداد عادل نشستم، ولی از آنجاکه وقت کم بود و با گفت‌‌وگوهای مکرری که در میان برنامه از سوی دیگر حاضران در استودیو انجام می‌گرفت، نظم بحث و گفت‌‌وگو به‌هم‌ریخته بود، تصمیم گرفتم بار دیگر، در دو بخش، اشاره‌ای کوتاه به نکته‌های اساسی و نیز برخی اشکالات مطرح‌شده داشته باشم:
بخش نخست:
 نظر من درباره مسأله اصلی
من هرگز مخالف تأسیس مدارس غیرانتفاعی و غیردولتی نبوده و نیستم. داشتن مؤسسات خصوصی در کنار مؤسسات دولتی از قبیل بیمارستان، مدرسه یا دانشگاه خصوصی، ذاتاً نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه بسیار هم خوب است. اما با دو شرط:
الف، شرایط مناسب تحصیل و درمان برای عموم مردم فراهم شده باشد و درعین‌حال، عده‌ای در شرایط دیگری تحصیل کنند یا معالجه شوند. مثلاً مانند کشورهای غربی، همه بیمه باشند و همه در بیمارستان مناسبی درمان شوند و درعین‌حال بیمارستان خصوصی هم برای علاقه‌مندان داخلی یا خارجی تأسیس شود. ولی اگر شرایط مناسبی برای عموم ایجاد نشود، بی‌تردید، بچه‌های معصوم ما با تبعیض روبه‌رو خواهند شد و آموزش حالت طبقاتی پیدا می‌کند. مثلاً یکی با پرداخت 20میلیون تومان فرزندش را در مهدکودکی ثبت‌نام کند و دیگری در شرایط خیلی پایین، نتواند فرزندش را در هیچ مهدکودکی ثبت‌نام کند!
ب، مدارس دولتی و غیردولتی برنامه‌های آموزشی و پرورشی یکسانی داشته باشند، از پیش‌دبستانی گرفته تا مراحل پیش از کنکور. وگرنه در راه یافتن بچه‌ها به دانشگاه بازهم دچار حالت تبعیض خواهیم شد. در مدرسه‌ای کلاس‌های فوق‌العاده‌ی کنکور و تمرین پاسخگویی به تست‌های آن، آن‌قدر باشد که دانش‌آموز از شانس قبولی بالایی برخوردار شود درحالی‌که فرزندان طبقات محروم، نتوانند کوچک‌ترین آمادگی برای آن داشته باشند.
بخش دوم:
پاسخ به استدلال موافقان روند فعلی مدارس غیردولتی
پیش از پاسخ به استدلال‌ها، دو نکته را یادآور می‌شوم؛ یکی قانون اساسی‌مان که بر این عدالت تاکید کرده است و دیگری، بیان قاطع مولای متقیان علی؟ع؟ که بر مسوولان جامعه فرض و واجب است که سطح زندگی خویش را در حد طبقات محروم نگه دارند. یعنی، در بیمارستان خصوصی درمان نشوند و فرزندانشان در مدارس لوکس و استثنایی تحصیل نکنند.اگر ما قانون اساسی را در نظر بگیریم و این بیان قاطع مولا علی؟ع؟ را احترام بگذاریم، نباید مسوولان مملکت فضای آموزش فرزندان خود را از مردم عادی جدا کنند، نیز نباید به ایجاد فضای تبعیض آموزشی یاری رسانند که اگر مسوولان فرزندان خود را در مدارس دولتی ثبت‌نام کنند، حتماً در بهبود وضعیت مدارس دولتی نقش موثری خواهند داشت.

اما سخن دوستان در دفاع از مدارس غیردولتی:
یک - اینکه گفته شود هرکسی آزاد است فرزند خود را در هر مدرسه‌ای که می‌خواهد ثبت‌نام کند، بنده عرض می‌کنم این دلبخواه مال آزادی نیست، بلکه به امکانات شخص بستگی دارد. همه دلشان می‌خواهد که ماشین درجه‌یک سوار شوند. اما عده‌ای قادر به خرید آن نیستند و تنها به یک وانت کهنه قناعت می‌کنند. این فاصله‌ها را نباید با آزادی مردم توجیه کرد. این آزادی، برای طبقات مرفه است، ولی برای طبقات محروم، آزادی در کار نیست، آنان مجبورند که در مدارس سطح پایین ثبت‌نام کنند.
دو - اینکه این مدارس کمک به دولت است، یعنی کسی که مدرسه غیردولتی باز می‌کند، قصد دارد به دولت کمک کند. این کمک از چه منبع درآمدی انجام می‌پذیرد؟ آیا صاحبان مدارس غیردولتی از جیب خودشان خرج می‌کنند؟ مطمئناً نه! بلکه از مردم می‌گیرند.
می‌توان این کمک‌های مردمی را با حفظ ارزش‌ها و با تکیه‌بر ایمان و ایثار و نثار مردم همگانی کرد. چرا هرکس فقط به فرزند خودش کمک کند؟ بلکه بهتر است همه فرزندان خود را به آموزش‌وپرورش این نظام بسپارند و خودشان به امکانات نظام در آموزش‌وپرورش سراسری کمک کنند. این یک فضیلت است، اما تنها به فرزند خود توجه کردن خودخواهی است.
این خودخواهی را در جای فضیلت ننشانیم. توجه داشته باشیم که دین اسلام یک دین سیاسی است و ولایت الهی و ولایت پیامبر؟ص؟ و امام؟ع؟ شامل حال همه -حتی کافرانی که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی می‌کنند- می‌شود. چرا در این نظام ولایی، نباید همه فرزندان این مملکت تحت پوشش خیمه خداوند، قرآن، رسول خدا و اهل‌بیت؟ع؟ قرار بگیرند؟
اگر قرار است مدارسی باشند که کودکانمان را تحت پوشش ولایت قرار بدهند، همه فرزندان ایران باید تحت این پوشش قرار بگیرند، نه ‌فقط 17 درصد آنها! قبل از انقلاب اسلامی، با هدف تربیت اسلامی، مدارس خاصی داشتیم، ولی اکنون باید این‌گونه هدف‌ها را برای همه بچه‌های این سرزمین در نظر بگیریم و چنان نباشد که تنها تعداد معینی را از تربیت و تحصیل ویژه برخوردار کنیم.
منبع: mehrnews.com

  یادداشت
  دکتر یحیی یثربی
 استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

 

captcha
شماره‌های پیشین