324
یکشنبه، ۰۲ مهر ۱۳۹۶
7
آمارها درباره عصبانیت‌های لحظه‌ای چه می‌گویند؟

200 هزار نزاع خیابانی

در چهار ماهه ابتدایی سال جاری بیش از 200هزار مورد مراجعه به سازمان پزشکی قانونی در اثر خشونت و نزاع خیابانی به ثبت رسیده که این آمار در مقایسه با سال گذشته رشد چشمگیری داشته است. بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان پزشکی قانونی، تهران در صدر و ایلام در انتهای لیست قرار دارند.

ارتقای سلامت روان جامعه نقطه مقابل افزایش خشونت

صبح نو

آمارها درباره عصبانیت‌های لحظه‌ای چه می‌گویند؟

200 هزار نزاع خیابانی

در چهار ماهه ابتدایی سال جاری بیش از 200هزار مورد مراجعه به سازمان پزشکی قانونی در اثر خشونت و نزاع خیابانی به ثبت رسیده که این آمار در مقایسه با سال گذشته رشد چشمگیری داشته است. بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان پزشکی قانونی، تهران در صدر و ایلام در انتهای لیست قرار دارند.

بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی این آمار از بین آن دسته از کسانی که بر اثر نزاع‌های خیابانی آسیب دیده و برای تعیین میزان آسیب به پزشکی قانونی در سراسر کشور مراجعه کرده‌اند، به‌دست آمده است، این یعنی خیلی از نزاع‌های خیابانی که طرفین دعوا حاضر به شکایت نشده‌اند در این آمار وجود ندارد که چه بسا ارقام آن می‌توانست عجیب‌تر باشد.
در این میان، برخی از آسیب‌شناسان اجتماعی انگشت اتهام کم‌کاری را به سمت آموزش‌وپرورشی می‌گیرند که وظیفه آموزش و رشد فکری کودکان را بر عهده دارد.
دکتر «مهدی حاج اسماعیلی» آسیبشناس اجتماعی در گفت‌وگو با «صبح نو» با اشاره به اینکه مساله نزاع‌های خیابانی را باید به صورت چند بعدی و از جنبه‌های جامعه‌شناسی و خانواده، اقتصاد، روان‌شناسی و سیستم آموزش‌وپرورش و آسیب‌شناسی بررسی کرد، می‌گوید: «طرح این موضوع از نظر روان‌شناسی به معنای این نادیده گرفتن باقی بخش‌ها نیست اما در بخش روان‌شناختی مساله در واقع نکته‌ای که باید به آن توجه شود، این است که سیستم آموزش و پرورش و دانشگاه ما، انسان‌هایی را برای زندگی سالم و به‌عنوان شهروند سالم تربیت نمی‌کنند، در برنامه‌ریزی‌ها و اجرای برنامه‌ها باید دقت شود.»
وی ادامه می‌دهد: «به‌عنوان مثال یکسری مهارت‌هایی هستند که از پیش‌دبستان و دوره اول و دوم ابتدایی و اول و دوم متوسطه تحت عنوان مهارت‌های اساسی زندگی یا به عبارتی با رویکرد روان‌شناختی و مفهوم دیگر، هوش هیجانی اجتماعی است. چون این اتفاق نمی‌افتد و بچه‌های ما یک شهروند سالم با مهارت‌های زندگی و هوش هیجانی اجتماعی بالا تربیت نمی‌شوند، این تربیت صورت نمی‌گیرد یعنی بیش از آنکه به این مهارت‌ها بپردازیم به محتوا و حفظ کردن محتوا پرداخته‌ایم.»

روش حل مساله چیست!
بسیاری از نزاع‌های خیابانی در اثر ناتوانی افراد در رفع مشکلات پیش آمده اتفاق می‌افتند، اتفاقی که در پس آن می‌توان به نبود اندیشه و البته نبود آگاهی درباره روش‌های حل مساله اشاره کرد. حاج اسماعیلی می‌گوید: «اتفاقی که در مهارت‌های زندگی یا هوش هیجانی اجتماعی می افتد و باعث پیشگیری از نزاع خیابانی یا از این نوع پرخاشگری‌ها می‌شود، ارتباط مؤثر و روش حل مساله است. در بسیاری از نزاع‌ها بین دو آدم تضاد بر سر منافع که می‌تواند مادی یا غیر مادی باشد ایجاد می‌شود و وقتی سر این تعارض آدم‌ها نتوانند آن را حل کنند، طبیعتاً این افراد هیجانات خودشان را به سمت هیجانات منفی سوق می‌دهند و هرچه این سطح بالا باشد، آمارها نشان داده کارکرد عقل، خردورزی و تفکر 70 درصد کاهش می‌یابد.»
این آسیب‌شناس اضافه می‌کند: «وقتی این کارکرد پایین بیاید فرد نمی‌تواند از مهارت حل مساله استفاده کند چون هیجانات خود را کنترل نمی‌کند. از مهارت‌های دیگری که باید آموزش داده شود کنترل خشم، اعتماد‌به‌نفس، مسوولیت‌پذیری، خود‌شناختی و تصمیم‌گیری عقلانی در موقعیت‌های مختلف است.»
حاج اسماعیلی با اشاره به اینکه آموزش این مهارت‌ها می‌تواند بخش زیادی از مشکلات در بروز خشونت‌ها را برطرف کند، می‌گوید: «اگر سیستم نهادهایی که روی کودکان، نوجوانان و جوانان کار می‌کنند با هم در آموزش مهارت‌های زندگی یا هوش هیجانی اجتماعی بتوانند هماهنگی یا هم‌افزایی داشته باشند، به همان اندازه بچه‌هایی که رشد می‌کنند آمادگی لازم برای روبه‌رویی با تعارض را به جای دعوا و پرخاشگری خواهند داشت و مسلماً از روش‌های درست‌تر به حل مساله می‌پردازند که این نکته‌ای اساسی از نظر روان‌شناختی است.»

