319
دوشنبه، ۲۷ شهریور ۱۳۹۶
14

علم کلام، علم ارتباطی دین

خسروپناه در نشست «حوزه انقلابی و کنشگری سیاسی روحانیت» مطرح کرد

حوزه انقلابی نظریه‌های مورد نیاز نظام را تولید می‌کند

نخستین نشست از مجموعه نشست‌های همایش علمی مسوولیت‌های ملی و فراملی حوزه انقلابی با موضوع «حوزه انقلابی و کنشگری سیاسی روحانیت»، پنجشنبه هفته گذشته در سالن همایش‌های پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی برگزار شد. در این مناظره حجج‌اسلام عبدالحسین خسروپناه و کاظم قاضی‌زاده به ایراد سخن پرداختند. خلاصه‌ای از بیانات سخنرانان را در این گزارش مرور می‌کنیم.

صبح نو

علم کلام، علم ارتباطی دین

ادیان وقتی در فرآیند تاریخی قرار می‌گیرند و بسط زمانی پیدا می‌کنند با موضوعات گوناگون در دانش‌ها و واقعیت‌های جدید مواجه می‌شوند. بدین شکل ادیان دچار بحران معرفتی می‌شوند. مثلاً سؤال‌هایی از این دست پیش می‌آید که رابطه دین و پادشاهی، رابطه دین و اقتصاد، رابطه دین و دموکراسی و رابطه دین و فلسفه چیست؟ دین شروع جواب دادن می‌کند تا اعتقاداتش را متناسب با زمانه حفظ و خود را بازتولید و بازسازی کند. این بازسازی همراه با استدلال و اقناع است. مثلاً سعی می‌کند که اعتقاد به خدا را با فیزیک جدید جمع کند تا با فیزیک ماتریالیستی جدید خدا از نظام معرفتی انسان حذف نشود. کارهایی از این قبیل را مرحوم بازرگان انجام داده است و دکتر شریعتی هم در بعد علوم اجتماعی و فلسفی همین را کار کرده است. کارهای شهید دستغیب هم پر از استدلال‌های کلامی این‌چنینی است و می‌توان او را حکیم شیراز نامید. حتی بحث‌های دکتر سروش که قبض و بسط تئوریک شریعت را مطرح کرد، در این دسته جای می‌گیرد، هر چند که او اصالت را به مسائل روز داد و دین را فرعی کرد. مخاطب چنین آثاری بیشتر نسل جوانی هستند که با مسائل روز مرتبطند و در حال بازیابی هویت خود و اعتقادات دینی خود هستند. علم کلام به این ترتیب شکل می‌گیرد.
علم کلام صرفاً علم اشکال و پاسخگویی به اشکال نیست. بعد از علم کلام، فقه و روش‌شناسی معرفت دینی شکل خواهد گرفت زیرا در صورت مواجهه با دنیای جدید است که متوجه می‌شویم چه روشی را برای علوم باید بنا کنیم.
اگر علوم جدید را دنبال کنیم و آن را بشناسیم، بر فرض متوجه می‌شویم که فیزیک امروز (که فیزیک فضایی است) متافیزیکش «فرهنگی» است. در حالی که در گذشته که فیزیک خطی حاکم بود، متافیزیک آن جامعه‌شناسی و فلسفه بود. امروز متافیزیک فرهنگی، عرفانی (در پست‌مدرنیست‌ها) و حکمتی (در دنیای اسلام) شکل گرفته است. وقتی فرهنگ حاکم می‌شود، نسبیت اوج می‌گیرد و از تعیین به عدم تعیین می‌رسیم. رسانه‌های شبکه‌ای تجلی همین شرایط است و منطقش به شدت نسبی است و میان‌ذهنیت در آن حاکم است. در بعد روشی میان‌متنیتی است و در بعد موضوعی میان‌فرهنگی است. در این شرایط دین باید به دنبال پاسخگویی به این سؤال باشد که رابطه‌اش با فرهنگ‌ها و ادیان دیگر چیست.
با این نگاه باید ببینیم در هر دوره‌ای اساسی‌ترین معرفت چه معرفتی است. مثلاً در دوره‌ای عرفان، بنیانی‌ترین شکل معرفت بوده است که اساطیر هم نقش پررنگی داشته‌اند. اما قرآن در مقابلش «قصص» را مطرح کرد. در دوره‌ای فلسفه، بنیادی‌ترین شکل معرفت بوده است و همه چیز در قالب استدلال زبانی می‌آمده است. در دوره جدید هم عقل عملی شکل بنیادی معرفتی است. از آنجا که دین امنیتی‌ترین شکل معرفت‌شناسی یک جامعه است و بنابراین علم کلام هم یک علم امنیتی است که هم جهان‌پدیداری ما را تعریف می‌کند و هم با دیگر جهان‌پدیداری‌ها مرتبط می‌شود. در حوزه‌های علمیه ما علم کلام مهجور است و به همین دلیل فقه هم کارکرد کاملی
 را ندارد. حتی تفسیر قرآن و مطالعه سیره پیامبر و ائمه هم نمی‌تواند مفید واقع شود.آنچه در مسیحیت قرون وسطا و دوره مشروطه خودمان مشاهده کردیم. کلام، دین را از تحجر نجات می‌دهد. راه دیگر هم این است که با دنیای جدید همراه شویم و هیچ نقدی هم بر آن وارد نکنیم مانند اسلام آمریکایی که امام؟ره؟مطرح کرد.
اگر کلام رشد کند فلسفه هم پیشرفت خواهد کرد. کلام و فلسفه ناشی از آن در قالبی به نام «ادبیات» از نخبگان به مردم بسط داده
خواهد شد.
 ادبیات هم تفکر انتقادی را رواج می‌دهد. از آنجا که این ادبیات واقع‌گراست
علم تجربی هم شکل خواهد گرفت. وقتی توجه تجربی به واقعیت به وجود آمد، تکنولوژی هم شکل خواهد گرفت که علم دست‌کاری بشر در واقعیت است. در این حالت علمی ایجاد می‌شود که بتواند این تکنولوژی را اداره کند که ما به آن «اقتصاد» می‌گوییم. در مجموع هم جامعه مدنی یا جامعه اعتباری و پیشرفته شکل خواهد گرفت. از دل این جامعه علمی به نام علوم اجتماعی شکل خواهد گرفت و از دل این جامعه حقوق درمی‌آید که علم اعتباری است و معادل فقه در دین است و از دل حقوق، علم سیاست شکل خواهد گرفت که قدرت را تبدیل به اقتدار مشروع می‌کند. در این ساختار است که خلاقیت عمومی شکل می‌گیرد و جامعه رشد مداوم خواهد داشت. علم کلام تا علم حقوق پیش می‌آید. به تعبیری می‌توان گفت علم کلام همان علوم انسانی اسلامی است که امروز از آن بحث می‌شود.

  یادداشت
  دکتر ابراهیم فیاض
عضو هیات علمی دانشگاه تهران

captcha
شماره‌های پیشین