333
سه شنبه، ۱۸ مهر ۱۳۹۶
14

با خشونتِ بازی‌های رایانه‌ای چه باید کرد؟

تبیین سه وجه از عقلانیت فقه شیعه توسط حجت الاسلام مبلغی

تحول فقه خارج از قواعد فقهی ممکن نیست

نخستین کارگاه مطالعات شیعه‌پژوهی با عنوان «هزار سال مدرسه شیعی»، که به همت رایزنی فرهنگی ایران در آلمان و با همکاری مرکز مطالعات فرهنگی-بین‌المللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در برلین برگزار شده بود، ۱۵ مهرماه به کار خود پایان داد. در این کنفرانس که اندیشمندانی از کشورهای مختلف حضور داشتند و مقالات گوناگونی درباره شیعه‌پژوهی به آن داده شده بود،حجت الاسلام احمد مبلغی، استاد درس خارج فقه و عضو مجلس خبرگان رهبری به ارائه سخن پیرامون نسبت فقه شیعه و عقلانیت پرداخت.

صبح نو

تبیین سه وجه از عقلانیت فقه شیعه توسط حجت الاسلام مبلغی

تحول فقه خارج از قواعد فقهی ممکن نیست

نخستین کارگاه مطالعات شیعه‌پژوهی با عنوان «هزار سال مدرسه شیعی»، که به همت رایزنی فرهنگی ایران در آلمان و با همکاری مرکز مطالعات فرهنگی-بین‌المللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در برلین برگزار شده بود، ۱۵ مهرماه به کار خود پایان داد. در این کنفرانس که اندیشمندانی از کشورهای مختلف حضور داشتند و مقالات گوناگونی درباره شیعه‌پژوهی به آن داده شده بود،حجت الاسلام احمد مبلغی، استاد درس خارج فقه و عضو مجلس خبرگان رهبری به ارائه سخن پیرامون نسبت فقه شیعه و عقلانیت پرداخت.