برخورد خشن در خانواده ممنوع
خانواده نخستین اجتماعی است که کودکان در آن قرار می‌گیرند و در این جامعه کوچک است که پایه نقش اجتماعی افراد شکل می‌گیرد. طبیعتاً روش‌های تربیتی و البته تنبیهی در محیط خانواده می‌تواند تأثیر مستقیمی بر شخصیت افراد داشته باشد. این آسیب‌شناس می‌گوید: «هوش هیجانی اجتماعی زمانی خوب می‌تواند رشد کند که نهاد خانواده و مدرسه و درواقع انجمن اولیا و مربیان آموزش‌هایی را که در مدرسه‌ها به اولیا می‌دهند در راستای روش‌های تربیتی باشد که روش‌های تربیتی والدین هم منجر به این شود، آموزش‌هایی که بچه‌ها در مدرسه می‌بینند در خانواده ادامه یابد.»
وی کنترل درونی را نکته‌ای مهم در کنترل رفتار در خانواده دانسته و اضافه می‌کند: «از نگاه درست‌تر باید گفت که اگر مدرسه، آموزش‌و‌پرورش و نهادهای دیگری که با بچه‌ها ارتباط دارند بتوانند نوع ارتباطشان با یکدیگر و بچه‌ها را به نوع ارتباط «کنترل درونی» بر مبانی رابطه انتخاب تغییر دهند، به همان نسبت بچه‌ها به گونه‌ای طبیعی رشد پیدا می‌کنند و هوش هیجانی اجتماعی‌شان رشد می‌یابد.»
حاج اسماعیلی معتقد است: «رابطه کنترل درونی یعنی وقتی والدین در خانه و معلمان در کلاس درس، با بچه مشکل پیدا می‌کنند از این رفتارها شامل سکوت، گوش دادن، طرح سؤال یعنی درست سؤال کردن از بچه‌ها به جای محاکمه، گفت‌و‌گو، پذیرش و همدلی استفاده کنند. باید بپذیریم که بچه‌ها متناسب با سن خودشان باید اشتباه کنند تا یاد بگیرند اما نه تنها اجازه نمی‌دهیم بلکه روش برخوردمان نیز براساس کنترل بیرونی است. در این روش برخورد قهری می‌کنیم، داد می‌زنیم، تهدید، تحقیر و مقایسه می‌کنیم و در نهایت باج می‌دهیم! وقتی این روش‌ها را به کار می‌گیریم، بچه‌ها را آماده می‌کنیم وقتی در سطح جامعه با کسی دچار مشکل و نزاع می‌شوند،نزاع‌هایشان احتمالاً شدیدتر بشود و افزایش یابد.»
وی می‌گوید: «یکی از مشکلات اساسی ما این است که رفتارهای درست اجتماعی را مدل نمی‌دهیم و بیشتر از اینکه مدل سازی کنیم، حرف می‌زنیم. مدل‌های خوبی را برای کنترل خشم در مدرسه، خانواده و رسانه‌ها ارائه نمی‌دهیم و همه اینها منجر به افزایش آمار نزاع خیابانی می‌شوند. بنابراین نقش خانواده و آموزش و پرورش با هماهنگی و کنترل درونی می‌توانند هوش هیجانی اجتماعی بچه‌ها را بالا برده و از بروز خشونت‌های اجتماعی جلوگیری کنند.»
مسوولان باید اقدامات سریعی برای اصلاح روش‌های تربیتی در نظام آموزشی کشور انجام دهند. در کنار نظام آموزش، نقش خانواده‌ها نیز اهمیت زیادی دارد اما نکته قابل توجه این است که در سال‌های اخیر با پیشرفت تکنولوژی و افزایش استفاده از تلفن همراه توسط بچه‌ها زنگ خطری برای نظام تربیتی به صدا در آمده که آسیب‌های امروز اجتماع، بی‌تأثیر از این
اتفاق نیست.

 

captcha
شماره‌های پیشین