334
چهارشنبه، ۱۹ مهر ۱۳۹۶
11
گزارش «صبح نو» از اقدام نوآورانه پلیس مینودشت برای کودکان

وقتی ماشین پلیس دفتر نقاشی شد

«شبا که ما می‎خوابیم، آقا پلیسه بیداره» این شعر، زمزمه کودکانه مشترک بسیاری از نسل‏هاست. برای کودکان، پلیس‏ها قهرمان‎ هستند. خیلی از آنها حتی دوست دارند که در آینده، زمانی که بزرگ شدند، لباس فرم پلیس را بر تن کنند و سوت پلیسی در دهان بگذارند اما تا کودکان بزرگ شوند، ذهنیت دیگری از پلیس در ذهن‌شان نقش می‏بندد. در سال‏های اخیر، پلیس‎ها در تلاش‌اند تا تصویر دیگری از خود را نشان دهند. برای این کار هم ایده ‏ها و کارهای خارق‏العاده‏ای انجام داده‏اند. به مناسبت هفته ناجا و کارهای خارق ‏العاده جدید پلیس، سراغ تصویرسازان چهره جدید ناجا رفته ‏ایم.

صبح نو

گزارش «صبح نو» از اقدام نوآورانه پلیس مینودشت برای کودکان

وقتی ماشین پلیس دفتر نقاشی شد

«شبا که ما می‎خوابیم، آقا پلیسه بیداره» این شعر، زمزمه کودکانه مشترک بسیاری از نسل‏هاست. برای کودکان، پلیس‏ها قهرمان‎ هستند. خیلی از آنها حتی دوست دارند که در آینده، زمانی که بزرگ شدند، لباس فرم پلیس را بر تن کنند و سوت پلیسی در دهان بگذارند اما تا کودکان بزرگ شوند، ذهنیت دیگری از پلیس در ذهن‌شان نقش می‏بندد. در سال‏های اخیر، پلیس‎ها در تلاش‌اند تا تصویر دیگری از خود را نشان دهند. برای این کار هم ایده ‏ها و کارهای خارق‏العاده‏ای انجام داده‏اند. به مناسبت هفته ناجا و کارهای خارق ‏العاده جدید پلیس، سراغ تصویرسازان چهره جدید ناجا رفته ‏ایم.

یکی، دو تا از بچه‏ها نشسته‏اند روی ماشین پلیس و بقیه بچه‎ها هم ایستاده‏اند و با انگشت رنگ‏ از قوطی رنگ برمی‏دارند و روی بدنه سفید ماشین می‏مالند. نخستین تصویری که از این صحنه نظر ناظر را جلب می‎کند، نقش‎های نامنظم و شکل‏های کج کودکان خردسال روی بدنه ماشین سفیدرنگ است. کمی جزئی‏تر که به صحنه نگاه شود، مسائل تازه‏تری مشخص می‏شود. ماشین سفید پلیس با پلاک سبزرنگ، تابلوی ایست و کلاه سفیدرنگ آنها خودشان را نشان می‏دهند.

