330
شنبه، ۱۵ مهر ۱۳۹۶
13
در نشست نقد و بررسی کتاب «عقل مراقبت» مطرح شد

جنگ، گفتمان پزشکی را دگرگون کرد

جلسه نقد و بررسی کتاب «عقل مراقبت؛ تبارشناسی پرستاری ایران در دوره دفاع مقدس» هفته گذشته با حضور دکتر فتانه قدیریان، مؤلف کتاب، دکتر عبدالحسین کلانتری و چند تن از صاحبنظران علوم اجتماعی در پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد. کتاب عقل مراقبت با رویکرد تحلیل گفتمان به تبارشناسی و بررسی پرستاری و پزشکی در دوران دفاع مقدس و ریشه‌های آن می‌پردازد و پایان‌نامه خانم قدیریان در دوره دکتراست.

ناتوانی جامعه‌شناسی در تحلیل شهید حججی

صبح نو

ناتوانی جامعه‌شناسی در تحلیل شهید حججی

شهید حججی و امثال ایشان از نسل اول انقلاب محسوب می‌شوند. درست است‌ که به لحاظ سنی هم سن با نسل اول نباشد اما اندیشه‌ای دارد که مربوط به نسل اول انقلاب است و در فضایی تحت تعلیم و تربیت قرار گرفته که از آن اندیشه‌ها الگو گرفته است.
بنابراین با وجود اینکه پدیده شهید حججی طبق فرمول‌هایی که اکثر نظریه پردازها ارائه می‌دهند عجیب می‌نماید- زیرا نسل‌هایی که به قدرت می‌رسند  پس از مدتی به سراغ دل‌مشغولی های خود می‌روند و آرمان‌ها را فراموش می‌کنند و با آنچه که پشت سر گذاشتند کاری ندارند- اما طبق فرمولی که آن را اصلاح کردیم، شهید حججی یک فرد از نسل اول انقلاب به‌شمار می‌رود و مساله‌ای عادی محسوب می‌شود که ثمره تجلی اندیشه‌های نسل اول انقلاب در نسل‌های بعدی است.
طبق همین الگو می‌توان گفت که نهادهایی چون مساجد و هیات مذهبی که نیرو برای انقلاب تربیت کردند موفق بوده‌اند و هنوز هم می‌توانند نسل اول انقلابی تربیت کنند.
 اما برای برخی این مساله عجیب به نظر می‌رسد که چطور می‌شود انسانی پیدا شود که در این زمانه در کیلومترها دورتر برای دین و میهن خود بجنگد و این چنین ازخودگذشتگی نشان دهد؟
مسلماً با فرمول‌های غربی حتی بزرگ‌ترین جامعه‌شناسان آنها هم از درک این پدیده عاجز هستند، زیرا آنها با عقلانیت ابزاری خود اصلاً نمی‌توانند این مساله را درک کنند. واکنش مردم در مقابل نسل اول انقلاب ستایش و ستودن فداکاری و از خودگذشتگی آنها بود.
 مردم دوست داشتند که مانند آنها باشند و آنها را الگوی خود می‌دانستند. حال در زمانه‌ای که همه به نوعی می‌خواهند حق خود را از سفره انقلاب بگیرند، کسانی پیدا می‌شوند که در مسیر دیگری حرکت می‌کنند و دل‌پاکی دارند و به نوعی یادآور نسل اول انقلاب هستند. همین موجب می‌شود تا مردم هم امثال شهید حججی را بستایند و دوست بدارند که مانند او باشند.
مسلماً حرکت شهید حججی تأثیر مثبت زیادی در جامعه ایجاد کرده است که تا قبل از آن نبوده است. این جنس از نسل اول انقلابی هنوز در جامعه ما قابل احترام هستند و جامعه آنها را پذیرفته است. افرادی که پاک طینت هستند و منصفانه رفتار می‌کنند و نه کسانی که ضد انقلاب هستند، شهید حججی و امثال ایشان را ستایش می‌کنند، زیرا فداکاری و شهادت آنان بوده است که آرامش را برای ما به ارمغان آورده است. همین نکته چنین استقبال عظیمی را رقم زد.
اگر کسی بخواهد نسبت به یک پدیده از نسل اول انقلاب حساس باشد، یک راهش این است‌ که خودش آن فضا را درک کرده باشد یا در فضاهایی که در قرابت با آن هستند زیست داشته باشد. آیا جامعه‌شناسان ما در مساجد و هیئات مذهبی رفت و آمد دارند و به فضای افراد اجتماع در این محیط‌ها نزدیک‌اند؟ واقعیت این است که بخش زیادی از جامعه‌شناسان از لحاظ روحی با مساجد و هیئات همنوا نیستند زیرا متونی که می‌خوانند با این اماکن همنوا نیست.
دلیل دیگر هم اینکه حتی با نادیده گرفتن تمایلات سیاسی، در صورتی می‌توان با کسی همنوا شد که با او ذهنیت مشترکی داشته باشیم.
وقتی ذهنیت مشترک وجود ندارد، پس امکان همراهی هم وجود نخواهد داشت. مساله جامعه‌شناس ما هابرماس و دورکیم و غیره است. آنچه دیده می‌شود این است‌ که مسائل جامعه‌شناسان ما کاملاً متفاوت است.
در دانشگاه و در جامعه شناسی اصلاً افق مشترکی با مساجد و هیأت و افرادی از جنس هیاتی‌ها و مسجدی‌ها دیده نمی‌شود و با هم همجنس و هم افق نیستند و جنس روحی جامعه‌شناس اصلاً درگیر این مسائل نیست و با این ادبیات آشنایی ندارد.
حتی از طرف گروه‌های دیگر هم تقاضایی برای حضور جامعه‌شناس در بطن این پدیده‌ها و تحلیل آنها وجود نداشته است.
به طور کلی می‌توان گفت که اصلاً جامعه‌شناسی با جامعه ما بیگانه است و این مسائل را درک نمی‌کند، زیرا همه آنچه در نظر دارد مبنای غربی دارد و با ابزارهای غربی اصلاً نمی‌تواند کسی مانند شهید حججی را درک و توجیه کند و اصلاً در مخیله‌اش نمی‌گنجد که یک جوان به آن شکل اسیر شود و وقتی به مسلخ می‌رود نگاهی قدرتمند داشته باشد که گویی به جایی با شکوه برده می‌شود. این اصلاً برای جامعه‌شناس قابل درک نیست. زیرا مبنایی که در ذهنش دارد با این ادبیات همخوان نیست و امکان فهم پدیده را به او نمی‌دهد.

  برگرفته از مصاحبه دکتر جمشیدی‌ها با خبرگزاری مهر

  یادداشت
  دکتر غلامرضا جمشیدی‌ها
عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

captcha
شماره‌های پیشین