حجت الاسلام مبلغی در این سخنرانی سعی کرد فقه شیعه را در نسبت با سه نوع عقلانیت تبیین کند. وقتی در علم سخن از عقلانیت به میان می‌آید به معنای نزدیک شدن آن علم به‌واقعیت‌های عینی است که در قالب روش‌شناسی ظهور و بروز می‌کند و مبلغی هم در همین راستا تلاش دارد نشان دهد که چگونه فقه شیعه می‌تواند به لحاظ روشی در پیوند با عقلانیت، به بالندگی و تکامل برسد.
او سه وجه عقلانیت در فقه را برشمرد؛ عقلانیت تطبیقی، عقلانیت تفکیکی و عقلانیت روشی. به نظر مبلغی این سه وجه عقلانی قابل برنامه‌ریزی، برجسته‌سازی، فعال‌سازی و تکامل‌پذیری است. سخنرانی مبلغی در جهت نشان دادن ظرفیت‌های این سه وجه عقلانیت بود.مبلغی، در تشریح عقلانیت تطبیقی گفت: عقلانیت تطبیقی به معنای عقلانیتی است که موجب انسجام در قواعد فقهی می‌شود. این انسجام حاصل از تطبیق قواعد بر جزئیات است که در صورت تکثیر قواعد، دامنه این انسجام تا آنجا به پیش می‌رود که عمده دانش فقه را در بر می‌گیرد و آن را به سمت همبستگی هر چه بیشتر سوق می‌دهد. قواعد، نقطه‌های مهم، سرفصل‌ها و گلوگاه‌های دانش فقه را تشکیل می‌دهند که حامل‌های انسجام‌بخشی و منطق‌بخشی به فقه هستند.مبلغی در ادامه توضیح داد که چگونه تطبیق قواعد فقهی بر جزییات و تکثیر این قواعد می‌تواند موجب انسجام دانش فقه شود. او این فرآیند را به سه مفهوم توضیح داد. اول اینکه قواعد فقهی با هم دارای «رابطه طولی و هرمی» هستند و از کل به جزء می‌رسند. دوم اینکه این قواعد دامنه گسترده‌ای از موضوعات و مسائل را در برمی‌گیرد و از این جهت می‌تواند بسیار توسعه یابد؛ و سوم اینکه این قواعد در قبال زندگی منعطف است و می‌تواند نقش انعطاف‌بخش در زندگی مردم داشته باشد.او در همین رابطه بر ضرورت ارتقای ساختار هرمی دانش فقه بر اساس منابع شیعی تاکید کرد و گفت: هم منابع فقه شیعه و هم بدنه فقه حاوی ادبیات و مضامینی است که علاوه‌بر وجود قواعد بی‌شمار از یک طرف، دارای رابطه طولی از طرف دیگر و دارای نقش انعطاف‌بخش در قبال زندگی از سوی سوم دلالت دارند. ما باید قواعد فقهی را به سمت یک سازمان و ساختار هرمی بر اساس منابع شیعی و برخی نگاه‌ها و ادبیات شیعه، ارتقا بدهیم. عقلانیت تطبیقی در فقه شیعه به‌واقع از نوعی هرمی است که باید آن را بازسازی کرد. دانش بر اساس قواعد هرمی به‌شدت به هم پیوسته می‌شود و با برخورداری از یک منطق، خود را از گسیختگی در مسیر توسعه دور نگه می‌دارد.عقلانیت دومی که مبلغی آن را در فقه شیعه تبیین کرد، عقلانیت تفکیکی بود. او این شکل از عقلانیت را با مفهوم «روش» توضیح داد و آن را همچون روحی در فقه شیعه عنوان کرد و گفت: عقلانیت تفکیکی عقلانیتی است که عمدتاً ناشی از وجود و حضور «تفکیک‌های روشی مختلف» در استنباط است، که به‌مثابه روحی در فقه شیعه، جریان یافته است. عقلانیت تفکیکی از یک سو اصول را به سمت تحلیل، توسعه و تولید قواعد به پیش می‌برد و از سوی دیگر مواجهه دانش فقه را با پدیده‌های بیرونی، یک مواجهه دقیق، مرز گذار، تفکیک‌کننده و تمایزگذارنده قرار می‌دهد.
او مثال‌هایی هم برای این تفکیک‌ها که به استنباط در فقه کمک می‌کند، آورد: تفکیک مرزهای موضوعات از یکدیگر، تفکیک بین ظن مستند و غیرمستند، تفکیک بین امارات و اصول، تفکیک بین احکام اولی و ثانوی و... نمونه‌های قابل توجهی از تفکیک‌های صورت گرفته در اجتهاد شیعی است.
البته مبلغی تصریح کرد که هنوز این قسم از عقلانیت در فقه شیعه چنان راهی نرفته است. او افزود: تا حدودی می‌توان رد پای اجتهاد تفکیک‌گرا را در استنباط پاره‌ای از مسائل مستحدثه نیز یافت که در نگاه به این مسائل از خود نقش مثبت نشان داده است، اما حقیقت این است که اجتهاد تفکیک گرا هنوز راه نارفته بسیار دارد تا به نقطه برجسته برسد. در اجتهاد تفکیک‌گرا، ظرفیت بسیار عمیق روشی نهفته است که هنوز به‌خوبی و درستی شناخته نشده است و برای حل مسائل مهم اجتماعی قابل به‌کارگیری است.به نظر مبلغی اگر عقلانیت تفکیکی فعال شود، برکاتش را در استنباط حکم مسائل «مستحدثه» و موضوعات روز نشان می‌دهد. او در همین زمینه بیان کرد: اگر اجتهاد تفکیک‌گرا به‌درستی شناخته و مستقر گردد دیگر مسائل مستحدثه را بر مسائل گذشته به خاطر صرف وجود شباهت‌های صوری با آنها حمل و قیاس نمی‌کنیم و به صدور حکم به حرمت یا حلیت نسبت به آنها سریع مبادرت نمی‌ورزیم،  بلکه استنباط را در چارچوب یک نگاه تفکیک‌گرا به سمت شناخت مؤلفه‌های ویژه موضوع جدید سوق می‌دهیم. اجتهاد تفکیک‌گرا یک هسته‌ای در فقه شیعه است که هنوز نمادها، نمودها و جلوه‌های آن به کامل ظهور نیافته است، با اجتهاد تفکیک‌گرا می‌توانیم در قبال مسائل اجتماعی یک نگاه دقیق‌تر و اساسی‌تر داشته باشیم.
«عقلانیت فلسفی» سومین وجه از عقلانیت در فقه شیعه است که مبلغی برای توضیح آن دو نوع از این عقلانیت  را از هم تفکیک کرد. اولی فلسفه حُکم است که تحت عنوان «علل‌الشرایع» در فقه شیعه شکل گرفته است. دومین شکل از این عقلانیت «فلسفه فقه» به معنای کلان آن است.
مبلغی درباره علل‌الشرایع توضیح داد: از رهگذر نگاه تحلیلی می‌توان علل الشرائع در ادبیات شیعی را به پنج سنخ فلسفه حُکمیِ کلان تقسیم کرد؛ «نزدیک شدن به خداوند»، «تنظیم روابط میان انسان‌ها»، «ایجاد روابط اخلاقی»، «ایجاد آسانی در زندگی» و «رهایی از عذاب اخروی» پنج سنخ فلسفه حکم کلان در فقه است که اهل سنت نیز مشابه آن را دارند.مبلغی به حرکت حوزه‌های علمیه شیعه به سمت فلسفه فقه اشاره کرد و گفت: به‌تازگی در حوزه‌های علمیه شیعه عقلانیت فلسفه فقهی ظهور کرده و حرکتی فلسفی علمی را به سمت  محورهای مهمی پیرامون فقه مانند بررسی روش استنباط در چارچوب بازسازی و عمق‌بخشی به آن گشوده است.
شناسایی ظرفیت‌های اخلاقی و انسانی فقه و تقویت روشمند آن در چارچوب مبانی این دانش، تقویت رویکرد به واقعیت‌ها (فقه واقع‌گرا) و تعمیق روش موضوع شناسی از فواید این عقلانیت است.او تاکید کرد که این تعمیق فقه با قواعد خارج از چارچوب خود فقه ممکن نیست و فقه باید تحولی مبتنی بر خودش پیدا کند.
 او گفت: تعمیق فقه با توصیه‌های خارج از چارچوب‌های مسلم فقهی به انجام نمی‌رسد. فقه باید تحولی مبتنی بر خود پیدا کند و ظرفیت‌های خود را ابراز کند. فقه باید اجتماعی شود، و این یک مسیر تکاملی است.

 

captcha
شماره‌های پیشین