مدل نقاشی ماشین پلیس
 نقاشی کودکان روی ماشین پلیس در شهرستان مینودشت استان گلستان اتفاق افتاد. سرهنگ «سید داوود حسینی» رییس پلیس شهرستان مینودشت درباره چگونگی به وجود آمدن این ایده توضیح می‏دهد: «با توجه به اینکه هفته پلیس و ناجا با روز جهانی کودک، مقارن شده بود، برای این قضیه ما یک جلسه‏ای را با همکاران داشتیم، مصوب کردیم که یک کار نویی را انجام دهیم تا بچه‎‏ها بافرهنگ ترافیک آشنا و درعین‌حال به پلیس بیشتر نزدیک شوند و خود را از خانواده پلیس بدانند.» به خاطر همین، حسینی و همکارانش از بچه‏های شهر که عضو کانون پرورش فکری بودند و هم از بچه‏های مهدکودک خواستند تا در مراسم آنها شرکت کنند. پلیس مینودشت ابتدا برای بچه‎ها کلاسی را ترتیب می‏دهد: «بیشتر درباره پلیس راهور با آنها صحبت کردیم. چراغ ‏راهنما و خطوط عابر پیاده و مسائلی از این‌دست را برای آنها توضیح دادیم و بعد از آنها خواستیم که برای نتیجه کار، آن چیزی را که از کلاس فهمیدند نقاشی کنند.» پلیس‏های مینودشتی البته نقاشی روی کاغذ را انتخاب نکردند، آنها از کودکان شهرشان خواستند تا روی یکی از ماشین‎های پلیس نقاشی بکشند. حسینی تعریف می‏کند: «بیشتر بچه‏ها هم چراغ‌راهنما و خط عابر پیاده و همان چیزهایی را که در کلاس برای آنها توضیح داده بودیم کشیدند. ما دوست داشتیم که این‎ها الگویی برای بچه‎ها بشود که فردا که بزرگ شدند، قوانین را رعایت کنند. البته نقاشی کشیدن برای پلیس راهنمایی و رانندگی هم تبلیغ شد.» حسنی توضیح می‏دهد: «در برنامه‏هایی که پلیس در هفته ناجا انجام داده بود، یکی از آن برنامه‏ها برگزاری کلاس و برنامه‏های ویژه برای بچه‏ها بود. آشنایی برای عملکرد پلیس، بحث‏های راهور و انتظامی که همه این‏ها جدا هستند. ما حساب زیادی روی کلاس بچه‏ها بازکرده‌ایم، چون از کودکی، اگر به آنها آموزش داده شود، حتماً در ذهن‌شان باقی می‎ماند و در زمان بزرگسالی قوانین را انجام می‎دهند. با این اصول این کار را انجام دادیم تا بچه‏ها در ذهن‌شان بماند، همین‌که از پلیس نترسند و همین‌که مبلغ خوبی برای ما باشند.» رییس پلیس راهور مینودشت تعریف می‏کند که هم واکنش مربیان مهدکودک‏ها و هم بچه‏ها نسبت به این کار خیلی خوب بود: «استقبال مسوولان مهدکودک خیلی خوب بود. بچه‏ها خیلی خوشحال شدند. مربیان آنها هم خوشحال شدند. خب این ایده، ایده نویی بود که تابه‌حال هیچ‌کس این کار را انجام نداده بود. ما کلاس‎های زیادی برای بچه‏ها برگزار می‎کنیم ولی این کاری که انجام شد، علاقه‎مندی آنها بیشتر شد. بچه‏ها خود را با پلیس بیشتر نزدیک دانستند و راحت‏تر با پلیس در ارتباط بودند. در کلاس‎ها بیشتر سؤال می‎کردند.» واکنش‌ها در شهر مینودشت هم جالب بوده است. رییس پلیس این شهر توضیح می‏دهد: «شهرستان ما یک شهرستان کوچکی است و مردم کاملاً ما را می‎شناسند. برخورد ما با مردم طوری است که به مردم هر چه بگوییم قبول می‎کنند. با این کاری که انجام شد، دیدشان دید مثبت‎تری شد و علاقه‌مندتر به این کار شدند. این‏ها تبلیغات مثبت برای ماست.» حسینی توضیح می‏دهد که این کار و کارهای نویی ازاین‌دست، تنها در هفته ناجا اتفاق نخواهد افتاد: «ما در طول سال این کار را انجام می‌دهیم. هرکسی که در طول سال ایده جدیدی به ما بدهد، ما استقبال می‌کنیم.» اما سر ماشین رنگ‏آمیزی شده، چه خواهد آمد. حسینی توضیح می‏دهد: «یک هفته است که ما ماشین را دست نزدیم و بعد از هفته ناجا مجبوریم که ماشین را تمیز و دوباره از آن برای مأموریت‌هایمان استفاده کنیم.» این کار متفاوت، تنها کار پلیس‎ها نبود، در سال‌های اخیر به‌وفور، شهروندان شاهد تصاویر متفاوتی از عملکرد پلیس هستند.

خانه‎دار کردن هموطنان
هنوز مدت‌زمان زیادی از خبر خانه‎دار کردن زوج رشتی توسط پلیس‎های راهور نمی‏گذرد. عکس‎های پلیس‎های گیلانی هنوز هم در فضای مجازی دست‎به‏دست می‏شوند. ماجرا در روزهای منتهی به عاشورا و تاسوعای حسینی امسال اتفاق افتاد، زمانی که رییس پلیس استان گیلان سرهنگ محمدرضا محمدی، گزارش در کوچه ماندن یک زوج را در کوچه و خیابان از شبکه استانی دید و سریع دست‌به‌کار شد. اجاره خانه و اسکان زوج نیازمند در عرض دو، سه ساعت و به کمک همکاران محمدی انجام شد. محمدی در مصاحبه‏ای که با «صبح نو» در شماره 327 داشت، صحبت‏های جالبی داشت: «جمعه بود، خیلی از بنگاهی‎ها تعطیل بودند. درنهایت یکی، دو تا بنگاه پیدا کردیم و به آن‎ها گفتیم که یک‌خانه می‎خواهیم که خالی باشد. خیلی از بنگاه‎ها می‎گفتند که چند روز دیگر، خانه‏ها خالی می‎شوند و درهرصورت یک‌خانه که خالی و آماده بود، پیدا کردیم و همان روز قرارداد بستیم. یک نیسان گرفتیم و همان روزبه کمک بچه‏های راهور اسباب‎ها را به خانه جدید بردیم و آنها را سروسامان دادیم.» رییس پلیس راهور استان گیلان، درباره دلیل انجام کمک‌شان توضیح داد: «ما فقط به‌عنوان انسان می‏خواستیم کمک کنیم. همان شب ما در خانه خواب بودیم، پنجره را که باز می‏کردیم، سردمان می‏شد. آنها تا صبح زیر نایلون خوابیدند و وقتی‌که رفتیم دیدیم که همه زیراندازهایی که زیر آنها بود، خیس است، واقعاً ناراحت شدیم. حس انسان‌دوستی باعث شد که ما این کار را بکنیم. عزای امام حسین ؟ع؟ می‏طلبید که ما به دیگران کمک کنیم. درهرصورت ما مسلمان هستیم و اعتقاد داریم، در احادیث آمده است که اگر کسی سیر بخوابد و از گرسنگی همسایه‏اش اطلاع نداشته ‎باشد، مسلمان نیست.» البته کمک به زوج نیازمند، تنها کارهایی نیست که محمدی و همکارانش انجام داده‏اند، این کمک آن‏ها رسانه‏ای شد و بیشتر دیده شد وگرنه کمک به هموطنان در کنار خدمت به آنها جزو برنامه روزانه و زندگی رییس پلیس استان گیلان است. محمدی دراین‌باره گفت: «در مجموعه راهور استان، در مجموعه پلیس انتظامی استان، مرتب همکاران ما از خانواده‎های کم‌بضاعت، خانواده‎های ایثارگران، جانبازان و شهدا سرکشی دارند. جزو برنامه‏های کاری ماست و از کسانی که نظر مالی ضعیف هستند، حتماً سرکشی و عیادت می‎کنیم. جزء برنامه‎های منظم در نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است که همیشه افتاده، می‎افتد و خواهد افتاد.»

تحقق آرزو
 عباس، نسبت به سن خود جثه ریز و قد کوتاه‌تری دارد. در تمامی عکس‎ها بارنگ پریده است و یک آنژیوکت به دستش وصل است. او اما در تمام عکس‎ها می‏خندد. یک لباس سبزرنگ پلیس تنش است. زیر لباس پلیس یک لباس گرم و طوسی پوشیده و با کلاه لباسش سر بی‌مویش را پوشانده است. کفش کتانی قرمزرنگی به پا کرده که البته هیچ تناسبی با لباس پلیس ندارد. آقای «عباس عبدالله‎زاده» کودک 12‌ساله‌، به نوروبلاسم (سرطان سیستم عصبی) مبتلا بود. کودک سرطانی آرزو داشت روزی پلیس شود، آرزویی که البته با وخیم شدن حالش به نظر دست‌یافتنی نمی‎آمد. همین مساله باعث می‌شود تا یک گروه خیریه به کمک پلیس نیروی انتظامی استان بندرعباس دست‌به‌کار شوند تا آرزوی یکی از کودکان شهرشان را برآورده کنند. درنهایت در یک روز سرد زمستانی، دریکی از روزهای بهمن‎ماه 1394، روزگار عباس بهاری شد. او لباس پلیس پوشید و یک روز با پلیس‎های شهرش در عملیات شرکت کرد. هنوز عباس توی عکس اعلامیه ترحیمش، با لباس پلیس می‏خندد و به همه سلام نظامی
می‏دهد.

 

captcha
شماره‌های پیشین